The first 200 lines.
این زندگی منه
آن نام جین، اگه این شهادت رسمی بشه،
آن نام جین، اگه این شهادت رسمی بشه، قسمت نود و دوم
خانم چویی سوهی و بانگ چول سانگ مجازات نمیشن
از این نظر مشکلی نداری؟
هر چند جرم غیرقابل بخششی مرتکب شده،
اما کسیه که منو به دنیا آورده
نه. باید مجازات بشم
من دستور دزدیدنش رو دادم
اون داره دروغ میگه
دادستان، لطفا منو بفرستین زندان
لطفا منو بندازین تو زندان که از جامعه طرد بشم، دادستان
من نبخشیدمت. پس اشتباه برداشت نکن
فقط حقیقت رو به جناب دادستان گفتم
دادستانی
کجا برسونمت؟
سوار شو. میری خونه، نه؟
نه. تو بدون من برو
باید برم دیدن شی وو
می رسونمت بیمارستان
نه. میتونم خودم تنهایی برم
بهت اعتماد دارم که فکر صدمه زدن به خودت رو نمیکنی
اگه این کارو کنی،
تا ابد من و شی وو رو میترسونی
بله. بله، وکیل هو
ممنون. بله
وکیل هو بود؟ آره
نام جین امروز رضایت داده
نام جین این کارو کرده؟
آره
پرونده بخاطر منقضی شدن قانون مرور زمان بسته شده
مامانم اصلا مجازات نمیشه
چه خبر خوبی
من... خیلی خودخواهم، نه؟
برای اینکه مامانم از مجازات فرار کنه،
از نام جین همچین خواهشی کردم
پس زودتر خوب شو
باشه
راستی من،
برای یه لحظه یه فکر عجیب اومد سراغم
یه فکر عجیب؟
طرز نگاهِ مامانم به نام جین...
با قبل خیلی فرق داشت
به نظر نمیومد...
گناه یا پشیمونی باشه. توضیح دادنش سخته
اما فکر کنم یه جور احساس عشق و علاقه بود
وقتی از بیمارستان مرخص شدم بریم سر مزار پدر
پدرِ تو؟
آره
میخوام تو رو به پدرم معرفی کنم
وقتی مُردم چطور میتونم با پدرت روبرو بشم؟
پدرت...
هیچوقت منو نمی بخشه، نه؟
اتاقم حالا جَوِ روشن تری داره
کِی همه این کارو رو کردی؟
راستش،
خانم چویی همه این کارا رو کرده
از گل فروشی گل خرید و خودش گذاشتش اینجا
و سوییچ ماشینت...
و سند های ملک روی میزته
قبولشون نمیکنم پسشون میدم بهش
اگه این اتفاق نیفتاده بود،
به عنوان پسرِ خانم چویی تحصیلات بالایی داشتی
و زندگی مرفه ای داشتی
ازت شرمنده ام
وای مامان. چرا شرمنده ای؟
مامان، میدونی وکیل هو چی گفت؟
اگه من یه سگی بودم...
که توسط یه گرگ بزرگ شده بودم
و باور میکردم که اون مادرمه
میتونستم مثل اون زوزه بکشم؟
سگ یا گرگ چیه دیگه؟
اصلا نمیدونم معنی این حرف چیه
اگه بجای تو، خانم چویی منو بزرگ کرده بود،
بخاطر عشق اشتباهش خسته و مریض میشدم
احتمالا حتی نمیدونستم یه زمانی تاتی تاتی راه میرفتم
به لطف تو،
تونستم صاف راه برم
میگم...
بعد از اینکه کاملا خوب شدی،
من برمیگردم اوئپو
برمیگردی اوئپو؟ چرا یهویی؟
وقتی مادر واقعیت کنارته...
چطور میتونم اینجا بمونم؟
نمیتونی بری
دیگه هیچوقت این حرفُ نزن
مادر من فقط یانگ سونجائه
اگه تو بری منم باهات میام. اینو یادت باشه
نام جین
یادت میاد شی وو؟
به ستاره های درخشانِ آسمون که تو تاریکی میدرخشیدن نگاه کردی،
و گفتی منو میفرستی سفر فضایی
موقعی که ابتدایی بودی، آرزوت این بود که...
یه ستاره شناس بشی
بعدش من گفتم برای وارثِ هیون گانگ این کارِ چرندیه
از اون موقع همیشه مینوشتی که آرزوت...
