The first 200 lines.
تبریک میگم، سرگرد شاه
بابت ۲۰ سال خدمت صادقانه
در ارتش ایالات متحده
اصرار داشتم که امروز اینجا باشم
جلوی چشم دوستا و خونوادهت
تا این افتخار رو نصیبت کنم
و از چنگ سرهنگ کوئین درش بیارم
ایول، سرگرد شاه. بفرما، اینم از این
ممنونم قربان
خیلی ممنون. خب دیگه
ایول! دمش گرم
بیست سالگیت مبارک! بیستمی مبارک
بیست سالگیت مبارک. بیست سال
باورم نمیشه. توی این دو دهه
ارتش آمریکا
کلی از خاورمیانه رو فتح کرده و بعد ولش کرده
آره. ولی چیزی که بهش ارزش میداد
دوستا و خونوادهای بودن که تو این مسیر پیدا کردم
مثل همهی شماها
خب، میدونم چقدر
انیمیشن "بالا" رو دوست داری. آره، دوست دارم
تا دیگه از اینا تو ون دارم ۸۰
میخوای ببینی میتونم تو یه اتاق با سقف بلند
پرواز کنم یا چی؟
امیدوار بودم همین رو بگی
و میدونم چقدر
عاشق اون آبنباتهای بدمزهی پیرزنی هستی
اوه، از اون آبنباتهای سفت حلقهای. آره
عشق منه
با بهترین طعمها
قهوهای، قهوهای روشن و کِرم. اوم، عالیه
بچهها، این دیگه خیلی زیاده. نه، اصلاً
بیست سال خدمت، یه هدیهی... شایسته میطلبه
همون کاکتوس سخنگویی که کلی تیکتاک ازش برات فرستادم
همونیه که الکی فاز غم برمیداره؟
اوم
اوه، هو، هو
خودِ خودشه
آخ، دقیقاً همونیه که میخواستم
من... نمیدونستم اصلاً همچین چیزی وجود داره
خب تو کلاً اهل این چیزا نیستی و
اوه، میدونی، چیز خاصی نیست
چیز خاصی نیست؟ نه، خیلی هم مهمه
بیست سال فقط یه اتفاق مهم نیست، مهمترین اتفاقه
آره. یعنی حقوقت بازنشستگیت رو میگیری
و بیمه درمانی مادامالعمر، و از همه مهمتر
واقعاً از هر چیز دیگهای مهمتر
احترام و قدردانیِ "بنده حقیر"
یه سکه یادبود. آره
در شش رنگ مختلف
بچهها، بابت همهی کادوها ممنون
چاکرتیم مرد. آره، برامون مهمی
اوه، راستی یادم رفت. اینم برات گرفتم
یه "ماچا"ئه، یه ذرهاش رو خوردم
که مطمئن بشم زیاد سرد نیست
اینقدر نگهش داشتم تا یخش آب شد
هوم
براش نوشیدنی گرفتی؟ اوم-هوم
اونم نوشیدنیای که خودت خوردی؟
آخ، الان قشنگ میچسبه
خیلی ممنون. آره. آخی
حتماً باید بخورمش؟
اوه، داری برای سفر کمپینگت وسیله جمع میکنی؟
جشن بیست سالگی سرگرد شاه
یه جور رسم و رسومه دیگه. آره
به نظرم عالیه که شما دو تا
وقت میکنید یکم با هم باشید
یه خوشگذرونیِ آخر
داری درباره چی حرف میزنی؟
حالا که بیست سالش پر شده
داره به بازنشستگی فکر میکنه
و با افسر انتقالی توی "بومهولدر" هم جلسه داشته
باورم نمیشه. فکر کنم داری لاف میزنی
میدونی که این یه اطلاعات محرمانهست
و کاری هم از دستت برنمیآد، واسه همین برای من لذتبخشتره
آره، آره. هی. اوه، سلام ژنرال دیویدسون
فکر نمیکردم هنوز اینجا باشید
سرگرد شاه، منم فکر نمیکردم تو هنوز اینجا باشی
هی، میدونی چیه؟ داشتم هوا رو چک میکردم
واسه سفر امشبمون، انگار اوضاع خرابه
یه جبهه هوای سرد تو راهه، قراره بارون بیاد
الانم میگن برف میآد، پس فکر کنم
شاید بهتره یه شش ماهی عقبش بندازیم
تا فصل تابستون. اون موقع که هستی، نه؟
من از "سلست" واسه امشب اجازه گرفتم
اوم، نه اینکه به اجازهاش نیاز داشته باشم
چون من واسه خودم مردی هستم
هر کاری دلم بخواد میکنم. حتماً
ولی خب، تقویم رو چک میکنم، باشه
عالیه. تابستون، شش ماه دیگه
ماه دیگه چطور؟ ۱۲
خب، اپلیکیشن تا اون موقع رو نشون نمیده
یه حسی بهم میگه که هوا
ماه دیگه حتی بهتر هم میشه ۱۲
این یه حسه، کارِ اپلیکیشن نیست
داریم به کدوم اپلیکیشن هواشناسی نگاه میکنیم؟
فقط به سوالم جواب بده... باشه
خب، هوا که الان خیلی خوب به نظر میرسه
