Loot

Loot

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

Loot 2022 S03E09 720p WEB-DL x264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2025-12-04
Downloads: 32
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫با نگرش!

‫اوه، حتماً داری من رو دست میندازی. ‫پس قراره اینجوری باشه؟

‫پس قراره اینجوری باشه؟

‫ماشین، لیست کارهای باز رو باز کن.

‫اضافه کردن وظیفه : ‫"مالی ولز رو به جهنم بکشون."

‫لیست کارها رو ببند!

‫عجب حرفی!

‫اینکه همه‌ بیلبوردهای سراسر ‫جنوب کالیفرنیا رو بخری.

‫خب، پیام مالی اینقدر مهمه.

‫و ما همه‌ بیلبوردها رو نخریدیم.

‫اونایی که برای سیرک دوسولی ‫«جادو» بودن رو گذاشتیم سر جاشون،

‫چون هنر نباید توی دوره‌ ما بمیره.

‫چرا تحریم؟

‫سود شرکت‌ ها تنها چیزیه ‫که برای میلیاردرها مهمه.

‫پس، اینجوری میخوایم ‫توجه‌شون رو جلب کنیم.

‫میخوایم بهشون ضربه بزنیم، ‫جایی که دردشون میاد.

‫ببخشید.

‫- ممنون. ‫- کارت عالیه. فوق‌ العاده‌ست.

‫خب، متاسفم، امروز از خونه کار میکنم.

‫فقط... میخوام یکم به آرتور توی دفتر فضا بدم.

‫حتماً. و به عنوان همکارت، میدونی، ازت ممنونم ‫که محتاطانه این جدایی رو هندل کردی.

‫ولی به عنوان دوستت، ‫باید این اسکن رو کره بزنی، دختر،

‫چون وقت چایه. پس، بگو.

‫چیزی برای گفتن نیست. ‫ما، ما هر دومون تلاش کردیم.

‫- ما فقط دو تا آدم خیلی متفاوتیم. ‫- اوم...

‫آرتور از شامپو دو در یک سواو استفاده میکنه،

‫و مدل موی من اخیراً توسط موزه لس آنجلس ‫به عنوان یه اثر هنری عمومی اعلام شده.

‫خب، منظورم اینه، ‫تو همیشه میدونستی که متفاوتی.

‫اتفاق خاصی افتاد؟

‫ما فقط به درد هم نمیخوردیم. ‫چیز خاصی نیست که بهش فکر کنم.

‫مو-مو.

‫وقت مالیدن کرممه.

‫اوه، مارو، سلام.

‫اوه... تو اینجایی.

‫اوه... این سوفیاست. از سر کار.

‫- اوه. ‫- داریم کار میکنیم.

‫اوه، من... من خیلی متاسفم که مزاحم شدم. ام...

‫فقط اینکه دیروز وقتی خودم ضد آفتاب زدم، خیلی نامتعادل شدی، گفتی تو مالیدنش رو انجام میدی

‫این دیوونگیه!

‫منظورم اینه، من هیچ وقت این رو ‫به یه آدم بالغ دیگه نمیگم، که اون هست.

‫منظورم اینه، اون میتونه رای بده.

‫حتی با اینکه اسم شابوزی رو ‫برای ریاست جمهوری نوشت، ولی...

‫خیلی خب. من میرم تا شما الهه‌ ها ارتعاش کنید.

‫ممنون.

‫وای خدای من.

‫اوه، نیازی به خجالت نیست. ‫منظورم اینه، خدای من.

‫گردنش چه بویی میده؟

‫چرم؟

‫درخت؟

‫- درخت چرمی؟ ‫- حق با توئه.

‫چه اهمیتی داره اگه جوون و جذاب باشه، ‫و مثل یه خونه آجری ساخته شده باشه.

‫هیچکس از یه مرد مسن ثروتمند سوال نمیکنه، ‫اگه با یه زن جوون خوشگل قرار بذاره.

‫نه، البته که نمی‌پرسن. ‫یه استاندارد دوگانه وحشتناک وجود داره.

‫از یه جنبه هایی، میشه گفت ‫این یه عمل مقاومت فمینیستیه.

‫کاملاً. تو داری نقش های ‫جنسیتی رو برعکس میکنی.

‫- منظورم اینه، من یه جورایی پیشگامم. ‫- شاید حتی یه قهرمان.

‫و زن ها باید از زن های دیگه حمایت کنن.

‫مارو!

‫سوفیا میتونه بوی گردنت رو حس کنه؟

‫آره.

‫نیکی خرسه.

