The first 200 lines.
این برنامه حاوی الفاظ تند، و صحنههای خشونتبار است.
و صحنههایی که ممکن است از همان ابتدا برای برخی تماشاگران ناراحتکننده باشد.
رمیس مُرده. رمیس خبرچین ما بود.
اِلن کوئین، همون دختر پابرهنه ماست. فکر میکنیم از آپارتمان رمیس پول دزدیده.
احتمال زیادی داره که زولا باد کوچولوی ما تیراندازی رو دیده باشه.
ما اینجاییم که با دختره سروکار داشته باشیم و پول رو به رئیس برگردونیم. اون رفته خونه.
نمیتونی کس دیگهای رو بفرستی؟ بازرس کالدِر؟
شما باید بازرس مکاینتاش باشید. به من بگید تاش.
اینجا مزرعه خانواده بِینسه.
اونا بخاطر اِلن اومدن، مامان. اون ممکنه تو دردسر افتاده باشه.
میدونی این کیه؟ دختر کشیش کالدِره.
روثی، تو هنوزم همونطوری!
یه دوست قدیمی تو؟ من به زور میشناختمش، واقعاً.
صبح بخیر، عسلم.
روری، خواهرت کجاست؟ از نوه من فاصله بگیر.
پلیس!
اِلن؟
اِلن!
میدونیم که تو اون رو تو کلبه جا دادی، پس باید به ما بگی...
اون کجاست، وگرنه دوستت مُرده تحویل داده میشه.
پولِ آپارتمان کجاست؟ یکی بُردش. یه پسره.
صدای شلیک گلوله
صدای کشیده شدن لاستیکها
دور گردنش علائم فشار هست.
اونا خیلی یکنواخت به نظر میرسن.
باید منتظر کورا بمونیم ولی به نظر من خفه شده.
شاید دستی.
اثری از پول نیست.
و به نظر میرسه کتش رو گم کرده.
اونا اینجا هستند.
اِلن کوئینِ.
خدای من!
باید به خانوادهاش اطلاع بدیم.
میتونی کورا و تیم پزشکی قانونی رو راه بندازی؟ حتماً.
وقتی اون کار رو کردی، میخوام ببینی کی اینجا نزدیک زندگی میکنه.
جای جیم پیل از همه نزدیکتره.
اوکی، عالیه. باهاش حرف بزن. ببین دیشب چیزی دیده یا نه.
حالت خوبه؟
بازرس کالدِر؟
چرا فقط بهش شلیک نکردن؟
خفه کردن، برای امثال هاول خیلی شخصیان.
چرا فقط بهش شلیک نکردن، مثل مائورا وات؟
اسلحهها صدا تولید میکنن؟
نه.
میتونی اینجا یه توپ شلیک کنی و هیچکس نشنوه.
نمیدونیم اینجا مُرده. شاید فقط اینجا رهاش کردن.
اینجا دور از همه جاست.
چطور اصلاً پیداش کردن؟
وقتی پیداشون کنیم میفهمیم.
صدای نفسنفس زدن
کمکم کن بلندش کنم!
خدای من! بیا، بیا.
برو تو.
برو تو!
نزدیک اینجا زندگی میکنی؟
چند مایل اون طرفتر.
تنهایی؟
یه شوهر.
و یه پسر.
تلاشت خوب بود.
برو.
صدای گاو
اوه، بیا. بیا.
خب، این بار درست قفلش کن.
نمیخوام تمام بعدازظهر دنبال گاوها بدوم.
روری، برو مادربزرگت رو ببین.
چرا؟ فقط انجامش بده.
چی شده؟
شاید بهتر باشه بریم داخل.
بگو بهم.
ما یه جسد پیدا کردیم.
مطمئنی اِلنه؟
ما به شما نیاز داریم تا جسد رو رسماً شناسایی کنید.
اما مطمئنیم که اونه.
کایرِن گریه میکند.
باورم نمیشه که دارم این رو میپرسم اما آیا اون، اِم...
کشته شد؟ بازم میگم، هنوز باید تأیید کنیم.
اما باید خودتون رو آماده کنید.
اوه، خدای من! اِستِلا گریه میکند.
هیچکدوم از شما دیروز بعد از دیدن ما خبری از اِلن داشتید؟
نه. اِستِلا؟
او گریه میکند.
میتونید به ما بگید دیشب هر دوی شما کجا بودید؟ چی؟!
اینا فقط سوالات روتین هستن.
من اینجا با روری بودم.
اِستِلا و بابی بیرون دنبال اِلن میگشتن.
اِستِلا؟!
چی شده؟
اِلن کجاست؟
اِستِلا گریه میکند.
اوه، خدای من، اِستِلا.
خدایا.
نه، نه، نه. روری، تو نمیتونی اینجا باشی.
لطفاً، میری بیرون؟
ولش کن. اون خیلی کوچیکه. اون خواهرش بود.
یکی نوهام رو به قتل رسونده؟ ما نمیتونیم چیزی رو قطعی بگیم.
کار کی بود؟
ما هم قصد داریم همین رو بفهمیم. کار اون مردها بود!
همونایی که دیروز اینجا بودن.
چه مردهایی؟ چند تا توریست سر و کلهشون پیدا شد.
اوه، لعنتی، اونا توریست نبودن.
