The first 184 lines.
!بسیار خب
.ائوو
.اینجارو داشته باش .با یه خود شیفته طرفیم
.چیناتسو
،شامپو و دوش صبحگاهی
.مهم تر از اون، فیگور گیری جلوی آینه
!اونی چان، تا چه حد میتونی افاده ای باشی؟
.افاده ای نیستم! فقط خودمو الگو قرار داده ام
از این گذشته، خودت چطور میتونی اول صبحی هله و هوله بخوری؟
!توئم میخوای؟
!هرگز
.باشه
.واقعا که...صد بار بهت گفتم بدونه اجازه وارد اتاقم نشو
اینقدر بی عاطفه نباش! چطور دلت میاد رابطه خواهر و برادری رو
فقط به خاطر اینکه جدا از هم زندگی می کردیم، فراموش کنی؟
من یه تصمیمی گرفتم
.که دیگه به دوره ی ساده لوحی و ضعیف بودنم برنگردم
.صبح بخیر، ما-کون، چیناتسو چان
.صبحونه آماده ست
شیر
تو وقتی بچه بودی از دونات خوشت میومد، مگه نه، ما-کون؟
سرشار از کالری
سرشار از کالری
سرشار از کالری
!همشون رو گذاشتم توی قند خوب غلت بخورن
.مرغ سرخ شده رو هم تازه از فر در آوردیم
جزووز کردنش رو میتونی بشنوی، مگه نه؟
...نه، قوربون دستت
!چیناتسو
!ما-کون همین الان گفت از مامانش متنفره
!اونم بعد اینکه بالاخره تونستیم کنار هم زندگی کنیم
،باشه، باشه. انگاری به نظر میرسه اونی چان .از شر بار اضافی(وزن) خلاص شده
.من رفتم
!ما-کـــــــون
ای کاش میشد همچنین غذا پر کالری رو .اول صبحی بخورم
.همه چی به جذابیت آدم بستگی داره
.این شعار منه
.اگه نتونی مثل یه پسر خوش ظاهر به نظر برسی، به هیچ دردی نمیخوری
،حتی اگه یه پسر عادی که در سرزمین ویژه ای به دنیا اومده
.نمیشه بهش پسر خوش ظاهری گفت
!هی، اینجا چیکار میکنی؟
!بزار یه نگاهی به تلفنت بندازیم
!سوء تفاهم شده !من فقط داشتم یه پیام میفرستادم
!دروغ نگو! هیچ کسی گوشی رو برای نوشتن متن اینطوری دستش نمیگیره
!به جونم خودم، سوء تفاهم شده
!پس زودباش، گوشیت رو نشون بده
بدون شک، جرم من خیلی بدتر از این احمق بیچاره ست
!درسته
.که بدون فکر گوشیش رو بیرون آورده
صبر کن، تو ماکابه ماسامونه-کون نیستی؟
...ب-بله
!همونطور که حدس میزدم
اون کیه؟
.ماکابه-کون. اون هفته پیش اینجا منتقل شده
آه، تو از تنیس خوشت میاد؟
اگه دلت بخواد میتونی با ما تمرین بکنی؟
...خب، نه
راسته که توی آزمون انتقالی نمره کامل رو گرفتی؟
!عالیه
!من فوتبال بازی کردنت رو دیدم !کارت حرف نداره
...وای، خدا...امکان داره که این
.شما لطف دارید راستش من یجورایی
.مبهوت تمرین کردن شما ها شده بودم
.پس، همینطوری به کارتون ادامه بدید
!وای، چه پسر ماهی
!من یکی که عاشقش شدم
".همه چی به جذابیت آدم بستگی داره" .انگاری درست زدم به هدف
!بالاخره نقشه ام داره جواب میده
شیه گو-سنپای میخواد به عشقش اعتراف کنه؟
اونم به شاهزاده خانم بی عاطفه؟
.شرط میبندم اون بالاخره این جو رو از بین میبره
،شاید در کل یه پرنسس بی رحمی باشه .ولی شیه گو-سنپای یه پسر خفن باحالیه
!هاه، اومد
!راپونزل کوچولو و خجالتی من، بالاخره اومدی
.نمیخواد خجالت بکشی .من از تو چشم بودن خوشم میاد
به همین دلیل، ازت میخوام .همینجا، جوابم رو بدی
.خب، هرطوری که مایلی
،یامادا شیه گو-سنپای از کلاس 3-سی
اینجا چه خبره؟
.از اینکه ازم خواستی باهات قرار بزارم، خیلی ممنونم
اعتراف به عشق؟
به همین خاطر، از نوکرم خواستم
.که سابقت رو چک کنه
هاه؟
...با توجه به نتیجه، میتونم بگم که
تو تازگی یه سر به کتاب فروشی ایستگاه رفتی و چند جلد کتاب خریدی
'ای وای خدا! من ریوبی گنتوکو در تغییر جنسیت" "افسانه ای از دوره سه پادشاهی
.بعدش اونو توی کتاب کار دانشکده ات مخفی کردی
تغییر جنسیت"؟"
البته، منم فکر نمیکنم خیره شدن به
.به سال بالایی که سرگرمی خاصی داره، غیر طبیعی باشه
