Release info

The Heirs E14 2013-LIMO-HANrel-SODiHD
A Commentary by shohreh
ترجمه و زیرنویس : شهــــره ~shohreh~

Tags

HD
Published on: 2013-11-22
Downloads: 36
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت 14 سريال کــره اي وارثــآن

. درُ باز کن

! قبل از اينکه بکشمــِت، درُ باز کن

. چويي يونگ دو، درُ باز کن

، اگه درُ باز کنم و بيام داخل . مطمئن باش با دستايِ خودم مي کشمت

! درُ باز کن

، وقتي که بهت گفتم هر کسي که نزديکت باشه غير از خودت آسيب مي بينه

. کيم تانم جزء شون بود

. و ، البته منم جزء شون هستم

. چا ايون سانگ، برو بيرون

. اينکارُ نکن

. نيا داخل

چطوري جرات کردي بهش دست بزني؟

ميخواي تا کجا پيش بري ؟

چقدر ديگه بايد تحملت کنم ؟

. بهت گفته بودم که چا ايون سانگُ اذيت نکن

تنها يه راه هست که چا ايون سانگُ اذيت نکنم . اونم اينــِکه بزاري اون بره

. بهت اخطار داده بودم

. از چا ايون سانگ محافظت نکن

چرا به حرفايِ مــردم گوش نمي دي ؟

. از اين قضيه خسته شدم

. خوب که چي

تصميم داري تا آخرش بري ؟ . البتــه -

. ما تا اينجــا اومدم

، براي اينکه از پسري مثلِ تو ببرم

حتي فرصتِ خوردنِ آخرين وعدهِ . شامم رو با مادرم از دست دادم

، به همين خاطره که هر بار مي بينمت . مي خوام خودمو بکشــَم

پس چطوري مي تونم بيخيالِ اين جنگ بشم ؟

. ديگه مثلِ يه بچه ناله و شکايت نکن

من چند بارِ ديگه بايد بهت فرصت بدم، که راضي بشي؟

. طوري تظاهر نکن که بزرگ شدي

. باعث ميشه حالم ازت بهم بخوره

، وقتي بهم صدمه مي زني

، وقتي مادرمو تحقير کردي

، وقتي که مادرت ترکت کرد

. من همه تلاشمو انجام دادم

هنوز اين واقعيتُ درک نکردي که چه . مهارتي تويِ عصباني کردنم ، داري

، تويِ گذشته و حتي حالا

هنوزم با تلاش براي صدمه رسوندن . به مــردم باعث اذيت کردن و درد کشيدنِ، خودت ميشي

. داري همه تلاشتو مي کني

حرومزاده، چطوري ممکنه که اصلاً يه ذره هم عوض نشي ؟

و تو ؟ ببينم حالا حسِ بهتري داري ؟ حس بهتري داري که تو تنها کسي هستي، که عوض شدي؟ -

يه جنگِ بزرگتر ؟

. بهم اين فرصت نده

نامزدي ات رو به هم ميزني ؟

. و در نهايت، جلويِ پدرت زانو مي زني

. فقط برو و همين الان جلوش زانو بزن

... يا

ميخواي دوباره چا ايون سانگُ مجبور کني به جايِ تو زانو بزنــِه ؟

داري چيکار مي کني

. اين جنگِ بزرگ نيست، يه جنگ بي ملاحظه و به درد نخوره

ميخواي جزئي از اين مبارزه باشي ؟

. اگه مجبور باشم زانو بزنم، مطمئن باش اينکارُ ميکنم

. اما دوباره مي تونم بلند بشم

، اگه همچنان بعد از هر شکستي، بلند شم

يه روزي مي رسه که ديگه مجبور نيستم . جلويِ هيچ آدمي زانو بزنم

. چويي يونگ دو،همينجايي که هستي بمون

. من ديگه بيشتر از اين اونجا نيستم

تو موضوعِ اين دعوا هستي ؟

، اگه مي خواي همچنان به کارات ادامه بدي پس برايِ چي ميخواي دهنِ منُ ببندي ؟

، خودت گفتي که حتي اگرم بميري واقعيتُ فاش نميکني پس چرا به همين زودي نظرت عوض شد ؟

