異世界美少女受肉おじさんと
The first 200 lines.
زندگی با یه مرد معمولی که به یک
ناک اوت کاملاً فانتزی تبدیل شد
... عـ
!عـــــــوضــــــــــی
اوه، رئیس. خیلی وقت که !ندیدمت! حالت خوبه؟
!به نظرت الان حالم خوبه؟
میدونی چقدر !دنبال شما دوتا گشتم؟
حتی دیگه یادم نمیاد چندین بار .نزدیک بود بمیرم
.عجب ...خوشحالم که حالت خوبه
قسم میخورم توئه عوضی رو .یه روز میکشم
ولی ... اینم یه فرصت عالی برای .گرفتن انتقام از توئه
دفعه قبل شاید به لطف نفرین تونستی ... ذهن روستاییها رو شتستشو بدی، ولی
،مهم نیست چجوری به قضیه نگاه کنی ... .این مرد به وضوح چشمش منو گرفته
.پس الان برابریم
.باهام ازدواج کن
!دوباره؟
.بخاطر تو قید روستا رو میزنم
حتی حاضرم همسرم رو ول کنم .و باهات به پایتخت بیام
،در حال حاضر دو تا بچه دارم .ولی سه تای دیگه میخوام
خب، کاملاً واضحه که این یارو .یه آشغال به تمام معناست
.میبینم که به زیبایی اون پی بردی
نه! من برای به دست آوردن این الف .مبلغ زیادی هزینه کردم
... نمیتونم به این راحتی ازش دست بکشم
.شکست رو قبول میکنم
!خیلی خب
!به این راحتی تسلیم نشو
!هنوز تموم نشده
ارزش منو نمیشه با وجود این دوتا .بی سر و پا تعیین کرد
!من تو رو به دوئل دعوت میکنم، دختر
!با رای اکثریت، همه چی رو مشخص میکنیم
!دوباره شروع کردی؟
.هی تو، اصلاً میدونی در صورت برنده شدن، قربانی میشی !باهاش مشکلی نداری؟
شنیدم مدتی قبل صنعت ماهیگیری اینجا .حسابی کساد شده بود
ولی، با پیدا شدن سر و کله یه ماهی مرکب .غول پیکر، صید دوباره به حالت قبل برمیگرده
ولی در ازای این کار .از روستاییها خواسته که براش آدم قربانی کنن
:و بهشون میگه که
برید برام یه دختر گستاخ و تندخو پیدا کنید
،که ممههای کوچیک داشته باشه
،تو نگاه اول آدم ساده لوحی به نظر برسه
!ولی وقتی تسلیم میشه، بربر بهم زل بزنه
!بنده خدا عجب سرگرمیهای خاصی هم داره
.بسیار خب. بیا بکشیمش
اون به روستاییها گفته اگه کسی بخواد بکشتش .دوباره باید قید صید ماهی رو بزنن
!پس باهوشم هست؟ !دیگه نور علی نور شد
،حالا چرا با داشتن الف !رفیقم رو دزدیدن؟
.به گمونم بخاطر سود و قدرت شخصی ـه
فردی که بتونه یه دختر خوشگل رو .پیدا بکنه کدخدای بعدی روستا میشه
.مسخرهست
ولی با این حال، هردوتاشون .همین شرایط رو دارن
با این حال، شک دارم اون بتونه .الف رو از نظر زیبایی شکست بده
.نه، اون مطمئناً برندهست
!یعنی رفیقت تا این حد خوشگله؟
.درسته
،در بین تمام دختران خوشگلی که تا حالا دیدم
.اون چند سر و گردن بالاتره
.از قدیم گفتن عشق چشم آدم رو کور میکنه
.ما اصلاً همچنین رابطه ای باهمدیگه نداریم
!از اینا گذشته، حالا چرا دنبال من راه افتادی؟
،بخاطر شکستن گاری که ازت معذرت خواستم
.حتی تمام و کمال پولشو دادم
نه، راستش من یکم از این بابت .عذاب وجدان گرفتم
پیش خودم فکر میکردم شاید این .قضیه عاشقانه باشه
.بعلاوه، ارتباط برقرار کردن خیلی مهمه .به همین خاطر ممنونم میشم بهم اجازه بدی همراهیت کنم
.باشه، مشکلی نیست
،ولی اگه رفیقم صدمه دیده باشه .رحم نمیکنم
!تو واقعاً عاشقشی، مگه نه؟
.بهت گفتم قضیه اصلاً اینطوری نیست
در این صورت، بیا عجله کنیم .و پیداش کنیم
!ها؟! هی
تو هرگز به فکرت نمیرسید که .ممکنه اون توی همچنین انبار متروکه ای باشه
!چی؟
.آه
قسمت 7 .