البته من موندم در مورد رمان های توانمندسازی - فانتزی توی اینترنت که
"اسمت زیرشون شیر شده، چی بگم" شیه گو
...نه، صبر کنید
...میتونم توضیح بدم
!دارید اشتباه میکنید
اینم باید بگم که موی خال رو سینت
.همیشه در حال رشد کردنه
.از اعماق قلبم، من این اسم رو بهت تقدیم میکنم
(مُلئو (فکر کنم معنیش موش کور میشه
...مُلئو
.من واقعا یامادا کون رو دوست داشتم
...."اما اون یه"مُلئو
....همونطور که از پرنسس بی رحم انتظار میرفت
.اون خیلی بی رحمه
....این شهر خیلی ترسناکه...این شهر خیلی ترسناکه
نه ... من نمیتونم به خاطر همچنین مسئله .پیش پا افتاده ای، خودم رو ببازم
... نبرد من تازه
" 1پسری که پا خوکی صدا میشد #
.من هرگز عاشق تو یکی نمیشم
...نه
...تو، فقط
!نه
!لعنتی! کلا گاردم رو پایین آوردم
!هوی ماکابه! حواست رو جمع کن
!بله! متاسفم
هاه؟
.صبح به خیر، ماکابه کون خوابت برده بود، نه؟
.(آه، توئی فوتابا اینجو (مبصر کلاس
اما این نشون میده که بالاخره با فضای .مدرسه اخت شدی
.به عنوان مبصر کلاس، حالا دیگه احساس آرامش میکنم
،پسرهای خوش تیپ هم میتونن توی کلاس بگیرن بخوابن آب دهنشون شرشر بریزه؟
.هاه، ماکابه کون بیدار شدی
ش..شوری-کون؟
.میتونی کوجورو صدام کنی
تو هوزم ناهارت رو نگرفتی، درسته؟
... اگه الان بخوای بری، توی بوفه مدرسه چیزی گیرت نمیاد، پس
.وای، دستت درد نکنه .نجاتم دادی
... این نان به اندازه یک وعده غذا سرشار از کالری هست
یک نان مردونه یاکیسوبا
!تند
... از اینها گذشته، کربوهیدراتش
.اینطوری وقتی به خونه برگردم باید به تمریناتم اضافه کنم
.ماکابه-کون، واقعا حرف نداری .نمرات خوبی میگیری، و در عوض اصلا به خودت نمیاری
.توی ورزش هم کارت درسته
!خوشتیپ هم که هستی
.بیخیال، اینقدر اغراق نکن
البته در مورد خودت شنیدم که میون یه گروه خاص خیلی طرفدار داری
که تو رو با اسم مخفف "کوجورو-کیون" صدا میکنن
یکی دیگه ام هست که
... مثل تو خیلی خوش معاشرته، ولی
آه، اونو میگی؟
اون"؟"
... آره، اون
تانابه آکیو اینجاست؟
...همون دختر صبحی ـه
.خوب بنظر میرسی. پس جوابم رو بده
تانابه آکیو اینجاست یا نه؟
... خب، راستش
.من هستم
.من فهمیم که تو چقدر با موقر داشتی کلاس پی ای رو دید میزدی
به عبارت ساده، تو دوست داری ببینی پاهای من توی شرت ورزشی چطوری بنظر میرسه، نه؟
.از این پس، تو رو با اسم " پرنس پودینگ ای" صدا میکنم
.یوشینو، بیا بریم
این یارو چش بود؟
.اون بهترین نمره مدرسه رو گرفته ،از طرف دیگه خیلی هم خوشگله
.اما شخصیت اون با تو، زمین تا آسمون فرق میکنه
مهمتر از این ها، اون از همه ی پسرها متنفره
و هر کی که ازش بخواد باهاش قرار بذاره
یاکی ... حالت خوبه؟
.یه اسم مستعار زشتی روش میذاره و از خودش میرونه
.به خودت بیا
.به همین دلیل اسم " پرنسس بیرحم" روش گذاشتن
.اسمش آداگاکی آکی-سانه
.اون دختر رئیس گروه آداگاکی ـه
آداگاکی...؟
ماکابه-کون؟
چی شده؟
...آداگاکی آکی
پس اونه؟
کی فکرش رو میکرد
که دوباره به این زودی بتونم ببینمش؟
آکی ساما از این فنجون چایی خوشتون اومد؟
.دستت درد نکنه. عالیه
این شکلات رو از یه شکلات فروشی توی بروکسل سفارش دادم؟
.لطفا، یکم ازش امتحان کن
.عالی بنظر میرسه. ولی برای الان دیگه جا ندارم
،درست مثل همونی که کوجورو بهم گفت
.اما به نظر میرسه، خیلی از دخترها دارن نوکریش رو میکنن
.آه، سونوکا، روبانت یکمی شل شده
...آکی ساما
،فکر میکردم اون از دخترا هم میترسه
.اما اصلا اینطوری به نظر نمیرسه
ظاهرا خیلی از دخترها، به خاطر رک بودنش .ازش خوششون میاد
No comments yet. Be the first to leave one.