The first 170 lines.
.کیزاکی سان مژه های زیبایی داره
.و میتونه ویولن بزنه
.کیزاکی سان، فوق العاده بود
با اینکه کل عمرمو ویولن میزدم .اون بهتر بود
...اون خیلی باحاله
!و دوست منه
...هی، آکبی سان
!چند وقتیه خیلی داری بهم نگاه میکنی
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
یونیفرم ملوانی آکبی چان
قسمت ششم فردا مدرسه تعطیله، درسته؟
برنامه بعدی، پیش بینی وضع هوا در سراسر کشور
توده ی ابری که بین مناطق کینکی و کانتو داریم مشاهده میکنیم
از فردا صبح شروع به باریدن میکنه
توی بیشتر نقاط کشور هوا آفتابیه
...اگرچه، مناطق کم فشار در شمال هوکایدو
!خیلی خب! من تصمیمم رو گرفتم
ممکنه آب و هوای مناسب و مساعدتری رو داشته باشه
!هفته دیگه، دوستمو دعوت میکنم بیاد
خب حالا، بیاین یه نگاهی هم به دمای شهرها بندازیم
چند نفر؟ چند نفر؟
!همش یکی !هنوز جرات داشتن بیشتر از اینو ندارم
دما توی غرب کشور ممکنه یک یا دو درجه بیشتر از بقیه ی مناطق باشه
منظورت ایرکا چان؟ همونی که تو اولین نگاه توجه ات رو جلب کرد؟
حتی ممکنه به اندازه ای گرم باشه که توی شهرهای کاگوشیما و کوماموتو عرقتون رو کمی دربیاره
!آره! باید برم اتاقمو تمیز کنم
شمال کشور هم باید اونقدری گرم باشه که بشه رخت و لباس ها رو شست و خشک کرد
!منم کمکت میکنم
.در آخر، پیش بینی یک هفته ای، از ناگویا تا ناها
!صبر کنین، شام تقریبا آمادست
!بعدا میخورم
اوکیناوا تا آخر هفته هوای بدی رو پیش رو داره
!منم بعدا میخورم
.هفته پیش، من کاملا اعتماد به نفس داشتم
این اولین باره که یکی از هم سن های خودمو به خونمون دعوت میکنم
دوشنبه
سه شنبه
چهارشنبه
مطالعات اجتماعی
ژاپنی
ژاپنی
فیزیک
انگلیسی
چی باید بهش بگم تا بیاد خونمون؟
چهارشنبه
چهارشنبه
چهارشنبه
میتونیم توی مدرسه صحبت کنیم
و حتی میتونیم توی زنگ تفریح هم کنار هم باشیم
...هی، آکبی سان
همش بهش فکر میکردم ...و قبل از اینکه بشناسمش
!ها؟
...هی، آکبی سان
!چند وقتیه خیلی داری بهم نگاه میکنی
!ها؟ نـ-نـ-نه، اصلا هم اینطور نیست
آره خب، داشتی همش اینکارو میکردی
چیزی تو ذهنته که گفتنش برات سخته؟
خب...فردا مدرسه تعطیله تا شنبه، درسته؟
اوم، درسته...صبر کن، چرا انقدر مودبی؟
...اوه...اوم..آه...خب
چه احساسی نسبت به خونه هایی که سقفشون نشتی داره داری؟
ها؟
خب، قطعا، فکر میکنم که باید تعمیر بشن
هیچکس دوست نداره وقتی توی خونه است خیس بشه
حق با توئه! آره! این چیزیه که میخواستم ازت بپرسم
ها؟
آکبی سان عجیب رفتار میکنه
قبل از اینکه دعوتش کنم باید اون نشتی ها رو درست کنم
...هی، آکبی سان
...من دارم میرم کتابخونه مدرسه، پس
تو هم میای؟
کتابخانه
مقدمه ای بر ماهیگیری
هنوزم داره نگام میکنه
معلوم بود اون تنها چیزی نبود که میخواست بگه
به نظر کتاب جالبی میاد
تا حالا قبلا ماهیگیری رفتی؟
آره خب
واقعا رفتی؟
آره، توی دریاچه کنار خونه امون
طوری که من انجامش میدم فکر نکنم زیاد جالب باشه
