Cobra Kai

Cobra Kai

Download Farsi Persian Subtitle

Season 6

Release info

Cobra Kai S06E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SuccessfulCrab
A Commentary by Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Published on: 2024-11-15
Downloads: 184
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫خوش اومدین، شرکت‌کنندگان، استادان، ‫حامیان و مهمانان محترم به بارسلونا...

‫محل امسال برگزاری بزرگترین ‫مسابقات کاراته‌ی دنیا...

‫سکای تایکای

‫سکای تایکای از داشتن تاریخی ‫غنی و پرافتخار به خودش می‌باله

‫و اگه اینجایین...

‫به خاطر اینه که تجسمی از تمام ‫معیارهای سکای تایکای هستین

‫رهبری، احترام، اخلاق ورزشکاری

‫کاپیتان‌ها بیاین جلو و ‫دستمال‌های سر رو ببندین

‫کاپیتان‌ها، شما افتخار و برتری رو دارین...

‫تا در رقابت‌های قهرمانی ‫تلویزیونی ما شرکت کنین

‫ولی فقط به این شرط که...

‫باشگاه شما در رقابت‌های تیمی ‫ما اینقدر خوب عمل بکنه...

‫تا به چهار تیم آخر برسن

‫وقتی رقابت تموم شد...

‫تمام امتیازهایی که باشگاه‌های شما ‫بدست اوردن رو جمع می‌زنیم

‫باشگاهی که بیشترین امتیاز رو ‫بیاره برنده سکای تایکای میشه

‫- رقابت‌های تیمی از فردا شروع میشه ‫- می‌دونستی؟

‫- هر مسابقه اهمیت داره ‫- نه

‫- همه غافلگیر میشن ‫- قسم می‌خورم

‫ولی امروز، مهم لذت بردن ‫از شهر میزبان شماست...

‫و دوست جدید پیدا کردن

‫یا دشمن

‫برای شرکت‌کنندگان‌مون ‫یه اردو در نظر گرفتیم

‫و برای سنسی‌هامون...

‫یه مخلوط‌کن از طرف حامیان ‫برجسته‌مون در نظر گرفتیم...

‫که از برندهای درجه یک ‫هنرهای رزمی دنیا هستن

‫روزی زیباست که آدم ‫اولین تاثیر مهمش رو بذاره

‫و بهتون پیشنهاد میدم ازش لذت ببرین...

‫چون فردا، زندگی‌هاتون ‫برای همیشه عوض میشه

‫موفق باشین...

‫و خوش اومدین به سکای تایکای!

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫باشه. گوش کنین، برید کلید ‫اتاق‌هاتونو بگیرید. همه رو مستقر کنید، باشه؟

‫باید به راننده رسیدگی کنیم. شما جلوتر برید

‫این چه مسخره بازیه، پسر. ‫می‌دونی، توری به خاطر تو اینجاست

‫صبر کن ببینم. بعد از چیزی که دیدیم ‫اومدی سراغ من؟

‫مادر توری تازه فوت شده ‫و می‌خواستی مبارزه کنه

‫تنها کاری که کردی بیشتر کردن عصبانیتش بود. ‫تعجبی نداره به کریس برگشت

‫لازم نیست نگران اونش باشی. ‫کریس با مرده فرقی نداره، قول میدم

‫اینطوری همه مشکلات‌مون حل میشه

‫می‌دونی اگه می‌خوای مثل همیشه گند ‫بزنی از اینجا پرتمون می‌کنن بیرون، شنیدی؟

‫کبرا کای یکی از 16 باشگاه ـه. ‫فقط که ما در برابر اونا نیستیم

‫اگه کریس ذهن ما رو بهم بریزه، ‫از همین الان باختیم

‫نمی‌بازیم. از دور خارجش می‌کنم

‫نه، نمی‌کنی

‫به عنوان سنسی میاگی‌دو اینجایی، خب؟

‫شاید خوشمون نیاد، ولی با همیم

‫نه. کنار همدیگه‌ایم، نه با هم

‫شما کدوم اتاق‌ها رو می‌خواین؟

‫من با تو میام

‫- واقعا؟ فکر کردم رابی و من... ‫- نه، من با ال سرپینته هم اتاق میشم

‫تازه‌شم توی خواب می‌گوزی

‫نادرسته. و اونی که ببینتش بدستش میاره

‫- هر کسی که گفت قافیه اشتباه کرد ‫- الان گفتی قافیه

‫- تو زودتر گفتی. ‫- ولی تو هم گفتی

‫- باشه، ولی... ‫- خدا رو شکر پسر نیستیم

‫چقدر دورویی! ‫چی داری میگی؟

‫خوبی؟

‫- تو اول گفتی. ‫- چطور توری به کبرا کای برمی‌گرده؟

‫فکر کردم همه چیز عوض شده

‫پس تو میاگی‌دو مشهوری

‫در مورد شما شنیدیم...

