Georgie & Mandy's First Marriage

Georgie & Mandy's First Marriage

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Georgie and Mandy Spinoff S02E02 10bit x265 720p WEBRip
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

other
Published on: 2025-11-01
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 185 lines.

SANDS Movie

‫آنچه در اولین ازدواج جورجی و مندی گذشت...

‫این شبکه هفت بود، اونا میخوان من جایگزین ‫دختر هواشناس اصلی توی روز جمعه بشم.

‫من مندی مک‌ آلیسترم.

‫همونطور که می‌بینید، این برکه کوچیک ‫که به من گفته شده توش وایسم...

‫اون بدبخت به نظر میرسه.

‫باید این رو ضبط کنیم.

‫اون یه ماره!

‫مار!

‫اون یه مار بزرگه.

‫من؟

‫من چیکار کردم؟

.اوه، البته

‫خیلی خب، سی‌ سی، یا باید خیلی ‫بامزه باشی یا یه تب درست کنی.

‫خیلی خب...

‫سلام.

‫میدونی با چه سرعتی داشتی میرفتی؟

‫خب، بستگی داره.

‫میدونی من با چه سرعتی میرفتم؟

‫میدونم.

‫این بدشانسیه.

‫متاسفم، من فقط...

‫وایسا، مگه تو خانم هواشناسی از کانال هفت نیستی؟

‫اوه، خب...

‫در واقع، آره منم.

‫باورت نمیشه چه اتفاقی افتاد.

‫به خاطر سرعت غیرمجاز من رو نگه داشتن...

‫اوه، من رانندگیت رو دیدم، باور میکنم.

.منظورم این نیست

‫میخواست من رو جریمه کنه، ‫بعد من رو از تلویزیون شناخت و ولم کرد.

‫خب، با چه سرعتی میرفتی؟

‫مهم نیست.

‫من میتونم از زیرش در برم!

‫سی‌ سی باهات بود؟

‫آره، و کل مدت کاملاً در امان بود.

‫الان کجاست؟

‫الان برمیگردم.

‫پس فقط با یه اخطار من رو ول کرد.

‫آه، چه جالب!

‫خیلی هیجان زده بودم، ‫سخت بود که با سرعت به خونه نرم.

‫- ولی رفتی. ‫- رفتم.

‫میدونی، خشکشویی عکس های ‫سلبریتی ها رو روی دیوار زده.

‫شاید باید عکس سرت رو بهشون بدیم.

‫اوه، خب، من، من خودم رو سلبریتی نمیدونم.

‫منظورم اینه که پلیس گفت، ولی من نمیگم.

‫میدونید، همیشه برام سوال بوده، ‫اون آدما با عکسشون میرن اون تو،

‫یا ازشون خواسته میشه یه عکس بیارن ‫و دفعه بعد با خودشون میارن؟

‫اینا چیزاییه که تو بهشون فکر میکنی؟

‫من طبیعتاً کنجکاوم.

‫خیلی باحال میشه عکس دخترم رو ‫کنار کارولین مینکس روی دیوار ببینم.

‫کی؟

‫دوشیزه مدفورد ۱۹۷۸.

‫اون حلقه زد.

‫اگه تخفیف بگیریم، میگم یه عکس ازشون ببر.

‫تو اصلاً چی رو میدی خشکشویی؟

‫کت و شلواری که توی مراسم ختم بابام پوشیدم، چطوره؟

‫خیلی زود فضا غمگین شد.

‫داری چیکار میکنی؟

‫دارم به نامه های طرفدارها جواب میدم.

‫اوه، چه باحال.

‫یه بار یه نامه برای تونی دانزا فرستادم.

‫اون هیچ وقت جواب نداد.

‫ازش چی پرسیدی؟

‫واقعاً رئیس کی بود؟

‫فکر کنم هیچ وقت نفهمیم.

‫خب، فکر میکنم مهمه که بیننده‌ ها ‫بدونن که من ازشون قدردانی میکنم.

‫امیدوارم یکم قدردانی برای بزرگترین ‫طرفدارت ذخیره کرده باشی.

‫خب، ممکنه رقیب داشته باشی، ‫چون این یکی از من یه نقاشی کشیده.

‫خب، این یکم زننده‌ست، اینطور نیست؟

‫به یه نقاشی حسودی نمیکنی، مگه نه؟

‫خب، البته که نه.

‫چون من اصلش رو دارم،

‫و توئم توی اون پیراهن گشاد ‫و شورت عینکی همونقدر جذابی.

‫باشه، باید اینو تموم کنم.

‫خیلی خب. من فقط دعاهام رو میخونم.

‫خداوندا، خیلی ممنونم برای همسر فوق‌ العاده و زیبام.

‫ظریف بود.

‫ببخشید، من دارم با خدا حرف میزنم.

‫لطفاً بهم اجازه بده بهش به روش همسری ‫نشون بدم که چقدر دوستش دارم.

‫- وای، چه خبره؟ ‫- دعاهات مستجاب شدن، خفه شو.

‫کجا میری؟

‫ازم خواستن توی بازی بیسبال دبیرستان پیانو بزنم.

‫واقعاً؟

‫میدونی چی بزنی؟

‫موسیقی ارگ قدیمی.

‫و من "سرود معروف بیسبال" رو یاد گرفتم

‫و "bah-bah-bah-bah-bup-bah!"

‫بهش میگن "حمله".

