The Apprentice

The Apprentice

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Apprentice 2024 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by Highbury
🆔 وعلیرضا نورزاده Highbury داوود | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-11-01
Downloads: 182
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫می‌خوام اینو به مخاطبان ‫تلویزیونی بگم

‫اشتباهاتی مرتکب شدم

‫ولی در تمام سالهایی که ‫به مردم خدمت کردم...

‫هرگز و هیچوقت...

‫از خدمات عمومی کسب منفعت نکردم

‫هر سنتی که دراوردم حاصل ‫دسترنج خودم بوده

‫و در تمام سالهایی که ‫به مردم خدمت کردم...

‫هرگز مانع اجرای عدالت نشدم

‫و فکر کنم که اینو هم می‌تونم بگم...

‫که در سالهایی که به مردم خدمت کردم...

‫از این نوع نظارت استقبال می‌کنم...

‫چون مردم باید بدونن...

‫رییس‌جمهورشون یه آدم شیاد هست یا نه

‫خب، من شیاد نیستم

‫هر چیزی که بدست اوردم ‫با زحمت خودم بوده

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫«مترجمان: علیرضا نورزاده و داوود آجرلو» ‫::. MrLightborn11 & Highbury .::

‫هیچ جایی مثل اینجا نیست

‫هیچی شبیه‌ش نیست

‫می‌دونی، خونواده واندربیلت و کندی...

‫همه اهل اینجا بودن

‫اون پیرمردی که اونطرف ‫نشسته رو می‌بینی...

‫کنار اون مدل خوشگل و جوون؟

‫اون دنیل کی.لودویگ ـه، ‫سرمایه‌دار بزرگ کشتیرانی...

‫یکی از دو میلیاردر ایالات متحده

‫و اونطرف اس‌ای نیوهاوس نشسته...

‫کسی که صاحب نصف تمام روزنامه‌ها...

‫و مجلات کشوره

‫و هر کسی که برای خودش ‫کسی شده میاد اینجا

‫هیچ جا شبیه اینجا نیست

‫چرا اینقدر شیفته این آدمایی؟

‫خب، دقیقا که شیفته این آدما نیستم، فقط...

‫می‌دونی، در مورد این آدمها کنجکاوم

‫میلیاردر بودن یه مهارتی داره

‫یه جور استعداده. باید ‫باهاش به دنیا اومده باشی

‫باید ژن خاص رو داشته باشی

‫جای خیلی باحالیه

‫آره، و میگن من جوونترین عضوی هستم...

‫که تا حالا پذیرفته شده

‫باید خیلی نکته مهمی باشه

‫هست. خیلی هم مهم و بزرگه

‫یه سر میرم دستشویی

‫باشه، راحت باش

‫ببخشید. راسل هستم

‫دوستم می‌خواد بدونه اگه مایل ‫هستین برای شام بهمون ملحق بشید

‫خب، راستش دارم میرم، پس...

‫خیلی وقته عضو اینجاست

‫می‌خواد بهت تبریک بگه...

‫که از کمیته گزینش با ‫موفقیت عبور کردی

‫خب، چندان هم نادرست نیست

‫سونی لیستون...

‫خب، باشه. 19 بار بازداشت شده بود

‫ولی طرف یه قهرمان بود

‫پس نباید به این خاطر سرزنشش کنی

‫- خب، سلام ‫- چطوری؟

‫- چطوری؟ ‫- خوبم، مرسی

‫بگیر بشین

‫گازت نمی‌گیریم

‫بفرما. اسمت چیه، خوش‌تیپ؟

‫دونالد ترامپ هستم

‫دونالد ترامپ، از آشناییت خوشوقتم

‫- روی کان ‫- همون روی کان معروف؟

‫که توی روزنامه‌ها و همه جا هست؟

‫درسته. همون روی کان توی ‫همه روزنامه‌ها

‫- درسته ‫- آره، خیلی بی‌رحمی

‫- بی‌رحمم. درسته ‫- آره

‫اون کسیه که روزنبرگها رو ‫سر کار اورد!

