The Protector

The Protector

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

The Protector 2018 S02 E01
A Commentary by peaceful_man
هماهنگ و تنظیم شده

Tags

other
Published on: 2019-06-26
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 153 lines.

استانبول 1632

محافظ باید همیشه یه چشم پشت سرش داشته باشه

فناناپذیر هم باید محافظ رو بکشه

بدون یه لحظه شک و تردید

اونی که تردید میکنه کیه؟

فکر میکردم فکرتو عوض کردم

فکر ها به ما متعلق نیستن که عوضشون کنیم

تو پیشونیمون هر چی نوشته باشه تقدیرمون اونه

لباس طلسمتو نپوشیدی

میخوای منم تلاش کنم عشقم

نمیتونی همیشه پیراهن رو بپوشی

خسته میکنه

اصلا نمیخواییم خسته بشی

ولی من هنوزم نگران توئم

نگرانی الان اخرین چیز تو ذهنمه

مگه میشه ندونم

بهت گفته بودم از تو خوشم میاد

ولی پیرهن نپوشیدن

سگ ماده محافظ

چطور؟

میبینم که عشقی که داشتی اثر طلسم رو ضعیف کرده

تنها چیزی که نیاز دارم اون پیراهنه اصلا نمیتونی بهش برسی

بابا فرار کن پسرم

به اون اسیب نرسون ولی من بهت گفتم

این یه مسئله شخصی نیست پیشونی نوشته ،تقدیرته

بابا

کوچولو بیا اینجا

محافظ

هاکان لطفا اروم میشی؟ چجوری اروم باشم لیلا؟

اون بیرون 7 تا فناناپذیر هست طلسم و پیراهنم گم کردم

زینب اینجا داره جون میده تو بمن میگی اروم باش

دکترو شنیدی گفت وضعیتش پایداره الان برای اون کاری از دستمون نمیاد که

من اینجوری نمیتونم دست و پا بسته بمونم من باید کاری کنم هاکان

اروم باش لطفا

زینب یکی از مقاوم ترین زناییه که من تو این دنیا میشناسم

بخاطر همین از این بیمارستان سالم میره بیرون من از این مطمئنم

الان با یه خبر که دقیقه اخر به دستمون رسید ادامه میدیم

شاهدایی که در کنار ایاصوفیه بودن قبل اتفاق یه صدایی شبیه انفجار گاز شنیدن

حداقل خبر خوبیه

خوب؟ اره

ببین به ما یا یه وضعیت عجیب شک نمیکنن فک میکنن اتفاقه

افرادی که اکثرشون گردشگر هستن بعد اتفاق فورا به بیمارستان انتقال پیدا کردن

خوبی؟

هاکان بیرون یکم حرف بزنیم؟

اونی که اون تو خوابیده چرا من نیستم هاکان؟

فایسال منو کشت من مردم

ولی الان تو بدنم نه جای زخم هست نه عمل هیچی نیست

چه اتفاقی افتاد چرا ما اینارو اصلا حرف نمیزنیم؟

وقتی تو مردی خون فایسال رو به تو دادیم

خون فناناپذیر به درد خورد به زندگی برگشتی

واقعی بوده؟ واقعی بوده

اگه من با خون فنا ناپذیر زنده باشم

چی میشه الن؟ اگه اتفاقی بیفته؟

حس عجیبی داری؟ متفاوت بودنی چیزی؟

ببینم

یه چیزی عجیبه چی؟

لبات خوشمزه تر از همیشه ست

این دنیا هر چقدر میخواد دیوونه بشه

پایان ما خوش خواهد بود

شرابو چجوری پیدا کردی؟

واسه سال 1552

نه اونقدرام نمیتونه قدیمی باشه

سال 1552 اولین پیشنهاد ازدواجت بمن رو یادت بیار

اره

تو منو رد کرده بودی تو هم بیخیال نشده بودی

چند صد سال بعد دوباره گفتی با من ازدواج کن

ولی تو بدون خستگی دوباره ردم کردی

تا اینکه

چیزی شد

چیزی نیست

نمیخوام شبمونو خراب کنم بیخیال

چی شد؟

اون یکی ها تو استانبول یه جاهایی هستن اره ولی دقیقا نمیدونیم کجان

برای کی مهمه که

ببین

ممکنه خیلی زمان گذشته باشه ولی قلب اونا نسبت بما نرم نشده

یعنی اگه یه روزی بیاد که مقابل هم باشیم 2 به 5 به نظرت کی برنده میشه؟

