9-1-1

9-1-1

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

9-1-1 S02E09 720p WEB x264-TBS
9-1-1 S02E09 1080p WEB x264-TBS
9-1-1 S02E09 720p WEB x265-MiNX
9-1-1 S02E09 XviD-AFG
9-1-1 S02E09 WEB x264-TBS
A Commentary by ladaani
❤❤LADAN ❤❤ زیرنویس از: لادن ❤❤ E-mail : [email protected]

Tags

web
720p
720
x265
x264
1080
Published on: 2018-12-11
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آتش نشان ها دوبار متولد میشن

‫یه بار زمانی که پا به این دنیا میزارن

‫و بار دوم زمانی که تصمیم میگیرن

‫زندگیشون رو در خطر بندازند

‫اونا همه چیزشون رو به خطر میندازن تا مطمئن بشن ‫ که به خونه برمی گردن

‫ و کنار اونایی که دوست دارن به زندگی ادامه میدن

‫اسم من هنریتا ویلسون هست

‫و این داستان زندگی منه

‫نگران نباش

‫- الان پیداش میشه ‫- چی میتونم بگم ؟

‫- من یه نوع تیپ شخصیتی دارم ‫- باشه خوبه

‫بعضی از دکترها شبیه گلف هستند ، بعضیاشون شبیه بادیگاردهای کلاب

‫بعضیاشون هم شبیه بلیت کشتی هستند

‫شغل من اینه که بفهمم چی شما رو خوشحال میکنه

‫مثه یه فروشنده واقعی حرف میزنی

‫از پسرا خوشش میاد ؟

‫منظورم اینه داستانش چیه ؟

‫داستان کی چیه ؟

‫باید شراب های خوب سفارش بدیم

‫مگر اینکه کنترل حسابتون رو از دست داده باشید

‫از وقتی که کنترل همه چیز از دست رفته ؛ همه ی آدما دارن هزینه هاشون رو کم می کنند

