Queer As Folk

Queer As Folk

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Queer as Folk S04E01 720p WEB-DL x264-Pahe
A Commentary by RainbowSubs

Tags

webdl
Published on: 2025-03-28
Downloads: 55
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- * یک، دو، سه، چهار، پنج، شش *

‫* تکونش بده، رفیق *

‫- * نبض رو شروع کن *

‫* نبض رو شروع کن *

‫* نبض رو شروع کن *

‫* نبض رو شروع کن *

‫- * امروز رو ببوس و خداحافظی کن *

‫* و من رو به سمت فردا هدایت کن *

‫* ما کاری که باید رو انجام دادیم *

‫* فراموش نمی‌کنم، پشیمون نمی‌شم *

‫* از کاری که برایش کردم *

‫- لعنتی!

‫دوباره اون موقع از ماهه.

‫- وقتی "دوست کوچولوت" میاد سراغت؟

‫- وقتی هر خیریه‌ی گی توی این سیاره‌ی لعنتی

‫سعی می‌کنه ازم پول بگیره برای یه میز

‫توی مراسمشون، یا یه آگهی توی کتابچشون،

‫یا یه نمونه اسپرم برای حراج خاموششون.

‫و متأسفانه، این موقع از ماهه که

‫صورت‌حساب کارت اعتباری‌م میاد.

‫- تا حالا این همه صفر ندیده بودم.

‫- به جز توی یه میکسر توی مرکز گی‌ها و لزبین‌ها.

‫- چطور می‌خوای همه‌شون رو پرداخت کنی؟

‫- توی یه ساعت چند تا ساک می‌تونی بزنی؟

‫- به اندازه کافی نه.

‫به هیچ وجه کافی نیست.

‫- فکر کنم باید یه جور دیگه پول جور کنم.

‫- ببین، ما نزدیک ۳۰۰۰ نسخه از "ریج"

‫فقط توی ماه گذشته توی نت فروختیم.

‫می‌تونم یه کم پول بهت بدم.

‫- نه.

‫- چرا نه؟

‫- پول تو رو نمی‌گیرم.

‫- فکر می‌کردم شریکیم.

‫- هستیم.

‫- پس چرا نمی‌ذاری بهت پول بدم؟

‫- چون به کمکت احتیاج ندارم.

‫من به کمک هیچ‌کس احتیاج ندارم.

‫چیزی که لازم دارم...

‫چیواس رگال‌ـه. ‫- آره، حتماً.

‫شاید یه فقیر باشی، ولی مثل شاهزاده‌ها می‌خوری.

‫دو تا کنش.

‫مهمون من. ‫- نگهش دار.

‫- حتی نمی‌ذاری برات یه نوشیدنی بخرم؟

‫هنوز می‌تونم خودم یه دوری بزنم

‫بدون هیچ کمکی از طرف تو.

‫- برایان، نمی‌دونم مشکلت چیه.

‫تو به همه کمک می‌کنی.

‫خیابان لیبرتی، یک حکومت پلیسی می‌شد.

‫اگر تو نبودی

‫و حالا، وقتی خودت به کمک نیاز داری...

‫هی، تاد. ‫اوضاع چطوره؟

‫- خوبم.

‫کجا بودم؟

‫- "وقتی—وقتی به کمک نیاز دارم"؟

‫- درسته. ‫نمی‌گیريش.

‫می‌خوای بدونی چرا؟

‫- چرا؟

‫- چون همیشه باید تو باشی که کنترل رو دستت داره،

‫کسی که همه‌چیز رو مدیریت می‌کنه، کسی که بالاست.

‫- آره.

‫دقیقاً همین‌ـه.

‫- پس این دفعه کجاست؟ ‫ها؟

‫سینما، لیگ کوچیک‌ها؟ ‫- ببین، بهت گفتم—

‫- آره، آره، می‌دونم. ‫هیچ سرنخی نداری.