‫روزنبرگهای کوفتی رو سر کار اورد!

‫مسئولیت اونو صد درصد ‫به عهده می‌گیرم

‫ولی هر کاری بکنم، برای آمریکا ‫انجامش دادم

‫- خب... ‫- چی می‌نوشی؟

‫یه کم آب یخ می‌خورم

‫آب یخ؟ باشه

‫با رفقام آشنا شو

‫- ایشون کارماین گالانتی هستن ‫- از آشناییت خوشوقتم

‫و این آقای شهوت‌رانی که ‫اینجا نشسته...

‫و دیابت هم داره، تونی سالرنوست

‫میشه تونی چاقولو صدات کنم؟ ‫یا دستور قتلم رو صادر می‌کنی؟

‫هر کوفتی دلت می‌خواد ‫می‌تونی صدام کنی، باشه؟

‫وکیل منی

‫ولی تو تونی چاقولو صداش نکن...

‫چون ممکنه...

‫آخرش سر از رودخونه ایست ‫یا همچین جایی دربیاری

‫سلام

‫بقیه ارزش ندارن که ‫بخوام معرفی کنم

‫من...

‫خیلی دوست دارم با آدمها آشنا بشم ‫برای کسب و کارم مهمه...

‫پس واقعا از آشنایی ‫همه‌تون خوشحالم

‫آقای سالرنو، واقعا از ‫آشنایی شما خوشوقتم

‫کسب و کارت چیه، دونالد؟

‫املاک. معاون اجرایی ‫شرکت ترامپ هستم

‫- تو بچه فرد ترامپی؟ ‫- درسته

‫بچه فرد ترامپ ـه

‫انگار پدرت یه ذره توی دردسر افتاده

‫انگار بد نیست یه ‫وکیل خوب داشته باشه

‫خب...

‫ولی برامون تعریف کن

‫الان، دولت و انجمن توسعه ملی ‫رنگین‌پوستان ازمون شکایت کردن

‫میگن آپارتمان‌هامون ‫مروج تبعیض نژادی ـه

‫اینجا آمریکاست. می‌تونی...

‫به هر خری که می‌خواد ‫خونه‌تو اجاره بدی

‫ولی وکلامون میگن جریمه هنگفتی ‫بدیم تا قضیه حل بشه. نمی‌تونیم

‫باعث ورشکستگی‌مون میشه ‫و شرکت به فنا میره

‫پس به مامورهای دولت میگی ‫برن به جهنم!

‫- کاملا درسته ‫- دادخواست تنظیم می‌کنی

‫همیشه دادخواست پر کن. ‫باهاشون توی دادگاه بجنگ

‫مجبورش کن ثابت کنه ‫داری تبعیض نژادی قائل میشی

‫عجب، فکر کنم...

‫باید یه وکیل جدید ‫برامون بگیرم

‫البته، کمک می‌کنه اگه نیکسون...

‫و دادستان کل رفقات باشن

‫خب، تو وقت داری؟ ‫خب...

‫تو چی هستی، یه جور بچه کونی؟

‫خانم نیتنسون؟

‫بله؟

‫اجاره

‫جور کردی؟ همه‌ش هست؟

‫فکر کنم

‫فکر کنی؟

‫آره

‫آره

‫و اگه بشمارم و درست نباشه...

‫باید چی کار کنم؟

‫اینکه فقط اجاره یک ماهه

‫به کمرم آسیب زدم. ‫به خودم آسیب زدم

‫همین دیگه. و مجبور شدم برم بیمارستان

‫می‌دونی که چطوریه

‫بیا امیدوار باشیم ماه آینده ‫زنده بمونی. اجاره رو جور کن

‫اجاره رو جور کن. ‫وگرنه کارمون پیش نمیره

‫خانم تامپسون

‫خب، افتضاحه!

