Pinocchio

Pinocchio (피노키오)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Pinoco E08 parsisub irپینیکیوو قسمت هشت
A Commentary by ahmad@
Parsisub.ir

Tags

other
Published on: 2014-12-14
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به آقايِ هان هم گفته بودم نيازي . نيست پولِ سپرِ ماشينُ ازت بگيره

.اما ديدم که بهرحال اومده و پولش رو ازت گرفته

. اه، اول بايد خودم رو معرفي کنم

. اسمِ من کي جائه ميونگــِه

چرا دوباره اسمت رو بهم گفتي؟

. جائه ميونگ . کي جائه ميونگ

هميشه فکر مي کردم اگه برادرم . رو پيدا کنم، ميزنم زيرِ گريه

... چون خيلي دلم برات تنگ شده بود . فکر ميکردم ميپرم تو بغلتُ اشک ميريزم

به اشکايي فکر مي کنم که تويِ دهِ سالِ گذشته نگه شون داشتم

. اشکايي که مثلِ رودخونه جاري ميشدن

... امــا

ببينم خيلي واضح نيست ؟

اين پروندهِ قتليه که طوري طراحي . شده تا يه حادثهِ تصادفيِ آتش سوزي معلوم بشه

، انگيزه اش روشنه . و مو دوک سو مظنونِ اين حادثه است

يادت مياد که آقايِ مون، حادثهِ آتش سوزيِ تصادفي رو مصاحبه کرده بود ؟

داري دنبالِ يکي ديگه غير از مظنونِ احتمالي، مون دوک سو ميگردي، مگه نه ؟

. امکان داره شريکش باشه

اگه اينطوري نباشه، حتماً . ميدونه که مون دوک سو کجاست

گفتي اسمت چي بود ؟

. احساسِ خيلي بدي دارم

احساسِ بدي که ممکنه برادرم کارِ . اشتباهي رو مرتکب بشه که نبايد انجامش بده

. احساسِ ترس داشتم

... به خاطرِ همين من

... اسمِ من

. چويي دال پو هست

نتونستم بهش بگم که . اسمِ اصلي م چيه

شايد بايد تويِ يه جايِ . گرمتر همديگرُ ملاقات ميکرديم

به محضِ اينکه آفتاب غروب . ميکنه هوا هم سرد ميشه

چرا به يه مکانِ آرومتر نمي ريم ؟

چويي دال پو ؟

چرا نميري و يه جا برامون نميگيري؟ . بعد از اينکه تلفنم رو جواب بدم منم ميام

. حتمـاً

بله، چي شده؟

. منم الان کجايي ؟

کجا بايد باشم ؟

تويِ شبکه اي ؟ - بله، چرا داري ميپرسي؟ -

. نه، بعداً باهات تماس ميگيرم - . باشه -

، احتمالاً بايد تعجب زده شده باشي . وقتي که بهت زنگ زدم

. بله، خوشحالم باهام تماس گرفتي

. بفرما

چي هست ؟

. هزينهِ تعميراتِ سپره

آقايِ هان بدونِ اينکه حتي برايِ من . توضيحي بده اين پولو ازت گرفته

انگيزه اي برايِ گرفتنِ . پول از تو نداشتم

نه، خوب که هيچي. فکر نکنم . پولِ کافي برايِ هزينهِ تعميرات بهت داده باشم

. پس بيا اينکارُ بکنيم

... به همديگه چيزِ بيشتري نميديم و بيشتر هم نميگيريم ؟

. باشه

اما ببينم اگه سپر تعمير نشه، تويِ محلِ کارت دچارِ مشکل نمي شي ؟

. اين کاميونِ شخصيِ خودمه

سالِ آينده ده سال ميگذره . که دارم آب معدني تحويل ميدم

نيازي ندارم که رويِ . کاميونِ يکي ديگه کار کنم

... اينطوري که لباس پوشيدي مثلِ آدمهايي نيستي که تويِ شرکتهاي بزرگ کار ميکنن؟

، تا اين اواخر . من رانندهِ تاکسي بودم

تو هم مثلِ من تويِ خطوطِ حمل و نقل کار ميکردي؟

حالا داري چيکار ميکني؟

، از شغلم به عنوانِ راننده تاکسي دست کشيدم . و الانم دارم يکم استراحت مي کنم

. اه... پس بيکاري

. پس مهمونِ من باش

. نه، ميتونم پرداخت کنم

. من دوست دارم پرداخت کنم

چند سالته ؟ - . بيست و هفت سالمه -

. من سي سالمه

از اونجايي که من به اندازهِ کافي بزرگ هستم، که جايِ برادرت باشم، باشه؟

. بله... بـــرادر

... بذار ببينم . چيزِ زيادي برايِ انتخاب نداره

