Bosch

Bosch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Bosch S06E01 1080p 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Bosch S06E01 iNTERNAL 1080p 720p WEB H264-GHOSTS
Bosch S06E01 1080p 720p WEB H264-iNSiDiOUS
Bosch S06E01 1080p 720p WEB H264-XLF
Bosch S06E01 WEBRip x264-ION10
A Commentary by StarTak
TvWorld.iNFO » StarTak

Tags

web
720p
720
1080
TS
webrip
x264
BRip
Published on: 2020-05-27
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در فصلِ قبلی "باش" گذشت...

‫به تمامی فرودگاه‌هایی که ‫این پیغام رو دریافت می‌کنن،

‫کارآگاه هری باش از پلیس لس‌آنجلس هستم.

‫- وقتِ پریدنه پلیس. ‫- یه حادثه هوایی رُخ داده.

‫یک مسافر مُرده.

‫یکی هم گُم‌شده.

‫من درحال حرکت به سمتِ ‫فرودگاه "وایت‌من" هستم. تمام.

‫کسی رو کشتی؟

‫درسته. سعی داشتن منو بکشن.

‫تا حالا چند نفر رو کشتی؟

‫چرا باید همچین سؤالی از من بپرسی؟

‫اسمش "گری وایز" ـه.

‫اون خبرچین‌ام بود.

‫- این تقصیر تو نیست "جی". ‫- به نظر که تقصیر منه.

‫چی شده؟

‫فکر کنم کسی دیدتش که داره با ‫"مارکوس" و "آریاس" حرف می‌زنه.

‫نکته‌اش اینجاست که...

‫خودم با هم آشناشون کردم.

‫تو روی پرونده‌ی قتل "اسکایلر" کار کردی؟

‫یه نفر توی دفترم گفت که دارن ‫راجع بهش تحقیق می‌کنن.

‫هیچ مبنا و اساسی پشت‌اش نیست. چرت و پرته.

‫من هرگز مدرک جاسازی نکردم. هرگز.

‫حرفت رو باور می‌کنم.

‫سمت راست امنه؟ ... صبر کن!

‫"کریت" و "برل".

‫این بهترین فرصت برای از بین ‫بردنِ شاخه های خشکیده است. ‫(منظورش به کارآگاه های پیرمرده)

‫- نمی‌تونیم که مجبورشون کنیم بازنشسته بشن. ‫- نه، ولی می‌تونیم انتقال‌شون بدیم.

‫کجا؟

‫"ب.پ.د"، ب.پ.د های لعنتی. همش می‌پرن توی پرونده ها. ‫(برنامه‌ی پیشرفت داوطلبان یا مربی‌گری پلیس های تازه‌کار)

‫کارشون همش "فلانی اینو گفت و فلانی اینو نگفت" ـه.

‫نه. گوه توش!

‫به‌جاش ترجیح میدم خودکشی کنم!

‫"چارلی هوان".

‫- از اداره‌ی مبارزه با موادمخدر ‫- تحتِ پوششی؟ (نفوذی هستی؟)

‫14 ماهه.

‫- این رنگ های آبی چیه؟ ‫- نواحی‌ای که طبق

‫نظرسنجی اولیه‌مون، توشون پیش‌تازی.

‫درجریان هستی که رئیس‌پلیس‌ها هیچ‌وقت ‫شانس خوبی به عنوان کاندید شهرداری، نداشتن.

‫- یه نفر داره آمار رو دستکاری می‌کنه. ‫- بررسی‌اش می‌کنم.

‫- واقعاً فکر می‌کنی کار به اونجا می‌کشه؟ ‫- به چی؟

‫لو دادن.

‫صبحِ امروز یه نفر از دفتر ‫دادستانی برام پیغام فرستاده.

‫رابط ات چه کسی‌ــه؟

‫خوب می‌دونی که نمی‌تونم بهت بگم.

‫این مسئله در دادگاه منحل می‌شود.

‫کارآگاه باش، برای شما آرزوی موفقیت دارم قربان.

‫و قدمِ شما همیشه در دادگاهِ بنده، روی چِشمه.

‫متشکرم عالی‌جناب.

‫شاید مدی دوست داشته باشه بیاد پیش‌ام به عنوان ‫دستیار و ببینه نصفِ دیگر مردم چجوری زندگی می‌کنن.

‫می‌دونم چیکار کردی.

‫چی شده؟ مشکلاتِ دوست‌پسری؟

‫- چون متوجه‌ِ تنشِ بین‌تون شدم. ‫- بحثِ اون نیست.

‫بحثِ توئه.

