The first 200 lines.
...آنچه گذشت
لعنتی، گندش بزنن - چی شده؟ -
میکی اینجاست. باید بری
درست مثل قدیما
درسته، شترها
مادر ایما وینزلو کسی نیست جز
فوقستاره صحنه و پرده، انجلیکا وایت
میخوام جسد بابام رو نبش قبر کنم
میکی شک داره
میخوای برادرت رو نقش قبر کنی؟
میخوام از همه بابت اومدن
به مراسم یادبود دیلن
تشکر کنم
میدونم اون با چشمت چیکار کرده
!نه! نه
!نه
دیلن؟
از کن درخواست طلاق کردی؟
میخوام چیزی رو بگم که ۲۵ سال پیش
فرصتی برای گفتنش نداشتم
عاشقتم
.تو نمیتونی به اشلی کمک کنی دیگه خیلی دیر شده
اون توی سیاهچاله
سیاهچال؟ اون چه کوفتیه؟
جایی که وقتی فروخته شدی به اونجا میری
اون اینجاست تا دوست دخترش، کایلی رو نجات بده
من ابیونائم، میکی
یالا. بیا تو رو از اینجا ببریم بیرون
!ای دروغگوی لعنتی
میدونم این مزخرفه
اگر کار به اونجا برسه، سریع انجامش میدم
لیزی؟
لیزی؟
بِرَد؟
برد؟
!عشقم، منم لیزی
!برد
!برد. برد
...برد
!برد
تویی؟
خودتی؟
برد، تویی؟
« پـنـاهـگـاه »
میکشمش
واقعا میخوام بکشمش
اون توی رودخونه پنسیلوانیا چه غلطی میکنه؟
باورم نمیشه برای تعقیب ما برنامه روی گوشیمون نصب کردی
بدون اینکه بهمون بگی
نه، نه، اونا برنامههای تعقیبکردن نیستن
اونا برنامههای بهتریندوستها هستن
و بعضیوقتها، باید بهتریندوستت رو
تا مرز بین دو ایالت تعقیب کنی
تو کاملا مخالف
تجاوز به حریم خصوصی نیستی؟
چرا، هستم
یا بودم
یا متناقضم
شاید فقط خیلی دوستتون دارم، باشه؟
خب، اون قراره کجا باشه؟
اون قراره اینجا باشه
!میکی - !میکی -
میکی! چه غلطا؟
چیه؟ - گندش بزنن -
اون گوشی میکیه
...ایما
!میکی
اسپون
!میکی
میکی. میکی
باشه
من میرم جهنم
من جهنمیام
اوه
سلام، تروی
بیا تو
بولیتار اینجاست؟
اونی که دنبالش میگردی نه
آره، این برای اونه
اوه، لطف کردی
آره، یعنی از طرف من نیست
فقط هر بچه جدید توی تیم ...یکی میگیره، پس
خب، مطمئنم که اون ازت قدردانی میکنه
،مامان من مامان تیمه
،اون قرار بود این رو بیاره
...اما اخیرا اصلاً سر حرفش نمیمونه، پس
اوه، متاسفم که این رو میشنوم
مطمئنم که خیلی توی رستوران مشغوله
آره
یا داره از بابام دوری میکنه
خب، مطمئن میشم که اون به دست میکی برسه
تو و بابام توی مراسم یادبود
در مورد چی صحبت میکردین؟
فقط اینکه ما هر دو دیلن رو میشناختیم
...و اینکه چقدر غمانگیز بود که اون
...هی، شیرا
از پدرم و خانواده من دور بمون
اوه، لعنتی
سلام؟
سریع میام
اصلا نمیتونم چیزی بگم
نمیدونم
یعنی وحشتناکه
...یعنی
،من خیلی براش میترسم
اما از دستش هم خیلی عصبانیام
دیشب داشته چه غلطی میکرده؟
باید به ما میگفت
واقعاً باید به ما میگفت
میدونی چی فکر میکنم؟
فکر میکنم این تقصیر عجوزهست
قطعا کار اونه - باشه -