. ميخوام موکا سفارش بدم دال پو، تو چي دوست داري؟

. منم همينُ ميخوام

. خواهش ميکنم، دوتا موکــا

. صبر کن

ببينم خيلي شبيهِ هم نيستيم ؟ - چی ؟ -

. آقايِ هان به من همينُ گفت . گفت که من و تو خيلي به هم شباهت داريم

چي فکر مي کني ؟

فکر ميکني ما واقعاً شبيهِ هم هستيم ؟

. نميتونم دقيق چيزي بگم

. بله، خيلي شبيهِ هم هستيم

. خيلي زياد شبيه هستيم

واقعاً ؟

. بهرحال، ديدنت واقعاً عالي بود

. منم همينطور

. به نظر آدمِ خيلي خوبي ميرسي

تو ميتونستي وقتي باعث شدي سپر خش برداره، از محل فرار کني

. اما تو شمارهِ تلفنت رو گذاشتي

مطمئنم که خيلي زود . يه کارِ خوب پيدا ميکني

... ميتونم

شما رو برادر صدا بزنم ؟

. خوب... حتماً، ميتوني اينکارُ بکني

اما شک دارم که در آينده نيازي . باشه دوباره همديگرُ ببينيم

. فقط اگه تصادفاً به همديگه برخورد کرديم

. بله، خيلي خوبه

صدها سوال تويِ ذهنم بود که ميخواستم . بعد از پيدا کردنِ برادرم ازش بپرسم

راننده، خواهش ميکنم اون کاميونِ . آبي رو دنبال کن بدونِ اينکه بفهمه

، زندگي اش چطوره ... سالم هست يا نه

. يا اينکه ازدواج کرده

اما حالا برادرم رو پيدا کردم

تنها پرسشي که بهش فکر ميکنم . و حتي فکر کردنش هم خيلي وحشتناکه

اينکه چرا مردمي که به پدرم ... تهمت زده بودن، يهويي ناپديد شدن

و چرا شماره اش تويِ ليستِ شمارهِ . تلفن هايِ ثبت شده توسطِ اونه

اين احساسِ بدي که من دارم نکنه تبديل به يه تصادفِ واقعي باشه ؟

... اگـــه

... اگه تصادف باشه

ممکنه بفهمم واقعيت چي بوده؟

... مطمئن نبودن از اون ترس

به اندازهِ کافي برام بي رحمانه و سخت . بود که بخوام با همديگه نباشيم

. هي

اين دفعه کي تو رو تويِ دردسر انداخته بود؟

خروس جنگي، يا ساعتِ زنگ زننده ؟ - . ساعتِ زنگ زننده -

! اون حرومزاده يه مشکلِ بزرگه

، اون خودش رفت تا در موردِ موضوع بررسي کنه ! اما حالا به تلفنش هم جواب نمي ده

! داره کاملاً به پستِ من بي احترامي مي کنه - . هي -

. دليلش اينکه خيلي باهاش راحت برخورد ميکني . اين دفعه نزار به همين راحتي بره

يه محدوديتهايي وجود داره برايِ . اينکه هميشه تويِ مرز خودش راه بره

. متاسفم دير کردم - ديــر ؟ -

واووو، فکر ميکني دير کردنت فقط يک کارِ اشتباه قلمداد ميشه ؟

هان ؟ ! تو يه گزارشگري، کاراگاه که نيستي

... يه گزارشگر - . يه سوال دارم -

، هي، الان زمان پرسيدنِ سوال نيست . الان وقتِ مواخذه و سرزنش شدنه

چيکار کنم اگه به طورِ اتفاقي زودتر از پليس من مظنون رو پيدا کنم؟

چي ؟ تو مظنون رو پيدا کردي ؟ - ... پس -

! خيلي فوق العاده است

هي، سريعاً با پليس تماس بگير و ! درخواستِ همکاري تويِ بازرسي ها رو بده

همکاري تويِ بازرسي ها؟ - ! البتــه -

اين يه فرصتِ شگفت انگيز برايِ دستگيري . يه فرد اونم سرِ صحنهِ جرمه

. واووو، چويي دال پو

. بالاخره انجامش دادي

درست وقتيکه از خط . خارج شدي، اينُ فهميدم

مواقعي وجود داره که فقط از . غريزه هايِ خودت پيروي ميکني

. به جايِ اينکه خط رو دنبال کني

آقا، درسته ؟ - ! البتـه -

، اگه بخواي به سرب برسي . بايد همواره به حفاري ادامه بدي

! يه گزارشگر همين کارُ ميکنه ! عاليه

ببينم کي رو پيدا کردي؟ کي بود ؟ يه مظنون بود ؟

يا يه شريکِ جرم ؟

. نه، هيچکدومشون نبود

ببينم داري چي ميگي ؟ سرنخت اشتباه بوده ؟

. بله

، اما همونطوري که گفتين، من شک کرده بودم . و واسه همين بود که دنبالِ غريزه ام رفتم