‫من نگران آرتورم.

‫میدونی، از وقتی که اون و مالی از هم جدا شدن، ‫دیگه توی دفتر نبوده.

‫داری چی میگی؟ ‫اون درست همونجاست.

‫اون آرتور نیست.

‫اوه. واقعاً؟

‫اوه. آره، بعضی وقتا توی تشخیص ‫چهره های سفید از هم مشکل دارم.

‫بهش میگن کوری بژ.

‫ولی شاید آرتور فقط به یکم فضا نیاز داره.

‫نه، نداره. میدونی، ‫وقتی من از جداییم عبور میکردم،

‫نیاز داشتم توی یه سبد گرم ‫از عشق و حمایت حمل بشم.

‫گوش کن، آرتور یه مرد میانسال ‫غمگین و هتروسکشواله.

‫فقط بذار ویدیوهای یوتیوب رو تماشا کنه ‫تا اینکه به یه شبه نظامی ملحق بشه.

‫- اون موقع دیگه مشکل اوناست. ‫- اوه، نیکلاس، میدونی که بهمون نیاز داره.

‫باشه. بیا بریم.

‫اینزلی، سفارش ناهار من رو کنسل کن.

‫خیلی متاسفم، سارا.

‫داری چیکار میکنی؟

‫اوه، دارم یکم اوریگامی درست میکنم.

‫آره، همه چی رو در موردش یاد گرفتم، ‫وقتی داشتم توی ژاپن سفر میکردم.

‫فقط میخواستم یه چیزی برات درست کنم.

‫آخی...

‫لازم نبود این کار رو بکنی.

‫میخواستم.

‫دیدن کارت امروز خیلی باور نکردنی بود.

‫تو خیلی متواضعی، ‫ولی در عین حال خیلی خوشگلی.

‫دقیقاً مثل...

‫این تک شاخ.

‫وای.

‫- فقط دو ساعت طول کشید، ها؟ ‫- اوهوم.

‫- ممنون. ‫- خواهش میکنم.

‫ام... خب، امشب میخوای چیکار کنی؟

‫- ام... خب، راستش، داشتم فکر میکردم... ‫- اوهوم.

‫که شاید بتونم، ام... چند تا از دوست هام رو ‫دعوت کنم تا بیان و باهات آشنا بشن؟

‫اوه! وای!

‫مثل یه مهمونی یهویی ‫چهارشنبه شب برای آشنایی.

‫آره، عزیزم.

‫با این موضوع مشکلی نداری؟

‫من با این موضوع مشکلی ندارم؟

‫اوه.

‫من اصلاً مشکلی ندارم

‫دارم یخ میزنم.

‫من مثل... یه بستنی ام، بابا.

‫من مثل یخ سردم.

‫خب، این یعنی آره؟

‫اوه، این یعنی آره. آره.

‫خیلی خب، عالیه.

‫این نمیتونه خوب باشه.

‫من نمیتونم کسی باشم ‫که یه جسد دیگه پیدا کنه.

‫یه جایی، دیگه شبیه یه تصادف نیست.

‫اوه.

‫هی، رفقا!

‫رفقای اصلی من اینجا چیکار میکنن؟

‫نگرانت بودیم. ‫سر کار نیومدی.

‫خیلی از لطفتون ممنونم.

‫ولی من خیلی خوبم.

‫داشتم روی یه پروژه خیلی، ‫خیلی، خیلی باحال کار میکردم.

‫بفرمایید تو!

‫اوم...

‫یکم خونه تکونی میکنی؟

‫نه. حتی بهتر.

‫دارم کل زندگیم رو مرور میکنم ‫تا دقیقاً اون لحظه رو پیدا کنم...

‫که تبدیل شدم به یه آدم غمگین، ‫رقت انگیز و بازنده قابل دور انداختن.

‫چرا این عکس رو داری؟

‫از مترسکی که یه کاسه پنیر کوتیج مونده رو گرفته؟

‫اوه، اون مامانمه که من رو توی ‫مراسم اولین عشای ربانی گرفته.

‫اوه.

‫بعد من میگم : نگو که دارم ناچوهای ‫شاخه های درخت رو دوباره گرم میکنم.

‫این لباس بازسازی شده، از لباس های ‫قدیمی برند زیبایی بازیافت شده.

‫تو همونی هستی که... ‫شلوار جین تنگ پوشیدی.

‫پخته.

‫اوه، کاملاً، زوئی.

‫- مالی بهترین نیست؟ ‫- اوه.