‫فکر کردی باورم می‌شه؟ ‫- برام مهم نیست چی باور می‌کنی.

‫اون غیبش زده.

‫این اولین بار نیست که فرار کرده، درسته؟

‫پس می‌شه گفت با خیال راحت فرض کنیم ‫دوباره توی خیابوناست.

‫- اون پسر کوچولوت چی؟

‫ها؟ اونم انگار دور و بر نیست.

‫رفته پیداش کنه.

‫- حالا، اگه اجازه بدی، ‫من یه کلاس دارم.

‫- اوه، و منم سه‌شنبه ‫یه جلسه حضانت دارم.

‫و اگه جیمی اونجا نباشه،

‫پلیسا رو می‌فرستم دنبال

‫اون پسر کوچولوت.

‫می‌شنوی چی می‌گم؟

‫چون دور نگه داشتن یه بچه از مادرش،

‫بهش می‌گن مشارکت

‫در بزهکاری یه خردسال.

‫و اگه اون برده باشتش، ‫این می‌شه آدم‌ربایی.

‫می‌تونم دستگیرش کنم.

‫- این کار رو نمی‌کنی.

‫- تو یه آدم باهوشی، پروفسور.

‫خودت حساب کن ببین

‫اون عشق کوچولوت چند سال ‫ممکنه زندانی بشه.

‫- "فرشته‌های بالای پیتسبورگ،

‫"خط پیشگیری از خودکشی نوجوانان،

‫"پناهگاه تراجنسیتی‌ها، ‫ابتکار ازدواج."

‫خدای من. ما باید روزی ده تا دعوت‌نامه ‫برای این جمع‌آوری کمک‌ها بگیریم.

‫- ببین، تد هم اینا رو می‌گیره. ‫ها.

‫- حتماً توی یه لیست قربانیای مشترکیم.

‫- من خوشحالم که به یه هدف ارزشمند کمک کنم

‫مثل هر پسر یا دختر دیگه‌ای،

‫ولی نمی‌تونن برای یه بار هم که شده ‫سراغ یکی دیگه برن؟

‫- اگه بیشتر از این بدیم، ‫یکی باید

‫برامون یه مراسم خیریه برگزار کنه.

‫- هی، دخترا.

‫دلم می‌خواست گپ بزنم،

‫ولی باید برم توی وان حباب بشینم،

‫لباس بپوشم، ‫و پنج دقیقه دیگه از در برم بیرون.

‫- قرار داغ داری؟

‫- از دهنت به گوش خدای گی‌ها.

‫من و ویک امشب یه برنامه داریم ‫برای "فکر مثبت".

‫- یه خیریه دیگه؟ ‫این هیچ‌وقت تموم نمی‌شه؟

‫- خب، اگه ما از همدیگه مراقبت نکنیم، کی می‌کنه؟

‫جالبه، تد یه ارکیده داشت ‫که دقیقاً شبیه این بود.

‫بیچاره فقط با یه ریشه آویزون بود.

‫بهش می‌گفت "دروپی"،

‫مخفف "دروپوس ارکیدوس".

‫- به دروپي سلام کن.

‫- باهاش چی کار داری؟

‫لزبین‌ها به انگشت سیاه داشتن معروفن.

‫- بهمون زنگ زد، ازمون خواست ‫نامه‌هاش رو جمع کنیم و—

‫- از گیاهاش مراقبت کنیم. ‫- هوم.

‫رفته مهمونی سیاه و آبی

‫توی ساردینیا؟

‫- توی بازپروریه.

‫- خودش رو بستری کرده.

‫و ما فکر کردیم بریم ببینیمش.

‫- باهامون نمیای؟

‫- آه، نمی‌تونم.

‫خیریه.

‫- لازم نیست امشب باشه.

‫- واقعاً سرم شلوغه.

‫- مطمئنم می‌تونه از حمایتت استفاده کنه.

‫- چه حرف جالبی از تو می‌شنوم، مل.