‫باشه.

‫بهت پول میدن؟

‫فکر نکردم بپرسم.

‫آره، چرا باید میپرسیدی؟

‫هی، من دارم میرم یه سری کارها رو ‫انجام بدم، میخوای باهام بیای؟

‫اوه، کجا میری؟

‫اداره پست، خواربارفروشی، شاید خشکشویی.

‫تو فقط میخوای من بیام که من رو نشون بدی.

‫آره. برو لباس عوض کن.

‫بفرمایید.

‫ممنون.

‫نمیدونم دخترم رو ملاقات کردید یا نه.

‫- مندی. ‫- سلام.

‫شاید بشناسیدش.

‫فکر نکنم.

‫خب، دختر من اینجا...

‫- مامان، بسه دیگه. ‫- اون فقط داره فروتنی میکنه.

‫اون دختر هواشناس آخر هفته‌ست.

‫عکس سرش اینجاست، شاید بخواید به دیوار بزنید.

‫- مامان... ‫- چیه؟

‫اون نمیخواد!

‫معلومه که میخواد، فقط داره دست و پاچه میشه.

‫اگه خودکار دارید، امضا میکنه.

‫باشه، ما داریم میریم، ممنون.

‫کانال هفت، ساعت ۶:۰۰، اون خیلی خوبه.

‫مامان!

‫اوه، چه خوب.

‫اینطوری هر روز وقتی ترکت میکنه میتونی ببینیش.

‫هی، حسودی نکن.

‫اگه یه روز با یه دختری قرار گذاشتی و اون توی ‫تلویزیون بود، توئم میتونی عکسش رو بزنی.

‫برای اطلاعت، من با یه دختری قرار گذاشتم ‫که یه بار توی برنامه موری بود.

‫من پدرش نبودم.

‫هی، اومدی دنبال کامیونت؟

‫آره. آماده‌ست؟

‫- آره جناب. الان کلیدها رو میارم. ‫- باشه.

‫خیلی خب، بذار حسابت رو صاف کنم.

‫- نقد یا کارت؟ ‫- اوه، کارت.

‫هی، اون دختره همون هواشناس جدیده نیست؟

‫دقیقاً خودشه.

‫اوه، چه خوشگله، مگه نه؟

‫زن جذابیه.

‫که توی کارش هم خوبه.

‫خب، اون اینجا میاد؟

‫بعضی وقتا.

‫واقعاً انقدر توی واقعیت هم جذابه؟

‫هی، اون زن منه.

‫ببخشید.

‫ولی آره.

‫اینم کلیدهاتون.

‫- اوه، ممنون. ‫- خواهش میکنم.

‫هی، واقعاً با اون دختر هواشناس ازدواج کرده؟

‫نه. این چیزیه که بهت گفته؟

‫میدونستم اون خیلی برای تو جذابه.

‫هی، رفیق، ما با اولین تلاش بچه دار شدیم.

‫چه نجات خوبی.

‫شاید باید یه تلویزیون بزرگ تر بگیریم.

‫بزرگ تر؟

‫این یکی ۲۷ اینچه.

‫میدونم، ولی الان یه مدل هایی اومده دو برابر اینه.

‫این ۱۵۰۰ دلاره و تقریباً ۴۰۰ پوند وزن داره.

‫آره، ولی این میشه فقط... چی، این چقدر میشه؟

‫میشه سه، چهار دلار در هر پوند؟

‫تلویزیون بزرگ تر میخوای، نزدیک تر به همین بشین.

‫سلام.

‫هی، چطور پیش رفت؟

‫خوب نبود.

‫اوه، نه، عزیزم، چی شد؟

‫خب، توی اینینگ اول، ‫من سرود معروف بیسبال رو نواختم.

‫ام. نه، تو نباید اون رو تا اینینگ هفتم بزنی.

‫من از این موضوع مطلع شدم.

‫خب، هر کسی میتونست این اشتباه رو بکنه.

‫من همچنین وقتی تیم دیگه در حال ‫ضربه زدن بود آهنگ "حمله" رو نواختم.

‫اوه، خدای من.

‫خب، کسی نگفت "حمله"؟

‫اونا گفتن "هو!"

‫شاید اونا تیم دیگه رو هو میکردن.

‫یکی یه هات داگ به طرف من پرت کرد.

‫پس ناهار خوردی؟

‫- سلام. ‫- سلام.

‫داشتم فکر میکردم بریم شام غذای مکزیکی ‫بخوریم، یه شب رمانتیک داشته باشیم.

باشه، ‫خب، هیچی مثل لوبیا و پنیر ‫نشون‌ دهنده‌ رمانتیک بودن نیست

این ‫یعنی آره؟

‫البته، بذار برم یه دوش بگیرم

‫پیراهن شیکم رو بپوشم.

‫به چی میگی پیراهن شیک؟

‫خب، اونی که اسمم روش نباشه.

‫چه دوش طولانی‌ ای بود.

‫مجبور شدم پاهام رو اصلاح کنم.

‫چی شد؟

‫پنج دقیقه دیگه.

‫من فکر میکنم تو بدون آرایش هم خوشگلی.

‫این برای تو نیست.

‫آخرشه.

‫مندی، فقط یه شامه.

‫آره، ولی اگه شناخته بشم چی؟

‫خب، اگه رستوران بسته باشه که شناخته نمیشی.

‫خیلی خب، تموم شد.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left