دنبال اِلِن میگشتن. اون یارو که اسلحه داشت، خودش گفت.
چه اسلحهای؟
چی داری میگی؟
اون اصلاً حرفی از اسلحه نزد.
این مردا چه شکلی بودن؟ یکیشون سیاهپوست بود. انگلیسی.
اون یکی سفیدپوست بود. لهجه خارجی داشت.
این یکی داشت پاچه خواریشون رو میکرد.
خدایا، کایرن.
من نمیدونستم.
نه، استلا، من نمیدونستم.
باشه، ببینید، باید از همهتون اظهارات بگیریم.
ولی میتونیم فردا این کار رو بکنیم.
و اگه وسایلش هنوز اینجاست، باید بهشون دسترسی داشته باشیم.
به نظر نمیرسید برگرده، واسه همین ما از اتاقش استفاده میکردیم.
خب، امم... کایرن اینجا میخوابید.
من باید پیش روری باشم.
اتاقای جدا.
چیه؟
دختره تخیل خوبی داشت.
من مال خودم رو توی جعبه تامپون قایم میکردم.
امکان نداشت بابام اونا رو اونجا پیدا کنه.
البته، من همیشه مطمئن میشدم که مال خودم رو قبل از اینکه برم، کشیدم.
باشه، به مامورا میگم همهی اینا رو ببرن.
خدایا! آخ!
اوه، خدای من! خدایا!
داری چیکار میکنی؟
هی!
خدایا.
از سر راهم برو کنار.
حالا، ثابت بمون.
چی شد؟
یه حادثه بود.
اون به بیمارستان نیاز داره. اتفاق نمیافته.
خب، تو چارهای نداری.
بیمارستان نه.
آخ!
به من گوش کن.
دوستت گلوله خورده تو شکمش.
اینکه هنوز نفس میکشه،
یعنی هیچ کدوم از اندامهای حیاتیش آسیب ندیده.
این نهایت شانسیه که گیرش میاد.
اگه درمان نشه، از خونریزی میمیره.
هیس، هیس، هیس.
آخ!
منم.
باید باهاش حرف بزنم.
به درک!
فقط بهش بگو بهم زنگ بزنه، باشه؟ خیلی فوریه.
دنبال جیم پیل میگردم.
جیم؟ شش ماه پیش از اینجا رفت.
پیتر اِیر هستم. اینجا رو من خریدم.
کارآگاه ویلسون.
ما داریم یه حادثه رو که دیشب اتفاق افتاده، بررسی میکنیم.
چند مایل بالاتر تو جاده. من دیدم ماشینای پلیس رد شدن.
دیشب خونه بودید، پیتر؟ نه، کل شب نه.
تا حدود ساعت نه تو کلیسای ایست رو بودم.
باید حدود ده برگشته باشم اینجا. چیزی دیدید یا شنیدید؟
یه ون یک مایل بالاتر تو جاده، کنار یه محل توقف، پارک شده بود.
این چه ساعتی بود؟
امم، داشتم میرفتم کلیسا، پس باید درست قبل از هفت بوده باشه.
راننده رو دیدید؟ نه.
ولی زیاد میبینمش اونجا پارک شده. بعضی وقتا هم یه ماشین کنارش هست.
یه ترانزیت نقرهای.
پلاکشو چند هفته پیش یادداشت کردم.
همینطوری تو این بیابون بودن یه کم مشکوک به نظر میرسید.
واسه همینم احتیاطاً نوشتمش.
الو؟
نیل.
چیزی یادت رفت؟
اِلِن مرده.
بابی زنگ زد. پلیس امروز صبح سروکلش پیدا شد.
یکی کشته بودش. خدایا.
جسدش رو تو ایلای واتر پیدا کردن.
باید بریم مزرعه. کجاش؟
چی؟ تو ایلا. کجاش؟
نمیدونم. باید بریم!
امم، یکم بعد پیگیری میکنم.
چرا نمیتونی الان بیای؟
باید دوش بگیرم.
با بینها چطور پیش رفت؟ همونقدر بد که انتظار میرفت.
هاول و رفیقش چی؟
هنوز دنبالشونیم. خب، باید یه کاری بکنیم.
هری، هر کاری از دستمون برمیاد داریم میکنیم. گشتها هنوز در حال گشتزنی هستن.
و فرودگاه و پایانه کشتی رو تحت نظر داریم.
و ممکنه مشخصات ماشین رو هم داشته باشیم.
یه ساکن اُوستا یه سدان بژ دیده.
که دیشب غروب با سرعت از روستا خارج میشد.
این اطلاعات رو به گشتها اطلاع دادیم؟
همین الان دنبالشیم. خبری از سندی نیست؟
امم، توی اتاق بازجویی، با کَل اینِس.
چرا داره از کَل بازجویی میکنه؟
یه شاهد داریم که دیشب ونِ "کال" رو تو آبِ "ایلا" پارک شده دیده.
اونجا چیکار میکردی؟
فقط رانندگی میکردم.
شما تو "ایلا" توقف کردی. یه شاهد ونِ شما رو نزدیکِ خرابهها دیده.
حالا که فکرشو میکنم، آره، وایسادم.
کنارِ آبِ "ایلا" دیروز، برای یه سیگار.
چقدر اونجا بودی؟
۱۵ دقیقه.
No comments yet. Be the first to leave one.