پس بیا امشب رو امتحان کنیم
و ببینیم چی میشه، شاید؟
هوشمندانه بود. همهی گزینهها رو رو میز بذار
باشه، پس امشب میبینمت، سرهنگ
یا ۱۲ ماه دیگه
شایدم ۱۸ ماه دیگه، چون نمیدونم
اینجا چه خبره. باشه
امیدوارم سفرتون رو خراب نکرده باشم
اوه، سفرم رو خراب نکردی
این همون سفر کمپینگیه
که توش "شاه" رو راضی میکنم تا آخر عمر تو ارتش بمونه
تنها چیزی که شاه رو بهش متقاعد میکنی
اینه که باید پنج سال پیش بازنشسته میشد
قربان، شما به یه سرگرمی نیاز دارید
این... سرگرمی منه
هه
میدونم کیف کردی دیدی "سلست"
جلوی شوهرش گند زد
همون شوهری که تو مخفیانه عاشقشی
نه، اینطوری نیست
واقعاً دوست دارم یه ضلع این مثلث عشقی
خوشحال باشه، خب؟ بیایم
اوه! سلام
اوه! برو اونورتر
اوه، اوم... میتونم جابهجا بشم؟
اوه، آره. بیا تو. باشه
بشین. میتونم یه چیزی ازتون بپرسم؟
البته. خب
فکر میکنید "ایب" ناراحت شد
که واسه بیست سالگی خدمتش کار بیشتری نکردم؟
نه. نه. نه. نه
در واقع، فکر کنم اون ممکنه ناراحت بشه
از اینکه تو ممکنه ناراحت باشی
وای، آره. خیلی بیشتر از اینکه خودش ناراحت بشه
حس میکنم این دقیقاً توصیف
کل رابطهی ماست
مدام حرف همدیگه رو اشتباه برداشت میکنیم
من فکر میکنم مثلاً عصبیه
ولی در واقع فقط گشنهشه
بعد فکر میکنم گشنهشه
در حالی که در واقع فقط بچه میخواد
اوم، آره
زوجهای معمولی دیوونهان. واقعاً میخوام
براش جبران کنم. میدونم اون کادوها رو خیلی دوست داشت
مخصوصاً اون کاکتوس کوچولو رو
خودش اینو گفت؟ خودم فهمیدم
جدی؟ یا شاید فقط گشنهشه؟
امیدوار بودم بتونم چند تا ایده رو باهاتون چک کنم
آره. اوم، راستش ما سرمون شلوغه
نه بابا، بگو ملکه. ما خیلی سرمون شلوغه
لیستت رو بگو. ماساژ سنگ داغ چطوره؟
اوه. مثلاً چند تا سنگ
از حیاطمون بردارم و فر رو گرم کنم
صبر کن، صبر کن. سنگهای توی حیاط؟
اوم-هوم. آره، اونا که لبهشون تیزه
آخه سنگهای مخصوص لازم داری تا
و آموزشهای مخصوص
آره، اونم هست. یا مثلاً یه مسافرت
چطوره خودم شام درست کنم؟ عالیه
خب، این از سنگ مالیدن به تن و بدنش بهتره
خب آره. شام توی تختخواب
اوم-هوم. آره. تختخواب
و اسپاگتی و کوفتهقلقلیِ موردعلاقهش رو درست میکنم
واسه توی تخت، یکم غذای "خیس" و پردردسری به نظر میآد
اوم-هوم. آره، تخت کثیف میشه. خیلی کثیف
یا مثلاً، حالا که بحثِ شامه
میتونی یه شام با دوستاش ترتیب بدی
چقدر ایدهی خوبیه
نمیدونم چرا داشتم اینقدر قضیه رو پیچیده میکردم
آره، همین کار رو بکن. آره، عالیه
همینه. اوم-هوم
شما هم کمکم میکنید برنامهریزیش کنم؟ ها؟
چون انگار زندگی مشترکم به مو بنده
اوم، من... بله
البته
آره؟ آره؟ آره
با کمال میل کمکت میکنیم. آخی
پس قراره این ازدواج رو نجات بدیم
ما این ازدواج رو نجات میدیم
وای خدا! آره، ما حتماً این کار رو میکنیم
تا سه میشمارم، "نجاتِ ازدواج"
آره! یک، دو، سه
نجاتِ ازدواج
تموم
خب رفیق
امشب فقط ماییم و جنگل
و چند تا چاقو
و ویسکی و تبر و تفنگ
و یه توپ جنگی کوچیک. توپ جنگی؟
توی یه شغل غیرنظامی همچین چیزی پیدا نمیکنی
نه، پیدا نمیکنی
خب، فکر کنم تو هر ایالت فرق میکنه
آره، فقط اینو میدونم که واقعاً مشتاقم
یکم تو طبیعت باشم تا ذهنم آزاد شه
میفهمی چی میگم؟ ممنون رفیق
داری چیکار میکنی؟ چی؟
اوه! کی رانندگی میکنه؟
من. آره، اینم یکی از مزایای
کلوپِ ۲۰ سالههاست. دیگه نباید رانندگی کنی
هی. نگران نباش
اون تو ون میمونه. باشه
آره، آره. واسه من که مشکلی نیست
No comments yet. Be the first to leave one.