The Hunt

The Hunt (Traqués)

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Hunt S01E01 1080p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-04-25
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫هی، میتونیم بریم؟ ‫حاضری؟

‫خفه شو. ‫ نمیتونم تمرکز کنم.

‫روی چی؟ داری جیش میکنی دیگه، ‫ شطرنج که بازی نمیکنی.

‫یه چیزی درست نیست، حس بدی دارم. ‫کلاً نفسم تنگ میشه.

‫اگه امروز قصد مردن داری بهمون خبر بده.

‫خیلی خسته‌م.

‫ـ بالاخره! ‫ـ خوبی، ژاویر؟

‫اگه بخوایم شکار کنیم، ‫باید ساعت ۵ صبح بیدار بشیم.

‫از سرما یخ میزنیم!

‫ـ تو که یخ نمیزنی؟ ‫ـ سه درجه‌ست.

‫آره، برای همینه که سردم نیست.

‫دیر بیدار شدیم، ولی خوش گذشت، مگه نه؟

‫خوش گذروندن خوبه، ‫ولی ما برای شکار اومدیم.

‫آره، برای شکار اومدیم، ‫ولی اومدیم با هم وقت بگذرونیم.

‫بیشتر از چیزی که میخورم، ادرار میکنم. ‫یکی بهم بگه چرا؟

‫پروستاتت داره بیرون میزنه.

‫خب، بچه‌ ها. ‫بیاید بریم. بیا پسر.

‫ـ من حاضرم. ‫ـ یه لحظه.

‫مطمئنی میخوای بیای؟

‫- منظورت چیه؟ ‫- حال و روزت خوب نیست.

‫- بگیرش! ‫- این عادلانه نیست.

‫- پسر خوب. ‫- رفت پی کارش.

‫این سگ باید پاسپورت داشته باشه.

‫ببین، یه بویی رو گرفت.

حواست بهش باشه، ها؟

‫ببینید، ببینید.

‫یه چیزی داره تکون میخوره.

‫لعنتی، ساکت باش!

‫چجوری میتونم آروم بینیم رو خالی کنم؟

‫صدات شبیه آهوی شهوتی شده.

‫دست از مسخره‌ بازی بردار، مرد.

‫سایمون.

‫میدونی، وقتی بچه بودم یکم تپل بودم.

‫الان چی، بدنسازی؟

‫ها ها.

‫ای عوضی، من توی استخر ‫عمومی شنا میکنم، میدونی.

‫چجوری میتونی با این همه میکروب ‫که شناورن اونجا شنا کنی؟

‫چی؟ استخر شخصی داری ‫که هیچ وقت بهم نگفتی؟

‫- اینا همین الان رسیدن؟ ‫- آره.

‫برای شروع شکار خیلی دیره.

‫- لعنتی. ‫- اوه، مرد.

‫لعنتی!

‫- لعنتی! خیلی بده؟ ‫- داره خون میاد، ولی اشکالی نداره.

‫پایین!

‫چی، لعنتی؟

‫سایمون، باید حرکت کنید. ‫من پوشش میدم، شماها برید!

‫حرکت کنید! ‫برید، برید، برید!

‫دارم میرم.

‫زود باشید! ‫حرکت کنید!

‫- میتونی راه بری؟ ‫- آره.

‫- حرکت کنید! ‫- برید، برید، برید، برید، برید!

‫عجله کنید!

‫عجله کن سایمون!

‫اینجا!

‫بجنب مرد. ‫عجله کن.

‫بجنب ژیل، خودت رو تکون بده.

‫لعنتی!

‫خوبه، بیرون اومدیم.

‫برو!

‫لعنتی!

‫اون چی بود؟

‫باورم نمیشه. ‫دیوونگیه، مگه نه؟

‫باید پلیس رو خبر کنیم. ‫اونا دیوونه بودن.

‫منظورت چیه؟ ‫بریم کلانتری.

‫بیخیال پلیس، باید بریم بیمارستان.

‫اینا کی بودن؟

‫چرا اینجوری بهمون شلیک کردن؟

‫ما همیشه از کنار اون رودخونه رد میشیم. ‫ما وارد ملک کسی نشده بودیم.

