From - First Season

From - First Season

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

From S01E05 1080p WEB H264-GGEZ
From S01E05 720p WEB H264-GGEZ
From S01E05 Silhouettes 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E05 Silhouettes 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
From S01E05 WEBRip x264-ION10
From S01E05 Silhouettes 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
From S01E05 Silhouettes 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
From S01E05 WEB XviD-RMX
From S01E05 Silhouettes 720p/1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
From S01E05 WEB x264-TORRENTGALAXY
A Commentary by KiarashNg
⚞ کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی ⚟

Tags

web
XviD
x264
webrip
720p
720
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
Published on: 2022-03-06
Downloads: 285
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه گذشت...

‫صداشون رو می‌شنوم.

‫گفته بودن فقط این‌طوری ‫می‌تونیم بریم خونه.

‫سارا، بهم بگو چیکار کردی دیگه.

‫در رو باز گذاشتم.

‫تو شهر ساکن می‌شین، ‫یا تو خانه اجتماعات؟

‫- تو شهر. ‫- جولی.

‫خانه اجتماعات ساکن می‌شم.

‫چرا چنین کاری می‌کنی؟

‫چی شده؟

‫گمون کنم احتمالا اشتباه کردم.

‫جولی، آدم که اشتباه نمی‌کنه، ‫صرفا تصمیم می‌گیره،

‫تو هم تصمیمی گرفتی که به نفع خودت باشه، ‫این کارت خیلی مهمه.

‫بیا دیگه، ببین چطوره!

‫تک‌تک این سنجاق‌ها نشانگر...

‫ساکنین این شهرن که...

‫از جاهای مختلف واردش شدن.

‫اصلا امکان نداره.

‫من دست رو دست نمی‌ذارم ‫و شرایط دنیا رو قبول نمی‌کنم!

‫یکی پشت این ماجراست،

‫من هم تا نفهمم چیکار می‌کنه، ‫دست‌بردار نیستم!

‫کاش می‌تونستی سوگواری کنی،

‫ولی نمی‌تونی بوید.

‫این ملت بهت نیاز دارن.

‫خودت باید این ملت رو ‫برگردونی خونه‌شون.

‫آخه اگه چنین کاری نکنی، ‫مرگش بی‌دلیل بوده.

‫واسه چی اومدی اینجا؟ ‫تو که قول داده بودی خونه می‌مونی.

‫اگه نمی‌اومدم، ‫مشکوک می‌شدن.

‫- چیزی نمی‌شه. ‫- سارا...

‫قول می‌دم.

‫می‌خوای کمکم کنی ‫بقیه غذاها رو بیارم؟

‫آره!

‫حس می‌کنم بدجوری... ‫از هم پاشیدم.

‫راه‌حلش رو با همدیگه پیدا می‌کنیم.

‫نگران نباش.

‫چی آوردی؟

‫سیب‌زمینی شیرینه.

‫وای!

‫خانواده خوبی‌ان.

‫سارا!

‫عه. ‫وای! وای نه، نه، نه.

‫خیلی‌خب، بگیرش، ‫بازوش رو بگیر، بازوش رو بگیر!

‫طاقت بیار، طاقت بیار!

‫سلام آلما. بیا ببینم.

‫بفرما آلما، ‫این‌ها رو تازه واسه خودت آوردم.

‫آفرین! ‫حواست باشه این دفعه به بقیه هم بدی.

‫ناتان! ناتان!

‫یه بلایی سر خواهرت اومده! ‫تو غذاخوری بود.

‫دارن می‌برنش درمانگاه.

‫واقعا حالم خیلی بهتره.

‫همچنان به نظرم بهتره امشب رو بمونی ‫که حواسمون بهت باشه، خب؟

‫مجبورم بمونم؟

‫آخه بهتره آدم...

‫تو این موارد اصلا خطر نکنه، متوجهی؟

‫می‌تونم بگم یکی بره ناتان رو بیاره.

‫می‌تونه پیشت بمونه.

