Lovely Molly

Lovely Molly

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Lovely Molly 2011 BluRay 1080p DTS x264-CHD
A Commentary by SoNoFcYrUs
( ارائه ای از تیم ترجمه مووی سنتر ( فیلم باران قدیم

Tags

BluRay
x264
1080
TS
HD
Published on: 2012-09-25
Downloads: 46
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. هر اتفاقی که افتاد من خودم نبودم

... هر کاری که میکردم

. من دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم

. نمیزاره انجامش بدم

. گرسنمه

سلام شما "پستور بابی" هستی درسته ؟ - . بله خانوم -

. سلام - . دیدنتون باعث افتخاره -

. چه روز قشنگیه ، واقعاً روز قشنگیه

. منم باهات موافقم

. عشق واقعی رو تعریف کن

. اینم عشق واقعی

. واسه "تیم" خوشحالم - آره ، شما کی هستین ؟ -

. من عموی بزرگش هستم - عموی بزرگش ؟ -

. آره ، آره - چرا عموی بزرگشی ؟ -

. "سلام عمه "مولی . من خوشحالم که شما دارین ازدواج میکنید

تو از تیم خوشت میاد ؟

. عالی نیست ولی بدک هم نیست

. من همون احساس رو دارم که تو پروم داشتم

پس این دفعه دیگه کرم نمیزنی ؟

. ای کثافت ، تو گفتی تا بمیرم هم به کسی نمیگم

استرس داری ؟ - . یه کوچوله -

. خوب میشم - . تو که خوبی پسر -

. فقط نمی دونم چیکار باید بکنم

. هر چی بابی گفت رو تکرار کن ، بابی پاستور

. بابام رو که میشناسی ، چهار بار انجامش داده

منظورم اینه که مگه چقدر میتونه سخت باشه ؟

. برو گمشو ما عجله داریم . باشه

... نمی دونی که اگر قبل از عروسی از

. عروس فیلم برداری کنی بد شانسی میاره ...

. از اون پشت باید بریم

چی ؟ - . از اون راه -

. این اونجوری نیست که تمرین میکردیم

چی ؟ - مطمئنی ؟ -

. منم همینو بهش گفتم

. یاخدا ، لامصب چه میندازه

. خب ، خانوم ها ، فکر کنم اشتباه کردم

. ما باید برگردیم از اون جلو بریم

. آره باید از اون جلو میرفتیم

. مسخره مون کردی ؟ نکبت

میفهمی چقدر دیرمون شده ؟

... و در تندرستی و موفقیت هاش کنارش باشی

و بهش وفادار باشی ؟

. قبول میکنم

. "خانوم ها و آقایون ، این شما و این هم "تیم و مولی رینولدز

... "به یاد برادرم "بن" و "تمی

... که میدونم الان دارن از اون بالا ...

... دختر کوچولو شون رو نگاه میکنن که داره یه زندگی جدید ...

. رو با شوهرش شروع میکنه ، تبریک میگم ...

. خداوند شما رو دوست داره ، به سلامتی -

. به سلامتی

... منم دوست دارم از این فرصت استفاده کنم و ازتون عذرخواهی کنم

. واسه وقت هایی که ناراحت تون کردم ...

. ببوس ببوس ببوس

. سه

. لعنتی لعنتی

ترجمه و زیرنویس مهسا ( Amir.H.SA ) امیر

این دیگه چیه ؟

کدوم حسگره ؟ - . نمی دونم -

. حسگره تو آشپزخونه

. الو

. اوه ، سلام ، آره

. حسگره که مال در پشتیه ، همونی تو آشپزخونه ست

. نمی دونم ، نمی دونیم

. یه لحظه گوشی دستت میخوای پلیس رو خبر کنن ؟

. من چه میدونم . میگم نمی دونم

. آره ، بهشون زنگ بزن

. ما همینجا می مونیم

. پیشم بمون

. باشه ، چیزی نیست . باشه -

. خیلی خب

. من میرم یه سرو گوشی آب بدم

. احتمالاً حسگره خراب شده ، چیزی نیست

... ولی - . چیزی نیست ، فقط یه سر میزنم پایین -

. فکر نمیکنم چیزی باشه

نه ، بهتر نیست همینجا بمونیم تا موقعی که پلیس ها بیان ؟

. باشه ، تو بمون من یه یه سر میزنم میام

. نه ، لازم نکرده ، اگه تو بری منم میام

. باشه بیا ولی ساکت باش

. آهای

. آهای

کی اون پایینه ؟

چه کره خری اون پایینه ؟

... اگه سرت رو دوست داری و نمیخوای منفجرش کنم نیا بالا

. من شاتگان دستمه ...

. چیزی نیست چیزی نیست

. تا موقعی که پلیس ها بیان همینجا میمونیم

. سلام - شما دزدگیرتون صدا داده بود ؟ -

. آره ، تقریباً 15 دقیقه پیش از در پشتی

میشه بیام تو ؟ - . بله بفرمایید -

. ما صدای پا شنیدیم

در پشتی کجاست ؟ - . همینجاست -

. لعنتی - . وای خدای من -

مطمئنی وقتی رفتی بخوابی این دره قفل بود ؟

. آره ، خودم قفلش کردم

. چون اینجا هیچ نشونه ای از ورود غیرمجاز نیست

. به خدا قسم خودم دره رو قفل کردم

کسی دیگه ای هم اینجا زندگی میکنه ؟

. نه - ... کسی رو میشناسید که به هر دلیلی بخواد

این موقع شب بیاد اینجا ؟ ...

