The first 193 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
.ناامیدم کردی شیطان کوچولو
با اون همه مهارتهای ،غیرقانونیای که بهت دادم
بازم نتونستی از پس یه .متقلب بربیای
موقعیت، استعداد و تجربهت .قابل مقایسه با اون نیست
.و حالا، تو اینجوری جوابمو دادی
قراره هزینهی تمام زحماتم .رو بپردازی
مگه نه؟
.از امروز به بعد تو بردهی منی .تمام کارهای کثیفم با توئه
جوابت چیه، فسقلی؟
...بردهت باشم
نه، فکر کردی چی میگم؟
اوه، ترسناکه! مثل یه شیطان واقعی
!شینوهارا هیروتو
اینجا چی کار میکنی؟
.اوه، فقط من نیستم
.زود باش، یهکم بخند کوراهاشی
.چون صدها نفر دارن تو رو تماشا میکنن
.و این پایان بازیه
نبرد حذفی، روز پایانی
.صبح بهخیر بچهها
میدونید که دیروز یه .اتفاق شگفتانگیز افتاد
سکوت و تغییر
.بالاخره ذات یه دیکتاتور کثیف آشکار شد
.باوجود نگاه معصومانهش، یه کلاهبردار عوضی بود
.ولی در یک شب کارش تموم شد
من بعد از اون جشن با اونهمه ،نوشیدنی خسته شدم
ولی امیدوارم بهخاطر بزرگسال بودنم .ازش چشمپوشی کنید
به هر حال. نبرد حذفی به آخرین .مرحلهش رسیده
.دو بازمانده این دونفرن
اولی، قویترین جزیره .آکادمی، شینوهارا هیروتو
خب، اگه یه هفتستاره به اینجا .نمیرسید ننگ بزرگی بود
.روش خوبی برای بیانش نبود
.بعدی، ششستاره، شیطان کوچیک: آکیزوکی نوا
.هر دوی اینها برای تیم حذفی انتخاب شدن
اما وقتشه که بدونیم برترین ایمی کیه
اونم با یک نبرد سطح بالا. ششستاره .مقابل هفتستاره
ـخودتون رو آماده کنید برایـ
ام، مدیر؟
...میتونم یه چیزی بگم؟ من، ام
.هیچ علاقهای به مبارزه با هیروتو-کون ندارم
میشه بگی چرا؟
،فکر کنم اکثراً دیروز متوجهش شدن
،ولی هیچکس اهمیتی به من نداد .برای همین خواستم خاص باشم
من از روشهای غیرقانونی برای .دزدیدن ستارههای هیروتو استفاده کردم
!من واقعاً متاسفم
،خب، جواب هم نداد
ولی وقتی همه خودشونو درگیر ،این رویداد کرده بودن
.من نقشههای شیطانی میکشیدم
برای همین میخوام از نبرد حذفی کنار بکشمـ
.وایسا، آکیزوکی
چ- چی شده هیروتو-کون؟
.هیچ دلیلی برای کنارهگیریت نیست
هاه؟
.تقصیر کوراهاشی کثیف بود
.و در آخر من چیزی از دست ندادم
!و- ولی هیچکس منو نمیبخشه
.همچین فکری میکنی؟ پس اینو ببین
آکیزوکی نوا
آکیزوکی نوا
بخشیده بشه؟
بخشیده بشه؟
ببخشید
نبخشید
این چیه؟
.بعد از پخش دیروز از دانشآموزا نظرسنجی شد
.و نتایجو میبینی. ۹۹.۵ درصد پشت توئن
.پس از نظر ایمی، تو مقصر نیستی
هاه؟
خدایا. فکر میکنی به تو اهمیت نمیدن؟
.حتی ملکه هم از تو حرف میزنه
...ا- امکان نداره
.گوش کن آکیزوکی. فقط یهکم گیج شدی
.درواقع، تو با تلاشت به یه فرد خاص تبدیل شدی
.و حالا، میخوام یه پیشنهادی بدم
.برندهی نبرد حذفی و برترین ایمی تویی، آکیزوکی
هاه؟
.من کسیم که کنارهگیری میکنه
هاه؟ و- ولی چرا؟
ببین، من همین الآنشم قدرتمندترینِ جزیره آکادمیم، نه؟
...و- ولی هنوز
.به هر حال الآن دیگه دیره .درخواست کنارهگیریم رو فرستادم
عذرخواهی میکنم از کسایی که .روی اولشدنم شرط بسته بودن
چی؟ میتونه همچین کاری کنه؟
شیطان کوچک اول شد؟
هفتستاره حذف شد؟
دیدی؟
.حالا واقعاً فرد خاصی هستی
.خب پس. من برترینِ ایمی شدم
.عالی عمل میکنم و همهی مسابقات رو میبرم
!و از همهتون میخوام همایتم کنید
...شینوهارا
یه حسی بهم میگه نبرد بین آکادمی .امسال سرگرمکننده میشه
.خیلی خب
،خدمتکار بیعیب و نقص .هیمجی شیرایوکی