مردی که به عنوان یک ناک اوت کاملاً فانتزی . و ماهی مرکب کبابی تناسخ پیدا کرد .
!گرسنه نیستی؟
.حالا به هرحال
!به نظرتون الان وقت غذا خوردنه؟
زیاد عجله نکن. تا جایی که وقت داری .غذات رو بخور
از این گذشته، با غذا خوردن سر یه میز .بهتر میتونیم همدیگه رو بشناسیم
!مگه نه؟
من قصد سر و کله زدن .با آدمها رو ندارم
.مخصوصاً با شما دوتا .دارین گند میزنین به طعم این ماهی مرکب خوشمزه
.بهتر برید بمیرید
.برید به درک
.احمقا، برید به درک
... با چنین لذتی که تو داری میخوریش .مطمئنم ماهی مرکب خیلی خوشحاله
.ابله
!برید به درک
!اصلاً شما دوتا چرا باهم هستین؟
!باهمدیگه همدست هستین؟
.اتفاقی به تور همدیگه خوردیم
از اینا گذشته، چیزی هست که .میخوام ازت بپرسم
!حتماً در مورد اون دختر ست، مگه نه؟
.تا همین چند لحظه پیش کنار هم بودیم .و با این سرعت، اون تا شب کشته میشه
!تو میدونی کجاست؟
... شاید آره، شایدم نه
.بهم بگو
.هی، آروم باشید
.این ماهی مرکب حسابی خوشمزهست
!الان وقت لذت بردن از غذاست؟
!هی، رئیس، داری گوش میدی؟
.خیلی وقت بود که غذا گرم نخورده بودم
اصلاً نمیدونستم که میتونه اینقدر .به آدم آرامش بده
،بعد اینکه به این بچهها باختم
،گرفتار موجودات عجیب و غریب شدم
.حتی با داشتن نقشه گم شدم
باهام مثل یه دزد رفتار شد، و قبل اینکه به خودم بیام .تبدیل به برده یا قربانی شدم
!تو بردی
... و علاوه بر این
.هی، چهار چشم
.فعلاً بیا آتش بس اعلام کنیم
!چی؟
.بهت کمک میکنم تا نجاتش بدی
.و در عوض ... تو یه لطفی در حقم میکنی
تا حالا حتماً شنیدی که مردم این روستا .اون ماهی مرکب رو به عنوان خدا میپرستن
اگه اون شیاد رو درست جلوی .... چشمشون بکشی
!موندم آیندهشون چه شکلی میشه؟
با کشتن ماهی مرکب .گند میزنیم به جشنوارهشون
.اوه، از حالت صورتت خیلی خوشم اومد
به نظرم گند زدن به جشنواره ،ایده خوبیه
ولی شکست دادن همچنین هیولای گنده ای .اونم تنهایی غیر ممکنه
.بیایید اون ماهی مرکب رو نابود کنیم
!اصلاً به حرفام گوش میدی؟
پیش خودم فکر میکردم در صورت امکان .دلم میخواد اونو نابود کنم
!پس بیا انجامش بدیم
اون علاوه بر داشتن هوش .زیر آب زندگی میکنه
... حتی با این وضعیت، چطوری
.تاجر خان، خونسرد باش
.نگران نباش. بقیه کارها رو بسپر به خودم
بسپرش به خودم. بسپرش .به خودم. بسپرش به خودم
هووم، به نظر میرسه براش !یه برنامه هایی داری، چهارچشم؟
!آره، ولی باید خودت رو براش آماده کنی؟
برای کشتن اون ماهی مرکب . به کمکت نیاز دارم