‫من؟

‫- مگه چیکار کردم؟ ‫- هیچی.

‫- همینی که هستی. ‫- وقتی آپارتمانِ

‫گری وایز رو گَشتیم، به موردِ عجیبی برخوردیم.

‫یه تفنگ 9 میلی‌متری "اسمیت و ویلسون" پیدا کردیم که ‫طِی یک جریانِ توقیفِ موادمخدر ضبط ‌اش کرده بودیم.

‫- چجوری این تفنگ سَر از اونجا درآورده؟ ‫- سؤال خوبیه.

‫کارِ یه نفر خودی‌ـه.

‫گری با این آدما چیکار داشت؟

‫چرا اونا پسرم رو کشتن؟

‫رابط ات، اسمش چیه؟

‫"ژاک آوریل".

‫صاحبِ یه سری فروشگاه زنجیره‌ای ‫"۷-ایلون" توی ناحیه "ساوت بِی"‌ـه.

‫- چیزی رو به ذهن‌ات میاره یا...؟ ‫- کی سا؟

‫- تو همونی هستی که فکر می‌کنم؟ ‫- اونی که میگی، کی باشه؟

‫ژاک آوریل، مقلب به "قصابِ پشین‌ویل"

‫کسی که دایی‌ام رو کُشت؟

‫اسمش چی بود؟

‫"آنتوان هکتور".

‫کارِ من نبود.

‫پدرم کُشت‌اش.

‫قضیه‌ی تفنگ های دزدی باید ‫کار یک یا چند نفر خودی بوده باشه.

‫کارِ هرکی بوده، ترس از لو رفتن ماجرا داشته.

‫- پلیس های فاسد ان. ‫- اینطور به نظر میاد.

‫کی؟

‫من تجربه و مهارت‌هام رو به گشت زدنِ ‫خیابان‌های این شهر بزرگ، مدیون هستم.

‫من یک پلیس‌ام و همیشه هم خواهم بود.

‫اما امروز در حضور شما ایستادم

‫تا اعلام کنم که قصد کاندید شدن ‫به عنوان شهردار لس‌آنجلس رو دارم.

‫- فکر می‌کنی می‌تونی نجات‌ام بدی. ‫- حالت خوبه؟

‫باهام حرف نزن، گورت رو گُم کن.

‫فکر می‌کنی تو تنها کسی ‫هستی که تا حالا تلاش کرده.

‫اُوردوز کرده! به اورژانس(911) زنگ بزن!

‫متوجهِ تاتویِ "در آرامش بخواب" شدم.

‫"دیزی" کیه؟

‫دخترشه.

‫اون به قتل رسیده.

‫حدود دَه سال پیش، 14 سالش بود.

‫من گوه‌کاری می‌کردم

‫اونم خسته می‌شد و فرار می‌کرد.

‫بعد یک روز،

‫اون رفت و... دیگه برنگشت.

‫پلیس جسدش رو پیدا کرد.

‫ولی قاتل‌اش رو، نه.

تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي‌کـنـد »

‫ - گرفتیش؟ - آره دارم میام. - بهتره عجله کنی.

‫"آلیشیا"؟

‫صندوق عقب رو باز کن.

‫کجاست؟

‫نزدیکه، نزدیکه.

‫بهتون میدم‌اش، به محض اینکه وِلش کنید.

‫گوه توش.

‫باید بدونم که اون سالمه یا نه.

‫نکن نکن خواهش می‌کنم.

‫منو لازم دارین!

‫قسمت اول از فصل 6 ‫"چشم‌انداز" (اُورلوک)

سامان تــرجــمــه از StarTak

‫سلام، چه زود اومدی.

‫گفتم زودتر از بقیه سَر برسم.

‫پرونده‌ی "دیزی کلایتون"؟

‫آره.

‫چند بار تا حالا این پرونده‌ی کوفتی رو نگاه انداختی؟

‫بیشتر نگاه کردن، ضرری نداره.

‫پیشرفتی نکردی؟

‫تا به اینجا که نه.

‫اگه می‌تونی از گذشته های خیلی دور

‫فاصله بگیری، یه پرونده‌یِ آدمِ زنده برات دارم.

‫فکر می‌کردم "وگا" و "پیرس" ترتیب‌اش رو میدن.

‫آره، رفتن همینکارو بکنن ولی بخاطر

‫اون پرونده‌ی اعضایِ بدنِ تیکه شده، احضار شدن.

‫"بیلت" میگه که تو و ادگار ‫مسئولیت‌اش رو برعهده بگیرید.

‫- باشه ‫- خیلی‌خوب.

