The first 200 lines.
. هر اتفاقی که افتاد من خودم نبودم
... هر کاری که میکردم
. من دیگه نمیتونم خودمو کنترل کنم
. نمیزاره انجامش بدم
. گرسنمه
سلام شما "پستور بابی" هستی درسته ؟ - . بله خانوم -
. سلام - . دیدنتون باعث افتخاره -
. چه روز قشنگیه ، واقعاً روز قشنگیه
. منم باهات موافقم
. عشق واقعی رو تعریف کن
. اینم عشق واقعی
. واسه "تیم" خوشحالم - آره ، شما کی هستین ؟ -
. من عموی بزرگش هستم - عموی بزرگش ؟ -
. آره ، آره - چرا عموی بزرگشی ؟ -
. "سلام عمه "مولی . من خوشحالم که شما دارین ازدواج میکنید
تو از تیم خوشت میاد ؟
. عالی نیست ولی بدک هم نیست
. من همون احساس رو دارم که تو پروم داشتم
پس این دفعه دیگه کرم نمیزنی ؟
. ای کثافت ، تو گفتی تا بمیرم هم به کسی نمیگم
استرس داری ؟ - . یه کوچوله -
. خوب میشم - . تو که خوبی پسر -
. فقط نمی دونم چیکار باید بکنم
. هر چی بابی گفت رو تکرار کن ، بابی پاستور
. بابام رو که میشناسی ، چهار بار انجامش داده
منظورم اینه که مگه چقدر میتونه سخت باشه ؟
. برو گمشو ما عجله داریم . باشه
... نمی دونی که اگر قبل از عروسی از
. عروس فیلم برداری کنی بد شانسی میاره ...
. از اون پشت باید بریم
چی ؟ - . از اون راه -
. این اونجوری نیست که تمرین میکردیم
چی ؟ - مطمئنی ؟ -
. منم همینو بهش گفتم
. یاخدا ، لامصب چه میندازه
. خب ، خانوم ها ، فکر کنم اشتباه کردم
. ما باید برگردیم از اون جلو بریم
. آره باید از اون جلو میرفتیم
. مسخره مون کردی ؟ نکبت
میفهمی چقدر دیرمون شده ؟
... و در تندرستی و موفقیت هاش کنارش باشی
و بهش وفادار باشی ؟
. قبول میکنم
. "خانوم ها و آقایون ، این شما و این هم "تیم و مولی رینولدز
... "به یاد برادرم "بن" و "تمی
... که میدونم الان دارن از اون بالا ...
... دختر کوچولو شون رو نگاه میکنن که داره یه زندگی جدید ...
. رو با شوهرش شروع میکنه ، تبریک میگم ...
. خداوند شما رو دوست داره ، به سلامتی -
. به سلامتی
... منم دوست دارم از این فرصت استفاده کنم و ازتون عذرخواهی کنم
. واسه وقت هایی که ناراحت تون کردم ...
. ببوس ببوس ببوس
. سه
. لعنتی لعنتی
ترجمه و زیرنویس مهسا ( Amir.H.SA ) امیر
این دیگه چیه ؟
کدوم حسگره ؟ - . نمی دونم -
. حسگره تو آشپزخونه
. الو
. اوه ، سلام ، آره
. حسگره که مال در پشتیه ، همونی تو آشپزخونه ست
. نمی دونم ، نمی دونیم
. یه لحظه گوشی دستت میخوای پلیس رو خبر کنن ؟
. من چه میدونم . میگم نمی دونم
. آره ، بهشون زنگ بزن
. ما همینجا می مونیم
. پیشم بمون
. باشه ، چیزی نیست . باشه -
. خیلی خب
. من میرم یه سرو گوشی آب بدم
. احتمالاً حسگره خراب شده ، چیزی نیست
... ولی - . چیزی نیست ، فقط یه سر میزنم پایین -
. فکر نمیکنم چیزی باشه
نه ، بهتر نیست همینجا بمونیم تا موقعی که پلیس ها بیان ؟
. باشه ، تو بمون من یه یه سر میزنم میام
. نه ، لازم نکرده ، اگه تو بری منم میام
. باشه بیا ولی ساکت باش
. آهای
. آهای
کی اون پایینه ؟
چه کره خری اون پایینه ؟
... اگه سرت رو دوست داری و نمیخوای منفجرش کنم نیا بالا
. من شاتگان دستمه ...
. چیزی نیست چیزی نیست
. تا موقعی که پلیس ها بیان همینجا میمونیم
. سلام - شما دزدگیرتون صدا داده بود ؟ -
. آره ، تقریباً 15 دقیقه پیش از در پشتی
میشه بیام تو ؟ - . بله بفرمایید -
. ما صدای پا شنیدیم
در پشتی کجاست ؟ - . همینجاست -
. لعنتی - . وای خدای من -
مطمئنی وقتی رفتی بخوابی این دره قفل بود ؟
. آره ، خودم قفلش کردم
. چون اینجا هیچ نشونه ای از ورود غیرمجاز نیست
. به خدا قسم خودم دره رو قفل کردم
کسی دیگه ای هم اینجا زندگی میکنه ؟
. نه - ... کسی رو میشناسید که به هر دلیلی بخواد
این موقع شب بیاد اینجا ؟ ...
