The first 200 lines.
~سیارهی تنهای من~
♥ قسمت هفتم ♥
،نمیتونم بهتون توضیح بدم
ولی بهتون اطمینان میدم که
هم کمپانی و هم من
.میتونیم راحت و بدون مشکل کار کنیم
باور دارم که
.میتونم توی رقابت روز مجردها(روز 11) برنده بشم
،میاو یو، بین ما
.هیچ برد و باختی وجود نداره
،من درمورد قیمت بهت مشورت دادم
،فقط برای اینکه از شان و مقامت محافظت کنم
.ولی این فرصت آخرته
.یادت باشه که چه قولی دادی
،اگه توی روز مجردها شکست بخوری
.آماده باش تا از شغلت استعفا بدی
اگه دکتر بی ما رو درمان کنه چی؟
.بالاخره با ویدیو چت با دکتر بی موافقت کردی
ولی چرا باید این کار رو توی خونهی تو انجام بدیم؟
!تا مخفی نگهش داریم
.توی کافیهی سنسن مشتری هست
.مناسب و راحت نیست
.تو یه دختری
.نمیتونم همینطوری پاشم بیام توی اتاقت که
.خوب نیست اگه مردم شایعه پراکنی کنن
با پسر رستورانیه بهم زدی؟
.نه
پس توی رابطهاید؟
.نه واقعا
یه آدم مدگرا مثل اون همیشه گنگ و
.مردد و دودله
!به تو ربطی نداره
.خیلی خب
.دکتر، یه سوال دیگه دارم
.ما به حیوانات وصل شدیم
حیوانات هم به ما وصل میشن؟
.تا اونجایی که بقیهی بیمارها رو مشاهده کردم، خیر
.خیلی خب
.سوال آخر، لطفا
...ناراحتیای که گفتید
چرا ما ناراحتیم
و چطوری میتونیم کنترلش کنیم؟
...خب
.این یجورایی خارج از حوزهی تحقیقات منه
،توی جامعهی مدرن
.دلایل زیادی برای احساسات منفی وجود داره
.دو دلیل اصلی
.اول، مشکل در سرکار
،مثلا
،شما از قبل یه هدفی رو تعیین میکنی
.ولی به انجام رسوندنش پر از دردسر و مشکلاته
.همکارها کمک نمیکنن
.مافوقها خیلی سختگیرن
.حتی زیردستای مورداعتماد هم بهت خیانت میکنن
.دوم، شکست توی یه رابطه
،مثلا
.روی یه نفر کراش داری
.ولی اون برای داخل رابطه رفتن، مردد و دودله
.یا توی رابطه بهت خیانت میکنه
.البته
.لازم نیست خیلی نگران باشید
،حالا
.ولی کم و بیش سیستم اتصال رو دارید
،وقتی که ناراحتید
نمیتونید تظاهر کنید که خوشحالید. درسته؟
.متصل شدید
!دیدید؟ وصل شدید
.نمیتونید تظاهر کنید که خوشحالید
.متصل شدید
!ارتباط برقرار کردید
!وصل شدید
.نه - .نه -
چرا مثل طوطی حرف میزنی؟ - چرا مثل طوطی حرف میزنی؟ -
،راستی
.کنجکاو شدم
درمورد چی؟
میو خانم درمورد من چی فکر میکنه؟
.دختر خنگ
.همیشه سراسیمه و پرسروصدا
.ولی سگ فرق میکنه
!یه سگ همیشه عاشق صاحبشه
،وقتی به من نگاه میکنی
حس میکنی که من عالی و بیعیبم، مگه نه؟
یادت نره که
.نصفِ تو، میو خانمه
.راست میگی
!چقدر دلم ماهی میخواد
!چقدر دلم یه استخون بزرگ میخواد
...چرا فکر میکنم که
داریم عادی و نرمال میشیم؟
!چه به حیوانات غبطه میخورم
یه استخون بزرگ یا یه ماهی
.میتونه به حالت نرمال برگردونشون
.برخلاف ما
،خیلی چیزا ما رو ناراحت میکنن
.درحالی که چیزای کمی خوشحالمون میکنن