‫ولی نمی‌دونم چرا

‫به نظر نمیاد زیاد حرفه‌ای باشین

‫جدی؟

‫وقتی بریم روی تشک بهتر می‌بینی

‫زود باشین، بچه‌ها. ارزشش رو نداره

‫رابی راست میگه. فراموش‌شون کن، خب؟ ‫اونا هم مثل هر باشگاه دیگه‌ان

‫توری. هی، صبر کن

‫- باید نگرانش باشیم؟ ‫- نه

‫- رابی خوب میشه ‫- جاش بودم خوب نبودم

‫چیه؟

‫انگار شرایط اونجا یه کم پرتنش ـه

‫باید بیام اونجا و همه چیزو ‫به حالت عادیش برگردونم؟

‫شاید به یکی دو ساحل سر بزنم؟

‫احتمالا تو بودی بهتر از ‫ما می‌تونستی کنترلش کنی

‫هنوز حتی نتونستم چوزن رو گیر بیارم

‫امیدوارم که در مراسم ‫اهدای مخلوط‌کن بیاد دیدن‌مون

‫مخلوط‌کن. عجب! ‫یعنی اینقدر اوضاع بده، ها؟

‫نه. هی، اینا مشکلات کاریه

‫دم خور شدن با حامیان برام فرصتیه...

‫تا در صحنه جهانی میاگی‌دو رو ‫باشگاه خوبی معرفی کنم

‫جذابیتی که داری رو به کار بگیر

‫مجذوب‌شون می‌کنی

‫شلنگ باغچه فشارش از این بیشتره

‫از طرف دیگه هم‌اتاقیت...

‫دوش باعث شد سرما بخورم. ‫الان به پذیرش زنگ می‌زنم

‫به اون دست نزن. حسگر دارن. ‫اگه تکون‌شون بدی هزینه‌شو می‌گیرن

‫هشت دلار برای یه آبجو؟

‫- هشت یورو. میشه نه دلار ‫- نه دلار؟

‫الو؟

‫دوش باید چیز بشه. ‫دوش به اسپانیایی چی میشه...

‫الان بهم گفتی عوضی؟

‫این سریال جدید مورد علاقه‌مه

‫راه بیافت. اتوبوس‌ها دارن میرن

‫برای اردو نیومدم اینجا

‫تیمت منتظره

‫آره، برای اونا هم نیومدم اینجا

‫بذار روشنت کنم. ‫نمی‌خواستم توی این تیم باشی

‫و هنوزم نمی‌خوام

‫خب، فعلا که هستم. که یعنی ‫هیچ گزینه بهتری نداشتی

‫بلافاصله استعدادت رو دیدم

‫ولی اینم دیدم که یه موش کثیفی

‫غر می‌زنی، و اون دوست پسر ‫خائنت حواست رو پرت می‌کنه

‫و تو هم که دستمو شکستی

‫خودت باعث شد دستت بشکنه

‫- می‌دونستم یه رهبر نیستی ‫- نمی‌خوام باشم

‫فقط جایگاه کاپیتانی رو قبول کردم ‫تا بتونم آخرین نفر در مبارزه باشم

‫و آخرین نفری میشی که می‌بازه

‫حرفی ندارم بهت بزنم

‫می‌دونم کشمکش زیادی داری

‫ولی تصمیم درستی گرفتی

‫کاری می‌کنی مادرت بهت افتخار کنه

‫امیدوارم

‫مطمئنم که می‌کنی

‫می‌دونی، لازم نیست تیمت رو ‫دوست داشته باشی

‫گاهی فقط لازمه ادای مهربون بودن ‫رو دربیاریم تا به چیزی که می‌خوایم برسیم

‫بهتره اینجا غذا داشته باشن

‫روی این تمرکز کن که با کریس ‫به مشکل برنخوری

‫لطفا. اونی که به سیلور ‫در برنامه خیریه مشت زد من نیستم

‫من هلش دادم و افتاد زمین. ‫اصلا تو از کجا می‌دونی؟

‫اگه با هر کدوم از حامیان حرف زدی، ‫مطمئن شو که...