. عوض نشد

پس چرا وقتي همه داشتن صحبتهات رو از بلندگو مي شنيدن، ميخواستي داستانِ تانُ براشون بگي ؟

. ميخواستم برايِ يه لحظه يه نفرُ ببينم

، متاسفم که دعوا کردم

. اما ميدوني که تقصيرِ من نبود

جاييت که صدمه نديده ؟

. نــه

اما چرا شما دو تا هميشه دارين با هم دعوا ميکنين ؟

. همش به خاطرِ توئــِه

نمي توني ببيني درگيرِ يه مثلث عشقي هستي ؟

. همش به خاطرِ من نيست

. نتونستم خيلي راحت گولت بزنم

، من در مرحلهِ پشيموني هستم

و چويي يونگ دو

. در مرحلهِ برگشتِ دوباره به خودشه

. خوب، بيشتر از اين نميتونم با خودم بجنگم

تو چي ؟

من چي ؟ . همين الانم مي دوني -

مي دوني که ... کيم تان هيچ . کارِ اشتباهي با تو نکرده

و چيزي که من مي دونم اينکه کيم تان هيچ وقت حتي برايِ يه بارم

. بهت اميد نداد

کسي که قانونِ ازدواجِ از پيش تعيين شدهِ . شما رو بهم زد ، اون نبود، تو بودي

نگران کردن و مجبور کردنش ، اونم به ... يه ازدواج اجباري

. تقلب بوده

اما ببينم امکان داره بتوني کيم تانُ ببخشي ؟

ببينم ميتوني اعتراف کني که تو بيشتر از کيم تان مرتکبِ اشتباه شدي ؟

. منم دقيقاً مثلِ توام

. دارم فقط اصرار مي کنم

. به نظر مي رسه يه نفر با تو و چويي يونگ دو قرار ميزاشته

، امکان داره هيچ کسي رابطه اي داشته باشه . که به اندازهِ رابطهِ ما توش فشار و کشش باشه

