The first 200 lines.
.خیلی خب، "نولان" داره میاد
.من میخوام اذیتش کنم .فقط... باهام همراهی کنید
باشه؟
!هی، بچهها
هی، "نولان"، امروز چه روزیه؟
.سه شنبه
.نه، الان پنج شنبه هست
.تو واسه سه روز خواب بودی
.آره، بعضی وقتها این اتفاق میافته
!به هر حال، من یه سری خبر خوب دارم
من کاملاً تصادفی انتخاب شدم
.تا یه آیفون مجانی بگیرم
این چقدر میتونه تصادفی باشه؟ - .اوه، خدای من، خیلی تصادفیه -
.این خیلی دیگه تصادفیه
.من واسه این کشور جنگیدم اونم برای هیچی
اوه، صبر کن بینم. یه .آیفون مجانی؟ منم یکی میخوام
.شرمنده، این برای یه نوع ارتقاء بازاریابیه
شما باید یه دعوتنامه خاص داشته باشین .تا بتونین وارد یه هتل بشید و اونو بگیرید
.من یکی دارم و تو نداری
میخوای دربارش چیکار کنی؟
.پسش بگیرم
.من قلدر خوبی نیستم
من بیشتر آدمی هستم که پشت سرت حرف میزنم
.و شهرتت رو خراب میکنم
چی جلوی ما رو میگیره که این رو کپی نکنیم
و برای خودمون تلفن مجانی جور نکنیم؟
.اخلاق - اوه، آره، این رو یه الکلی میگه -
.که توی قوطی نوشابه مشروب میریزه
.این من رو یه الکلی نمیکنه
.من توی این مارک کاپیتان مورگان ریختم
...این من رو یه
.دزد دریایی میکنه
.پات رو از روی میزم بردار، کاپیتان مورگان
چرا اینقدر طولش دادی؟
شرمنده، من داشتم سعی میکردم هیئت مدیره زندان رو راضی کنم
.تا گروه درمانی توی زندانم رو برگردونه
من پنج تا مرد توی اون گروه دارم .که خیلی به کمکم احتیاج دارن
.ولی رئیس جدید کارمون رو تعطیل کرده
.خب، پس تو باید خیلی عصبانی باشی
خب، عصبانی بودم. ولی من دارم از همون ابزار کنترل خشم
،که به شما یاد داده بودم استفاده میکنم تا آروم بمونم
.برای همین الان حالم خوبه
کسی یه گردو نمیخواد؟
.نه؟ فقط من؟ باشه
.پس، تو کنترل خودت رو داری
.شاید گردو فایدهای نداشته باشه
نارگیل، کسی میخواد؟
تو به رئیس زندان اونقدر نزدیک هستی که ازش بخوای تجدید نظر بکنه؟
یعنی، رابطهتون با هم چطوره؟
رابطه ما؟
.میدونی، تو از رئیس قبلی خیلی دوست داشتنیتر هستی
.من فقط با اون مرد یه بار ناهار خوردم
تو فقط میخواستی باهاش ناهار بخوری؟
شاید من اشتباهی کرده باشم؟
.نه، نه، نه، نه. تو عالی هستی
من هیچوقت فکر نمیکردم که یه رئیس زندان میتونه
.اینقدر سکسی و دو زیست باشه
.منظورت دو دوسته
.نه، دو زیست
.کاری که توی وان انجام دادی دیوونگی بود
.برای یه ثانیه فکر کردم داری غرق میشی
.آره، من بعضی وقتها دیوونه بازی در میارم
تنها چیزی که میدونم، اگه تو نصف ،کارهایی رو که انجام دادی جلوی دوربین انجام بدی
.یه زن پولدار میشی
.آره، خب، اونقدر که فکر میکنی توش پول نیست
آره... واو، واو، واو، واو. ببخشید؟
.این بین خودمون بمونه
،ولی، وقتی من توی کالج بودم
،من و دوست دخترم یه فیلم پورن خونگی درست کردیم
.تا برای تعطیلات بهاری پول دربیاریم
