The first 200 lines.
ما مراقب مردم هستیم
افرادی که جای دیگه ندارن برن
اخر عمری یه مکان امن بهشون میدیم
- ما داریم کار خوبی می کنیم. - یه کار خوب؟
این چیزی هست که من فکر می کنم، نیکول. میتونم...میتونم بهت بگم نیکول؟
من خانم میچل رو ترجیح می دم
خانم میچل...
به نظر من تو بی گناهی
دقیقا مثل بیماران اسایشگاه
قربانی ها دستکاری شدن
خطرناک و بی رحم زنی که به عنوان یک پزشک ظاهر می شه
خواهرم دکتره
بله، اما من هم معتقدم که قاتله
اوه، واقعا؟ مادرم...
می گفت این رو نقل قول کن و یک چهارم آن 25 سنت به تو می رسه
در واقع اون یه شاهد عینی است من رو محکوم خواهد کرد."
شاهد عینی؟
خب، یکی... که دکتر هریس را دیده است
به لوسی اولیویرا دوز مرگبار پنتوباربیتال زده
این غیر ممکنه چون که هرگز اتفاق نیفتاد
مطمئنی؟
خانم میچل، اجازه بدین دوباره بگم
من در واقع فکر نمی کنم شما بی گناه باشی
فکر کنم دقیقا میدونی کاری که خواهرت تو جویز انجام می ده
فکر کنم همیشه تو جریان کارش بودی
درست مثل مادرت
بنابراین، شما باید یک تصمیم بگیری
به خودت بستگی داره تنها شانسته
فقط بگو چی میدونی
و من تو ادامه راه کمکت میکنم
باشه
باشه
کسی که دنبالش میگردی...
یه زن خیلی بی رحم
که قشر آسیب پذیر رو شکار می کنه
مری نیست اصلا بهش نمیخوره
بنابراین، اگر این چیزیه که به دنبالشی پس پیشنهاد می کنم به جستجو ادامه بد.ین
شاید حتی با "شاهد عینی" خود شروع کنید
چون در مقایسه با خطرات واقعی جهان،
خواهر من یک قدیس هست
مری مری
مری بلندشو
چیه؟ چه خبره؟
پلیس اومد اسایشگاه
جسد لوسی رو بردن
و از من کلی سوال کردن
- و اونا می خوان کالبد شکافی انجام بدن اروم تر
دقیقا بگو چی شد
...من
من تازه از کلانتری اومدم
و میگفتن شاهدی هست که لوسی
با پنتو کشته شده
چی؟!
فرانسیس کشته و حالا
میخواد بندازه گردن شما
- اوه خدای من! منو سرگرم کرده بود
در مورد شادی ها و در مورد شما و کاری که انجام می دی
چی گفتی؟
به اون گفتم تو یک قدیس هستی.
چیزی نیست
- درست میشه مری
این فعلا با تو نیست
گفت نتیجه کالبد شکافی تو 24 ساعت معلوم میشه
و اگر پنتو در بدن لوسی وجود داشته باشه
قصد دارند تو رو به جرم قتل دستگیر کنن
این کاملا تقصیر منه.
که فرانسیس رو اوردم اونجا
مری بس کن لطفا.
اخه کی میدونست اینطوری میشه
...هی
فقط یک نفر مقصره ، باشه؟
بیا اینجا.
احتمالا باید راه بیفتیم، باشه؟
دس دیوونه میشه
نمیدونم میتونه باهاش کنار بیاد
من هم نمی دونم، اما در حال حاضر،
کمتر از 24 ساعت وقت هست.
مری ما به کمکش نیاز داریم
یعنی میشه
هی،،،بیا اینجا
دس
اوردی؟
اره
استخر خوبیه
اب نمکه
مثل یک استخر پر از اشکه
همینجوری بمونم صداهای تو سرم خفه م میکنن
اما فقط یه صدای خاصه
میدونم سخته
سخت؟!
...اگه تونستی
یه کلمه دیگه بگی
مثل سخت این همه بی معنی باشه
نداری چیزی بگی
دس من واقعاً متاسفم
اما به کمکت نیاز داریم
مری؟
مری؟
باید یه چیزی بهت بگم
- مامان؟ - اینجا نیست
نمیدونی کجاس؟
- It's called Funeral Chic. - Do you know where she went?
