The first 200 lines.
...آنچه گذشت
،اون کلمات ناخودآگاه به زبونم اومد عین یه غریزهی حیوانی بود
حتی نمیدونستم چی دارم میگم
میشناختیشون؟ اونا چی هستن؟
اونا شبروها هستن. جادوگرن
و چه علاقهای به دوشیزه آیوز داری؟
اون هرزهی عوضی اصلاً به تو !ارتباطی نداره
بذار خُرده نونها رو دنبال کنه تا برسه به من
!بهم بگو کجا میتونم آرامش رو پیدا کنم
!حتی موقع دعا کردن هم امنیت ندارم
در مقابل چی ازش داریم محافظت میکنیم؟
!تو نمیتونی کمکم کنی
این جنگیه که باید خودم تنهایی توش بجنگم
دوستِ قدیمی من، دوشیزه آیوز از دست من در نمیره
ارباب، پاداشش رو ازمون دریغ نمیکنه
اعتقاد داری که گذشته میتونه برگرده؟
خواهر
کمکم کن! منو از دستِ اون نجات بده
.گذشته هیچوقت ما رو ترک نمیکنه خودِ ما هستیم
پس خدا کمکمون کنه
:قـسـمـت سوم از فـصـل دوم « شــبرو هـــا »
مــهـــرزاد و مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکـنـنـد Mani Vampire - M£HRZ@D
این چیه؟
به تو ارتباطی نداره
بذار کمکت کنم
بهم بگو چه اتفاقی داره برات میافته
یه چیزیه که به هیچکس نگفتمش
پس به من بگو
،همش از چندین سال پیش
و یه جایی دور از اینجا شروع شد
اعرابِ کشور غربی
من رفته بودم دنبال جواب اینکه واقعاً کی هستم
رفتم پیش یه زن
،که به اسم زنِ اختهگر از بلانتری مور بود
اون اولین جادوگری بود که باهاش آشنا شدم
حالا میتونی رد بشی
میخوای بچهت رو بکُشم؟
چی؟
نه
پس برای مرهم عشق اومدی اینجا؟
میخوای یه مرد خوشتیپ بیاد خواستگاریت
نه
پس بخاطر تب مالاریا اومدی؟ یا بخاطر درمان لکنت؟
وقتی همسرت رو انتخاب کنی ،در تمام عضلاتت درد رو حس میکنی
یا اینکه میخوای برای خداوند آوای غمانگیز سر بدی؟
...نه، من
پس واسه چی اومدی اینجا؟
تو مثل بقیه نیستی
نه نیستم
من مثل بقیه نیستم
من شبیه هیچکس نیستم
بخاطر همینه که اینجام
من یه زخم روی پُشتم دارم
بگو اون زخم از کجا اومده
بهم بگو
من از کجا باید بدونم؟
از اینجا
درست توی مغزت جستجو میکنی
چشمات رو ببند
ستون فقراتم رو از طریق انگشتانم حس میکنی
اینکار رو بکن
یا اینکه برگرد و گورت رو از اینجا گُم کن برو
!بهت گفتم انجامش بده
آفرین، دختر
خوبه
،تو دختر پُر اراده و تیزهوشی هستی
مثل عقرب
با چنگالهات، جمجمهی من رو دست بگیر
آره
،پشت چشمام، استخونهام رو حس میکنی
که به ستون فقراتم میرسه - آره -
،حالا بیا روی پوستم
برو به گذشتهی من، به دردی که کشیدم
آره
چی حس میکنی؟
یه زن
که ناخنهاش رو پُشتت کشیده شده
نه، نه، ناخن نیست
،داغتره
داره میسوزونه - آره -
!داره میسوزونه. داره پوستم رو میسوزونه
یه تیکه آهن گداخته
حالا میتونی وارد بشی
هرچی که قبلاً بودی رو پشت این در بذار
هرچی که هستی رو با خودت بیار داخل
صورتت رو پاک کن
قیافهت عین حیوونای وحشی شده
میدونم که با مردی بودی
،که بتونی بیشتر از فرشتهها به هیولاها نزدیک بشی، آره؟
چرا اومدی به این کشتارگاه؟
هیچکس اگه کاری غیر از دیدن من نداشته باشه اینجا نمیاد
،مگه اینکه شکارچی باشی
که به قیافهت نمیخوره
من اومدم تو رو ببینم
میتونی بنشینی
،حتی جایی که من ازش اومدم از تو چیزای زیادی میگن
