The first 200 lines.
!بچهها، بچهها، اینجا رو
من تخته دارت اصلی رو از چیِرز توی ایبِی خریدم
!فقط صد هزار دلار برام هزینه داشت میذارمش روی دیوار
هی، فکر کردم کروو بعد از اینکه اون چاقوی کرهخوری رو زدی توی چشمش
گفت دیگه وسیله فلزی توی خونه پرت نکنیم
!اینا دارتهای معروفی هستن
اگر کروو یه چیزی رو نمیشناسه باعث نمیشه بهش آسیب برسونه
!نگاه کنید. وای خدای من
!وای خدای من - !یا عیسی -
برو اشعهی ترمیم صدا رو بیار
!ببخشید، گندهبک. اشتباه از من بود
!سه سوته درستش میکنیم
بهت گفتم که اینجا وسیله فلزی پرتاب نکن
.دیر به سر کار میرسیم !دست از این بچهبازیها بردار
هی، صدای کروو یه کمی عجیب نیست؟
احتمالا این تنظیم نشده
بذارید دوباره امتحان کنم - !نه -
نه. همین صدا برای من خوبه
،خیلیخب، عجله کن بیا حرکت کنیم
.از دیر رسیدن متنفرم بهم احساس گرم و عجیبی میده
تو باعث میشی من احساس گرم و عجیبی داشته باشم - چی گفتی؟ -
!هیچی! دارم میام، عزیزم
صبر کن، از این به بعد قراره صدای اون همینطوری باشه؟
آره، اما به نظر من مثل همون صدای قبلیشه
هیچکس متوجه نمیشه
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
شلورپ یه سیارهی کاملاً ایدهآل بود
تا اینکه یه شهابسنگ خورد بهش
به صدها فرد بالغ و کپیهاشون یه پیوپا داده شد
،و فرار کردن به فضا
به دنبال یه خونهی جدید بین سرزمینهای خالی از سکنه
،ما توی زمین سقوط کردیم
گیر سیارهای افتادیم که همینجوریش زیادی جمعیت داشت
درسته، تمام این مدت من داشتم حرف میزدم
اینی که پیوپا بغلشه منم
.اسم من کرووئه اینم سریال منه
!گندش بزنن، الان پیوپا از دستم افتاد
خیلی مسخرهست
.حالم از زمین بهم میخوره خونهی افتضاحیه
آدمها احمق و گیجکنندهان
صدای من الان اینجوریه
.برام مهم نیست اگه گوشخراشه باهاش کنار بیایید
و اون اشعهی تغییر دهنده صدا کرونیتونهایی داخلش داره
پس قراره توی صحنههای مربوط به گذشته هم صدام اینطوری باشه
،با این موضوع مشکل دارید !به من ربطی نداره
!بهش میگن علم
« مـخـالـفـان خـورشـیـدی »
خیلیخب، هموطنان شلورپیانی من، اینم از این
سفینه دیگه واقعا تعمیر شده
بالاخره، میتونیم این سیاره مزخرف رو برای همیشه ترک کنیم
میدونم که قبلاً چندین بار دقیقاً همین حرفا رو زدم
اما این بار واقعا قراره بریم
دست بزنین. همگی دست بزنید
آفرین، کروو
تو واقعا همراه خودت بازندهها و به درد نخورهایی مثل ما رو هم
تا پایان ماجرا کشوندی
و در این مدت همهی مزخرفات ما رو تحمل کردی
با این وجود تو پافشاری کردی رو این موضوع
باید این مرد «ک»دار رو تشویق کرد
مرد «ک»دار موافقه باهات، داگ
،آره، چند ماه گذشته خیلی اذیت شدیم
،تعمیر سفینه توی تعطیلات آخر هفته
انجام اون کار اداری خستهکننده و سخت
،برای برگردوندن پیوپا به حالت طبیعی