اوضاع مغازت چطوره؟
.بد نیست
کارکنی استعفا نداده؟
.فقط شیشی و من توی مغازه کار میکنیم
.کس دیگهای نیست
،نمیخوام دخالت کنما
.ولی میخوام بهت یادآوری کنم
،تو فقط یه طراح نیستی
.یه مدیر هم هستی
باید یاد بگیری که
.چطوری کارمندا رو نگه داری
میخوای دوباره گولم بزنی؟
.من مغازمو نمیفروشم
!انقدر نمکنشناس نباش
،با درنظر گرفتن نقطه ضعفت توی ذهنم
.فقط محض احتیاط بهت یادآوری کردم
!مرد بنجل
منظورت چیه بنجل؟
.به نظرم که به اندازهی کافی مرتبم
.وقتی که دوست داری سخنرانی کنی، بنجل بنظر میرسی
.خیلی خب
.من بنجل، تو بیشیله پیله
خوبه؟
.آره
.ولی بازم بهت میگم
.به کارمندات بیشتر توجه کن
!آره. باید به چیزای جدید توجه کنم
.خیلی وقته که ایدهای نداشتم
!کافی به اندازهی تو احمق نیست
چجوری اینجات لک شده؟
شاید کافی پاهاش رو کثیف کرده
.و روی لباس من مالیده
!چه دوستداشتنی
!یه ایده دارم
!برمیگردم سرکارم
!چه دختر احمقی
.میو خانم، حسودی نکن
این پلیور راحتتره
.و برای کافی مناسبتره
الو؟
الو، ژو شیشی؟
.از بخش مدیریت منابع انسانی گردو تماس میگیرم
.بله، ژو شیشی هستم
.نتیجهی مصاحبتون رو میخواستم بهتون بگم
.شما رسما استخدام شدید
،اگه مشکلی ندارید
.دوشنبهی بعدی بیاید سرکار
واقعا؟
!اوه، ممنونم! ممنونم
!خیلی ممنونم
.چن، بذار کمکت کنم
.اشکالی نداره. خودم از پسش برمیام
.بذار کمک کنم
.به هرحال که روز آخرمه که اینجا کار میکنم
روز آخر؟
.چن، یه کار جدید گرفتم
.بعدازظهر میرم دنبالش
ولی چرا، شیشی؟
.چن
.تو رئیس خوبی هستی
.ولی ما طرز فکرمون توی کار کردن، باهم فرق داره
،تو توی دنیای خودت غرق شدی
.به هیچ چیزی به جز طراحی اهمیت نمیدی
.و به من اجازه نمیدی که تبلیغات کنم
.من کار میکنم تا چیزی بدست بیارم
.دیگه نباید بیشتر از این وقتم رو اینجا تلف کنم
،تو فقط یه طراح نیستی
.یه مدیر هم هستی
باید یاد بگیری که
.چطوری کارمندا رو نگه داری
.میاو یو حرف منطقیای زد
.باید با شیشی بیشتر ارتباط برقرار میکردم
.چن، بعدا میبینمت
!موفق باشی
.شی شی
.ببخشید
.امیدوارم زندگی خوبی توی جای جدید داشته باشی
.ممنونم چن
.دقت کنید. میخوام یه چیزی بهتون بگم
چی؟
.این ژو شیشی هستش
.اون با شما کار میکنه
.اون تجربهی کاری عالیای داره
.اون توی مغازهی خانم زشته مدیر بود
خانم زشته؟
.سلام به همه. من ژو شیشی هستم
.از ملاقاتتون خوشحالم
.خوش اومدی
.خوش اومدی. خوش اومدی
.بذار نشونت بدم
.این جای توعه
.اینجا کار میکنی
.و اینم پروندهی توعه
.باشه
.آقای میاو
.بیاین بهتون معرفی کنم
.ایشون همکار جدیدمون، ژو شیشی هستن
،اون گذاشت بری
یا اصلا بهش نگفتی؟
.گوشیهاتون رو بذارید روی میز
.این جلسه رو ضبط نکنید
...چی
.ما توی یه دوران مهم و پرماجرایی قرار داریم
بدرفتاریهای من
No comments yet. Be the first to leave one.