The first 78 lines.
قسمت 5 واقعیت اینه
شما دو نفر واقعا به هم ربط ندارید؟
...مین سو
چطور اسم منو میدونید؟
اجوما
این درست نیست
چطور امکان داره؟
چرا اینجایین؟
!اوپا
حتما ترسیدی؟
کجا رفته بودی؟
چرا مثل احمقا رفتار میکنی؟
چطور میتونی اینجوری گریه کنی؟
اینا چه معنی میده؟
برنامه ریختین که منو بترسونین؟
یک چیزی مثل دوربین مخفی؟
اوپا
تو خیلی طولانی خوابیدی
مین سو
اگرچه برات سخته که باور کنی
اما هرچیزی که اتفاق افتاد و هرکسی رو که دیدی
همش تصوراتته
...چی داری میگی
چطور میتونه تصور باشه؟
چی فکری درموردش میکنی
چطور میتونه تصور باشه؟
تو خیلی فکر تو ذهنت داری درسته؟
این یک خوابه؟
این خواب نیست
لطفا تمومش کنید
تمومش کنید
حالا چشماتو باز کن و واقعیت ببین
لطفا تمومش کنید
به بهشت خوش اومدی
خوش اومدی
پدر منم مرده
مین سو شونه هات مثل شونه های پسر منه
فصل سوم:حقیقت یک رویا
اون قاطی کرده
باز رفت تو کما؟
تو بیدار شدی
تو بیدار شدی
یومی
اسم منو از کجا میدونی؟
برای اینکه دوباره برگشتی پیشم
ممنون
چرا این اوپا اینجوریه؟
سرت ضربه خورده؟
یک اتفاق بد افتاده
همه بیدار شن
عجله کنید
ببخشید
حالت خوبه؟
بله
خداروشکر
این خوبه که میشنوم حالت خوبه
من واقعا خوبم
از وقتی که همه دوباره دور هم جمعا
بزار به بقیه معرفیت کنم
لازم نیست
من همه رو میشناسم
...ببینید
گفتم اوپا قاطی کرده
مثل من؟
حالا
...من میدونم
دلیل اینجا بودنمو
...و همچنین
اینکه چرا همه اینجان
نونا
ممنون که یک رقص باحال بهم یاد دادی
مادر
ممنون که مراقبم بودید
و همچنین
اگرچه هنوز نپوشیدمش
اما بخاطر ژاکتم ممنون
هسون نونا
اگرچه ما خیلی باهم نبودیم
No comments yet. Be the first to leave one.