، همچنان اين پند رو در نظر ميگيرم . و دنبالِ غريزه ام مي رم

. ازتون به خاطرِ پندِ ارزشمندتون تشکر ميکنم

. مدير جو چطوري در نهايت کارمون به اينجا کشيد؟

. فکر کنم اون بهمون کلک زده بود

! بينگــو

چی ؟

ميخواين من و اين ها تويِ تحقيقات از هم جدا بشيم؟ چــرا ؟

. بله

دوتا تون رو با هم هم گروه کرده بودم چون فکر نمي کردم هيچ کدومتون خوب باشين

. اما هر دوتون در واقع اونقدرها هم بد نيستين

فکر ميکنم هردويِ شما مشکلي ندارين . که به تنهايي تحقيق کنين

! ارشد ايل جو . فکر نکنم ايدهِ خوبي باشه

هنوز چيزهايِ زيادي هست که بايد ياد بگيرم . و راهِ خيلي طولاني اي برايِ گزارشگر شدن دارم

. حتي کاپ هم بهم ميگه که به اندازهِ کافي قابل اعتماد نيستم - چرا اسمِ اون رو داري پيشِ من مياري ؟ -

فکر مي کني بايد به کي گوش بدي؟ من يا کاپ ؟

... خوب - . دارم همه چيز رو مي شنوم -

. با هوشت جوابِ سوالُ بده - . کاپ -

شما اونجا بودي؟

چرا يه همچين سوالهايِ لوسي ميپرسي؟

اونم واسهِ يه جوونِ تازه نفس مثلِ اين ؟

برايِ چه مدت بايد چويي اين ها و سئو بوم جو رو با هم نگه داريم ؟

. فقط کنارِ هم نگهشون دار

اون يه پنيکيوو هست، پس چطوري ميتونه به تنهايي خودش يه گزارش رو اداره کنه ؟

چرا نه ؟ اون خودش مراقبِ . خودش هست، ميره به باشگاهِ سلامت

. اين کاري نيست که چويي اين ها انجام بده

فقط چون دارن با هم مصاحبه . ميکنن ميتونن انجامش بدن

کي ميدونه؟ شايد مدير سانگ اونُ انقد تضعيف . کرده تا بتونه به دخترِ خودش کمک کنه

. اينطوري باهام رفتار نکنين . خودم ميتونم مراقبِ خودم باشم

به نظر نميرسه که اصلاً . مراقبِ دخترش باشه

بازم، برايِ اين ها حسِ بدي . دارم که اون باهاش اينطوري رفتار ميکنه

ببينم مدير سانگُ نمي شناسي ؟ . اون هيچ وقت واضح اينکارُ نميکنه

. تويِ اين مورد مرموزانه رفتار ميکنه

ببينم فکر نمي کني داري خيلي بي احترامي مي کني ؟

، ممکنه رابطه داشته باشه . اما بازم با استعداده

اگه استعداد داشت، پس حتماً . مرحلهِ استخدامي رو رد ميکرد

دليلِ اينجا بودنش فقط . رابطه هست

اون فقط يه تبليغاتِ صرفه . نه کمتر نه بيشتر

. به کاپ کيم توضيح بده

بهش بگو که تو نه به من کمک . کردي نه مراقبم بودي

بهش بگو که اين من بودم که پروندهِ قتلِ . باشگاهِ سلامت رو موردِ بررسي قرار دادم

چرا بايد اينکارُ انجام بدم؟

. مامان - ! مدير سانگ هستم -

وقتي سرِ کاريم به . من بگو مدير سانگ

. متاسفم... مدير سانگ

اما نمي تونين فقط بهم بگين که کارمو خوب انجام دادم؟

. انتظار ندارم مراقبم باشي

وقتي کارم رو خوب انجام ميدم تشويقم کن . و وقتي که چيزي رو فراموش کردم، به سمتم انگشت نگه دار

.فقط مثلِ همه، با من هم رفتار کن

. تو يه پينيکوو هستي که ارتباط هم داري

تو استخدام شدي اونم وقتيکه . اصلاً به درد اينکار نمي خوردي

و حالا ازم ميخواي مثلِ همه باهات رفتار کنم؟

فکر نميکني اين يعني زياده خواهي؟

. داره از حد خودش فراتر ميره

و از اونجايي که ميگي به سمتت . با انگشت اشاره کنم، اينکارُ ميکنم

هنوزم فکر ميکنم که . گزارشگرِ قابلِ اعتمادي نيستي

. اون مثلِ يخ سرده

فکر کنم مدير سانگ دخترش رو استخدام . کرده تا بتونه ازش سوء استفاده کنه

. هي، چويي دال پو

. بيا اينجا - . بله ، کاپ هوانگ -

اينُ از ايستگاهِ پليسِ . جانگ وو گرفتم

. اين شمارهِ برادرتــِه

چی ؟

جدي ميگين ؟

More Farsi Persian subtitles for Pinocchio

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left