The first 200 lines.
به آقايِ هان هم گفته بودم نيازي . نيست پولِ سپرِ ماشينُ ازت بگيره
.اما ديدم که بهرحال اومده و پولش رو ازت گرفته
. اه، اول بايد خودم رو معرفي کنم
. اسمِ من کي جائه ميونگــِه
چرا دوباره اسمت رو بهم گفتي؟
. جائه ميونگ . کي جائه ميونگ
هميشه فکر مي کردم اگه برادرم . رو پيدا کنم، ميزنم زيرِ گريه
... چون خيلي دلم برات تنگ شده بود . فکر ميکردم ميپرم تو بغلتُ اشک ميريزم
به اشکايي فکر مي کنم که تويِ دهِ سالِ گذشته نگه شون داشتم
. اشکايي که مثلِ رودخونه جاري ميشدن
... امــا
ببينم خيلي واضح نيست ؟
اين پروندهِ قتليه که طوري طراحي . شده تا يه حادثهِ تصادفيِ آتش سوزي معلوم بشه
، انگيزه اش روشنه . و مو دوک سو مظنونِ اين حادثه است
يادت مياد که آقايِ مون، حادثهِ آتش سوزيِ تصادفي رو مصاحبه کرده بود ؟
داري دنبالِ يکي ديگه غير از مظنونِ احتمالي، مون دوک سو ميگردي، مگه نه ؟
. امکان داره شريکش باشه
اگه اينطوري نباشه، حتماً . ميدونه که مون دوک سو کجاست
گفتي اسمت چي بود ؟
. احساسِ خيلي بدي دارم
احساسِ بدي که ممکنه برادرم کارِ . اشتباهي رو مرتکب بشه که نبايد انجامش بده
. احساسِ ترس داشتم
... به خاطرِ همين من
... اسمِ من
. چويي دال پو هست
نتونستم بهش بگم که . اسمِ اصلي م چيه
شايد بايد تويِ يه جايِ . گرمتر همديگرُ ملاقات ميکرديم
به محضِ اينکه آفتاب غروب . ميکنه هوا هم سرد ميشه
چرا به يه مکانِ آرومتر نمي ريم ؟
چويي دال پو ؟
چرا نميري و يه جا برامون نميگيري؟ . بعد از اينکه تلفنم رو جواب بدم منم ميام
. حتمـاً
بله، چي شده؟
. منم الان کجايي ؟
کجا بايد باشم ؟
تويِ شبکه اي ؟ - بله، چرا داري ميپرسي؟ -
. نه، بعداً باهات تماس ميگيرم - . باشه -
، احتمالاً بايد تعجب زده شده باشي . وقتي که بهت زنگ زدم
. بله، خوشحالم باهام تماس گرفتي
. بفرما
چي هست ؟
. هزينهِ تعميراتِ سپره
آقايِ هان بدونِ اينکه حتي برايِ من . توضيحي بده اين پولو ازت گرفته
انگيزه اي برايِ گرفتنِ . پول از تو نداشتم
نه، خوب که هيچي. فکر نکنم . پولِ کافي برايِ هزينهِ تعميرات بهت داده باشم
. پس بيا اينکارُ بکنيم
... به همديگه چيزِ بيشتري نميديم و بيشتر هم نميگيريم ؟
. باشه
اما ببينم اگه سپر تعمير نشه، تويِ محلِ کارت دچارِ مشکل نمي شي ؟
. اين کاميونِ شخصيِ خودمه
سالِ آينده ده سال ميگذره . که دارم آب معدني تحويل ميدم
نيازي ندارم که رويِ . کاميونِ يکي ديگه کار کنم
... اينطوري که لباس پوشيدي مثلِ آدمهايي نيستي که تويِ شرکتهاي بزرگ کار ميکنن؟
، تا اين اواخر . من رانندهِ تاکسي بودم
تو هم مثلِ من تويِ خطوطِ حمل و نقل کار ميکردي؟
حالا داري چيکار ميکني؟
، از شغلم به عنوانِ راننده تاکسي دست کشيدم . و الانم دارم يکم استراحت مي کنم
. اه... پس بيکاري
. پس مهمونِ من باش
. نه، ميتونم پرداخت کنم
. من دوست دارم پرداخت کنم
چند سالته ؟ - . بيست و هفت سالمه -
. من سي سالمه
از اونجايي که من به اندازهِ کافي بزرگ هستم، که جايِ برادرت باشم، باشه؟
. بله... بـــرادر
... بذار ببينم . چيزِ زيادي برايِ انتخاب نداره
. ميخوام موکا سفارش بدم دال پو، تو چي دوست داري؟
. منم همينُ ميخوام
. خواهش ميکنم، دوتا موکــا
. صبر کن
ببينم خيلي شبيهِ هم نيستيم ؟ - چی ؟ -