بستگی به این داره که اون 2 نفر کیا هستن

اگه اون 2 نفر ما باشیم ما میبریم تو نگران نباش

خب محافظ ؟

تا وقتی این پیراهن رو نداشته باشه فکر نمیکنم بتونه از این شهر محافظت کنه

باشه؟

رسیدگی میکنم نگران نباش چطور؟

تو اونو بمن بسپار

موزه تاریخی دوگا

دنبال این میگردیم؟

ببخشید یه لحظه نگاه میکنین

بفرمایین؟ شما کی هستین؟

مسئول فهرست بندی مسئول فهرست بندی؟

کاغذ ماموریتمونه

چیه؟ لباسام نوئه میخوای خونی بشه؟

بفرمایین نوش جونتون

دوستان ایاصوفیه یکی از با ارزش ترین جواهرات استانبوله

بفرمایین شما چی میخوایین؟ یدونه چای لطفا البته

باید خیلی ازش محافظت کرد

و بخاطر همین من باور میکنم که

تحقیری که با ایاصوفیه انجام شد در اصل به مردم این شهر انجام شده

یکی از بزرگترین گناهانیه که به استانبول شده و استانبول اینو اصلا قبول نمیکنه

از اینجا

با استفاده از شما میخوام اینو بگم که

انفجار گاز که در ایاصوفیه اتفاق افتاد

متاسفانه یه اتفاق نبود

این انفجار

یه خرابکاری از داخله که توسط یکی از کارمندای من انجام شده

با استفاده از شما

میخوام نام این شخص رو افشاء کنم

اسمش هاکان دمیر

بفرمایین قربان چی میخوایین؟

اقای محترم

چیزی نیست

اقای محترم ببخشید یه لحظه

جلوتو نگاه کن

خیلی ببخشید اشتباه منه

ببخشید شما دیشب به زینب ارمان رسیدگی کردی درسته؟

بله بفرمایین پیش من یه دوست دیگه هم بود اسمش اثمر شما دیدینش؟

این نیست؟

چی شده؟ شما کی هستین؟

چیه این جلسه وفاداراس؟ داداش سردار؟ جیلان؟

داداش چه خبره؟ شما منو دزدیدین؟

ببخشید هاکان ببینین من به شما گفته بودم

ما اینجا از تو محافظت میکنیم تو کل کشور دارن دنبالت میگردن

میگن هفت تا فناناپذیرن دوباره برگشتن درسته؟ درسته

این یعنی پایان دنیا باید سریعا یه کاری کنیم ببین چقد خوب حرف زدی

من نباید اینجا وقتمو از دست بدم

پیراهن رو نداری محافظ کجا میخوای بری؟

برو کنار از جلوم پرنده کوچولو میگم پیراهن نداری

چجوری میخوای بدون پیراهن بری؟ گفتم از سر راهم برو کنار بسه

اون تویی معلومه

حداقل به اندازه بابات و پدر بزرگت زا خودت مطمئنی

تو کی هستی؟ عذرا

پس این استاد مشهور تویی؟ وفادار ارشد

به ادمهات بگو از سر راهم برن کنار

تو اینجا زندانی نیستی که هاکان ادامه بده برو

ولی البته کل کشور دنبال تو هستن

هفت تا فناناپذیرم بیدار شدن تو استانبول نیزه پرت میکنن

وقتی از اینجا رفتی برای اینکه دستگیر نشی هر کاری از دستت میاد رو انجام بده هاکان

چون که بدون محافظ استانبول مقابل هفت تا فناناپذیر هیچ شانسی نداره

الان تعریف کن باید بدونیم

زینب چطور تونست همه چیو نابود کنه؟

بابا

بابای تو نکرد

هاکان

لیلا

کسی نیست؟

وظیفه زینب این بود از تو و وسایل طلسم شده محافظت کنه

تو وضعیتی که هستین تو همه جا تحت پیگرد هستی و پیراهن طلسم شده گم شده

ببینین

زینب از همون اول کنار من بود من هر چی یا گرفتم زا زینب بوده

نبرد و یادم داد بهم اموزش داد اصلا تنهام نذاشت

یعنی به عنوان یه وفادار هزار برابر بیشتر از وظیفه شو انجام داد زینب

الان به همین دلیل تو بیمارستان داره جون میده

برای فهمیدن وضعیت باید با زینب ملاقات کنیم درسته؟

جان ، اویکو برین بیمارستان و زینبو بیارین پیش من

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left