‫کسی اخیراً توی دردسر افتاده؟ ‫ها؟ کی؟

‫- نه. ‫- نه.

‫سایمون؟ توی بار؟ ‫کسی رو بیرون انداختی؟

‫- نه. تازه، اون دلیل نمیشه. ‫- دلیل نمیشه؟

‫آدم برای خیلی کمتر از اینا هم ‫ توی دردسر میفته.

‫به نظرم، فرار کردن. ‫اونا دیوونه شده بودن.

‫باور نکردنیه.

‫- پلیس چیکار میکنه... ‫- دیگه صحبت در مورد پلیس بسه!

‫- تو یکی رو کشتی! ‫- لعنتی به سمتم شلیک کرد!

‫ما نمیدونیم زنده‌ست یا مرده.

‫دیگه چیکار میکردیم؟

‫مثل اردک وایمیسادیم ‫که هدف گلوله‌ش باشیم؟

‫من فقط منطقی فکر میکنم.

‫الان یکی مرده.

‫وقتی این اتفاق میفته، ‫همیشه یه فاجعه میشه.

‫لعنتی، خفه شو!

‫حداقل پنج سال حبس میگیریم.

‫زن و بچه هام چی میشن؟

‫تو چی، ژاویر؟ تو چی، فرانک؟ ‫بچه‌ های شما چی؟

‫میرم داخل تا بخیه‌م کنن. ‫حرفی از درگیری و تیراندازی نیست.

‫بیمارستان یه گزارش تنظیم میکنه.

‫اونا باید زخمی ‌های اسلحه رو گزارش کنن.

‫- بگو تصادف بوده. ‫- بازم گزارش تنظیم میکنه.

‫آره، اگه به لئو بگیم چی؟

‫ایده خوبیه، لئو بخیه‌ت میکنه، ‫ما میریم خونه و ساکت میمونیم.

‫ببینیم طرف مرده یا نه.

‫چطوره یه وکیل خبر کنیم؟

‫نه... خب، نقشه چیه؟

‫فرانک، نظرت چیه؟

‫- به خونه ژیل میریم. ‫- چرا؟

‫چون ما خانواده داریم.

‫اینجوری، لئو کارت رو راه میندازه.

‫خوبی، ژاویر؟

‫- آره. ‫- خوبه.

‫با پلیس حرف نمیزنیم.

‫قبوله؟

‫به این آشفته بازار اهمیت ندید.

‫- اون کجاست؟ ‫- اتاق نشیمن.

‫هی، به کریستل نگفتی، مگه نه؟

‫نگران نباش، وقتی اومدم، ‫اون پیش یه مریض بود.

‫باشه.

‫بذار یه نگاهی بندازم.

‫- میتونیم از آشپزخونه استفاده کنیم؟ ‫- البته.

‫باشه، تحمل کن. ‫من پاهات رو میگیرم.

‫حالت خوبه؟

‫- چیزی زیر سرم بذارم؟ ‫- آروم.

‫- ممنون. ‫- باشه.

‫دستت رو جابجا کن.

‫- لئو، آبجو میخوای؟ ‫- بعداً.

‫وایسا. یه عکس میگیرم، ممکنه یه موقع ‫به مدرک احتیاج داشته باشیم.

‫- گرفتم. ‫- نفس بکش.

‫باشه، خوبه.

‫لعنتی!

‫تکون نخور، تکون نخور.

‫تقریباً تموم شد.

‫باشه، تمومه.

‫- تموم شد؟ ‫- بشین بالا.

‫- ممنون. ‫- کمکت میکنم.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره.

‫- چیزی برای نوشیدن میخوای؟ ‫- یه چیز گرم، مثل قهوه...

‫- ژیل؟ ‫- الان میارم.

‫خب، چی شد؟

‫شانس من بود دیگه.

‫فقط یه بار که بهتون ‫خوش میگذشت اونجا نبودم.

‫هی، لئو، این خوش ‌گذرونی نبود.

‫- نزدیک بود بمیریم. ‫- میتونم تصور کنم.

‫اگه حتی توی جنگل هم امنیت نداریم، ‫دنیا داره به کجا میره؟

‫آره.