. آقايِ هان به من همينُ گفت . گفت که من و تو خيلي به هم شباهت داريم
چي فکر مي کني ؟
فکر ميکني ما واقعاً شبيهِ هم هستيم ؟
. نميتونم دقيق چيزي بگم
. بله، خيلي شبيهِ هم هستيم
. خيلي زياد شبيه هستيم
واقعاً ؟
. بهرحال، ديدنت واقعاً عالي بود
. منم همينطور
. به نظر آدمِ خيلي خوبي ميرسي
تو ميتونستي وقتي باعث شدي سپر خش برداره، از محل فرار کني
. اما تو شمارهِ تلفنت رو گذاشتي
مطمئنم که خيلي زود . يه کارِ خوب پيدا ميکني
... ميتونم
شما رو برادر صدا بزنم ؟
. خوب... حتماً، ميتوني اينکارُ بکني
اما شک دارم که در آينده نيازي . باشه دوباره همديگرُ ببينيم
. فقط اگه تصادفاً به همديگه برخورد کرديم
. بله، خيلي خوبه
صدها سوال تويِ ذهنم بود که ميخواستم . بعد از پيدا کردنِ برادرم ازش بپرسم
راننده، خواهش ميکنم اون کاميونِ . آبي رو دنبال کن بدونِ اينکه بفهمه
، زندگي اش چطوره ... سالم هست يا نه
. يا اينکه ازدواج کرده
اما حالا برادرم رو پيدا کردم
تنها پرسشي که بهش فکر ميکنم . و حتي فکر کردنش هم خيلي وحشتناکه
اينکه چرا مردمي که به پدرم ... تهمت زده بودن، يهويي ناپديد شدن
و چرا شماره اش تويِ ليستِ شمارهِ . تلفن هايِ ثبت شده توسطِ اونه
اين احساسِ بدي که من دارم نکنه تبديل به يه تصادفِ واقعي باشه ؟
... اگـــه
... اگه تصادف باشه
ممکنه بفهمم واقعيت چي بوده؟
... مطمئن نبودن از اون ترس
به اندازهِ کافي برام بي رحمانه و سخت . بود که بخوام با همديگه نباشيم
. هي
اين دفعه کي تو رو تويِ دردسر انداخته بود؟
خروس جنگي، يا ساعتِ زنگ زننده ؟ - . ساعتِ زنگ زننده -
! اون حرومزاده يه مشکلِ بزرگه
، اون خودش رفت تا در موردِ موضوع بررسي کنه ! اما حالا به تلفنش هم جواب نمي ده
! داره کاملاً به پستِ من بي احترامي مي کنه - . هي -
. دليلش اينکه خيلي باهاش راحت برخورد ميکني . اين دفعه نزار به همين راحتي بره
يه محدوديتهايي وجود داره برايِ . اينکه هميشه تويِ مرز خودش راه بره
. متاسفم دير کردم - ديــر ؟ -
واووو، فکر ميکني دير کردنت فقط يک کارِ اشتباه قلمداد ميشه ؟
هان ؟ ! تو يه گزارشگري، کاراگاه که نيستي
... يه گزارشگر - . يه سوال دارم -
، هي، الان زمان پرسيدنِ سوال نيست . الان وقتِ مواخذه و سرزنش شدنه
چيکار کنم اگه به طورِ اتفاقي زودتر از پليس من مظنون رو پيدا کنم؟
چي ؟ تو مظنون رو پيدا کردي ؟ - ... پس -
! خيلي فوق العاده است
هي، سريعاً با پليس تماس بگير و ! درخواستِ همکاري تويِ بازرسي ها رو بده
همکاري تويِ بازرسي ها؟ - ! البتــه -
اين يه فرصتِ شگفت انگيز برايِ دستگيري . يه فرد اونم سرِ صحنهِ جرمه
. واووو، چويي دال پو
. بالاخره انجامش دادي
درست وقتيکه از خط . خارج شدي، اينُ فهميدم
مواقعي وجود داره که فقط از . غريزه هايِ خودت پيروي ميکني
. به جايِ اينکه خط رو دنبال کني
آقا، درسته ؟ - ! البتـه -
، اگه بخواي به سرب برسي . بايد همواره به حفاري ادامه بدي
! يه گزارشگر همين کارُ ميکنه ! عاليه
ببينم کي رو پيدا کردي؟ کي بود ؟ يه مظنون بود ؟
يا يه شريکِ جرم ؟
. نه، هيچکدومشون نبود
ببينم داري چي ميگي ؟ سرنخت اشتباه بوده ؟
. بله
، اما همونطوري که گفتين، من شک کرده بودم . و واسه همين بود که دنبالِ غريزه ام رفتم
، همچنان اين پند رو در نظر ميگيرم . و دنبالِ غريزه ام مي رم
. ازتون به خاطرِ پندِ ارزشمندتون تشکر ميکنم