‫من با کارمندای مالی و املاکی صحبت کردم

‫همه ی اونا با پرواز های چارتری مسافرت می کنند

‫و مشتری هایی دارند که در رستوران های زنجیره ای "اپلبی" اونا رو ملاقات می کنند

‫ولی ما نه ، داروسازها با پروازهای گرون قیمت مسافرت می کنند

‫هیچ چیزی نمی تونه به اندازه یه گروه

‫از مردم افسره برای ما سودمند باشه ، درسته ؟

‫خب ، هن تو مشخصات این دارو رو میدونی

‫چرا بهشون ارزش ، قیمت واقعی این دارو رو نمی گی ؟

‫خب ، آقایون ، این دارو 14 درصد عوارض کمتری

‫نسبت به همه ی داروهای ضدافسردگی

‫موجود در بازار داره

‫عوارض هایی مثه اضافه وزن یا کم کردن وزن ، اختلال خواب ، کاهش میل جنسی نداره

‫بیمارهای من بیشتر دنبال داروهای دست ساز هستند که قیمت کمتری دارند

‫آیا منظورتون اینه که قدرت خرید برای قرص ندارن

‫ یا منظورتون اینه کلا نمیخواید قرصی بخرید؟

‫به نظرم شما باید همون داروهای دست ساز رو براشون تجویز کنی

‫یا اینکه بیمارتون رو به پیاده روی بفرستید

‫یا شاید بهتره از خوردن غذا قبل از خوردن قرص منعشون کنید

‫خب

‫تو خیلی قلب مهربون و سخاوتمندی داری

‫این خصوصیات تو برای یه بازاریاب داروخانه واقعا عجبیه

‫بیشتر از خودت بگو

‫باید بگم از اینکه بدون اجازه بهم دست بزنند اصلا خوشم نمیاد

‫و همچنین وقتی که کسی به حریم شخصیم تجاوز کنه

‫بعضی وقتا دستاشون رو با کارد استیک

‫به میز وصل می کنم

‫از دفتر نمونه های دارو رو براتون می فرستم

‫باشه ؟

‫به زودی با هم صحبت می کنیم

‫- چه غلطی کردی ؟ ‫- اونا داروهاتو میخرن

‫ما روابطمون رو ساختیم و گسترش دادیم ، درسته ؟

‫منظورم اینه که این شغل ما هست

‫استیون ما داروهای ضد افسردگی میفروشم ، من رو که نمیفروشی

‫اصلا از این شغل خوشت میاد ؟

‫چونکه اصلا اونجوری که باید رفتار نمیکنی

‫من این شغل رو به خاطر این انتخاب کردم چون خودمو متقاعد کردم

‫که با این کار به مردم کمک میکنم

‫و داروهایی که مردم بهش نیاز دارند رو بهشون برسونم

‫ولی این فقط یه داستان بود که برای خودم تعریف میکردم

‫این شغل رو دوست دارم ؟

‫معلومه که نه

‫ازش متنفرم

‫من این آدمی که می بینی نیستم ، هیچکدوم از اینا من نیستنم

‫داری تلاش می کنی چی بهم بگی ؟

‫میخوام استعفا بدم

‫چیه ؟

‫من تا به حال هیچکسی رو ندیده بودم

‫که کل زندگیش رو در معرض خطر قرار بده

‫خب نتیجه چی شد ؟

‫چه شغلی به درد من میخوره ؟

‫اینقدر بد بود ؟

‫زمانی این آزمون جواب میده ‫که تو به همه سوالات صادقانه جواب بدی

‫صادقانه جواب دادم

‫حس میکنم جوابات فقط واسه متقاعد کردن من بود

‫چیزایی رو نوشتی

‫که فکر میکردی باید به من بگی

‫حس می کنم مشکلم تو زندگی همین بوده

‫نه به خاطر اینکه تو ذهنم با خودم حرف نمیزنم

‫تو میتونی از مامانم ، دوست دخترم

‫و هر مدیری که تا حالا داشتم بپرسی

‫ولی در پایان ، همه شغل هایی که داشتم

‫چیزی نبوده که میخواستم

‫شغل هایی که داشتم فقط کاری بوده که حس می کردم

‫یه زمان باید انجامش میدادم

‫پس بزار یه سوال ازت بپرسم

‫از چه چیزی بیشتر از همه متنفری ؟

‫چی تو رو دیونه میکنه ؟

‫زورگویی

‫- زورگویی ؟ ‫-آره

‫بعضیا مردم رو در ضعیف ترین حالتشون

‫و آسیب پذیر ترین حالت ممکن گیر میارن، و حمله می کنند

‫مثه این که چطور

‫به یه نفر که شکست خورده کمک کنی

‫اونم زمانی که واقعا به کمک نیاز داره

‫تو احساس می کنی که کاش میتونستی از آدم های آسیب پذیر محافظت کنی

‫مثه کسایی که عضو کمیته حفاظت از شهروندان هستند ؟ یه همچین چیزی؟

‫جالب به نظر میرسه ، منظورم اینه که وقتت میگذره

‫و درآمد ماهیانه اش افتضاحه

‫میدونی ، تو نیاز به آزمون نداری

‫تا بفهمی چه کاری برات مناسبه

‫تو یه اشتیاق درونی داری

‫حالت خوبه ؟

‫دیشب خیلی بد خوابیدم

‫و کل روز دارم درد میکشم

‫کجا بودیم ؟

‫تو اشتیاق ، احساس و هدف داری

‫میدونم حرفام ممکنه کلیشه ای به نظر بیاد

‫ولی یه صدایی درون ما هست ، وقتی که بهش گوش بدیم

‫زمانی که ساکت میشیم و فقط گوش میدیم ، ‫همه چیز خوب پیش میره

‫بعدش همه چیز آشکار خواهد شد...

‫اوه ، استیسی

‫نه ، نه

‫911 ، مورد اورژانسی تون چیه ؟

‫سلام

‫فکر کنم مشاورم دچار حمله قلبی شده

‫هنوز نفس میکشه ؟

‫نه و نبضش به ندرت میزنه ‫من دارم عملیات احیای قلبی رو شروع میکنم ، لطفا عجله کنید

