The first 200 lines.
جـــــــهــــــنــــــم دانـــــــتــــــــه
در ميانه سفر زندگي
خودم را در يک جنگل تاريک يافتم
در مسير مشخصي، گم شده بودم
نميتوانم بگويم که چگونه وارد جنگل شدم
زمان زيادي ميگذشت که از مسير اصلي منحرف شده بودم
چگونه ميتوانم بگويم که چه جنگل غم افزا و ترسناکي بود؟
تلختر از تحمل مرگ بود و حتي کمي بدتر از آن
چندين بار در راه بازگشت به خانه
سواري نامرئي را که در تعقيبم بود احساس کرده بودم
ولي وقتي رسيدم، سوار ناپديد شد
بدون اينکه حتي ردپايي برجا بگذارد
احساس کردم که اين اتفاق، نشانه اي شيطانيست
در تمام زندگيم، اين نشانه ها و بديمني ها را شناخته بودم
و اينک، در بالاي تپه، پلنگ خالداري ديدم
خشمگين و با دندانهايي تيز
به محض ديدن اين جانوران، احساس نگراني کردم
احساس خطر کردم، نه براي خودم بلکه براي "بيتريس" دوست داشتني ام
!دور شو، اهريمن
اسبم را به حرکت درآوردم و به سمت ويلاي پدريم تاختم
و "بيتريس" ...هيچ چيز در اين دنيا بيشتر از او برايم اهميت ندارد
حق با تو بود، دانته
به درستي که اينجا يه مکان الهي است بهشتي روي زمين
...بيتريس، آيا با من ازدواج ميکني
زير سايه خدا و همه مقدسات ديگر؟...
دانته، من با تو ازدواج نميکنم تا ببينم که در اين جنگ صليبي کشته ميشوي
اورشليم (بيت المقدس) بايد يه بار ديگر مسيحي شود
خدا با ماست. امکان نداره شکست بخوريم
...در اين سه سال جنگ و وحشت
عشقم به "بيتريس" قويتر شده بود...
...از زمانيکه که به املاک خانوادگي آمدم
همه چيز را به طور غير طبيعي تاريک و ساکت يافتم...
با ترس از اهريمنهاي ترسناک وارد شدم
خدمتکاران، همگي قتل عام شده بودند
پدر. اوه، پدر
!بيتريس! خداوندا، کاري کن که او زنده باشه
به نام خدا
...اون کجاست
اوه، نه. نه
عشق من، حالت خوبه؟
بيتريس
خودت هستي يا دارم خواب ميبينم؟
کي اين کار رو باهات کرد؟
هيچي نميدونم
يه غريبه. يه خارجي
اون شب رو قبل از اينکه بري، به خاطر مياري؟
چيزي که گفتيم (يادته)؟
يادم مياد
تو به من خيانت کردي
هرگز
هرگز نبايد تو را تنها ميذاشتم
منو ببخش
چي؟
چشمانم دارن منو فريب ميدن؟
براي من نترس، عشق من به او گفتم که تو با من روراست بودي
ميدونستم که با من روراست بودي
!نه! صبر کن! برگرد پيشم
اين چيه؟
!خداي بهشت
چي؟ دانته؟
او مال منه
!نه
من آمده ام که چيزي رو که ...به من قولش داده شده بود رو ببرم
روحي بهشتي
اين نميتونه راست باشه
دانته هرگز به من خيانت نميکنه
!بيتريس
!اونو رها کن، شيطان
!دانته، کمکم کن
!نه
!اين منو متوقف نميکنه !هيچي منو متوقف نميکنه
!نه
چي؟
!نه
!خدايا، به من قدرت بده
با من بيا، اي انسان فاني، البته اگر جرأت داري
!دانته، نذار منو ببره
!بيتريس
!شماها نميتونين منو از عشقم دور کنين
!دانته، تو به من دروغ گفتي! من بهت اعتماد کردم
!تو بايد منو نجات بدي! دانته
!من به خاطر تو ميام !نميذارم بهت صدمه بزنه
!بيتريس! نه
زجر بکش - تو اونو از دست دادي -
زجر بکش - تو بهش دروغ گفتي -
تو از دستش دادي
ديگه هرگز جسمانيت اونو نميبيني
هرگز عشقش رو نخواهي شناخت
...گناهش
زجر بکش، زجر بکش - !تو از دستش دادي -
...و خواسته اش رو - تو بهش دروغ گفتي -
...گناهانت - ديگه هرگز جسمانيت اونو نميبيني -
...گناهانت
هرگز جسمانيتش رو نميبيني
تو در بندي
زجر بکش - تو بهش دروغ گفتي -
زجر بکش - زجر بکش -
چرا، خدايا؟ چرا اينکار رو ميکني؟
اين خدا نيست که چنين سرنوشتي رو برات رقم زده، دانته
تو چي هستي؟ سايه يا يه بشر زنده؟
بشر نيستم، اگرچه يه بار (بشر) بودم
تحت فرمانروايي "آگوستوس" در زمان خدايان تقلبي و دروغين زندگي کردم
تو "ويرجيل" نيستي، افتخار شاعران؟
کسي که "آنه ايد" رو نوشت گنجينه روم؟
چرا اين طور پريشان به جستجو هستي، دانته؟
من فقط به جستجوي "بيتريس" دوست داشتني ام هستم و نه بيشتر
!ولي نميتونم اين دروازه هاي نفرين شده رو باز کنم
اي مرد، آيا همه ايمانت به خداوند رو از دست دادي؟
آيا راه خيلي مبهم و تاريک شده؟
خداي قادر ...اگر فقط يک روح بايد نجات پيدا کنه
خواهش ميکنم، بذار اون روح "بيتريس" باشه
!کمک! کمک
دانته، اگه عهدي رو که با من بستي شکسته باشي من براي هميشه جهنمي و ملعون ميشم
و آيا تو آماده اي که در اين مکان، مورد قضاوت قرار بگيري؟
فکر ميکني که بي گناهي؟
!خواهش ميکنم، نذار منو ببره
!بيتريس، بيتريس
(ورود (به جهنم
مگه "بيتريس" چيکار کرده که مستحق چنين سرنوشت وحشتناکيه؟
اون با "لوسيفر: ابليس" شرط بست که تو سالم برميگردي
اون (تو شرط بندي) باخت
شرط بندي؟ چه شرط بندي اي؟
ابليس شرط بست که تو به عشقش خيانت ميکني
من هرگز بهش خيانت نکردم
تو فقط داري خودت رو فريب ميدي، انسان فاني
به همه مقدسات قسم ميخورم که عهد ميبندم ...همه لذتهاي دنيوي رو رها کنم
تا زمانيکه از اين جنگ صليبي باشکوه برميگردم...