ما اون رو عجوزه صدا میکنیم یا پیرزن عجوزه؟
خفه شو، اسپون
نه، مهمه که در این مورد بحث کنیم
بس کن - حق با توئه -
درست میگی. باشه
آخه همهی این خرابکاریها همیشه به اون برمیگردن
آخه پیرزن عوضی نزدیک بود اون رو به کشتن بده
حتی نمیخوام به تبعیض سنی حرفت اشاره کنم
گوربابای اون مزخرفات
بیا بریم
فکر میکنی دیوونه بودم
اگه بگم دوباره صداش رو شنیدم؟
خودت همیشه بهم یاد دادی
بهتره مُرده رو همون مُرده رها کنم
،توی زندگی من خیلیها مُردن و من اصلا چیزی ازشون نمیشنوم
پس چرا برد مدام سراغ من میاد؟
هوم؟
شاید به خاطر پسرشه
تو... فکر میکنی داره از دنیای دیگه برای من یه پیام میفرسته؟
یا شاید تو داری برای خودت پیامی میفرستی
برای انجام چه کاری؟
تا میکی رو تنها بذاری
برای اون کار خیلی دیر شده
بازدید کننده داریم
برای اونا هم خیلی دیر شده
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
بیایید کار کنیم تا قلب بزرگتر شود»
،هرچه بزرگتر میشویم
چون شاخهدار شدن درخت بلوط پناه بیشتری میدهد
،در اینجا ایاِس نهفته «دوران بچگی از دست رفته برای بچهها
خیلی ترسناکه لامصب
آره
شاید برای یه حیوون خونگی باشه؟
برام سوال بود که کِی میاید
سلام
میکی واقعا به خاطر همه مزخرفات تو صدمه دیده
آره، همهی این بازیهای ذهنی و مزخرفات
باید متوقف بشن
باید تمومش کنی
خدای من
شما دوتا خیلی فحش میدین
ببخشید
خانم عجوزه خرفت، کری؟
میکی توی بیمارستانه
در جریانم - در جریانی؟ -
پس چرا برای کمک بهش کاری نکردی؟
،دارم برای کمک بهش کارهایی میکنم، همین الان
،با آوردن هر دوی شما به اینجا ،خانم اِما، آقای اسپیندل
اسم ما رو از کجا میدونی؟
اوه، باشه
فقط مزخرفات ترسناک بیشتر از عجوزه، درسته
یه خبر جدید دارم برات، عزیزم
اسم من اسپونه و اسم اون ایماست
من همه چیز رو در مورد تغییر اسم میدونم
من اسم عجوزه رو انتخاب کردم
تا بچهها ازم بترسن
،و تا اونجایی که من فهمیدم
تو میترسی، آقای اسپون
و تو هم همینطور، خانم ایما خجالتی
...اما شاید
شاید شما هم شجاعترین از بین همه اونا باشید
مثلاً، ما قراره با این حرف چیکار کنیم، جدی؟
!فکر کن
پشمام، قبر
قبر برای توئه
،آره، برای بخشی از من
دوران بچگی من
...اما حالا
حالا من عجوزهم
و حالا شما باید برید
بریم کجا؟
،میکی ماموریتی رو شروع کرد
اما معتقدم که سرنوشت شماست که اون رو کامل کنید
و اگه اون کار رو نکنید، اون دختر میمیره
اشلی
آره - باشه -
خب، چطور باید اون کار رو بکنیم؟
آخه ما فقط دو نفریم
نه، سه نفرید
نه، الان بهت گفتیم
میکی توی بیمارستانه
میکی نه
سلام
...اوه
ریچل کالدول؟
شما بچهها بودید که به من پیام دادید که بیام اینجا؟
...نه، حتما این بوده
No comments yet. Be the first to leave one.