. نه ، کسی رو نمی شناسم
. من میرم یه گشتی اطراف خونه بزنم
. شما بهتره برین تو اطاق تون و منتظر بمونین
شما وقتی من اومدم کجا بودید ؟
. طبقه ی بالا ، تو اتاق مون
. باشه ، پس برین بالا و در رو قفل کنید
. وقتی کارم تموم شد میام پیشتون
. من کارم تموم شد
. ما همیشه از این جور تماس ها داریم
... در یا پنجره کامل بسته نیست و
. یواش باز میشه ، آژیر هم صدا میده ...
. آره فکر کنم همین جوری بوده
. متاسفم که این همه راه رو اومدید
. اشکالی نداره چند وقته که شما اینجایین ؟
. فکر کنم سه ماهی میشه
. اینجا مال والدین اونه
. آره ، من موقع ای که پدرت مرد اینجا بودم
Yeah, we just had the alarm put in about a month ago.
I'm a truck driver, so I'm gone a lot.
That's smart.
. سعی کنید یکم بخوابید ، شب بخیر
. ممنون افسر
. ممنون که اومدید
. من یادمه که اون دره لعنتی رو قفل کرده بودم
. مولی" من متاسفم ، معذرت میخوام"
میخوای چی کار کنم ؟
. "فردا تولدمه "تیم
. دوست دارم تو پیشم باشی
. وقتی برگشتم یه کاریش میکنم
. یه کاری میکنیم
. باهم شام میریم بیرون
. میتونیم "هانا" و "پیتر" رو هم دعوت کنیم
باشه ؟
. من دارم میرم
. تولدت مبارک
. هی "تیم" بابت امروز صبح متاسفم
... من
... من میدونم که تو بخاطر خودمون سخت کار میکنی و
. و من درک میکنم ...
... واقعاً میگم ، میدونی فقط بعضی وقتا که نیستی
. من واقعاً تو اون خونه تنها میشم ...
. دوست دارم عزیزم
... و - . "مولی"
. هنسلی" تو اتاق استراحت منتظرته"
. لعنتی من باید برم "هنسلی" دنبالم میگرده
. عاشقتم ، گوشواره ها رو هم دوست دارم
. مواظب باش ، خداحافظ
. تولدت مبارک
فکر کردی فراموش کردیم نه ؟
. آره
. بیخیال ، امروز تولدمه
. خیلی وقته
آره
. نه صبرکن "مولی" نکش ، بدش به من
. تو نباید بکشی ، بدش به من
. میدونستم نباید بهت بدم
. خیلی بد شد
. لعنتی ، من یه مادرم
. من نیستم ، پس بدش به من
مطمئنی "مولی" ؟
. لعنتی ، خیلی برات بد بودم
. نبودی - . چرا بودم -
. نه ، راستش خیلی هم خوب بودی
. تو همیشه اون جا بودی
. اوه عزیزم ، باورم نمیشه که تو برگشتی تو اون خونه
. باید وقتی که پدرت مرد می فروختیمش
. خیلی بد شد چون یه پاپاسی هم نمی ارزید
. و همین طور باورم نمیشه که تو آشپزخونه مامان داریم مواد میکشیم
. راست میگی
وای ساعت چنده لعنتی ؟
. وای
. من باید برم فروشگاه
. لعنتی
هانا" ؟" - چیه ؟ -
. یه هفته قبل از اینکه مامان بمیره رو یادته
همش مجبورمون میکرد از بیرون واسش گل بیاریم ؟
. اون خیلی میخواست که ما از اینجا بریم
. تولدت مبارک عزیزم
. دوست دارم - . دوست دارم -
. پیت رو بجای من ببوس - . باشه حتماً -
... "مولی"
. ببین ، احتمالاً بچه های همسایه ها بودن
... اینجا خیلی وقته که خالی بوده و
. بچه ها اینجا زیاد میچرخیدن
. بعد از یه مدتی دیگه نمیان
. درسته
... فردا میرم در خونه هاشون و
. به والدین شون اطلاع میدم که جریان چیه ...
. اونا معمولاً به مسائل اینجوری اهمیت میدن
. باشه
شما خوبید خانوم "رینولدز" ؟
تو پدرم رو قبل از اینکه بمیره میشناختیش ؟
. آره
. شخصاً نه فقط چند بار که اومدم اینجا دیدمش
. من هیچی ازش یادم نمیاد
Probably a good thing.
... من نمیدونم تو چه مرگته که نمیای پیش
. منو "پیتر" بمونی ، ما ناراحت نمی شیم
آره ، ولی تو که میدونی من نمی تونم هر روز که تیم . میره بیام خونه شما
. اینجوری باید هر هفته بیام خونه تون
. چی چییو هر هفته فقط همین یه بار
No comments yet. Be the first to leave one.