‫پس این کودن‌ها کجان؟

‫جایی کاری داری؟

‫هری.

‫یه پرونده داریم.

‫فکر می‌کردم پیرس و وگا ترتیب‌اش رو میدن.

‫قراره بعداً برن دادگاه.

‫آدرس رو برام بفرست.

‫اونجا می‌بینمت.

‫- باید بری؟ ‫- یک دقیقه‌ی دیگه.

‫باش.

‫تو رو یادِ چیزی نمی‌اندازه؟

‫پرونده‌ی "چشم‌انداز". (اُورلوک) ‫(مربوط به فصل اول-اُورلوک همچنین اسم یک رمان نوشته‌ی ‫نویسنده‌ و طراح شخصیت باش یعنی مایکل کانلی هستش)

‫اسمِ قربانی‌شو یادت هست؟

‫اون دختره بازیگره؟ نه.

‫"لیندا فاستر".

‫چیزایی که تا الآن فهمیدین رو بگین.

‫"جاگر" چند ساعت پیش گزارش‌اش رو داده. ‫(احتمالاً منظورش از جاگر، یه شخصِ دَونده باشه یا اسم یه کسی‌ـه)

‫هویت‌اش؟

‫دکتر "استنلی کنت" 42 ساله.

‫شوهرِ آلیشیا کنت، آدرس هردوشون یکجاست.

‫- گوشی‌شو هم پیدا کردیم. ‫- خب تلاش‌تون رو بکنید،

‫مگراینکه زن‌اش رمز گوشی‌شو بدونه.

‫زن‌ام رمز گوشیِ منو می‌دونه.

‫زن‌ات رمز گوشی‌ات رو میدونه؟

‫صدالبته. شوهرت رمز گوشی خودتو می‌دونه؟

‫- شوخی می‌کنی؟ ‫- خلاصه قفل‌اش رو بشکنید.

‫"پورشه" مالِ کیه؟

‫به نام تجاری ثبت شده.

‫"فیزیک‌دانانِ پزشکی ک. و ک."

‫فیزیک‌دان پزشکی دیگه چیه؟

‫یه چیز سنگین این رَد ها رو گذاشته.

‫سلام سگِ بزرگ!

‫سلام هری.

‫هنوز دارم روی زمان مرگ‌اش کار می‌کنم.

‫اگه بخوای حدودی بگی؟

‫میشه گفت نصفه‌شب بوده.

‫حلقه‌ی پلاستیکی؟

‫نمی‌دونم واسه چیه.

‫مثل چیزایی که توی پاکتِ "کراکر جکس" پیدا می‌شه. ‫(برند تولید کننده‌ی اسنک که به جایزه های داخل پاکت هاش معروفه)

‫بعداً میام زمان دقیقِ مرگ رو ازت می‌پرسم.

‫باشه.

‫دو بار از ناحیه‌ی پُشتِ سَر، تیر خورده.

‫و با صورت به زمین افتاده.

‫روی گونه و پیشانی‌اش، ساییدگی هست.

‫تیر از سَرش نزده بیرون.

‫کالیبر(قُطر) گلوله کم بوده.

‫به حالتِ اعدام کشته شده، زانو زده بوده.

‫شما می‌تونید برید وضعیتِ زن‌اش رو چک کنید؟

‫هنوز نه.

‫اون چیه "پاتس" کارت شناسایی‌ـه؟

‫بیمارستان "سینت آگاتا". اونورش رو نشون بده.

‫کارت عبوره.

‫باشه ممنون پاتس.

‫برید به بیمارستان سینت آگاتا.

‫اگه کنت اونجا دفتر داره، پلمپ‌اش کنید.

‫یه حکم تفتیش واسه همه‌چی بگیرید،

‫گوشی، ایمیل، کارت عبور،

‫- همه‌چی. ‫- زن‌اش چطور؟

‫برعهده‌ی من.

‫دست ها بالا!

‫بچرخید. بچرخید.

‫زانو بزنید!

‫خیلی‌خوب.

‫آفرین آفرین.

‫تکون نخورید. ‫(به اسپانیایی گفت)

‫دست هاتو بیار عقب. آفرین.

‫خوبه خوبه.

‫خیلی‌خوب.

‫دست هاتو بده عقب.

‫آفرین.

‫محکم بگیرشون.

‫بلند شو. بلند شو.

‫اوه اینجا چی داریم؟

‫چی داریم ها؟

‫عوضیِ آشغال لعنتی.

‫اگه سلاح ها و پول هاشونو ضبط ‫و توقیف نکنن، مُچ‌شونو می‌گیریم.

More Farsi Persian subtitles for Bosch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left