. مدير جو چطوري در نهايت کارمون به اينجا کشيد؟
. فکر کنم اون بهمون کلک زده بود
! بينگــو
چی ؟
ميخواين من و اين ها تويِ تحقيقات از هم جدا بشيم؟ چــرا ؟
. بله
دوتا تون رو با هم هم گروه کرده بودم چون فکر نمي کردم هيچ کدومتون خوب باشين
. اما هر دوتون در واقع اونقدرها هم بد نيستين
فکر ميکنم هردويِ شما مشکلي ندارين . که به تنهايي تحقيق کنين
! ارشد ايل جو . فکر نکنم ايدهِ خوبي باشه
هنوز چيزهايِ زيادي هست که بايد ياد بگيرم . و راهِ خيلي طولاني اي برايِ گزارشگر شدن دارم
. حتي کاپ هم بهم ميگه که به اندازهِ کافي قابل اعتماد نيستم - چرا اسمِ اون رو داري پيشِ من مياري ؟ -
فکر مي کني بايد به کي گوش بدي؟ من يا کاپ ؟
... خوب - . دارم همه چيز رو مي شنوم -
. با هوشت جوابِ سوالُ بده - . کاپ -
شما اونجا بودي؟
چرا يه همچين سوالهايِ لوسي ميپرسي؟
اونم واسهِ يه جوونِ تازه نفس مثلِ اين ؟
برايِ چه مدت بايد چويي اين ها و سئو بوم جو رو با هم نگه داريم ؟
. فقط کنارِ هم نگهشون دار
اون يه پنيکيوو هست، پس چطوري ميتونه به تنهايي خودش يه گزارش رو اداره کنه ؟
چرا نه ؟ اون خودش مراقبِ . خودش هست، ميره به باشگاهِ سلامت
. اين کاري نيست که چويي اين ها انجام بده
فقط چون دارن با هم مصاحبه . ميکنن ميتونن انجامش بدن
کي ميدونه؟ شايد مدير سانگ اونُ انقد تضعيف . کرده تا بتونه به دخترِ خودش کمک کنه
. اينطوري باهام رفتار نکنين . خودم ميتونم مراقبِ خودم باشم
به نظر نميرسه که اصلاً . مراقبِ دخترش باشه
بازم، برايِ اين ها حسِ بدي . دارم که اون باهاش اينطوري رفتار ميکنه
ببينم مدير سانگُ نمي شناسي ؟ . اون هيچ وقت واضح اينکارُ نميکنه
. تويِ اين مورد مرموزانه رفتار ميکنه
ببينم فکر نمي کني داري خيلي بي احترامي مي کني ؟
، ممکنه رابطه داشته باشه . اما بازم با استعداده
اگه استعداد داشت، پس حتماً . مرحلهِ استخدامي رو رد ميکرد
دليلِ اينجا بودنش فقط . رابطه هست
اون فقط يه تبليغاتِ صرفه . نه کمتر نه بيشتر
. به کاپ کيم توضيح بده
بهش بگو که تو نه به من کمک . کردي نه مراقبم بودي
بهش بگو که اين من بودم که پروندهِ قتلِ . باشگاهِ سلامت رو موردِ بررسي قرار دادم
چرا بايد اينکارُ انجام بدم؟
. مامان - ! مدير سانگ هستم -
وقتي سرِ کاريم به . من بگو مدير سانگ
. متاسفم... مدير سانگ
اما نمي تونين فقط بهم بگين که کارمو خوب انجام دادم؟
. انتظار ندارم مراقبم باشي
وقتي کارم رو خوب انجام ميدم تشويقم کن . و وقتي که چيزي رو فراموش کردم، به سمتم انگشت نگه دار
.فقط مثلِ همه، با من هم رفتار کن
. تو يه پينيکوو هستي که ارتباط هم داري
تو استخدام شدي اونم وقتيکه . اصلاً به درد اينکار نمي خوردي
و حالا ازم ميخواي مثلِ همه باهات رفتار کنم؟
فکر نميکني اين يعني زياده خواهي؟
. داره از حد خودش فراتر ميره
و از اونجايي که ميگي به سمتت . با انگشت اشاره کنم، اينکارُ ميکنم
هنوزم فکر ميکنم که . گزارشگرِ قابلِ اعتمادي نيستي
. اون مثلِ يخ سرده
فکر کنم مدير سانگ دخترش رو استخدام . کرده تا بتونه ازش سوء استفاده کنه
. هي، چويي دال پو
. بيا اينجا - . بله ، کاپ هوانگ -
اينُ از ايستگاهِ پليسِ . جانگ وو گرفتم
. اين شمارهِ برادرتــِه
چی ؟
جدي ميگين ؟
No comments yet. Be the first to leave one.