The first 200 lines.
"افسانه ها داستان انسان های گذشته رو میگن"
"که توی تاریکی زمین زندگی میکردن"
"پرنده ی کوچک را فرستادند"
"تا مسیر روشنایی را پیدا کنند"
"بر فراز جزایر پرواز میکند"
"آیا میتونم مکانی برای استراحت پیدا کنم؟"
"بیا با هم رویاهامون رو بسازیم"
"شاید کسی باشه تا به حرفام گوش بده"
"شاید پیدا کردن خورشید، رویای خیلی بزرگی باشه"
"ولی من میخوام نور هدایت کننده تو باشم"
"گاهی انقدر تنهام که حمل مشکلات برام خیلی سخته"
"حرفایی که هر گز نمیتونم بهت بگم"
"دلیل ادامه دادنمون چیه؟"
"چرا داریم به جلو رفتن ادامه میدیم؟"
"دستایی که به خاطر مشت شدن؛ زخم شدن شاید بهتر باشه یه قدم عقب بریم"
"همیشه فکر میکردیم میتونیم این آزادی رو داشته باشیم"
"حالا که به گذشته نگاه میکنیم، میبینیم هیچ چیز تغییر نکرده"
"وقتی احساس کردی عاشق شدی"
"توی مشتت بگیرش و هرگز رها نکن"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"اون رویا رو"
"بال های تنهام در نهایت"
"با پیدا کردن تو تونستن پرواز کنن"
"ممکنه کوچک باشه ولی در نهایت داستان ما رو رقم زدن"
"بیا تا به دنیای پر از گل های شکفته با هم نگاه کنیم"
"انتظار در پکن"
"اپیزود 24"
ژنگ ژنگ
اصلا خوب به نظر نمیای
تموم شب بهش زنگ زدم ولی یه بارم جواب نداد
مگه قبلا بهت نگفتم؟
با دخترا نمیشه یه بحث منطقی داشت
دخترا همشون همینطورن
اگه باهاش منطقی بحث نکنم پس چیکار باید انجام بدم؟
پس قبول داری درست میگم؟
بحث کردن با دخترا واقعا فایده ای نداره
تنها راه اینه که همزمان با بحث کردن ازش تعریف کنی
ببین اینطوری
فکر کردی تو تنها دختر زیبایی ای که دیدم؟
فقط تویی که پاهای بلندی داری؟
فکر کردی چون پوستت روشن و رنگ پریده اس نمیتونم چیزی بهت بگم؟
حالا میفهمی چی میگم؛
من همیشه تو رو دوست داشتم و خواهم داشت
میخوام ببوسمت
هنوز دندونات رو مسواک نزدی؟
!برو اونور بابا
!شوخیت گرفته
فقط دارم راه های عشق رو بهت یاد میدم
وقتی یه دختر اینطوری باهات بحث میکنه
نشون میده حتی دلیل بحث کردن باهات رو فراموش کرده
این زمانه که فقط به یه سوال فکر میکنه "آیا طرف واقعا من رو دوست داره یا نه؟"
نگاه کن و یاد بگیر
!خیلی اعصابم رو به هم میریزی
!چرا اینقد خوشگلی؟
حالا بعد از من تکرار کن
!خیلی عصبانیم میکنی
!تو چرا اینقد خوشگلی؟
خوبه فقط یکم شل تر
!اعصابم رو به هم میریزی
!چرا اینقد خوشگلی؟
میدونم که خوشگلم
من کلا خوشگل به دنیا اومدم
برای همین اعتماد به نفسم بالاست
بازم که داری مسخره بازی درمیاری
ممنون
خانم لین ممنون
برای چی؟
برای چیزی که بهم گفتید
امیدوارم رک بودنم ناراحتت نکرده باشه
...من واقعا به سوالاتی که اون روز ازم
پرسیدید، فکر کردم
که من کیم؟
من فقط تان ژنگ ژنگ ام
یه دختر نرمال که تو پکن به دنیا اومده
من همینجا بزرگ شدم
و همه چیزی که میدونم از همین شهر یاد گرفتم
...از زمین و هوای اینجا
همینطور از غذا و معماری اینجا
همه اینا به رشد من کمک کردن
ولی مهم ترین عامل مردمش بوده
و هنوز هم تاثیر گذارن
ازم پرسیدید که میخوام کجا برم؟
قبل از این؛ واقعا دلم میخواست برم خارج کشور
که طراحی لباس بخونم
ولی اون روز بعد از سوالاتی که ازم پرسیدی؛
فهمیدم نمیخوام جایی برم
برای اینکه همه چیز من اینجاست
و نمیتونم ازشون دست بکشم
به نظر میاد به جواب هات رسیده باشی
ولی هنوزم جواب یکی از سوالاتم رو ندادی
چرا میخوای طراح بشی؟
یادتونه اون روز از شنگ شیا حرف زدید؛
من از کوچیکی با اون بزرگ شدم
ما دوستای دوران کودکی هستیم
...اون روز بعد از شنیدن اون حرفا
واقعا ناراحت شدم
برای اینکه من از کوچیکی طراحی رو با شنگ شیا شناختم
نمیدونم از کجا شروع شد؛
ولی از کوچیکی همه جا شنگ شیا رو دنبال میکردم
