The first 167 lines.
سرورم
بیا تو
ساتو ، ایشون ارباب هستن
... ساتو هستم
خواهش میکنم لطف خودتون ازم دریغ نفرمائید
چند سال داری ؟
18سال سرورم
... 18ساله هستی
" تاریخچه ای از شکنجه زنان "
بانو ، چایتون را اوردم
... ساتو
ساتو ، من قبلا بهت گفتم که لازم نیست چای بیاری
! برو خونه را نظافت کن
ببخشید ، بانو
... زینوسکه - ... بانوی من -
... بانوی من - ... زینوسکه -
از روزی که شمارو توی مراسم چای ملاقات کردم
دیگه نتونستم فکرتون از سرم بیرون کنم
... زینوسکه - ... بانوی من -
! زینوسکه - ! بانوی من -
... زینوسکه
... زینوسکه
بانوی من ما وقت نداریم
!عجله نکن توموتا امروز دیر میاد خونه
ولی ... از وقتی که گرفتار شما شدم زندگیم به موئی بسته هست
دلیلشم اینه که با زن سروان توموتا همبستر شدم
اینقدر حرف نزن موقع عشق بازی لازم نیست اینقدر چت و پت کنی
! بانوی من - ! کیف داره -
!زینوسکه
! کیف داره !خیلی کیف داره
... بانوی من
زینوسکه - آبم داره میاد ، داره ابم میاد -
بانوی من ، ابم داره میاد ، داره میاد - حق نداری ارضاء بشی -
ولی ... ولی ... نمی تونم - !اینجوری خیلی کیف داره -
حق نداری ارضاء بشی حق نداری
ابم داره میاد ، بانوی من ، ابم اومد - وااای دارم حظ میکنم -
زینوسکه ، زینوسکه - !ابم داره میریزه ! بانوی من - اوووف چه کیفی داره -
! سرورم به خونه خوش امدید
ساتو ، بیا اینجا - چشم -
بیا
ساتو ، بیا اینجا
!سرورم ، نه سرورم ، نه - ساکت باش - !سرورم -
سرورم ، خواهش میکنم بذارید برم ! سرورم ،خواهش میکنم ،نه
ساتو ، اگر عاقل هستی بلند شو سر پا وایسا
! جلوت خودت باز کن ! بازش کن
زانوی چپ خودن روی بالش بذار
برو پائین روی چهاردست و پا
... خواهش میکنم من عفو کنید
دختر خوب
! سرورم ، اتیش گرفتم
سرورم ، تو رو خدا من عفو کنید
... سرورم
...سرورم
خدانگهدار ، بانوی من
!تو زینسوکه از کابوکیچو هستی
! سروان - اینجا چیکار میکنی ؟ -
خانم ازم دعوت کردن - چی ؟ زن من ؟ - بله -
یوکیکو! اینجایی ؟ ! یوکیکو
! ای بی پدر و مادر ! باید مجازاتت کنم
... سروان - چی ؟ -
! صبر کنید ! سروان
!لطفا من عفو کنید !غلط کردم
! خانم - ! قراره تو رو سقط کنم -
! غلط کردم - ! مرتیکه -
! غلط کردم ! تقصیر خودمه ! غلط کردم
! متریکه پوفیوز !نمیتونم از سر گناهت بگذرم
! ساتو
بیا اینجا
! ساتو ... همینجا وایسا
تکون نمیخوری - چشم -
!پتیاره ! تو خانواده خودت رو سیاه کردی باید چیکار کنم ؟
... ولی مهم نیست
ساتو ... زینسوکه رو توی خونه راه داده ، فهمیدی ؟
بله
ساتو ، بیا تو
ساتو چطور جرات کردی ؟ یک خدمتکار !کمک می کنه که یه دزد وارد خونه بشه
!نه ...واقعیت نداره ، سرورم
...این شخص با خانم اشنا بود ، من داشتم - !خفه شو -
این تنها چیزی که داری بگی به طور ظالمانه ای داری خانم متهم میکنی ؟
!باید تو رو بکشم - !سرورم -
... ساتو - ! خانم -
تو رو خدا کمکم کنید ! من از هیچی خبر ندارم
صادقانه اعتراف کن
چند وقته که با اون مرد رابطه داشتی ؟
... خانم
خانم ، شما خودتون میدونید من از هیچی خبر ندارم
