The first 200 lines.
لعنتی، کاپشنم
آها، دیگه وقتش بود
تورنتو میتونه بهشون نشون بده
این خوبه
ترجمه و زیرنویس از بـــهزاد اصــلانی BluRay نسخه هماهنگ با
سلام
بای بای
سلام داداش، آماده ای؟
خبر خوب، امشب از اضافه کاری خبری نیست
برات یدونه بدون جی پی اس و آژیر پیدا کردم- چه خوب-
کسی کابل تلفن، دستمال کاغذی یا عروسک خرسی نمی خواد؟
من کابل رو برمی دارم
خرس و دستمال کاغذی رو بده به استیو
تازه دختره ولش کرده
سلام
بخوابید روی زمین
بیا اینجا
بیا اینجا، بیا اینجا
تکون نخور
...داو
اینجا چیکار می کنی؟
مامور مخفی ام، تو اینجا چیکار می کنی؟-
تعطیلات تو چین
من دیگه با جی آر سی کار می کنم- میدونم-
مراقب باش- اینجا تو منطقه ی من چیکار می کنی؟-
خب، در اصل، کل کشور دیگه منطقه ی منه
من یکساله که دارم باهاشون کار می کنم، پوششم رو برملا نکن
فروشگاه بسته شده، ما چیزی که می خواستیم رو داریم- نه، هنوز ندارید-
رئیس بزرگه اینجا نیست، هیچ کدوم از کله گنده ها اینجا نیستند
چی؟ باشه پس
چیکار می کنی؟
تو رو هم با بقیه دستگیر می کنم- نه-
بس نیست، کار نمی کنه
این آدما به هیچ کسی اعتماد نمی کنند
نظر بهتری داری؟
فکر کنم
اصلحه هاتون رو بذارید زمین، وگرنه اون می میره
اصلحه هاتون رو بذارید زمین، هرکاری میگه انجام بدید
اصلحه ها روی زمین- بذارین پایین اصلحه ها رو-
شما، بیاید این طرف، نمی خوام کسی پشتم باشه
نمی خوام کسی پشتم باشه، فهمیدید؟- اصلحه هاتون رو بذارید زمین-
اصلحه هاتون رو بیارید پایین- اون اصلحه ی لعنتی رو بذار زمین-
اون با ماست- از ماشین فاصله بگیرید-
تکرار می کنم، اون با ماست- گفتم کسی نره پشت سرم-
اصلحه ها تون رو بذارید زمین
دستاتون رو می خوام ببینم
تو برون
لعنتی، ریدم تو این وضع
فرانسویت خیلی بد نیست
چرا کله گنده هاشون اونجا نبودند؟
کی بهتون خبر داده؟
یک خبرچین که بعد از اینکه سعی کرده بود به یکی از مامورام ماشین مسروقه بفروشه قانعش کرده بودیم
خب، اون بازیتون داده
دی پیترو و دوبویز هیچ وقت اونجا نمیرن
تنها کاری که اونجا انجام میدن غیر فعال کردن جی پی اس و آژیر ماشینه
قبل از اینکه بفرستنشون به گاراژ اصلی
خب، لازم نیست تو دیگه برگردی- ما فقط کافیه دی پیترو رو پیدا کنیم-
با مدارکی که ازش جمع کردیم کارش تمومه
نه، قضیه ی بزرگ تری در جریانه
مطمئنم، یک سالی میشه که باهاشون بودم
میتونیم سخت تر بهشون ضربه بزنیم، اما من باید برگردم بینشون
خب، اما اگه من حس بدی پیدا کنم- هر کاری می کنی، نخارونش-
قسم می خورم اگه از یکی از دستورام سرپیچی کنی ماموریت رو کنسل می کنم
چی... دستورات؟
نه، نه، نه، نه، نه
من برای تو کار نمی کنم، من با تو کار می کنم
منطقه ای، فدرال
تحقیقات من تو رو در بر می گیره
اگه خوشت نمیاد میتونی بری، من خودم دی پیترو رو پیدا می کنم
میتونی بخزی بری پیش رئیست و
توضیح بدی که چطوری یک سال بودجه ی مالیاتی رو هدر دادی
تو عوض شدی
مرسی
حالا بیا بریم، ردیاب بهم وصله
افرادم چند دقیقه ی دیگه سر می رسند چطوری تو رو برت گردونیم بینشون؟
همچین چیزی تو ذهنت نبود، نه؟
نه
خب، چیزی نیست هنوزم میشه
خب، میگیم که تو من رو خلع صلاح کردی، درگیر شدیم با هم
تو کنترل ماشین رو از دست دادی و من فرار کردم
اما باید واقعی به نظر برسه
انگار که کیسه هوا تو صورتت باز شده باشه
...خب، به نظرت اون چطوری- لعنتی-
خوبی؟
شرمنده، ببینم
خوبه
جواب میده
تو اصلا عوض نشدی
مرسی
خب
نوبت منه، زود باش
من رو بزن
زود باش، نترس
زود باش
برگرد
باشه