‫خب...

‫نظرت چیه؟

‫فکر کنم کاری جز انتظار نداریم.

‫میتونم با بیمارستان تماس بگیرم، ‫ببینم کسی رو آوردن یا نه.

‫ولی شاید به پلیس گفته باشن. ‫اگه اینجوری باشه فردا توی اخباره.

‫آره، ولی پلیس قبل از اینکه ‫با خبر بشیم میاد ما رو میگرده.

‫حتی ممکنه امشب دستگیر بشیم.

‫باشه، ساعت ۹:۳۰ شبه.

‫فکر کنم بهتره همگی بریم خونه.

‫اگه خبری شد، ‫از گوشی هاتون استفاده نکنید.

‫فردا صبح همینجا دوباره همدیگه رو می‌بینیم.

‫- باشه؟ ‫- حله.

‫خوبه.

‫راستی...

‫این قضیه رو مخفی میکنیم. ‫حتی از خانواده ‌هامون.

‫خیلی خب، وقت رفتنه. ‫خسته شدم.

‫ممنون فرانک. ‫فردا می‌بینمت.

‫حالت خوب میشه؟

‫آره، نگران نباش.

‫- میدونی چی باید بهش بگی، درسته؟ ‫- آره.

‫باشه.

‫لعنتی، پوکه‌ ها. ‫باید پوکه‌ ها رو جمع کنم.

‫وای، لعنتی...

‫وگرنه ممکنه پلیس اثر انگشت ما رو پیدا کنه.

‫میخوای الان برگردیم؟

‫الان نه، اولین کاری که ‫فردا میکنم اینه که برمیگردم.

‫- مراقب باش، باشه؟ ‫- باشه.

‫چی شده؟

‫چیزی نیست، لیز خوردم.

‫روی چند تا سنگ سُر خوردم.

‫پیش میاد دیگه.

‫میرم بخوابم.

‫- سوپر؟ ‫- سوپر چی؟

‫اگه میخوای حرف بزنی، ‫یکم زودتر بیا خونه، باشه؟

‫باشه، دخترها خوابن؟

‫خودت چی فکر میکنی؟

‫شب بخیر.

‫بشین اینجا، پنجه‌ت رو بده.

‫- همینه، پسر خوب. ‫- این هفته مسئولیت رو به عهده میگیره.

‫اون تجربه‌ش رو با ‫ملانی تورنادین در میون میذاره.

‫سلام، ایزابل دیوید.

‫بعد از اتفاقی که برات افتاد، اولین سوالی که ‫میخوایم بپرسیم اینه که حالت چطوره؟

‫همین پارکینگ بود، وسط اوگین، یه عابر دیروز ‫بعد از ظهر جسد کوین دلامبرس رو پیدا کرد.

‫تسویه حساب بود؟ ‫یا فقط...

‫سلام بچه ‌ها.

‫سلام.

‫یه جوان ۱۹ ساله‌ از آلبرت ‌ویل از فاصله نزدیک ‫مورد اصابت گلوله قرار گرفت و فوت شد...

‫مناسبتش چیه؟

‫- تو، تو فوق ‌العاده‌ ای، واقعاً هستی. ‫- وای، ممنون.

‫باشه.

‫- توی پارکینگ... ‫- داره در مورد چی حرف میزنه؟

‫یه جوون مرده پیدا شده.

‫یکی بهش شلیک کرده.

‫توی پارکینگ نزدیک یوروپ ‌کار.

‫من توی اولین فرصت سریع ‫با پلیس محلی تماس گرفتم.

‫مردم محلی کاملاً شوکه شدن.

‫هی، اتفاقی افتاده؟

‫وقتی داشتم به خونه برمیگشتم ‫ به یه گراز زدم.

‫اوه، لعنتی.

‫ماشین یکم آسیب دیده، ولی من خوبم.

‫- شب بخیر. ‫- شب بخیر عزیزم.

‫- شب بخیر، اون هم الان؟ ‫- برای یه بار هم که شده، میره سر وقت بخوابه.

‫- نوشیدنی؟ ‫- آره.

More Farsi Persian subtitles for The Hunt

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left