سروان ، لطفا اون به خودم بسپارید کاری میکنم که اعتراف کنه
باشه ، ترتیبش بده - چشم ، قربان -
من چیزی نمیدونم ... اون شخص با خانم بود
! جنده لاشی ! اعتراف کن
! اعتراف کن
... اگر اعتراف کنی ، باید - نه! من چیزی نمیدونم -
حق نداری به خانواده !توموتا بی احترامی کنی
! جنده کارتن خواب
! ساتو ، اعتراف کن
! من بی اطلاع هستم
سروان ، این زن از دنیا رفت - چی ؟ -
! سروان این زن زبون خودش قطع کرد
! ساتو زنیکه جنده چطور جرات کردی ؟
به عنوان یک زن تو حق نداشتی زبون خودت قطع کنی
ساتو !حق نداری بمیری .... حق ندارررررررری
کدخدا ... من نمیخوام اینکارو بکنم
من عروس ماتسوجیرو هستم حق ندارم اینکارو بکنم
! اینجوری نباش
تو این روستا به عنوان کدخدا این جزو حقوق من هست
تا برای اولین بار اینکارو انجام بدم
نمیخواد بهم بگی که خودتم این نمیدونستی
معلومه که میدونم ...ولی نمیخوام اینکارو بکنم
! یکی بهم کمک کنه ! یکی به دادم برسه
جیغ و داد راه ننداز ! نکنه برات مهم نیست که ماتسوجیرو توسط اهالی از دهکده تبعید بشه
... خودت این میدونی
این یکی از سنت های دیرینه این روستا هستش
تو نمیتونی همسر شوهرت بشی مگر اینکه شب اول من تو رو امتحان کنم
... من نمیخوام اینکارو بکنم - بیا خجالت نکش -
نمیخوام اینکارو بکنم ، ماتسوجیرو ... نمیخوام اینکارو بکنم ، ماتسوجیرو
باید این کدخدای جاکش بکشم
و باید اون تویو جنده رو هم بکشم
همگی اونا من گول زدن
خودم میکشمش خودم میکشمش
... ماتسوجیرو
ماتسوجیرو با بقیه جوون های دهکده هست حواست به من بده تا کارم تموم بشه
مگه نمیخوای بزودی با اون باشی
خودتم این میدونستی
چطوره حال میکنی ؟
... ماتسوجیرو
تو واقعا باکره بودی
این تقصیر من نبود ... من ببخش
چطوره ؟
... تقصیر من نبود - خودت این میدونستی -
! ماتسوجیرو
من توسط جوونای دیگه دهکده فریب خوردم
زده به سرت ؟
من مثل یه گنج ازش نگهداری کردم پس انتظار داشتم که خودم شب اول باهاش باشم
! قراره تو رو سقط کنم
! ماتسوجیرو
قراره تو رو به درک بفرستم میخوام تورو بکشم ... باید تو رو بکشم
! صبر کن
! قوانین کیری ! تویو عروس من بود
! اون مال خودم بود
! ماتسوجیرو
قراره سقطت کنم ! قراره سقطت کنم
! تویو مال من بود
تویو ... تو باید تطهیر بشی
ممکنه کثیف باشی باید تطهیر بشی
!تویو
... باید تمام این کثافات تطهیر کنم
باید پتیارگی تو رو تطهیر کنم
تویو ، باید تو رو تطهیر کنم
! خواهش میکنم بس کن ، ماتسوجیرو - باید تورو تطهیر کنم -
بخاطر اینکه نتونستم به بقولم پایبند باشم من ببخش
تویو تقصیر تو شد
تویو ، قراره تو رو با خردل تطهیر کنم
... این خیلی بده
این قسمت بدش هست
کدخدا اینجارو آلوده کرده
... تویو
قراره اون خارج کنم
... تویو
اقای سیون ؟ اقای سیون ؟
یعنی بیرونه ؟
! بیشتر تحمل کن
! میتسو ، بیشتر تحمل کن
این چهره
این دقیقا همون تصویر صورت زنی هست که در حال درد کشیدن تو ذهنم تصور کرده بودم
میتسو ... این چهره
موضوع چیه ، میتسو ؟
نه ، این فرق داره ، میتسو
No comments yet. Be the first to leave one.