The Way We Were

The Way We Were (归去来)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Way We Were 2018 E42
A Commentary by Rahpooyan
(مترجم:hadis) ترجمه ی اختصاصی سِوِن دی ال

Tags

other
Published on: 2019-04-08
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

-تموم کردم - خوبه؟

خوبه.با این اطلاعات میتونیم تحقیق و شروع کنیم.

میشه یه کپی بهم بدی.

خیلی وقته آماده ـس.

ولی این بس نیست.

چی لازم داری دیگه؟

هر اطلاعاتی که داری.هرچی بیبشتر بهتر.

مثلا, مکالمات تلفنی ضبط شده, ویدئو,

ایمیل, نامه.

ضبط شده ها,ویدئو ها, ایمیل ها و نامه ها بین اونا و تو

رسید های بانکی که اوکیشون کردی.

مدارک خونه ای تحت اسم تو و غیره.

دارم ولی وقت میخوام که جمعشون کنم و سازماندهیشون کنم

ما همچنین یه کپی از..

یه کپی از شرح مفصل رابطه ی بین تو و شو وانگ میخوایم...

و باید دست نوشته باشه.

میتونم بنویسم..

جمع آوری اطلاعات..هرچی سریعتر باشه بهتره.

هر چی زودتر که بتونم انجامش میدم.

باید تایید کنم که,

وقتی دادستان پرونده ـشو بر علیه شو وانگ شروع کنه,

داوطلب میشی که شاهد باشی,

و تو دادگاه سرو کله ـت پیدا شه؟

قول میدم.

بیا درمورد وقتی که باید برگردی چین حرف بزنیم.

فعلا نمیتونم برگردم.

چرا نمیتونی؟

پرونده رونی هنوز ادامه داره.هنوز حکمی صادر نشده.

نمیتونم تو همچین وقتی ولش کنم برگردم.

اما ما حق اجرای قوانینمون رو نداریم اینجا.

نمیتونیم امنیتت رو تضمین کنیم

فقط با مدارکی که ارائه دادی و شاهد بودنت تو دادگاه,

یه زنجیره ی مدرک میشه ساخت..

حتی اگه ما هرکار که میتونیم بکنیم که پرونده محرمانه نگه داشته بشه

بازم نمیتونیم مطمئن شیم که جزئیاتی بیرون درز نکنه.

وقتی امنیتت تهدید بشه,

از اونجایی که دورم احتمالا نتونم کاری بکنم.

یه هفته دیگه پرونده ی رونی باز میشه دوباره.

وقتی تو زمان های سخت زندگیم بودم یه رابطه ی پایدار بهم داد.

نمیتونم همینطوری تو این لحظات حیاتی ولش کنم.

حمایتِ منو تو دادگاه نیاز داره.

لازم به ذکرم نیست که از وقتی دستگیر شده,

ما فقط میتونیم هم دیگه ـرو تو دادگاه ببینیم.

میفهمم.

افسر هِه.

میدونم و ممنونم که دنبالِ امنیت من هستین.

نگرش شما به امنیتم بهم حس خوبی داد

ولی لطفا بهم یکم وقت بدین

بزارید در طول محکمه و حکم کنار رونی باشم.

میتونم از این زمان برای جمع آوری اطلاعاتی که نیاز دارین استفاده کنم,

و بدمشون بهتون.

هنوزم نگران وضعیتتونم.

نگران نباش.حداقل الان من احساس خطر نمیکنم.

ولی همین که پرونده رو شروع کنیم قضیه عوض میشه.

لطفا بزار اینجا بمونم.

بابای من خیلی وقته که از خونه ی رونی نیومده بیرون.

با اینکه نفهمیدم مکالمه ای که دارن درمورد چیه,

فهمیدم که چرا پدرم اینجاست..

تبانی شو وانگ و چنگ وی,

باید درحال حاضر توسط مقامات مبارزه با فساد هدف قرار گرفته باشه

از این لحظه به بعد, من نگرانِ...

سرنوشت شو چه و میائویینگم.

من پس فردا برمیگردم چین.مراقب باش لطفا

میتونی برای زنگ زدم بهم از این شماره استفاده کنی

به این شماره زنگ بزن اگه اتفاقی افتاد

حفظش کن و بسوزونش..

قول میدم بهت.از وقتی انتخاب کردم بر علیه ـشون بجنگم

تنها انگیزه برای من الآن,

اینه که میتونم تو دادگاه دربرابرشون وایستم.

چینگ.

یادمه بهم گفتی یه هم کلاسی تو استندر داری

که پسر شهردار یانژوآ شو وانگه.درسته؟

درست یادمه نه؟

چرا یهویی از این حرف میزنی؟

یه مدت پیش,بخاطر کار شو وانگ رو دیدم.

گفتش که یه پسر داره که اینجا داره درس میخونه.

البته که من بهش نگفتم دختر منم اینجا درس میخونه ها.

اسمش شو چه ـس؟

به عنوان مشاور قانونی واسه شرکتش کار کردی؟

اون کوتاه بود. بعدش به عنوان انترن رفتم تو اِم تی اِی کار کردم.

شرکت شو چه الآن چیکار میکنه؟

اون یه دی اِن اِس رو گسترش داد.

میخواد جای خالیِ این منطقه رو تو بازار چین پُر کنه.

شو چه به خانواده ـش تکیه نکرده.

واسه خودش کار میکنه و خیلیم خوبه.

وقتی به عنوان مشاور قانونی کار میکردی,

همه معامله ها و قرارداد ها رو راست و ریس نمیکردی؟

همه چی قانونی بود.مشکلی نبود.

بهش نزدیکی؟

رابطه ـمون خوبه.

اون و دوست دخترش..