‫نه. نگران می‌شه. ‫می‌شه اگه اومد اینجا،

‫بهش بگی... ‫بهش بگو خوابم.

‫باشه، مشکلی نیست.

‫اِم... ‫الان برمی‌گردم، خب؟

‫سلام. حالش چطوره؟

‫خب، با توجه به شرایط ‫که حالش خوبه.

‫قبلا هم این‌طوری شده بود؟

‫خب، به نقل از سارا که نشده بوده.

‫ضمنا، فقط در صورتی ‫که یه دستگاه «اِم‌آرآی» این اطراف باشه،

‫می‌تونیم بفهمیم جریان واقعا از چه قراره.

‫- باشه. ‫- اِم...

‫امشب اینجا نگهش می‌دارم ‫که ببینم شرایطش تغییر می‌کنه یا نه.

‫خیلی‌خب. مطمئنی که آمادگیش رو داری؟

‫ببین، نمی‌دونم در اینجا چطوری باز شده بود،

‫ولی من نمی‌ذارم اون موجودات...

‫اینجا رو ازم بگیرن.

‫همین الانش هم خیلی چیزها رو ازمون گرفتن.

‫آره. واقعا همین‌طوره.

‫راستی، می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

‫این نوع حمله... ‫اول به بچه خانواده متیوز دست داد،

‫الان هم که به سارا دست داده.

‫به نظرت امکانش هست...

‫که عده‌ای به اینجا واکنش جسمانی نشون بدن؟

‫شاید تشخیصت خارج از اینجا...

‫فرق می‌کرد، ‫ولی اینجا که هستیم...

‫ببین بوید، اگه شش ماه پیش ‫همین سوال رو می‌پرسیدی،

‫بهت می‌گفتم کل وقایعی ‫که شاهدشون بودیم، غیرممکن هستن.

‫ولی حقیقت از این قراره که...

‫خیلی‌خب، چند وقته که چنین مشکلی داری؟

‫اون‌قدری شده که باعث بشه ‫چنین سوالات احمقانه‌ای بپرسم.

‫- بوید... ‫- خوبم بابا.

‫فردا یه سر بیا اینجا. ‫می‌خوام یه نگاهی بهش بندازم.

‫لزومی نداره. ‫خودم می‌دونم مشکلم چیه.

‫ناتان اومده.

‫نمی‌خواد ببیندش.

‫آره، نمی... نمی‌دونم.

‫اِم، خیلی‌خب. ‫برو به بیمارت برس.

‫من ردیفش می‌کنم، خب؟

‫ضمنا، حالم خوبه.

‫عه، آروم باش! آروم باش!

‫حالش خوبه؟

‫خوبه. ‫خوابه.

‫می‌خوام ببینمش.

‫می‌بینیش، ولی فردا.

‫کریستی امشب پیشش می‌مونه...

‫که اطمینان حاصل کنه ‫هیچ مشکلی نیست.

‫نه، نه. باید همین الان ببینمش، ‫خواهش می‌کنم.

‫می‌بینیش دیگه. ببین، ببین.

‫جریان دیگه‌ای هست ‫که بهتره ازش خبر داشته باشیم؟

‫جریانی پیش نیومده که کریستی ‫با دونستنش بتونه بفهمه چش شده؟

‫نه. صرفا نگرانم، همین.

‫خواهر کوچک‌ترمه دیگه.

‫درسته. ببین،

‫امشب اولین باره که کریستی ‫بعد از اون... واقعه اینجا می‌مونه، خب؟

‫به نفعمونه که نریم تو درمانگاه...

‫و کاری نکنیم که امشب ‫استرسش افزایش پیدا کنه.

‫سارا تحت نظر شخص مناسبیه. خب؟

‫برو خونه. ‫یه کم بخواب.

‫صبح می‌بینیش دیگه.

‫باشه.

‫ردیفه؟

‫سارا خوب می‌شه؟

‫خب، آره، الان درمانگاهه.

‫حواسشون بهش هست. ‫نگران نباش.