. نه ، کسی رو نمی شناسم

. من میرم یه گشتی اطراف خونه بزنم

. شما بهتره برین تو اطاق تون و منتظر بمونین

شما وقتی من اومدم کجا بودید ؟

. طبقه ی بالا ، تو اتاق مون

. باشه ، پس برین بالا و در رو قفل کنید

. وقتی کارم تموم شد میام پیشتون

. من کارم تموم شد

. ما همیشه از این جور تماس ها داریم

... در یا پنجره کامل بسته نیست و

. یواش باز میشه ، آژیر هم صدا میده ...

. آره فکر کنم همین جوری بوده

. متاسفم که این همه راه رو اومدید

. اشکالی نداره چند وقته که شما اینجایین ؟

. فکر کنم سه ماهی میشه

. اینجا مال والدین اونه

. آره ، من موقع ای که پدرت مرد اینجا بودم

Yeah, we just had the alarm put in about a month ago.

I'm a truck driver, so I'm gone a lot.

That's smart.

. سعی کنید یکم بخوابید ، شب بخیر

. ممنون افسر

. ممنون که اومدید

. من یادمه که اون دره لعنتی رو قفل کرده بودم

. مولی" من متاسفم ، معذرت میخوام"

میخوای چی کار کنم ؟

. "فردا تولدمه "تیم

. دوست دارم تو پیشم باشی

. وقتی برگشتم یه کاریش میکنم

. یه کاری میکنیم

. باهم شام میریم بیرون

. میتونیم "هانا" و "پیتر" رو هم دعوت کنیم

باشه ؟

. من دارم میرم

. تولدت مبارک

. هی "تیم" بابت امروز صبح متاسفم

... من

... من میدونم که تو بخاطر خودمون سخت کار میکنی و

. و من درک میکنم ...

... واقعاً میگم ، میدونی فقط بعضی وقتا که نیستی

. من واقعاً تو اون خونه تنها میشم ...

. دوست دارم عزیزم

... و - . "مولی"

. هنسلی" تو اتاق استراحت منتظرته"

. لعنتی من باید برم "هنسلی" دنبالم میگرده

. عاشقتم ، گوشواره ها رو هم دوست دارم

. مواظب باش ، خداحافظ

. تولدت مبارک

فکر کردی فراموش کردیم نه ؟

. آره

. بیخیال ، امروز تولدمه

. خیلی وقته

آره

. نه صبرکن "مولی" نکش ، بدش به من

. تو نباید بکشی ، بدش به من

. میدونستم نباید بهت بدم

. خیلی بد شد

. لعنتی ، من یه مادرم

. من نیستم ، پس بدش به من

مطمئنی "مولی" ؟

. لعنتی ، خیلی برات بد بودم

. نبودی - . چرا بودم -

. نه ، راستش خیلی هم خوب بودی

. تو همیشه اون جا بودی

. اوه عزیزم ، باورم نمیشه که تو برگشتی تو اون خونه

. باید وقتی که پدرت مرد می فروختیمش

. خیلی بد شد چون یه پاپاسی هم نمی ارزید

. و همین طور باورم نمیشه که تو آشپزخونه مامان داریم مواد میکشیم

. راست میگی

وای ساعت چنده لعنتی ؟

. وای

. من باید برم فروشگاه

. لعنتی

هانا" ؟" - چیه ؟ -

. یه هفته قبل از اینکه مامان بمیره رو یادته

همش مجبورمون میکرد از بیرون واسش گل بیاریم ؟

. اون خیلی میخواست که ما از اینجا بریم

. تولدت مبارک عزیزم

. دوست دارم - . دوست دارم -

. پیت رو بجای من ببوس - . باشه حتماً -

... "مولی"

. ببین ، احتمالاً بچه های همسایه ها بودن

... اینجا خیلی وقته که خالی بوده و

. بچه ها اینجا زیاد میچرخیدن

. بعد از یه مدتی دیگه نمیان

. درسته

... فردا میرم در خونه هاشون و

. به والدین شون اطلاع میدم که جریان چیه ...

. اونا معمولاً به مسائل اینجوری اهمیت میدن

. باشه

شما خوبید خانوم "رینولدز" ؟

تو پدرم رو قبل از اینکه بمیره میشناختیش ؟

. آره

. شخصاً نه فقط چند بار که اومدم اینجا دیدمش

. من هیچی ازش یادم نمیاد

Probably a good thing.

... من نمیدونم تو چه مرگته که نمیای پیش

. منو "پیتر" بمونی ، ما ناراحت نمی شیم

آره ، ولی تو که میدونی من نمی تونم هر روز که تیم . میره بیام خونه شما

. اینجوری باید هر هفته بیام خونه تون

. چی چییو هر هفته فقط همین یه بار

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left