کی؟ مامان
انگار یکی از دنده چپ بیدار شده
متاسفم. واقعا باید باهاش صحبت کنم
با کی صحبت کنی؟
مامانمون
بفهمه اینجایی داستان میشه
مشکلی نیست کامبی زیاد نمیمونم
وقتی با اون دستبند بهم حال دادی چیزی نمیگم
خواهش میکنم
نمیتونم انجام بدم
اوه خدا بیخال، جس. تو قول دادی.
اره میدونم اما نمیتونم انجام بدم
میتونی بهتر بشی میتونی کمک بگیری
درمان هست
یا چی... من نه...
خودم انجام میدم
اما ما پنتو نداریم.
نمیدونم مامانم کجا میذاره
و ... من ... قول می دم
بفهمم چطور میشه مقداری تهیه کرد باشه؟
اما امروز این اتفاق نمی افته
...پس فعلا
از کجا فهمیدی که اونجا هست؟
من دارم میرم خونه میای؟
اونا دزد هستند! همشون دزد هستن
همه از من می دزدند. پرستارها از من می دزدند
میدونم که این کارو میکنن
سلام آقای تورپ.
منو یادته؟
اینجا
میدونی، صرفا از روی کنجکاوی...
چطوری اون همه پنتو گیر میارین؟
تو پست اشنا داریم
این کاملا کار خودته نه؟
- منظورت چیه؟ - خب مطمئنم وقتی تو بودی
برای سوگند پلیس یا هر چیز دیگه
پیش بینی نمی کردی که مواد مخدر رو پنهان می کنی
برای یک جنایتکار و یک زن تحت تعقیب
خب، مری یک زن تحت تعقیب نیست.
فعلا
خب، به برنامه پایبند باش
تا اخر داستان برامون خوب باشه
خیلی متاسفم
اسمش لوسی بود درسته؟
الیویرا
لوسی الیویرا
...دردی بزرگ
احتمالا عشق زندگی من
فرانسیس این کار رو نمی کنه
اون پرستاره از مردم مراقبت میکنه
اون افرادی رو میکشه که خودشون راضی نیستن
حالا من سه تاشون رو میشناسم که کشته
و من معتقدم که تعداد بیشتری هستن
آقای تورپ...
در مورد پگی به من گفت.
که به هیچکس نگفته
و قول گرفتم دیگه این کارو نکنه
- هرگز تکرار نشه. - اما اون این کار رو کرد.
به خدا قسم میخورم...
نمیدونستم
اگه میدونستم... یه کاری میکردم.
- الان میتونی - تو اینجا چه کار می کنی؟
من اومدم پدرت رو به جویز دعوت کنم.
من با دس و نیکول در میون گذاشتم
و ما خوشحال می شیم که او نو بپذیریم.
همانطور که به شما گفتم، اون جاش خوبه
درسته بابا؟
از اونجا هم خوشت نیومد یادته ؟
تو تمام مدت شاکی بودی
یادم نمیاد
کمی گیج شده
با من خوبه
از دیدن شما خوشحال شدم، آقای تورپ.
من خیلی زود دوباره به شما سر میزنم
فرانسیس...
چی کار کردی؟
- برونوین... - اینجا چیکار میکنی؟
چند لحظه میشه با هم صحبت کنیم
- وکیلش هستی؟ - نه، من وکیل اون نیستم.
اسم من بن وسلی است،
و برای مرگ دوست دخترت اینجام
اینکه دلیل مرگ همینجاست
پس برید دیگه باشه؟ باید برگردم سرکار
برونوین من واقعا بابت لیا متاسفم
- اما من این کار رو نکردم. شاید عمدی نبوده
اما این دلیل نمیشه و باعثش تو هستی
براون، گوش کن
مرگ لیا ربطی به سوء رفتار نداشت
قتل بود
داری می لرزی
اره میدونم
پس اینه.
- لازم نیست. - آره همینطوره
تو ترسیدی؟
من دیگه هیچی حس نمیکنم
مشکل همینه
-حتی غمگین نیستی؟ - نه
خنده داره واقعا
No comments yet. Be the first to leave one.