من خودم رو تسليم تو ميکنم چون ميدونم که تو به عشقمون وفادار ميموني
و زمانيکه برگشتم، با هم ازدواج ميکنيم
و تا زماني که پير بشيم، زندگي ميکنيم و بچه هاي نوه هامون (نتيجه هامون) رو مي بينيم
من تو رو از بهشت هم بيشتر دوست دارم
اينو بگير - ...اما بيتريس -
اين نسل اندر نسل تو خانواده شما دست به دست شده
اين يه عتيقه واقعيه
گفته شده که حاوي خاري از تاج مسيحه
اونو بهم برگردون
اي "ويرجيل" بزرگ، منو به داخل دوزخ راهنمايي کن
!بهت التماس ميکنم، خواهش ميکنم
بايد "بيتريس" رو نجات بدم حتي اگه به قيمت مرگ من باشه
من تو رو راهنمايي ميکنم ولي تو بايد از کنار لشکر ارواح رد بشي
و روحت رو در برابر ترس، يکپارچه کني
من از چيزي نميترسم
پس رهسپار شو
کارن ما رو به اولين طبقه دوزخ يعني برزخ ميبره
...نه طبقه، دوزخ رو تشکيل ميدن
که ابليس در پست ترين طبقه ساکنه
خيلي وحشتناکه، درسته
...دوزخيان بيشتري تو جهنم هستن
بيشتر از بهشتيان...
ميتونم گناهاني که تو زندگي مرتکب شدن رو ببينم
قايق "کارن" در طول هزاران سال، وسيعتر و قدرتمندتر شده
اون بايد افزايش تعداد جهنميان رو جبران ميکرده
مرا به راه شهر غم و اندوه هدايت کن
مرا به راه درد جاودانه هدايت کن
از قيافه اش خوشم نمياد
... اکنون بايد شما را به داخل آتش
و سردي و تاريکي جاودانه عبور دهم...
همه شماها که وارد اينجا ميشويد، نااميدين
چطور خدا چنين اجازه اي ميده؟
خدا اجازه داشتن اختيار و اراده آزاد ميده، حتي به فرشتگانش
اين ابليس بود که چنين شکنجه اي رو ايجاد کرد
...سربازان اهل فلورانس
...به عنوان پاداش پس گرفتن سرزمين مقدس...
پدر معصوم شما، همه گناهانتان را پاک مي کند
با دعاي خير و برکت برويد
خداوند را ستايش کنيد
تو فکر ميکني که يه کشيش داراي چنين قدرت الهي هست؟
آيا واقعاً اون ميتونه به سادگي گناهانمون رو پاک کنه؟
"البته "فرانچسکو
چرا تو به کليسا شک داري؟ اين، مسير جهنمه، دوست من
چقدر زود اينجا رو ترک ميکني؟
فردا، قبل از طلوع آفتاب
دانته، قول بده که مراقب برادرم باشي
بيتريس"، من بچه نيستم"
هيچ صدمه اي نميبينه، عشق من
من به گونه اي ازش مواظبت ميکنم که انگار برادر خودمه
...تويي که زنده اي
از کساني که مرده اند، جدا شو...
! "جدا نميشم، "کارن
! بايد عبور کنم
!من روحم رو بهت ميدم تا "بيتريس" رو پيدا کنم
اين (روح) قبلاً به ما تعلق يافته، انسان فاني
اراده تو هيچ است، انسان فاني
تو هرگز نميتوني از طبقات دوزخ عبور کني
!منو به نزد "بيتريس" ببر، اهريمن
ويرجيل" ، کجا غيبت زد؟"
من فقط يه روحم، دانته
من نميتونم بهت کمک کنم که با دشمنان بجنگي من هيچي به جز يه راهنما نيستم
دانته! صدام رو ميشنوي؟
کسي صداي منو ميشنوه؟
دانته؟
خدا رو شکر ميدونستم که پيدام ميکني
دانته؟
بيتريس"، عشق من"
خودتي؟
!نه! دانته
!نه، وايسا! وايسا، دانته
چه اتفاقي داره ميافته؟
به چند طريق يه آدم ميتونه بميره؟
!نه
No comments yet. Be the first to leave one.