. يونيفرمت رو پوشيدي

تو يونيفرمم رو شستي ؟

البته، کي ديگه اينکارُ مي کنه ؟

، به نظر ميرسه لباسم يکم آسيب ديده

نکنم با دست لباسمو شستي ؟

. درش بيار

حالا ؟

دقيقاً همينجا ؟

چقدرش ؟ همه شو در بيارم ؟

! هــي همشو در بيارم ؟ -

، ارشد، رفتم اتاقِ پخش

. قفلِ در کاملاً داغون شده کي کارت تموم ميشه ؟

. دوباره باهات تماس مي گيرم

! هي! يون چان يونگ -- چطوري مي توني حتي يه بار بهم زنگم نزني

يون چان يونگ! واقعاً ميخواي اينطوري رفتار کني ؟

! چطوري ميتوني اينکارُ با من بکني؟

!هي، يون چان يونگ

! هي، حس مي کنم پام داره مي شکنـِه

! تازه خيلي ام خون مياد

! درد داره

! درد داره! داره خونريزي مي کنه

. ازت يه درخواستي دارم

، بايد فردا درامم رو بخونم

. اما دفترچه ام رو تويِ استوديويِ ميونگ سو جا گذاشتم

. فکر نکنم از اين به بعد ديگه، بتونم اونجا برم

مي توني برام بياريش ؟

. اينکارُ برات مي کنم

اما حالت خوبـِه ؟

فکر مي کني منُ يه جوکم، درسته ؟

. داري دقيقاً همين فکرُ با خودت ميکني

... چرا همه بچه هايِ اين مدرسه قبلاً فرض مي کنن

که مردم دارن به چي فکر مي کنن ؟

. همه شما با شيوهِ اشتباهي بزرگ شدين

. و حتي نمي دونين چطوري ميتونين از بقيه عذرخواهي کنين

. وقتي پيداش کردم، بهت زنگ مي زنم

شمارمو مي دوني ؟

. آره . مي دونم

. واقعاً متاسفم

. بهت زنگ مي زنم

اومدم که وسايلِ يي سول رو از . اينجا بردارم و براش ببرم

. چويي يونگ دو

... اين

چطوري اومدي اينجا ؟

. يه نفر ازم خواست وسايلشو ببرم

که اينطور ؟

داري دنبالِ چي مي گردي ؟ يه دفترچه . قسم مي خورم دقيقاً همينجا بود

. اوه، من برش داشتم

مي خواي ببريش ؟

. اوه، فراموشش کن

. مطمئن شو به دستش مي رسوني . فردا بايد درامشو بخونه

. اه، چه قلبِ مهربوني

. بدش بهم

. چسبِ زخمو

. به همين خاطره که ميگم ببخشيش

. اومده بود تا خودش دنبال دفترچه يي سول بگرده

. البته اون بونايِ منه

چند لحظه پيش يه نمايش راه انداخته بود. خيلي . بانمک شده بود، فکر کردم دارم ميميرم

، ميخواستم به سمتش برگردم، خيلي دلم ميخواست . اما به سختي جلويِ خودمـو گرفتم

. پس اين چيزيه که بايد بهش افتخار کني

. تو کسي بودي که براش نمايش راه انداختي

سريع برو و باهاش آشتي کن. وگرنه . يه نفرِ ديگه بونايِ زيبا رو مي دزده

. من ديگه قطع مي کنم

....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره ::....

، خانم

داري چيکار مي کني ؟ نکنه داري برايِ جايگزينت دستورالعملِ کاري مي نويسي ؟

چطوري ممکنه که حتي از ال تي اي !بي سيم هم سرعتت بيشتر باشه ؟

! خيلي سريعي، امکان داشت اونجا نفرِ اول بشي

هنوز برات هيچ جايگزيني پيدا نکردم. واقعاً انقدر دلت مي خواد اينجا رو ترک کني ؟

. خانم، مهمون دارين

. نامزدِ پسرِ دومــِه

کي ؟ راچل ؟

- مامان، ميخوام برم سرِ کارِ پاره وقتم

. هي. برو تويِ اتاقت

. بيرون نيا. راچل اينجاست

! عجله کن و برو داخل

سرِ کارِ پاره وقتتم نرو . نمي توني وقتي . اينجاست ، بهش برخورد کني

، اگه بفهمه که تويِ اين خونه هستي . همه چيز برايِ تان تموم ميشه

گرفتي ؟

منم نمي خواستم سرِ کارِ پاره وقتم برم . پس ديگه مشکلي نيست

. سلام، مادر

اومدي ؟

، رئيس الان خونه نيست . تانم خونه نيست

. مامان، امروز برايِ ديدنِ شما اومدم

من ؟

برايِ ديدنِ من اومدي ؟ . خواهش مي کنم باهام خودموني صحبت کنين -

. خيلي خوشحالم که بالاخره تونستم ملاقاتتون کنم

اگه زودتر مي دونستم، حتماً مي اومدم به . ديدنتون . حيف

از گل خوشتون مياد ؟

حتماً براش يه تصميم خيلي خيلي سخت بوده . اما تان هم خوب يه طوريــِه

. حتماً خيلي به شما فکر مي کنه

يعني نظرت اينه ؟

. اه، ممنونم

... اما

مادرت خيلي مضطربه ، مگه نه ؟

، همه چيز خيلي يهويي پيش اومد

بيشتر به اين خاطر که فکر مي کرد . شما مادرِ ايون سانگ هستين

. درسته . حتماً خيلي سورپرايز شده

، اما مامان

چطوري شما به جايِ مادرِ ايون سانگ به جلسهِ اولياء و مربيان رفته بودين ؟

. اوه

به جايِ مادرِ ايون سانگ به جلسه . رفتم چون برايِ مادرش گرفتاري پيش اومده بود

خانوادهِ ايون سانگُ خيلي خوب مي شناسين ؟

. خيلي خوب مي شناسمشون

قلبم خيلي صدمه خورده چون . حس مي کنم تان از ايون سانگ خوشش مياد

منظورت از خوشش مياد چيه ؟

حتماً چون خانواده اش رو مي شناسيم باهاش . خيلي خوبه، سوء تفاهم برات ايجاد نشه

. البته

. مامان، ديگه تصميمِ بهم زدنِ نامزدي مو ندارم

، نمي دونم مامانم نظرش در اينمورد چيه . اما خوب منم ميخوام ادامه بدم

More Farsi Persian subtitles for The Heirs (The Inheritors / Sangsokjadeul / 상속자들)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left