‫نصفش؟

‫- جدی که نمیگی! ‫- خیلی، خیلی هم جدی میگم

‫تو سر منی

‫آقای گرنجر، لطفا

‫زود باش

‫برو به جهنم!

‫خودت برو به جهنم!

‫کثافت!

‫منحرف‌های انجمن ملی حمایت از ‫رنگین‌پوستان به من میگن نژادپرست

‫فرد، لطفا. کافیه

‫مری، به من میگن نژادپرست

‫چطور ممکنه نژادپرست باشم ‫وقتی یه راننده سیاهپوست دارم، مری؟

‫- حرف نزن ‫- چطور ممکنه؟

‫حرف خوب بزن

‫نژادپرست نیستم

‫از سیاست حرف نزن

‫به نظر تو خنده‌داره، فردی؟

‫میشه لطفا آرنجت رو از ‫روی میز برداری؟

‫چشم، قربان

‫بابا، حقیقتش اینه که ‫ازمون شکایت میشه

‫باید دادخواست پشت ما باشه...

‫و باید بتونم پیشنهاد ‫خرید کومودور رو بدم

‫و فکر کنم با روی شانس ‫لازم رو داریم

‫لطفا دیگه از هتلت مزخرف نگو

‫روی کان آدمی نیست که ‫بهمون کمک کنه، خب؟

‫یه شیاده

‫سه بار تفهیم جرم شده

‫ولی هیچوقت محکوم نشده

‫طرف یه نابغه‌س. ‫وقتی یه نوجوون بوده...

‫نمایش مک‌کارتی رو می‌چرخونده...

‫و با خود نیکسون رفیقه. ‫خیلی خفنه

‫فکر می‌کنی سعی نکردم...

‫دم بیم و راکفلر رو ببینم؟

‫کمکی نمی‌کنن

‫دولت می‌خواد ما رو بکشه

‫من فقط میگم به این جلسه بیا

‫فقط بیا دیدنش باهاش ‫حرف بزن، همین

‫فکر کنم شاید دونی درست بگه

‫چرا نری دیدن کان، تا ‫نظر یکی دیگه رو هم بشنوی؟

‫یه کلمه هم از زبون خلبان مسافربری

‫پسر اولم...

‫راننده یه اتوبوس بالدار کوفتی شده

‫فرد، لطفا

‫می‌دونی این چقدر برای ‫ما مایه آبروریزی ـه؟

‫هر وقت از خونواده‌م می‌پرسن...

‫از تو حرفی نمی‌زنم، فردی

‫اینقدر از دست تو خجالت‌زده‌م

‫فردریک، کافیه

‫موسیقی دوست داری؟

‫دوست دارم

‫هی، چطوری؟ ‫از دیدنت خوشحالم

‫خدای من، چقدر خوشگل شدی

‫چرا بهم زنگ نزدی؟

‫سرش شلوغه

‫خدای من...

‫خدای من، چه داستانها ‫که باید ازش برات بگم

‫واقعا خوب اینجاها رو می‌شناسی، ها؟

‫خب، اینقدر زیاد میام اینجا ‫که چند نفری رو بشناسم

‫خب، دارم می‌بینم

‫میشه یه کم شل کنی، دونی؟

‫شبیه یه نگهبانی

‫خدایا، اون تابستون‌ها ‫بدترین بودن

‫تمام مدت رو صرف شمردن ‫هواپیماها می‌کردم...

‫که از آیوا بلند می‌شدن. ‫تمام اون مدت همینطوری بودم

‫قبلا مجبورم می‌کرد ‫میخ‌ها رو از روی زمین بکنم...

‫- تا در هزینه صرفه‌جویی کنه. ‫- هنوزم این کار رو می‌کنه، فردی

‫حتی الان

More Farsi Persian subtitles for The Apprentice

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left