احتمالا یکم سوزش داشته باشه- بی خیال پیر مرد-
این اولین دعوای من نیست
چیکار کردی؟
کاپشنم، روانی
تو واقعا تغییر کردی
تو خودت گفتی باید واقعی باشه
نه دیگه انقدر
چیزیت نمیشه
زخم سطحیه
خب، میتونی بدویی؟
میتونی بدویی؟
آها، آها
ولی مطمئن نیستم از این آدم جدیدی که شدی خوشم میاد یا نه
حالا برو، وقتی همه چیز امن بود به تلفنم زنگ بزن
ایست
عشقم، یذارش زمین، لطفا
اگه تو یک شب دو بار تیر نخورم خوب میشه
اینجا چیکار می کنی؟
برو واسی
بدو- سلام-
ببخشید آقای بوچارد
بابا
سلام
می برمت بیمارستان- نه-
جعبه ی کمک های اولیه رو برام بیار- نه-
باید فکر کنند که من شب رو بیرون موندم و مخفی شدم
میخوای کمک کنی؟
برام قهوه و یک بسته دستمال کاغذی بیار
تو، لویز فیلیپ- لوییز مارتین-
اشکالی نداره
آقای بوچارد منظوری نداشتند، ایشون آسیب دیدند و تحت فشارند
سویشرتت رو بده به من یکم هم برام قرص روانگردان گیر بیار
نیم ساعت وقت داری
آقای بوچارد
...نمیدونم فکر کردید من کی هستم، اما اصلا نمی دونم از کجا
آها
خب، یکی رو میشناسم
که ممکنه کسی رو بشناسه
چیکار می کنی؟
قهوه، دستمال
الان میارم
من میدونم دارم چیکار می کنم
تخت هم باید تمیز بشه
دیشب در یک عملیات پلیس
و حمله به گاراژ ماشین های مسروقه ی یک جنایتکار ایتالیایی
مامور پلیس گروگان گرفته شد
به وسیله ی یکی از آشغال هایی که می خواست دستگیر کنه
ایشون امروز با ما هستند، شاید بخوان چیزی به ما بگن امروز صبح
آقای وارد پوریر کلود
چطوری یک آشغال دون پایه
تونست یک افسر آموزش دیده مثل شما رو گروگان بگیره؟
وقتی ما وارد گاراژ شدیم
با مقاومتی مواجه شدیم که سورپرایزمون کرد
خیلی از اون ها مسلح بودند
مگه تو تمرینات نیکولت بهتون یاد ندادند که چطور این شرایط رو کنترل کنید؟
اینکه بعضی مواقع خلاف کار ها اسلحه دارند رو نگفتند بهتون؟
خب
متاسفم اما من نمیدونم نیکولت چیه؟
نیکولت دانشکده ی پلیسه
می خوای به انگلیسی ادامه بدم؟
نه، نه، مسئله ای نیست
اما اگه میشه یکم آروم تر صحبت کنید
وقت مهمونیه؟
کدوم گوری بودی؟
ای بابا
میشه به این میمونت بگی
فقط وقتی حرف نمی زنم باید من رو بزنه؟
انگار این چیزا رو نمی فهمه
وقتی دیشب پلیس ریخت اونجا خیلی اوضاع به هم ریخت
من تونستم اسلحه ی یکیشون رو بگیرم و گروگان بگیرمش
مجبورم کرد تا بندر قدیمی رانندگی کنم
فکر می کردم که می خواد من رو بکشه و اونجا ولم کنه
یک دفعه زدم رو ترمز
و زدم پشت صندلی
اسلحه ام افتاد، یک ضربه به سرش زدم
کنترل ماشین از دستش خارج شد، من پریدم بیرون
وقتی از ماشین اومدم بیرون
اون داشت فرار می کرد، به همین خاطر بهش شلیک کردم
شانس آوردم که تیرش فقط مالید بهم، به همین خاطر ادامه دادم به دویدن
دلت نمی خواد بدونی شبم چطوری گذشت
نه، خیلی مشتاقم
واقعا کنجکاوم
نمی خواستم با رفتن به جایی ریسک کنم و دستگیر شم
به خاطر همین شب رو بیرون گذروندم
یک سویشرت از یک معتاد دزدیدم
چند تا فنجون قهوه خوردم، چون میدونستم شب طولانی ای خواهد بود
با چند تا دستمال خودم رو باند پیچی کردم
کل کاری که برای دردم هم میتونستم بکنم قرص روانگردان بود
همین
تو یک قهرمانی
اولین باری که دیدمت
با خودم گفتم بی دست و پای دیگه
اما خیلی بیشتر از ا این حرفایی
ممنون
این چهره نگاری اون آشغاله
اگه دیدینش، با تلفنم تماس بگیرید و یک پیغام بگذارید
10-4
عوضی
به نظر واقعی میاد
دکتر اینجاست؟
آره، آماده است
خب، برو بیارش
کی میخوای مسئله رو تمومش کنی؟
نمی خوام
No comments yet. Be the first to leave one.