،اما ارزشش رو داشت چون اون الان خیلی بهتره
درسته پیوپا؟ - !پیکسار -
اوم، برگشتی به مهارتهای زبانی وحشتناکت
همونطور که من دوست دارم
ما بلیطهای اسکیبال خودمون رو ترکیب کردیم و یه چیز کوچیک برات گرفتیم
یه تیشرت ساده با یقه وی عمیق
،اوه! من همیشه یکه یقه پی عمیق میخواستم
اما هیچوقت فکر نمیکردم به من بیاد
،کروو، عزیزم همهچی به تو میاد
اون استخوان جناغ جذابت رو !بهمون نشون بده، عزیزم، اوه
اوه - اوه، عجب وی عمیقیه -
بیایید از این جهنم بزنیم بیرون
،کروو، کروو، کروو !کروو، کروو، کروو
!کروو، کروو
ناموسا شوخیت گرفته؟
ببخشید، احتمالا خوابم برده
داشتید ارائه میدادید یا چیزی؟
تو وسط ارائه دادن بودن
.گندش بزنن، درسته ببخشید، ادامه میدم
در نتیجه، گزارش برگ به مدت نامحدودی به تعویق میافته
ما یه مطالعه ۳ میلیون دلاری رو در دست کار قرار دادیم
و ظاهراً برگها فقط همینطوری به شاخهها چسبیدهان
این همه سال، و من حدس میزنم گرمایش زمین یه افسانه نبوده
،اگر در این ماه به اندازه کافی شنکش نفروشیم
باید تعدیل نیرو داشته باشیم
اوه
ببخشید، آره، فقط برای بررسی و فهمیدن موضوعی که گفتید
ما چرا اصلا به شنکشها اهمیت میدیم؟
چون ما یه شرکت تولید کننده شنکش هستیم
به نظر میرسه که مخالفان خورشیدی الان توی یه شرکت تولید کننده شنکش خسته کننده کار میکنن
اوه
،جسی، یامیولک، عجله کنید وگرنه از اتوبوس جا میمونید
مجبور بودم تمام شب رو بیدار بمونم
تا برای کلاس، ماکت سه بعدی منظومه شمسی رو درست کنم
لعنت به علم
،خوبه، سعی میکنیم عادی باشیم
و اگه از من بپرسی اون خیلی طبیعی به نظر میرسه
این همه سیاره اضافی چیه اونجا؟
نامرئیهایی که انسانها هنوز ازشون خبر ندارن
،زمین چهار، سیاره مگانبی و سیاره سوراخ کون اونا
نمیتونیم در مورد اونا به آدمها بگیم
اونا به یه دلیلی نامرئی هستن
یه منظومه شمسی معمولی بساز
بازم تن ماهی و تیکههای هویج؟
آه، این مزخرف حال به هم زنه
این یه ناهار معمولیه
تنها گزینه دیگه کره بلوطه
آجیلهای دیگه ممنوعان
گور بابای بچههایی که آجیل آلرژی دارن
باید بهترینها زنده بمونن
کشتن همکلاسیهاتون ممنوعه
ما باید همهچیز رو برای پیوپا به شدت ساده نگه داریم
ببینید اون چقدر خوشحاله
با فعالیت توانمندسازی کاملاً عادیش
زندگی فلاکت بار ما به اون ساختار میده
نمیخواید که اون دوباره به بخاری از اضطراب نوجوون تبدیل بشه، میخواید؟
مثل اون چیزی که آخر سال گذشته برامون دردسر شد، یادتونه؟
نه، ممنون - نه، اون خیلی مزخرف بود -
پس برید یه روز عادی توی مدرسه داشته باشید
به نقشه پایبند باشید
تری، بیا بریم
،ببخشید، من با مشکل روز چهارشنبه بیدار شدم
و امروز دوشنبه است
نمیتونیم دیر برسیم
آقای سارنر داره مشکوک میشه که من به خاطر شنکشها توی اون کار نیستم
