The first 200 lines.
!کمکم کنید
!یکی کمکم کنه
...رقت انگیزه
چرا نژاد فانی اینقدر رقت انگیزن؟
!بهتره که محو بشن
...چقدر زیبا
تمام بنده های ارباب شیاطین .در این روستا به رستگاری رسیدن
!چه منظرۀ زیبای
خوب گفتن که ارزش واقعی هر فرد رو !میتونی با رنگ دل و روده ـش مشخص کنی
قسمت نهم افسانه شوالیه مقدس
پایتخت امپراتوری سون وال قصر گراندیوس
آلیسیا ساما!؟
شما برگشتید؟
.بله، خوشحالم می بینمت
می بینم که مثل همیشه ....سخت مشغول کار هستید
.ولی لطفاً به خودتون فشار نیارید
این وظیفه شوالیه سلطنتی ـه .که در خدمت مردم باشه
!پـ ... پس دیگه رفع زحمت میکنم
!به به، کریستلا دونو
اومدی درمورد مسئله گرینوود به اعلی حضرت گزارش بدی؟
.بله، همینطوره
با اینکه هنوز .تصمیم پادشاهی گرینوود مشخص نیست
ولی اعلی حضرت گفتن .که ماجرا تمام شده است
.خوشحالم که این رو میشنوم
صلح بهترین چیزه
شما چطور، سادلار ساما؟
شنیدم که به یکی از .روستاهای جنوبی رفته بودید
.همه روستایی ها رو به رستگاری رسوندم
...سادلار ساما
شما از نژاد فانی متنفر هستید؟
!این چه حرفیه
!عاشقـشون هستم
اونا موجوداتی هستن که !توسط خدایان مورد برکت قرار گرفتن
...برای همین هم
نمیتونم افرادی که !ارباب شیاطین رو عبادت میکنن، ببخشم
.با اجازه
برمیگردی به فالترا؟
.هنوز اونجا چندتا کار نیمه تمام دارم
.راستش، منم به فالترا اعزام شدم
راهب اعظم، روماکینا ساما .یه پیشگویی کردن
پیش گویی؟
!بله "در شهر غربی نشانه هایی از احیای ارباب شیاطین دیده میشه"
.برای بررسی موضوع به اونجا میرم !به عنوان یه شوالیه مقدس
نشونه های احیای ارباب شیاطین؟
!ببین! ببین .احضار موفقیت آمیز بود
من یادت دادم .بایدم موفقیت آمیز باشه
!چقدر نازه
.این یه "تارکی شوت" ـه
حقیقتش رو بگم .احضار قوی ای نیست
ها؟ جدی؟
.مهارت مخصوصش "همگام سازی بینایی" ـه
به صاحبش اجازه میده .تمام چیزایی که خودش می بینه، اونم ببینه
!خیلی خوبه که
از قدرت جادویی ـت مصرف میکنه .پس نمیتونی مدت زیادی ازش استفاده کنی
...موقعی که گم بشی خیلی مفیده ولی
...بی مصرف
...موجودات مختلفی برای احضار وجود دارن
ولی آخرش اونایی که سرسخت و پر زور هستن .قدرتمند محسوب میشن
...که اینطور
چیکار میکنی؟
همچینم لازم نیست که مراسم رو ...تا آخر ادامه بدی ولی
.حالا که اومده، بذار پیمان ببندیم
اون دیگه چیه؟
.منم نمیدونم ولی میگن که لازمه
!جواهریه که برای پیمان بستن بهش نیازه
.یکی هم به تو میدم، دیابلو
.توی بازی از اینا نبود
به نام شِرا ال گرینوود ...به تو فرمان میدهم
به درخواستم پاسخ بده !به من ملحق شو و از من اطاعت کن
!موفق شدم
!خوشحال باش بازم جادوت برگشت نخورد
!نمیخوام برده یه تارکی شوت بشم
...اون تارکی شوت
!احتمالاً خوب به کارت بیاد
ها؟
!برو ببینم
چطوره؟
میتونی ببینی کجا افتاد؟
.نه
.پس حالا پرنده ـت رو بفرست هوا
خب، تارکی شات !سکه رو پیدا کن
!فوق العاده ـست
!انگار خودم دارم پرواز میکنم
!دیدمش
.حالا با کمان بزنش
!باشه
!زدمش
!چه عالی
.اینجوری هم میشه ازش استفاده کرد
میتونی دشمنات رو !از جایی که نمی بیننت، بزنی
!پس همچین استفاده ای هم میشه ازش داشت
!کارت درسته، دیابلو
البته خیلی وقت پیشا .توی یه سایت درموردش خونده بودم