اینه که مدیر شرکت بشی
میدونم خیلی تلاش کردی که منو خوشحال کنی
این عجیب نیس؟
توی 30 سال گذشته تو همه چیزم بودی
و هنوزم به اندازه ی قبل دوستت دارم
نمیدونم...
چرا مردم میگن که نام جین پسر واقعیمه
اما مسئله اینه که...
من...
نمیتونم تو چشمای نام جین نگاه کنم
وقتی می بینمش،
قلبم انقدر به درد میاد که انگار میخواد منفجر بشه
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
مترجم : مهدی
میگم... شنیدم دیر وقت اومدی خونه
اصلا نخوابیدی؟
نتونستم بخوابم
اینو...
نمیتونم قبول کنم
یه آدم دهاتی مثل من ویلا رو برای چی میخواد؟
هیچ دلیلی هم نداره که ازت صد هزار دلار قبول کنم
فقط میخواستم ازت تشکر کنم...
که نام جین رو انقدر خوب بزرگ کردی
این نشونه ی قدردانیمه پس لطفا قبولش کن
نام جین رو بزرگ نکردم که به کسی لطف کرده باشم
بخاطر اینکه پسرم بود بزرگش کردم
اصلا معنی میده که برای بزرگ کردن پسرم پول بگیرم؟
پسرت...
الان نه میتونم با نام جین روبرو بشم...
و نه با شی وو
باید چیکار کنم...
که پسرام...
منو بخاطر کاری که کردم ببخشن؟
صداقتت رو نشون ـشون بده
به بخشش فکر نکن
فقط سعی کن یه مادر واقعی باشی
اگه این روش جواب نداد پس نمیتونی کاریش کنی
مادر واقعی؟
بیا بیرون صبحونه بخور
اشتها ندارم
تا الان،
همیشه برای پسرم صبحونه درست کردم
و قبل از اینکه بره مدرسه یا سر کار کنارش میشستم
یه مادر باید این کارو کنه
وقتی پسرم روزش رو شروع میکنه...
باید به عنوان مادر بهش روحیه بدی و ازش حمایت کنی
بیا
بشین
خیلی خب
خوب خوابیدی؟
حالت چطوره؟
حالم خوبه
این چیه؟
آقای لی برات عصاره جینسنگ قرمز آورده که حالت زودتر خوب بشه
نه
بعد از پیوند کبد،
نباید جینسنگ قرمز و داروی گیاهی بخوره
غذاهای خام هم نباید بخوره
شنیدم غذاهای که پروتئین بالا دارن مثل پولاک خشک...
و آبالون برای بهبودی خوبن
باشه، متوجه شدم
خانم چویی، انگار خیلی تحقیق کردی
امروز میخوای بری سر کار؟ بله
خیلی وقته از کار فاصله گرفتم
اما الان میتونی رانندگی کنی؟
براش یه راننده استخدام کردم
کو سون گیو برای یه مدتی راننده ـش میشه
کو سون گیو؟
اون برادر زن رئیس هان نیس؟ همونی که سهام شرکت رو فروخت
میخوام سهام رئیس هان رو پس بدم
همچنین بخاطر تمام کارایی که کردم ازش عذرخواهی میکنم
به نظر میاد که...
کاملا 180 درجه تغییر کردی
اوه، انقدر تند نرو
برام سخته که یهویی به این همه تغییر عادت کنم
نام جین، برای تو هم سخته، نه؟
دیدی؟
نام جین هم عادت نکرده تو رو اینطوری ببینه
فکر کنم تا حالا لبخندت رو ندیده بودم
اما خب،
هیچ دلیلی نداشتی که جلوی من بخندی
دارم میرم سر کار اگه چیزی نیاز داشتی،
راحت باش و بهم بگو
هر کاری از دستم بربیاد انجام میدم
لازم نیس خیلی تلاش کنی
چون هیچی تغییر نمیکنه
دیروز بخاطر هیون گانگ شهادت دادم
نمیخواستم به اعتبار هیون گانگ لطمه بخوره،
پس لازم نیس ازم ممنون باشی
کار آسونی نیس
نام جین فوق العاده مهربونه،
اما در عین حال سرسخت و غیرقابل انعطافه
اما بازم لبخند زد
برای اولین بار بهم لبخند زد
باید برم سر کار
حالا میدونم باید چیکار کنم
قبل از استعفام،
باید همه چی رو درست کنم
خانم چویی
حالت خوبه؟ بله
میشه به مدیر جو بگی بیاد دفترم؟
بله خانم
میخواین شرکت رو تقسیم کنین؟
مگه فراموش کردین؟
No comments yet. Be the first to leave one.