از یه چوب انعطاف پذیره خوب و نخ خیاطی
و باقی مونده ماهی به عنوان طعمه استفاده میکنم
!همه وسایلش دست سازه؟
اما تنها چیزی که میگیرم خرچنگه
تا حالا نتونستم یه ماهی واقعی بگیرم
وقتی میرم وانجا گاهی پابرهنه میرم توی آب
پابرهنه؟
...اونارو میکشونم یه گوشه و کائو با تور میگیرتشون و
!فوق العاده اس
ها؟
!همون چیزیه که میخواستم امتحانش کنم
واقعا حسودیم میشه
کیزاکی سان؟
...اوم
...اگه...اشکالی نداره
فهمیدم نباید اونو فقط به خونه ام دعوت کنم
!بیا باهم بریم
ها؟
فردا...چطوره؟
فردا؟
فردا مدرسه تعطیله تا شنبه درسته؟
...صبر کن، نکنه به خاطر همین همش بهم نگاه میکردی
.ساکت باشین، لطفا
.قول ملاقات آخر هفته
!اولین بارمه
.نمیتونم صبر کنم
!روحمم خبر نداشت همچین جایی وجود داره
!چه جای قشنگیه برای ملاقات
.یه ساعت زودتر رسیدم
.هوا هم خیلی خوبه
میخوام بدونم وقتی آکیبی سان این رو ببینه چیکار میکنه
باید یکم به آب اینجا عادت کنم
.نمیخوام جلوی آکبی سان احمق به نظر برسم
اگه مادرم ببینه دارم همچین کاری میکنم از کوره در میره
!اوه، نه...نمیتونم جلوی خودمو بگیرم
این اولین باره که من این دامن رو می پوشم !مادرم برام دوختتش
!به هر حال، قراره کیزاکی سان رو ببینم
!دیگه نمیتونم صبر کنم
خیلی زود رسیدم
ها؟
!کیزاکی سان
حالت خوبه؟
من خوبم...آکبی سان
!شناگر خوبی هستیا
!اوه، حالا فهمیدم
!لباسی پوشیدی که بتونی باهاش بری توی آب
نه یه لباس شنا یا همچین چیزی ولی خب آره
کیزاکی سان، ممنون از اینکه اومدی و میخوای وقتت رو با من بگذرونی
تو هم همینطور
من پرسیدم بهترین نقطه برای گرفتن ماهی کجاست
فکر کنم باید یکمی راه بریم
!واقعا؟ بیا بریم
!خیلی باحال به نظر میای، کیزاکی سان
همین الان این چیزا رو خریدم
با همه اینا فکر میکنم هیچ شانسی برای ماهیگیری ندارم
امروز اولین بارمه
خیلی هیجان زده ام
!منم
خب، در مورد چوب ماهیگیری هم همینطوره ولی من داشتم در مورد همه ی گروه صحبت میکردم
.و-واقعا؟ ممنونم
امیدوار بودم کیزاکی سان امروز یه ماهی بزرگ بگیره
!ما حتما یه چیزی اینجا میگیریم
خب دیگه، فکر کنم باید کم کم آماده اش کنم
صبر کن...میخوای با اون ماهی بگیری؟
بدون چوب؟
آره، این برنجه میتونی باهاش ماهی های کوچیک بگیری
میخوام اینجا امتحانش کنم
!اوه! یکی گرفتم
!شوخی میکنی
نمیدونم اسمش چیه
!صبر کن! الان پیداش میکنم
...آ-آمور مینو
ماهی آب شیرین ژاپن
!مینو چان! چه اسم باحالیه
آکبی سان گرفتن یه ماهی با همچین چیزی شگفت انگیزه
منم میتونم بگیرم
اینجا ماهی هست
مطمئنم
!اوه! یه مینو چان دیگه
...اما هنور من
اون طعمه براشون بزرگه .نمیتونند طعمه رو بگیرن
.کاریش نمیشه کرد، این تنها طعمه ایه که دارم
نظرت درباره اون جایی که اون پرنده ماهی گرفت چیه؟
.خوبه...اما یکم دوره
.شاید بتونی دور تر پرتابش کنی
!پس...همین کارو میکنیم
!واو! تونستی
.فکر کنم گیر کرده
.میتونم تا اونجا شنا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.