!خیلی ممنون، دیابلو
به خاطر این احضار ...یکم ناامید شده بودم
.ولی الان خیلی ازش خوشم میاد
چی شده؟
...مال این نیست
شِرا؟
میخوای بری حموم؟
منظورت چیه؟
ها؟ دیابلو تو هم با من موافقی، نه؟
!منظورم بوی رم ـه
...ها!؟ خب
!اگه تمومش نکنی، عصبانی میشم، ها
...آها! نظرت چیه که
!همه با هم بریم آبـتنی
"منظورت از "آبـتنی بدون لباس شنا بود؟
لباس شنا چیه؟
شوخی میکنی!؟
موقع حموم کردن .باید لباسات رو در بیاری دیگه
حتی اگه بدن کسی رو دیدی !ادب حکم میکنه ندیده درنظر بگیریش
!یالا دیگه، تو هم لخت شو
...من فعلاً از خیر آبـتنی گذشتم
!شما بهتره بوی بدنـتون رو برطرف کنید
!بدن من هیچم بو نمیده
...واقعاً که
!تو هیچوقت آدم بشو نیستی
خودت که بهتر میدونی !نژاد من عرقش بو نمیده
واقعاً؟
!نه بو میده نه شوره
داری چه غلطی میکنی؟
!هوی! بس کن
.راست میگی، شور نیست
!من که بهت گفتم
میخوای ببینی عرقم چه مزه ای داره؟
!علاقه ای به تست کردنش ندارم
!پس من می لیسمت
!بس کن، اِلف دو کوهان
!اینا کوهان نیستن
!واقعاً که اینا رو مخ ـن
!اینقدر نیشگون نگیر
هوی! داری کجا رو لیس میزنی؟
!دوست دارم دید بزنم
...جرأت انجامش رو ندارم
...ولی دوست دارم با چشمام ضبطش کنم
!و توی فولدر قلبم مخفیش کنم
...فقط یه خرده
!غلط کردم
تو یه اهریمنی؟
!ر... رم
!تویی ادلگارد
اون هنوز ادب نشده؟
هوی! واسه چی اومدی اینجا؟
!امروز... واسه جنگ نیومدم
!فقط واسه حرف زدن اینجام
!رم
حرف زدن؟
!یه شخصی بهم گفته
!منم الان لمسش کردم تا مطمئن بشم
!میتونم روح ارباب بزرگ رو حس کنم
میتونه انرژی کربوسکولم رو از توی بدن رم حس کنه؟
چی شد؟
رم، در مورد چی حرف میزنه؟
دوست ندارم فقط من !از همه چی بی خبر باشم
!بگو دیگه
...توی بدن من
روح ارباب شیاطین کربوسکولم !توی بدن من مهر و موم شده
چی؟
...پس قضیه از این قراره
.ببخشید که بهت نگفتم
ولی نمیخواستم سنگینی این راز !روی دوش تو هم بیوفته
شِرا؟
...درسته که من ضعیفم
ولی دوست دارم !وقتی توی دردسری، کمکت باشم
!آخه ما باهم دوستیم
.تا الان حتماً خیلی بهت سخت گذشته
.ببخشید که متوجه نشدم
...خیلی... ممنونم
!میخوای ارباب بزرگ رو شکست بدی
جدی هستی؟
!کاملاً جدی هستم
...آها
.منم یه سؤالی از تو دارم
فکر میکردم اگه یه اهریمن ...از جریان روح ارباب شیاطین با خبر بشه
.من در جا کشته میشم
...ارباب بزرگ !حساسه
فقط شکستن ظرفش ...کافی نیست
!پس نمی کشمت
میدونی چطوری میشه ارباب شیاطین رو کاملاً احیا کنیم؟
.میدونم
...اوه
برای مراسم احیاء .هیچ خطری جونش رو تحدید نمیکنه
.کشته نمیشه
...به عنوان مادر ارباب بزرگ
!اون دختر عزیز شمارده میشه
به حرفای من اعتماد نداری؟
.پس مراسم رو برات توضیح میدم
شما انجامش میدید .و ما اهریمن دخالتی نمیکنیم
چطوره؟
رم میخواد ...مهر و موم کربوسکولم رو برداره
.و ماجرا رو فیصله بده
...بد شد که ادلگارد متوجه شد
ولی به جدا کردن روح کربوسکولم از رم .یه قدم نزدیکتر شدیم
فقط این قضیه می مونه که .من از پس کربوسکولم بر میام یا نه
دیابلو؟
.هه، خیلی خب
.روش این مراسم رو توضیح بده
.توی احیای ارباب شیاطین کربوسکولم کمکت میکنم
!بعدش خودم اون ارباب قلابی رو نابود میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.