میتونی بهم قول بدی که تا آخرین !لحظه جا نمیزنی؟
... این پسر
به عنوان یه دشمن خیلی دردسر سازه، ولی !به عنوان متحد خیلی قابل اطمینان به نظر میرسه
.قوی، زیرک و خونسرد
.حالا که دقیق تر نگاه میکنم، خیلی خوشتیپ بنظر میرسه
.قول میدم
،به الهه ام قسم میخورم .که قدرتم رو بهت قرض میدم
!هی ... چرا اینجوری طناب پیچم کردی؟
!و این چیزای بادکنک مانند دیگه چیه؟
.شناور
!شناور؟
.ما قرار ماهی مرکب صید کنیم و تو طعمه میشی
!مراقب خودت باش تا غرق نشی
!عینکی حرومزاده
!عمراً دیگه به آدمها اعتماد کنم
این ایده ای نیست که به فکر هر .آدم عادی خطور کنه
.واقعاً تحت تاثیر قرار گرفتم
!تو واقعاً کی هستی؟
هیچ آدم عادی نمیتونه یکی رو .تا این حد پرت کنه
نه، قصد داشتم اونو یکم دورتر ... پرت کنم، ولی
!چی؟
.یه جای کار میلنگه
که اینطور، پس شونههات تو بهترین !حالت خودش نیست؟
اگه مشکلی نداشته باشی .من میتونم بدنت رو یکم ماساژ بدم
.نه، لازم نکرده
.واقعاً؟! چقدر بد
!حالا چرا یهویی بهم نزدیک میشی؟
!دلت یکم ماهی مرکب خشک شده میخواد؟
.آه، میبینم که هر دوتا دستات بنده
پس در این صورت، لطفاً دهنت رو .باز کن و بگو آآآآآآ
مزاحم دیگه پیشمون نیست و فقط .خودمون دو نفریم
.منتظرم بمون، تاچیبانا
!ماهی مرکب رو میکشم و بلافاصله پیدات میکنم
!من نمیتونم شنا کنم
!نگران نباش! همینجوری هم شناوری
!هورا
... سه ساعت بعد
!خیلی بالاست
.این ماهی مرکب هنوزم طعمش رو از دست نداده
.روستایی ها میگن که اونو میشه تا آخر عمر جوییدش
از اینا گذشته، تا حالا چیزی نتونستیم .بگیریم. هیچی
!شاید این طعمه کارساز نیست؟
!اصلاً این طعمه هنوز زندهست؟
... هیچ حرکتی ازش
!هی! شما میخوایید ماهی مرکب بگیرید؟
.آره
!این احمقها رو نگاه
!معلومه که چیزی تا حالا نتونستین بگیرین
!ماهی مرکب موجودات شبزی هستن
!شبزی ... شبزی ... شبزی
.دیگه خسته شدم
.ولی باید تحمل کنم
... وقتی ماهی مرکب رو بکشیم
این بار ... این بار بدون شک ... همشون رو میگیرم و
!چی؟
!چی؟
.... ها؟! اون
!ماهی تو تور افتاد
!هی، بچهها عجله کنید و نجاتم بدید
... آآ
گردوی گرانبهای دریافتی از رئیس که اینقدر ... حواسم بهش بود افتاد و ترک خورد
.شوخیت گرفته، اونو تا حالا باید میخوردی
!نگو که بهت اذیت میکرد؟
.شاید اتفاقی برای رئیس افتاده
!حالت چهره ات اونقدرام نگران و مضطرب نشون نمیده؟
.کم کم داری منو میترسونی
زندگی با یک مرد معمولی که به یک ناک اوت کاملاً فانتزی تبدیل شد
No comments yet. Be the first to leave one.