The first 18 lines.
تویه یکی از روزای تابستون وقتی که تو رفته بودی این حس بهم دست داد
ماشینمو به پل زدم نگاه کردم، گذاشتم که بسوزه
وسایلای لعنتیت رو توی یه کیسه ریختم و به پایین پله ها هلش دادم
ماشینمو به پل زدم
مهم نیس دوسش دارم
مهم نیس
تویه یکی از روزای تابستون وقتی که تو رفته بودی این حس بهم دست داد
ماشینمو به پل زدم نگاه کردم، گذاشتم که بسوزه
وسایلای لعنتیت رو توی یه کیسه ریختم و به پایین پله ها هلش دادم
ماشینمو به پل زدم
مهم نیس دوسش دارم
مهم نیس
تو توی یه راه متفاوتی من توی راه شیری ام
تو منو افتاده روی زمین میخوای اما من بالا توی فضا ام
تو واسه خوش اومدن خیلی سختی ما باید این گزینه رو بکشیم
تو ده ی هفتادی هستی اما من یه زن ده نودی ام
دوسش دارم
دوسش دارم
No comments yet. Be the first to leave one.