.خب، این فوقالعاده هست
.بیشتر بچهها برای کار تابستونی میرن توی ساندویجی کار میکنن
.رابطه ما کاملاً حرفهای بود
ولی اون الان میخواد برای دادستانی کل نامزد بشه
و اون فکر میکنه روانشناسی برای خلافکارها
.باعث میشه به نظر برسه نسبت به جرایم نرمش انجام میده
.به هر حال، من حس بدی دارم من دوست ندارم که
.به این زندانیها بگم که گروهمون از بین رفته
."نمیدونم. تو کارت با زنها خیلی خوبه، "چارلی
شاید اگه اون رو ببری روی تختت .نظرش رو عوض کنه
.و منظورم از تخت، میدونی، سکسه
آره، من یه حس خیلی قوی دارم .که میگه این کار فایدهای نداره
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
هی، بچهها. حال همگی امروز چطوره؟
.من خوبم، رفیق
.من مشکلی ندارم
تو با این قضیه مشکلی داری؟
.چون که اگه داری، اونوقت ما با هم مشکل داریم
چرا اینطوری داری حرف میزنی؟
،آه، شایعهها میگن که
،وقتی وارد زندان میشی .باید یه گروه رو انتخاب کنی
،من زیاد اهل گروه آریاییهای خالکوبی شده نیستم
...پس، آه
.من عضو گروه شاههای لاتین شدم
شاههای لاتین؟
،رفیق، تو اونقدر سفید پوستی
.که شاههای لاتین تیکه تیکه میکننت و قورتت میدن
خب، این حقیقت نداره. بهتره این رو بدونی
.من رو با یه پرستار بچه پورتو ریکویی بزرگ شدم
،من شیوه این آدمها رو میدونم
.اینکه چطور فکر میکنند و چطور حرف میزنند
اوه، واقعاً؟
و اون آدمها چطوری حرف میزنند؟
.مثل همین
.توصیه میکنم موقع گفتن حرف" ر" زبونت رو پیشتر بپیچونی
من قراره که سرت رو
.روی رررراه پله بپیچونم، رفیق
.میبینی، این عالی بود
.این احتمالاً زمان خوبیه که موضوع رو عوض کنیم
.بچهها، من یه خبر ناراحت کننده دارم
.رئیس زندان تصمیم گرفته که گروهمون رو تعطیل کنه
.پس این احتمالاً آخرین جلسه ماست
!نه، "چارلی"! اون نباید این کار رو بکنه - .ولی من تازه اومدم اینجا -
!"لعنتی، "چارلی
این بزرگترین دلشکستگی من از زمانیه
.که مادرم به علیه من توی دادگاه شهادت داد
،"میدونم که عصبانی هستی، "ارنستو ولی تو اینجا خیلی پیشرفت داشتی
.و من نمیتونم بیشتر از این بهت افتخار کنم
."به من هم افتخار کن، "چارلی .من هم پیشرفت کردم
من قبلاً خیلی احساساتی !و زود رنج بودم. به من هم افتخار کن
.تو هم کارت خوب بوده - !اوه، این کافی نیست -
.تو به صورت با شکوهی خوب کار کردی
.اوه. با شکوه
به عنوان یه روانشناس، من خیلی باهات همدردی میکنم
."که داری این گروه رو از دست میدی، "چارلی
.خب، ممنونم - ولی از اونجایی که توی دادگاه بر علیه من شهادت دادی -
و باعث شدی که من رو بندازن توی جهنم خراب شده
.من واقعاً دارم از این لذت میبرم
و من هم احساس میکنم که انجمن برادری مکزیکیها
.قراره از تو هم خیلی لذت ببرند
.موفق باشی
چرا رئیس زندان داره اینکار رو با ما میکنه، "چارلی"؟
اون میخواد برای دادستانی کل نامزد بشه