‫آره، می‌دونم. میاگی‌دو افتخار می‌کنه. ‫یه احمق آمریکایی نباشم. فهمیدم

‫بسیار خب

‫خوب میشم به محض اینکه یه کم ‫غذای اسپانیایی بریزم توی شکمم

‫راستش، میاگی‌دو تا همین اواخر اصلا ‫یه باشگاه رقابتی نبوده

‫من اولین شاگرد سنسی‌م بودم

‫مایه افتخارمه که آموزه‌هاشو ‫به نسل بعدی منتقل کنم

‫هی، پسر. برای هر مشتری یکی

‫ببخشید؟

‫دو استیک آخر رو برداشتی

‫یکیش برای یه دوسته

‫ولی حتی اگه نبود، حق دارم ‫هر چقدر که دوست دارم بخورم

‫جدی؟ شاید منم حق دارم جلوتو بگیرم

‫هی، هی، هی. شرمنده

‫یه لحظه منو می‌بخشی

‫پس چیزهایی که اینقدر ‫سرش حرف زدیم چی شد؟

‫- اون یارو احتمالا یه حامی ـه. ‫- طرف یه استیک دزده

‫پس بذار استیک رو بدزده

‫این فرصت ماست، جانی. ‫بیا سر هیچی بهش گند نزنیم

‫باشه، باشه

‫حالا، همگی لبخند بزنین و بگید بارسلونا

‫یک، دو، سه

‫بارسلونا

‫بلندتر. بارسلونا!

‫بارسلونا!

‫چقدر جذاب. همه...

‫حسابی به خودشون زحمت دادن تا ‫بهمون نشون بدن کاپیتان‌ها چقدر خاصن

‫آره، متوجه میشم

‫انگار همه از الان همدیگه رو می‌شناسن

‫تو باید همینجا باشی!

‫چندان هم دوستانه نیستن

‫شاید شبیه زندانه

‫روز اول به گردن کلفت‌ترین آدم مشت می‌زنی

‫آره، کلی گردن‌کلفت اینجاست

‫بخندین. بیشتر

‫بعضی از این پسرها خیلی نازن، ها؟

‫باشه، زبونتو بهم نشون بده

‫یک، دو، سه. جذابتر

‫شاید تا الان مزه‌شون کردی

‫و یکی دیگه

‫تویی که اون پشتی، لبخند بزن

‫یه کم احساسات نشون بده

‫باشه، بیاین یکی دیگه بگیریم

‫باشه، مهم نیست. تموم شد

‫دوباره شروع کرد

‫کاپیتانی چه کوفتیه

‫شرکتم همیشه به دنبال شرکای جدیده

‫مجوز جهانی برای وسایل ‫خاص باشگاه کاراته داریم...

‫در حالی که یونیفورم خاص ‫سکای تایکای رو هم تهیه می‌کنیم

‫یاد یه چیزی افتادم. ‫می‌دونین قدمت این چقدره؟

‫براساس طراحیش، به نظر میاد ‫مال دوره 1950 باشه

‫شاید حتی دهه 1940

‫اینو از کجا اوردی، سنسی لاروسو؟

‫این بازوبندهای کاپیتانی رو ‫نمیشه به راحتی از ایبی پیدا کرد

‫مال سنسی خودم بود

‫حتما داستان جالبی داره

‫مطمئنم همینطوره

‫- این چیزها از چی ساخته شده؟ ‫- بله، اونا آکرلیک هستن

‫زیادم درد ندارن. بد نیست دوباره ‫توی آزمایشگاه روشون آزمایش کنین

‫تمام قهرمان‌های سکای تایکای ‫از این محصولات استفاده و پشتیبانی می‌کنن

‫اینا مدل‌هاتن؟ توی باشگاه کاراته من ‫بچه‌ها خیلی بهتر از اینان

‫- بذار چند تا عکس نشونت بدم ‫- معیار اصلی این نیست

‫فرصت‌های حمایتی برای قهرمان‌هاست

‫جدی؟ چه فرصتی؟ روزی پنجاه دلار، ‫فرصتی برای ساخت فیلمهای پورن؟

‫مدل بودن رو امتحان کردم. ‫به هیچ جای خوبی نمی‌رسه

‫نه. منظورم اینه که بهترین باشگاه‌ها ‫و قهرمان‌ها به خوبی ازشون مراقبت میشه

‫مثلا پول دانشگاه‌شونو میدن؟

‫آره. و بعضی چیزهای دیگه

‫سنسی لارنس هستم، باشگاه کاراته میاگی‌دو

‫یه باشگاه خیلی اصیل. متنوع، همگانی ‫و از این حرفها

‫بچه‌ها بیان برندت خیلی بهتر میشه

‫چه صنایع دستی خوبی داری

‫مراقب باش. ‫اون نوکش خیلی تیزه

‫نگران نباش

‫بلدم چطوری تیغ دستم بگیرم

‫تیغه خودم رو...

‫خیلی نزدیک نگه می‌دارم

More Farsi Persian subtitles for Cobra Kai

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left