مرد، سارنر خیلی کیریمغزه
تو رئیس خیلی بهتری نسبت به اون میشی
آره، معلومه
اون احمق خوششانسه که من به شدت معمولی رفتار میکنم
وگرنه تا الان جایگاهش رو گرفته بودم
آره، جایگاه مزخرفش رو بگیر، کروو
!اوه - آره، رفیق -
رفیق کوچولو - اوه. سلام -
لعنتی، اونجا رو میبینی؟
رفیق کوچولو و پیوپا به شدت با هم سرد رفتار کردن
ببخشید، من بیش از حد از «به شدت» استفاده میکنم
یه جورایی نمیتونم ترکش کنم
حتماً با هم درگیری داشتن - به شدت همینطوره -
اوه، شاید اون عوضی کوچولو به زودی از اینجا بره
به شدت امیدوارم همینطور باشه
،وقتی اون رو دیدیم فکر میکردم اون
،مثل یه اتفاق تکراری باشه
اما الان فقط انگار یه پسمانده
اوه
اوه، خدایا، چرا دست هم رو گرفتین و راه میرین؟
یعنی رابطه عاشقانه دارید با هم؟
نه، اون همکپی منه
اونا کاملا رابطه دارن با هم حال به هم زنه
اونا مثل فیلم «یار قدیمی» هستن
نه، ما فقط از بخشهای مواد مغذی
توی آرنجمون برای تبادل اطلاعات استفاده میکنیم. نگاه کنید
اییی
نباید با برادرت مایعات رو مبادله کنی
این کاملا طبیعیه
شک دارم. خیلی عجیبه
!آرنج بکنها
همه ببینید
اونا آرنج میکنن
ببینید، اونا آرنج میکنن - ،وای پسر -
نمیدونستم عجیبیم
شاید بهتر باشه برای مدتی انتقال توی عموم رو متوقف کنیم
نه، ما کلا دیگه نباید با هم وقت بگذرونیم
ما الان خیلی بحث برانگیزیم
.این «آرنج بکنها» ادامه داره مشخصه
اسم باحالی هم هست
اما هنوز میتونیم با هم وقت بگذرونیم، درسته؟
یام؟
خدایا
دوباره رمز عبور ایمیلم رو بازنشانی کنم؟
نه، اون کار رو نمیکنم
هیچکس نمیتونه
ملی-مسخره-ونکد۶۹» رو حدس بزنه»
جنیس داره دیوونم میکنه
به مدت دو هفته هر روز همین جوک رو بهم میگه
اوه، مثل یکی از اون جوکهای طولانی ،و پرجزئیات و غیر خنده داره
مثل طنز ماریا بمفورد
و همیشه با گریه کردن اون در مورد
تصادف شوهرش با یه ماشین تموم میشه
تری، فکر نمیکنم اون یه شوخی باشه
منم همینو میگم
،خسته شدم از خندیدنهای الکی هر بار که اون یه عکس عروسی بهم نشون میده
.ناراحت کننده است اصلا خندهدار هم نیست
بیا بریم پیش پیشخان قهوه تا یه ترکیب آب و اسپرسو برات بگیرم
اون همیشه تو رو آروم میکنه
!این کارای تکراری رو تموم کن، جنیس
!تو ماریا بمفورد نیستی
جسی، میخوای تیکهای از این بیسکویت کره بلوط
که همه با هم به اشتراک میذاریم، بهت بدم؟
حتما، منم یه تیکه میخورم
هی، ممنون که اجازه دادید پیشتون بشینم
شنیدیم که دیگه با برادر کوچیکت معاشرت نمیکنی
خیانت به خانواده، خیلی باحاله
زمانی که شما با آرنجهاتون خودارضایی میکردین، عجیب بود
،خب، من و یامیولک دیگه اون کار رو نمیکنیم
یا حرف نمیزنیم و هر ثانیه به همدیگه فکر نمیکنیم
شکی توی این نیست
No comments yet. Be the first to leave one.