‫حالش خوب میشه دیگه ، آره ؟

‫- به لطف تو آره ‫- من ؟

‫انجام دادن عملیات احیای قلبی به اون سرعتی که تو انجام دادی همه چیز رو عوض کرده

‫- احتمالا جونش رو نجات دادی ‫- من تابستون

‫نجات غریق بچه ها بودم

‫پس حتما نجات غریق خوبی بودی

‫با وجود اینکه مردمی که آموزش دیده هستند

‫هنگام مواجهه با موقعیت واقعی دچار وحشت میشند

‫ولی تو کارت خوب بود

‫انگار همه ی این چیزا به سمت من حمله میکرد

‫من دقیقا میدونستم باید چیکار کنم

‫و انجامش دادم ، جونش رو نجات دادم

‫عزیزم من بهت افتخار می کنم

‫تو هیچوقت از شگفت زده کردن من دست برنمیداری

‫امروز صبح خیلی نامطمئن وارد دفترش شدم

‫اصلا نمی دونستم میخوام با زندگیم چیکار کنم

‫ولی الان می دونی چیو پیدا کردم ؟

‫چیو پیدا کردی ؟

‫هدفم رو پیدا کردم

‫همه ی چیزی که استیسی داشت در موردش صحبت میکرد

‫منظورم نجات دادن جون آدماست

‫میدونم که خیلی خوشحالی

‫و بایدم خوشحال باشی ولی این اتفاق فقط از روی خوش شانسی بود درسته ؟

‫منظورم اینه که نباید فکر کنی که یه نشونه از سمت خدا بوده

‫نه ، من فکر می کنم وقتی 16 ساله ام بود ، خدا برام نشونه فرستاد

‫که به من تیراندازی شد ولی زنده موندم

‫خدا با فرستادن نشونه دوباره بهم یادآوری کرد

‫می دونی چیه ؟ فراموشش کن

‫نه ، من نمیخوام تحقیرت کنم

‫امروز ، بالاخره تونستم تمرکز رو به زندگیم برگردونم

‫همون حسی که استیسی در موردش صحبت میکرد

‫احساسات فقط واسه پولداراست

‫ما معمولیا فقط کار می کنیم

‫خب منم خسته شدم از اینکه فقط کار کنم

‫خب بهیارها ، آموزش های

‫عملی زیادی باید بگذرونند

‫منظورم اینه مثه یه آتش نشان باید آموزش ببینند

‫من فقط میخوام ... میخوام حالم خوب باشه و قوی باشم

‫میدونی اونا دارن نیروی خانوم استخدام می کنند ؟

‫واقعا این همون چیزیه که میخوای ؟

‫میخوای یه سیاهپوست هم جنس باز توی ایستگاه آتش نشانی باشی؟

‫یه جوری رفتار می کنی انگار میخوام با یه پرچم هفت رنگ

‫اونجا رژه برم

‫هیچکس نمی فهمه من هم جنس بازم

‫هن ، ایستگاه های آتش نشانی کلاب پسرا ست

‫کلاب پسرای سفید پوست

‫پس باید برم تو خیاطی سیاه پوست ها کار کنم

‫که از این قضیه نجات پیدا کنم ، درسته ؟

‫واقعا تصمیمت جدی هست ؟

‫آره

‫می دونم اصلا آسون نیست

‫ولی حداقل ، تمام تلاشمو می کنم

‫نیاز دارم که توی این ماجرا هم پشتم باشی

‫هرچی تو بگی ، منم همون رو میگم

‫می دونی که من همیشه حمایتت می کنم

‫همیشه

‫تو مثه قهرمان ها هستی

‫لطفا سر جاتون قرار بگیرید

‫اینو می بینید ؟

‫این نشان آتش نشان بهیار لس آنجلس هست

‫شما همه اینجا اومدید به خاطر اینکه میخواید این لباس رو بپوشید

‫ولی اکثر شما ها هیچوقت موفق نمی شید

‫خب ویلسون بهمون نشود بده چی بلدی

‫حواست به تکنیک هات باشه ، سریعتر

‫بزن بریم ویلسون ، زود باش

‫با همین سرعت حرکت کن

‫عضویت در بهترین شغل جهانی

‫سرویس نجات از مرگ افراد چیزیه که باید به دستش بیارید

‫چه به صورت فیزیکی چه ذهنی ،

‫شما امتحان خواهید شد و بعدش زندگیتون به اون بستگی داره

‫فقط به خاطر شغلی هست که داریم

‫شغلمون مربوط به مرگ و زندگی ِ

‫فشار بده

‫برو حرکت کن

‫همینه ، خودشه

‫نذارید بمیره

‫بکش بالا ، بکش

‫برو

‫لعنتی ، ویلسون ما وظیفمون اینه که گربه ها رو نجات بدیم نه اینکه اونارو رو سرمون بذاریم

‫فکر نکنم از پسش بربیای ویلسون

‫زودباش ویلسون نمیدونم می تونی از پسش بر بیای یا نه

‫چقدر دلت میخواد لباس آتش نشان ها رو بپوشی ، ویلسون ؟

More Farsi Persian subtitles for 9-1-1

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left