هر چی که اون دوست داشت منم دوست داشتم
بعد یه مدتی اون از اینجا رفت
و ما از هم دورتر و دورتر شدیم
ولی بعد از رفتنش به خارج کاملا با هم قطع ارتباط کردیم
بعد از اون؛
همیشه خودم رو با اون مقایسه میکردم
و امید داشتم که طرح هام از اون بهتر بشن
ولی کم کم متوجه شدم؛
که هدف اصلی ام رو فراموش کردم
بعضی اوقات که شرایط ام خیلی سخت میشد به این فکر میکردم که همه چیز رو ول کنم
از خودم میپرسیدم
شاید بهتر باشه بیخیالش بشم؟
ولی گاهی با اینکه میدونی باید بیخیالش بشی
بازم نمیتونی دست بکشی
!اینا که چیزی نیست
حتی به عنوان یه طراح برجسته هم ممکنه فکرت به هم ریخته باشه
در این صورت بهترین کار اینه که هدفت رو برای خودت مشخص کنی
با این حال این موارد هرگز جلوی طراح رو برای خلق یه اثر خوب؛ نمیگیره
...نمیدونم قبلا این جمله رو شنیدی یا نه، ولی
مطمئنم یه روز بهش میرسی
به نظرت میتونم؟
میخوای یه نصیحتی ازم بشنوی؟
منشاء همه ی خلاقیت ها؛ ذهنیه
ولی اگه فکرت مشغول باشه؛ نمیشه
اول باید ذهنت رو باز کنی
برای همینه که اول باید زمینه ی طرح هات رو مشخص کنی
درست مثل انتخاب زمینه ی شغلی یا انتخاب عشق زندگیت
برای هر قدمی که برمیداری باید به سه قدم بعدی هم فکر کنی
وقتی داشتم کارات رو میدیدم؛
متوجه شدم، بزرگترین مشکل ات بی نظمی طراحیت بود
خیلی به هم ریخته بود
درست همونطور که ذهنت به ریخته اس
میدونستم که برمیگردی
نمیخوام چیزی سفارش بدم
برنامه دارم برگردم پکن
بین تو و شن کای اتفاقی افتاده؟
من
پس حتما یه چیزی اتفاق افتاده
!خیلی خوبه
میشه یکم جدی باشی؟
توی عشق ممکنه با شرایط متفاوتی رو به رو بشی و کسی نمیتونه درست و غلطش رو مشخص کنه
تو تا حالا کتاب "لیانگ چیاو ییمنگ" رو خوندی؟
...تو کتابش یه خانم خونه داری هست که
!عاشق یه عکاس شده
بیخیال من دارم میرم
تو به کسی خیانت نکردی
شن کای و شنگ شیا اون موقع با هم به هم زده بودن
فقط اومدم بگم که برنامه دارم برگردم پکن
حواست به کوین باشه نزار بازم مشروب بخوره
امیدوارم با شنگ شیا خوشبخت بشه
چرا داری دنبالم میکنی؟
...متوجه شدم که
یه چیزی بین تو و شن کای اتفاق افتاده
و خیلی هم جدیه
تو شن کای رو خیلی دوست داری
اونم تو رو دوست داره
ولی خودش متوجه موضوع نشده
اون الان بین یه دوراهیه
میخواد چیزی رو داشته باشه ولی نمیدونه چطوری
و دنبال یه راهی میگرده
اون واقعا تو رو دوست داره
نمیدونم داری درمورد چی حرف میزنی
راستی اسمت چیه؟
چرا باید بهت بگم؟
مطمئنم از گفتن اسمت پشیمون نمیشی
...فقط ازت میخوام که
نزاری مشروب بخوره
چون من دارم برمیگردم پکن و شنگ شیا هم سرش خیلی شلوغه
تنها امیدم به تو ه
اسمم هم جیاو شیاو دو ه
جیا شیاو دو
مطمئنم تو در آینده با کوین ازدواج میکنی
اگه من بردم باید برام یه دوست پسر خوب پیدا کنی؟
قد یا سنش مهم نیست
مهم اینه که دوستم داشته باشه
مطئنم دوباره میبینمت
چون تو از اینجا نمیری
!بعدا میبینمت
"بحث و جدل ها ممکنه ناشی از دیدگاه های مختلف باشه"
"یا داشتن آینده هایی متفاوت"
"بنابراین به پافشاری ادامه میدیم"
"تا زمانی که طرف مقابل دست برداره"
"یا ادامه دادن بحث رو بی فایده بدونه"
"یا شاید بهتر باشه سازش رو انتخاب کنیم"
بیرون خیلی سرده
احساس میکنم سرما خوردم
بهتره امشب بیرون نخوابه
!حقشه
درسته حق داری
حتی اگه 10 روز هم بیرون بخوابه حاضر نیست باهام راه بیاد
ده روز دیگه؟
اصلا منظور من رو گرفتی؟
آره، گرفتم چی میگی
پس یعنی الان میتونم تشک اش رو برگردونم؟
بزار به شو تیان زنگ بزنم
الو؛ شو تیان
سلینا گفت بهتره دیگه بیرون نخوابی
نخوابم؟
چرا نخوابم؟ معلومه که میخوابم
هواشناسی گفته امشب قراره بارون بیاد
No comments yet. Be the first to leave one.