میائویینگ,درسته؟قراره زود ازدواج کنن؟

بِهَم زدن.

چرا؟

بابا من از کجا بدونم؟بین اوناس.

فکر کردم باهاشون صمیمی ای.

جفتشون دوستامن و آدمای فوق العاده این.

اونا عیب هایی رو که بچه پولدارا معمولا دارن رو ندارن.

برعکس ,در مقایسه با همسن و سالاشون تو خانواده های عادی,

فشار بیشتری روشونه و مسئولیت بیشتری دارن.

حتی دردی رو که آدمای دیگه نمیتونن تصورشو کنن.

اوه.

میدونم پدرم چی رو میخواست بدونه.

چیزی که دنبالش میگشت دقیقا چیزی بود که من میدونستم.

من کسی ـم که بیشترین چیز رو از دو خانواده میدونه,

به غیر از شو چه و میائویینگ. ولی هیچی نمیگم

این دفعه, نمیتونم طرفِ پدرمو بگیرم..

بابا.این میدونِ جنگِ منه.

چینگ.

میدونی وقتی تو محوطه قدم زدم چه حسی داشتم؟

چه حسی داری؟

خیلی بهت افتخار میکنم!

شیائو چینگ!

- سلام - سلام

همکلاسیم.شو چه.

شو چه.سلام

من فقط یه همکلاسیم؟

ایشون بابامه.

داری میگی این...

شما عمو شیائویی.

پس بخاطر سرگرم نگه داشتن عمو شیائو سرت شلوغ بود.

ببخشید عمو شیائو

شیائوچینگ چیزی بهم نگفت بخاطر همین چیزی آماده نکردم.

چی میخوای حاضر کنی؟

حتی منم نمیدونستم داره میاد.

شما بخاطر کار یا دیدن دخترتون اینجایین؟

امروز فقط دور و وَر محوطه رو دیدم.

چقدر میخواین اینجا بمونین؟

فردا دارم برمیگردم.

چه عجله ایه.فردا؟

پس بیاین باهم شام بخوریم.وقت دارین؟

لازم نیست.

بعدا باید یه جا دیگه هم بریم.

چینگ جایی نیست که بریم. عیبی نداره باهم شام بخوریم.

عالیه عمو شیائو

- بیاین بریم غذا بخوریم - باشه

لطفا

ماشینم اونجاست

عمو شیائو

چیکار میکنین؟

برای دولت کار میکنم.یه خدمتکارِ عمومیم..

ببخشید که میپرسم

چون شیائوچینگ..

هیچوقت بهم نگفته بود کاری شما چیه.

کارم معمولیه.چیزی .واسه حرف زدن درموردش نداره.

پس این بار اینجا چیکار میکنین؟

اومدم دخترمو ببینم.

فکر میکنم ایندقعه خیلی عجله داشتین.

اگه وقت دارین میخواستم اطرافو نشونتون بدم.

ممنون بخاطر این.

چند وقته شیائوچینگ رو میشناسی؟

منو و اون..باید از و.قتی باشه که اولین بار اومد آمریکا...

من باید اولین نفری باشم که بعد از پیاده شدن از هواپیما شناخت.

چندسال اینجا بودی؟

خیلی وقته.

چهارسال به عنوان مقطع کارشناسی ارشد.استادی تو مدرسه ی تجارت واسه سه ال.

و الآنم سالِ اول مدرسه ی حقوقم.

پس هشت ساله. برای مبارزه با جنگ ضد ژاپنی بسه

میخوای آمریکا بمونی,

یا برمیگردی چین؟

به فرصت ها و موقعیت بستگی داره.ذهنمو مرتب نکردم هنوز..

ولی اگه بمونم آمریکا,

اینطوریه که انگار آینده ـم کاملا روشنه..

از نظر کار و زندگی.

به سقف زندگیم هی

نزدیک تر میشم.

احساس نمیکنم که پیشرفت بزرگی نمیکنم

و زندگیم کسل کننده میشه.

ولی اگه برگردم چین, یه عالمه احتمال هست,

و این احتمالات بهمون از خلاقیت فاصله میده.

جایی که بیشتر مارو نیاز داره بهمون فرصت بیشتری برای تکمیل خودمون میده.

اگه یه زندگی آروم بخوام,ترجیح میدم آمریکا بمونم.

ولی اگه بخوام سقفمو بشکونم,

و دنبال یه زندگی بی محدودیت برم,

جایی که هرجا که بخوام برم و برم,

یا تحقق یافتن و یا فراتر رفتن از رویامو بخوام,

احتمالا برگردم چین.

پدر مادرت ایده ـت رو حمایت میکنن؟

میخوان که برگردم.

ولی جوری که میخوانش....

کاملا متفاوت از چیزیه که من میخوام.

اونا چی میخوان واست؟

میخوان که نزدیک بهشون بمونم مخصوصا بابام.

میخواد زیرِ پناه گاه خودش باشم.

من بادبادکم و اون نخ.

میفهمم.

پدر مادرت چیکاره ـن؟

کارِ بابای منم مثل شما تو دولته.

یک مقام رسمی به اسمِ شو وانگه.

معاون شهردار شو؟

پس درخواست پدرت توجیه میشه دیگه.

بابات قدرت داره و تو هم میتونی ازش سود ببری.

یه دقیقه هم به تکیه کردن بهش فکر نکردم.

اگه یه کوچولو بهم کمک کنه,

نمیتونم خودمو ثابت کنم.

با رشد کردن واقعا امیدوارم ...

بتونم کسی باشم که به خودش کمک میکنه.

حقیقتش رابطه ی من با بابام خیلی خوب نیست.

با فلسفه ـش موافق نیستم.

البته.ارزش های منو هم نمیفهمه..

The Way We Were subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Way We Were

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left