‫کریستی رو یادته؟

‫همون خانم مهربونه رو می‌گم ‫که پات رو خوب کرده بود.

‫قراره سارا رو هم عین تو خوب کنه.

‫ما هم فعلا...

‫قراره یه بازی کوچولو بکنیم.

‫مال شما.

‫خب، گفته بودیم قراره ‫راه‌حلش رو پیدا کنیم دیگه، نه؟

‫بیاین راه‌حلش رو پیدا کنیم. ‫دنبالم بیاین.

‫می‌خوایم یه سری معما رو حل کنیم،

‫معما رو هم با طرح سوال...

‫حل می‌کنن.

‫هر سوالی رو که ممکنه ‫به معما مربوط بشه مطرح می‌کنن،

‫مهم نیست چقدر مسخره ‫و بعید باشه.

‫سوالاتشون رو روی تخته می‌نویسن، ‫جلوی خودشون می‌نویسن...

‫که اطلاعاتی که دارن و ندارن رو...

‫مشخص کنن.

‫عین داستان تعریف کردن می‌مونه.

‫مگه نه رفیق؟ ‫سوال شماره یک.

‫بابا!

‫چیه؟ تا حالا دلت نخواسته ‫رو دیوار چیزی بنویسی؟

‫بفرما. ‫از همین سوال شروع می‌کنیم.

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و حامی مغیثی»

‫تبلیغ کسب و کارتون می‌تونه اینجا باشه! ‫در تلگرام: realKiarashNg@ و Timelordsubs@

‫بهترین کانال موسیقی تلگرام: ‫RealGMusic@

‫سلام.

‫خوابم نمی‌بره.

‫اِم، آره، من هم خوابم نمی‌بره. ‫گفتم شاید چای میل داشته باشی؟

‫می‌خوری؟

‫چرا که نه؟

‫تو و کِنی خیلی به هم میاین.

‫عه، اِم، نه بابا، ‫ما صرفا...

‫دوست عادی هستیم.

‫واسه چی؟

‫اون که خیلی نازه و عاشقته.

‫پیچیده است دیگه.

‫چرا؟

‫خب، آخه...

‫یکی تو خونه منتظرمه.

‫حداقل گمون می‌کنم هنوز... ‫هنوز... منتظرم باشه.

‫اسمش چیه؟

‫اسمش ماریله.

‫- مزدوج بودین؟ ‫- نامزد بودیم.

‫گاهی اوقات با خودم می‌گم... ‫راستی، همیشه می‌گم، اِم...

‫که چه حسی داره که خیال می‌کنه ولش کردم.

‫اِم، تو چی؟

‫کسی شهرتون منتظرت نیست؟

‫نه.

‫با... با یکی بودم،

‫ولی اصلا...

‫الان که باهاش نیستم، بهتره.

‫الان دیگه فقط خودم و ناتانیم.

‫کل دار و ندارم ناتانه.

‫قبل از این که اینجا گیر بیفتیم، اِم...

‫اوضاع چندان خوبی نداشتم.

‫ناتان نجاتم داده بود.

‫می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

‫آره. چرا که نه؟

‫اگه کاری از دستت برمی‌اومد،

‫اگه کاری از دستت برمی‌اومد ‫که بتونی بری باز ماریل رو ببینی،

‫که بتونی کاری کنی ‫که همه برن شهر خودشون،

‫حتی اگه کار بدی باشه،

‫حاضری انجامش بدی؟

‫وایستا ببینم، منظورت چیه؟

‫گاهی اوقات راجع به این شهر،

‫معناش و دلیل اینجا بودنمون...

‫فکر می‌کنم.

‫اگه همین الان یکی می‌اومد سراغت ‫و بهت می‌گفت:

‫«فلان کار بد رو بکن...»

‫«که همه بتونن برن خونه‌شون»،

‫حاضر بودی انجامش بدی؟

‫خب، داریم...

‫داریم فرض می‌کنیم دیگه، نه؟

‫آره.

‫خیلی‌خب.

‫معلومه.

‫خیلی‌خب.

‫اِم...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left