‫تو تقریباً اولین کسی بودی که محکومش کردی

‫و حالا چی شدی، ‫تشویق‌کننده‌ش؟

‫- داره سعی می‌کنه به خودش کمک کنه.

‫- این چیزی نیست که تو می‌خواستی؟

‫- شهد زندگی! ‫هوو!

‫- فکر می‌کنی می‌تونی یه جا نگهش داری...

‫برای یک لحظه؟

‫- چه فرقی می‌کنه؟

‫همه‌ش آشغاله.

‫- چیپسای کبابی؟ ‫- دیگه دیره.

‫- و کاپیتان کرانچ؟

‫- اون کشتی غرق شده.

‫- یه بسته کامل داشتم. ‫- تموم شد.

‫پس تا کی باید اینجا بمونیم؟

‫- دیدی بیرون چه خبره؟

‫تقریباً مثل موسم بارونیه.

‫- وقتی بارون بند بیاد، ‫می‌گم بریم مکزیک،

‫سبیل بذاریم و قاچاقچی مواد بشیم.

‫نظر تو چیه؟

‫- چرا خودم رو اذیت می‌کنم؟

‫- نمی‌بینم تو یه نقشه‌ی درخشان پیشنهاد بدی.

‫- بهتره یه چیزی پیدا کنم، اونم زود.

‫پولمون داره سریع تموم می‌شه.

‫- تو کارت اعتباری داری.

‫- اگه ازش استفاده کنم، ‫می‌تونن پیدامون کنن.

‫بن‌ـه.

‫- داداش، چه خبر؟

‫- هی، رفیق. ‫حالت چطوره؟

‫- توی یه متل کثیف گیر کردیم

‫زیر بارون شدید، ‫با آخرین چیتوزمون،

‫ولی غیر از اون، زندگی قشنگه.

‫- اونو بده به من.

‫بن؟

‫- مایکل، مایکل. ‫حالت خوبه؟

‫- خوبم. ‫هر دومون خوبیم.

‫- گوش کن، مامان هانتر دوباره اومد.

‫- بهش چی گفتی؟ ‫- که اون فرار کرده

‫و تو رفتی دنبالش و—

‫ببین، باورم نکرد.

‫حالا تهدید کرده که می‌خواد دستگیرت کنه.

‫- برای چی؟ ‫- آدم‌ربایی.

‫مشارکت در بزهکاری یه خردسال.

‫- می‌تونه این کار رو بکنه؟

‫- تنها چیزی که می‌دونم اینه که

‫می‌تونه کلی دردسر درست کنه ‫برای همه‌مون.

‫برای همین باید برگردی.

‫- بهت گفتم، ‫نمی‌ذارم

‫اون ببردش.

‫- خب، نمی‌تونی تا ابد قایم شی.

‫- حالمون خوب می‌شه.

‫- لطفاً.

‫حالا بهم بگو کجایی.

‫- نمی‌خوام تو رو تو دردسر بندازم،

‫یا مجبور شی دروغ بگی.

‫- اوه، لعنتی، مایکل.

‫مای—مایکل؟ ‫- بیا، مرد. بریم.

‫- گور باباش. ‫- برش دار.

‫- کجا داری می‌ری؟

‫- برم یه چیزی برای خوردن بگیرم

‫قبل از اینکه از گشنگی بمیریم.

‫- سه روزه.

‫سه روز لعنتی

‫و حتی یه کلمه‌ی لعنتی هم نگفت.

‫- دب، من تونای ذوب‌شده رو گرفتم.

‫- و منم رپ بوقلمون رو؟

‫- ببخشید. ‫- اوه.

‫- فقط این پیام عجیب و غریب و مرموز:

‫"نگران نباش، مامان، حالم خوبه."

‫- به نظر من که عجیب یا مرموز نمیاد.

‫- خب، تو مادر نیستی.

‫- همین الان باهاش حرف زدم، دبی،

‫و حالش خوبه. ‫- حالش خوب نیست.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left