.و اون سیاستمداره. اونها همه دروغگو هستن
.نمیدونم فکر کرده مگه قراره تا کجا پیش بره
.یعنی، اون بازیگر پورن بوده
فکر کنم اون خیال کرده که اگه این گروه رو تعطیل کنه
باعث میشه نسبت به جرم و جنایت قویتر .به نظر میرسه و رای بیشتری میگیره
،آه، برگرد، برگرد، برگرد، برگرد
!برگرد
چارلی"، تو الان گفتی که رئیس زندان" قبلاً یه فیلم پورن بازی کرده؟
تو از کجا میدونی؟
.باشه، اون بهم گفت که سالها پیش یه فیلم درست کرده
،من نمیخواستم این رو بگم، ولی به جهنم
.حالا چیزی برای از دست دادن ندارم
.چارلی"، همین الان یه پیامک بهم رسید"
.رئیس زندان میخواد تو رو ببینه
.لعنتی، اون زنیکه شنواییش خیلی خوبه
.بهش بگو الان میام اونجا
.چارلی توی بد دردسری افتاده
.درستش آقوا هست
.من قراره خیلی بد تیکه تیکه کنمت
.لطفاً نکن
شما میخواستین من رو ببینید؟ - .بله، لطفاً بشینید -
.شاید دلم نخواد که بشینم
.باشه. همونجا بایست
.فکر کنم بهتره بشینم
ببین، من میدونم تو احساس میکنی ،بهت خیانت شده و عصبی هستی
.برای همین گفتم که بیای اینجا
چونکه میخواستی ببینی کسی که عصبانیه و بهش خیانت شده چه شکلیه؟
.نه، چونکه میخوام گروهت رو بهت برگردونم
اوه! پس بگذار بهت نشون بدم .سورپرایز شدن چطوریه
!واقعاً؟
تا وقتی که تو هیچوقت اون داستان پورن من رو
.که دیشب اشتباهی از دهن پرید رو به کسی نگی
.اوه، بله، حتماً
این قیافه چه معنی میده؟
.این قیافه، "چرا اصلاً باید این کار رو بکنم؟" رو نشون میده
.تو باور نمیکنی که چقدر خیالم راحت شد
بعضی از مردم عصبی و کینهجو میشن
.و سعی میکنن زندگی دیگران رو خراب کنند
خب، من سعی میکنم همیشه خودم .رو توی بالاترین شرایط نگه دارم
حالا، اگه من رو ببخشید، من .باید خبر خوب رو به گروهم بگم
.و یه چیزهای دیگه
آره، من میخوام یه جلسه اضطراری
.با گروهم تا 15 دقیقه دیگه داشته باشم
.بسیار خب، ممنونم
،هی، ببین، من کنجکاوم بدونم
اخیراً هیچ شایعهای از هیچکس توی زندان نشنیدی؟
من؟ اونها درباره من چی میگن؟
.نه اونها رو عمل نکردم .اونها واقعاً ماهیچههای من هستن
.فقط گروهم رو خبر کن
.آخ جون! شایعه کوچولو باحال من انگار گرفته
این کار تو بود؟
.پس تو یه لطفی بهم بدهکار شدی
اشکال نداره من به همه توی زندان بگم که تو فیلم پورن کار کردی؟
یه فیلم پورن؟ چرا باید این رو بگی؟
ببین، رئیس زندان گروهم رو تعطیل نکرد
.و من از دهنم در رفت که اون فیلم پورن بازی کرده
پس حالا باید به همه بگم که من .داشتم درباره تو حرف میزدم
.حتی بهش فکر نکن
.خب، نگران نباش. این قراره شایعه ساده و با سلیقهای باشه
.ببین، تو فقط با چند تا مرد کنار یه استخر سکس کردی
.این با سلیقه نیست
.استخر خیلی خوبی بوده
.آبشار هم داشته
.تو خیلی تنفرآور هستی
و تو اجازه نداری به کسی بگی .که من این کار رو کردم
،در ضمن
No comments yet. Be the first to leave one.