هیمجی شیرایوکی
عالی بود هیمجی! توی یه روز به !چهارستاره برگشتی
،یکی از سه ششستارههای ایمی، شیطان طلایی
آسامیا ناناسه
!آسامیا ناناسه
،رئیس شورای دانشآموزی با ششستاره
انموتو شینجی
!انموتو شینجی
،برای قویترینِ آکادمی که نیازی به معرفی نیست
!هفتستاره، شینوهارا هیروتو
شینوهارا هیروتو
و در نهایت بهترینِ ایمی، ششستاره، شیطان کوچک
آکیزوکی نوا
!آکیزوکی نوا
اینها پنجنفری هستند که برای !نبرد بین آکادمی انتخاب شدند
!ناامیدمون نکنید
!بترکونین
!منتظر نتایجتون هستیم
.خب فکر کنم خوب شد
جدی میگم. خوشحالم شیطان کوچک .اخراج نشد
،ولی به عنوان دانشآموز اوکا .نمیتونم بابتش خوشحال باشم
.ولی خب کارش بدون مجازات هم نموند
.برای پاداش بردش، ازش ستارهی سبز رو خواستم
پس الآن یه سهستارهی سهرنگی؟
.آره، دقیقاً
،هنوز خیلی از هفتستارهبودن دورم
.ولی اگه همینجوری پیش برم، یه روزی بهش میرسم
فروشگاه مهارت
یه روز تعطیل بودیم و خواستی همو ببینیم، کجا میریم؟
فروشگاه مهارت
فروشگاه مهارت
فروشگاه مهارت
فروشگاه مهارت
.همینجا
هاه؟
فروشگاه مهارت
ورود فقط برای زوجها
این چیه سایونجی؟
.چ- چیزی نیست. همینه که هست
چیزای خوبی میفروشه. مقابل شیطان کوچک .از یه کارت اینجا استفاده کردی
فهمیدم. پس از اینجا گرفتیش، هاه؟
.درسته. ولی یه قانون خاص برای ورود داره
فقط زوجها
عا، این؟
.آ- آره دیگه. نمیشد تنها بیام پس باید تو هم میاومدی
.باید افتخار کنی
حتی اگه موقتی هم باشه، میتونی .یهکم م- معشوقم باشی
.واو
.بهش گفتم امروز میآم
ببخشید؟
بفرمایید! وایسا، هاه؟
لیلی-چان؟
لیلی؟ اوه درسته، از هیچکدوم از .اسمهاش نمیتونه استفاده کنه
.اوه آره، بهم پیام داده بودید
لیلی-چان، قانون منو میدونید، نه؟
فقط به آدمایی که .دوست داشته باشم چیزی میفروشم
.بله، البته
.و بر اساس رعایت قوانین آدما رو دوست دارم
و این یعنی ایشون دوستپسرته؟
...د- درسته. شینو
اسمش هیروئه. باحال نیست؟
.من فقط همراهش اومدم. کاری ندارم
،اوه بله! لیلی-چان هیچوقت تو پسرا شانس نداشت
و حالا داره دوستپسرشو نشونم میده؟
فهمیدم. هیرو-کون دوست نداره .تو چشم باشه. از حسودی مردم
خب، خیلی هم حسود نیستم. قرار میذارید؟
هاه؟
میگم خب حداقل باید دست همو .بگیرید یا همچین چیزایی
...و- ولی
.نگفتم همو ببوسید که
چ- چهطور وقتی یکی داره نگاهم میکنه باید این کارو کنم؟
!هی، لیلی
!هی، سایونجی
.اح
چ- چیه شینوهارا؟ حالا تو میخوای شروع کنی؟
نه. اگه باید فقط دست همو .بگیریم، پس بیا تمومش کنیم
م- میخوای به من دست بزنی؟
!شروع نکن
خجالت کشیدی چون زیادی .داری بهش فکر میکنی
اه، لیلی؟
.فقط یه دسته
!هاه؟ نه، نیست! ام، نیست! گفتم نیست
!آره، آره، همینجوری
ولی جو اینقدر سنگین شد .که فقط باید تماشا کنم
.به عنوان دوتا عاشق نگاهتون میکنم
ج- جدی؟
.واقعاً اوکیه؟ فقط با هم دست دادیم
!هی، هیرو
البته. همیشه لیلی-چان رو دوست داشتم .و از تو هم داره خوشم میآد. موفق شدید
.خب، هر چی بخواید بهتون میفروشم
.سورپرایز شدم وقتی مهارتهای کمیابو دیدم
ا- اوه، بیخیال، جداً چیزی نمیدونی، نه؟
.امیدوارم ممنون باشی که بردمت اونجا
.ارباب و رینا، به خونه خوش اومدید
.اوه، هی. ما برگشتیم
قرار لذتبخشی داشتید؟
ق- قرار؟ ن- نبود! فقط خواستم .باهام بیاد خرید
ولی به خریدی رفتید که .فقط زوجها میتونن برن
No comments yet. Be the first to leave one.