من مشهورم، مگه نه؟
میگن تو قدرتهایی داری
،تو جایی که ازش اومدی اسم من رو چی گذاشتن؟
زنِ اختهگر اهل بالنتری مور
میدونی چرا اسمم رو این گذاشتن؟
بخاطر اینکه وقتی که دخترا
،میخوان یه بچه تو شکمشون بمیره
میان سراغ من
من اونو درش میارم. زنِ اختهگر
اسم جذابیه، مگه نه؟
من اینطور فکر نمیکنم
مردم محلی میان اینجا
فقط بخاطر اینکه جای دیگه نمیتونن برن
از من بخاطر کاری که میکنم، متنفرن
،ولی هر دفعه واسه هر چیزی
میان سراغم
بخاطر تمام چیزهایی که موجب رنجش بشریت میشه، دخترجون
اسم من ونسا آیوز ـه
.ما باهمدیگه عشقبازی نمیکنیم دختر من اسمت رو نپرسیدم
من اومدم بخاطر اینکه فکر میکنم تو میتونی بهم بگی
که من چرا اینطوریام
و یعنی چی؟ تو چطوری هستی؟
نفرینشده
من فکر میکنم نفرین شدهام و یه چیزایی میبینم
که مال این دنیا نیستن
من یه دوستی دارم به اسم مینا
که از داخل ذهنم
باهام ارتباط برقرار کرد
،من دیدمش
ولی واقعی نبود
اون به کمک من نیاز داره
پس برو یه پلیس ماهر پیدا کن
من و تو هیچی نداریم بخوایم دربارهش حرف بزنیم
،اگه برای قلب شکستهت یه برده میخوای
میتونم برات فراهم کنم
،اگه داروی گیاهی واسه درد نقرس میخوای
میتونم بهت بدم
اگه میخوای برادر کوچولوت رو ،مسموم کنی
میتونم زهر بهت بدم !و وقتی داری انجامش میدی بخندم
ولی اگه فکر کردی که ،شیطان تو رو لمس کرده
پس بهتره از اون در بری بیرون
بخاطر اینکه تنها چیزی که ،میتونم برای این بهت بدم
تنها اطلاعاتیه که اصلاً !دلت نمیخواد، دختر کوچولو
کی تو رو داغ کرده؟
کی اینکار رو باهات کرده؟
یکی که دوسش داشتی
یکی که بهش اعتماد داشتی
یکی که یه زمانی بوسیدیش
یه زن
یه خواهر؟
خواهرت
اگه درست میگم، بذار بمونم
میخوای یاد بگیری؟
آره
همهچی رو؟
آره
نمیترسی؟ - نه -
چرا میخوانی این هنرها رو یاد بگیری؟
که بفهمم کی هستم
و اگه جوابایی بگیری که دوست نداشته باشی؟
بهتره بدونم - واقعاً اینطور نیست -
بهشون نگاه کن
بهت چی دارن میگن؟
هیچی
گفتم بهشون نگاه کن
اسم دوستت چیه؟
مینا
اونو بوسیدی؟
آره
بهش اعتماد داری؟
آره
آیا ممکنه بهت آسیب بزنه؟
هیچوقت
حالا لبهاش رو حس کن
حساش کن
،حالا دستات رو روی کارتها نگه دار، اینطوری
فقط انگشتات
حالا بذار حرکت کنن
ایمان داشته باش
حالا چیکار کنم؟
خودت میفهمی
برش گردونم؟
لازم نیست
تو قابلمه سوپ هست
میتونی روی کاناپه بخوابی
دیدن طالع با تاروت یه موهبت ـه
،وقتی که "آرکانا" بتونی بفهمی خالهای حکم و دلقک را بزرگ آرکانا و بقیهی کارتهای) (تاروت را کوچک آرکانا گویند
میتونی پژواک زمان رو توی گوشهات حس کنی
و این یعنی؟ - خودت میفهمی -
اون صداها هیچوقت عین هم نیستن
اون کارت شیطان؟
هیچوقت معنیش شیطان جهنم نیست
یا اینکه نصفه شب یکی بیاد گلوت رو ببُره
میتونه معانی دیگه هم داشته باشه
بهم بگو چی
اهریمن - !یه جواب بهتر -
،یه معشوقهی اهریمنی که نزدیک میشه
با خودش وحشت رو میاره
،مقاومتناپذیره
یه بخشی از توئه، ولی نیست
زمزمهی یه چیز وحشتناک و زیبا
این حس بیشتر نزدیک بود
ماندراگورا
،برای بیرون کشیدن جنین مُرده استفاده میشه
No comments yet. Be the first to leave one.