‫اون مثل یه آدم خیریه خیلی مهمه.

‫دروغ نگم؟ واقعیه.

‫آره، در واقع معتبره، جیدن.

‫بگو ببینم، تو چیکار میکنی؟

‫اوه، من یه خالق لحظه احترام به برندم.

‫و من یه اینفلوئنسر پوسیدگی تختم.

‫خیلی متاسفم. مریضی؟

‫نه.

‫این یه شکل رادیکال از مراقبت از خوده که توی ‫تخت دراز میکشی و کل روز به گوشیت نگاه میکنی.

‫ما داریم افسردگی رو با پول ‫در آوردن ازش پس میگیریم.

‫اوه.

‫و، ام...

‫تو چطور، ایب؟

‫داستان تو چیه؟

‫اوه، نه، نه، نه.

‫تو... چیکار میکنی؟

‫من حرف اشتباهی زدم؟ ‫همه چی رو به‌ راهه؟

‫باشه، هی. خب، ببین، ‫ایب اضطراب کانون توجه اجتماعی داره.

‫نمیتونی ازش سوال مستقیم بپرسی.

‫چی؟

‫اشکالی نداره. فقط باید، یه جورایی، ‫دوباره برای یه لحظه تنظیم بشه.

‫بیاید همگی رومون رو برگردونیم.

‫بچه‌ ها، من یه ایده باحال دارم که ‫چطوری همگی با هم وقت بگذرونیم.

‫نظرتون چیه همگی بریم ‫اتاق نمایش من یه فیلم ببینیم؟

‫اوم...

‫طبق قرارداد، من نمیتونم هیچ محتوایی رو مصرف کنم، ‫مگه اینکه در حال پوسیدن توی تخت باشم.

‫- اوه. ‫- آره، عزیزم.

‫راستش، من زیاد اهل فیلم نیستم.

‫اونا فقط، یه جورایی...

‫یکم ناامید کننده‌ن.

‫موافقم.

‫مثلاً، فیلم‌ ها رو کوتاه‌ تر، ‫و کوچیک‌ تر و بدتر میکنن.

‫من ازت میخوام که فوراً ‫یه آب نارگیل برام بیاری.

‫- برو، برو، برو. ‫- اوه، من؟ اوه.

‫- برو، برو، برو. ‫- باشه.

‫اوه، خدای من.

‫این خودشه.

‫این منم توی تابستان سال ۱۹۹۷، ‫توی جشنواره لبه.

‫من در نزدیکی دیدن گروه ‫مورد علاقه‌م توی کل دنیام،

‫گروه "عروسک های بچگانه".

‫نه. خیلی غمگینه. باید برم.

‫نه. اگه من مجبورم به این داستان ‫سفید پوست ها گوش بدم، توئم باید گوش بدی.

‫این دوستمه، کانراد.

‫خب، ما داریم دم در ماشین مهمونی میگیریم ‫و دهنمون کف کرده تا آهنگ "آیریس" رو زنده بشنویم.

‫و بعد این اتفاق دیوونه وار افتاد.

‫پسری که توی ماشین بغلیمونه، ‫ازمون می‌پرسه میخوایم کراک بکشیم؟

‫چی؟

‫اوه، کراک یه شکل کریستالی از کوکائینه.

‫شاید اون رو به اسم ‫"برف" یا "اپل جک" بشناسید.

‫آرتور، من میدونم کراک چیه.

‫دارم فکر میکنم این داستان ‫داره به کدوم جهنمی میره.

‫خب، من بلافاصله میگم نه، درسته.

‫کانراد میگه آره.

‫و با اون یارو سوار ماشین میشه.

‫من وحشت میکنم و میرم خونه.

‫چه بلایی سر کانراد اومد؟ مرد؟ ‫«ایریس» رو از دست داد؟

‫مسئله همینه.

‫هیچ اتفاق بدی برای کانراد نیفتاد.

‫اون یه زندگی شگفت‌ انگیز داره، ‫چون به ریسک کردن ادامه داد.

‫یه حلقه ابرو زد. ‫اون به کاستاریکا نقل مکان کرد.

‫اون... اون با زنی به اسم ماریسا ازدواج کرد.

‫- چرا اینا رو بهمون میگی؟ ‫- عجب.

‫چون، نمی‌بینید؟

‫نگاه کنید. توی هر عکسی از اون موقع ‫به بعد، من شلوار خاکی پوشیدم.

‫این کنسرت روزی بود که من ‫تصمیم گرفتم تدافعی زندگی کنم.

More Farsi Persian subtitles for Loot

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left