The first 200 lines.
از الان؟ از الان شروع کردن؟
.فکر کنم تمرین الان عشقم
...همین 3تا آهنگ و از 1795 دارن میزنن
دیگه تمرین میخوان چیکار؟
خوب تمرین باعث عالی بودن میشه خاله مری
.برای همین که خیلی خفنان
ببخشید؟
الان به اورنج اوردر گفتی خفن؟
.من دارم به عضو شدن فکر میکنم
اورلا فکر نکنم کاتولیکها رو قبول کنن
یا اصلا، این مسائله که ماهم حق حیات داریم
جری یه کمکی کن
.بسته نمیشه
باید دست بجنبونیم تنها اعضای باقی مونده سازمان ماییم
آروم عزیزم، خیلی راحت حداقل دو سه ساعت وقت
قبل از شروع شورش داریم
من تا وقتی از مرز رد نشده باشیم آروم نمیگیرم بابا
تو واقعا مطمعنی که ما این ساعت بزرگ و لازم داریم عزیزم؟
این بحث و قبلا کردیم جری
هیچجوره نمیخوای ساعت کوچیکتر و بیاری؟
.نمیتونم با ساعت کوچیک کارم و انجام بدم
مشکلت با ساعت بزرگ چیه؟
نمیگم که مشکل شخصی داریم
میگم هم سنگین هم کلی فضا اشغال میکنه
دارم بهت میگم مری اینجوری شروع میشه داستان
الان بهت دیکته میکنه چه سایز ساعتی رو بیاری
بعد بهت میگه که چی بپوشی، چی بگی
قبل اینکه به خودت بیای مرگتم صحنه سازی کرده
و برات هویت جدید در نظر میگیره
ارین بهت گفتم که اجازه نده اون برنامه کوفتی و نگاه کنه
نتونستم جلوش و بگیرم مامان- برنامهش عالیه-
اونارو بزار توی چکمه
شما آخرش هم یدونه چمدون کوچیک فقط برمیدارید
برید کنار
گوش بدین ! منظور اینکه ، فقط گوش بدین یعنی...یعنی..نمیفهمم
منظورم انه که چرا باید انقدر پر سروصدا باشن؟- نفس بکش عزیزم-
اوضاع من بدتره کلر من شنواییم شدیدا بی عیب و نقص
من 47 بار یه پاراگراف و خوندم
...چون تمرکز ندارم، چون
...اوه خدایا، سر وصدا رو
این وال جوونور بدیه خانوم کویین
من باید بفهمم که میتونن شکارش کنن میتونم منم با شما بیام؟
باشه، اگه مادرت اعتراضی نداشته باشه دلیلی نداره نیای
ممنونم ممنوم هیچوقت فراموش نمیکنم اینکارو، ممنونم
صرفا داره تو رو توی کاروان راه میده
کلیه که بهت اهدا نمیکنه کلر
مری گوش کن،الان فال گرفتم
کارتها میگن که اگه به این تعطیلات بریم خودمون و توی دام
خطر بزرگی میندازیم که من اصلا خوشم نمیاد اگه راستش و بخوای
خاله سارا شما فالگیر نیستی
چرا ارین هستم، یه ترم درس خوندم
گواهینامهاش رو گرفتم
آره، اصلا جالب دیده نمیشه اوضاع
هنوز از شمارههای بختآزمایی خبری نیست؟
نه پدر، این فالگیری روزمره است
قرار به چیزای فانتزی نیست توش
دیشب..با صدای ناله از خواب پریدم
گفتم یا مسیح، مادربزگ پت هستش حتما
داره سعی میکنه که بیاد این دنیا
معلوم شد اگی بود، همسایه بغلی
تشک برقی رو تا آخر زیاد کرده بود
بعدش پاهاش سوخته بود
...اما بازم ، میتونست که به راحتی
روح غیرمادی یه فامیل مرده باشه؟- دقیقا-
عصبهای من کاملا تخریب شده لبهی تیغ دارم زندگی میکنم
برنج بوداده داریم؟
شش! شش! این بهترین آهنگ
همگی، خونسرد بمونید
میخوام که همه با دقت گوش بدین
محض رضای خدا، اینجا نیایید
مری همه چی روبراهه؟
جلو نیا درده اینجا تله مرگه
مری گوش کن، از اینکه این بلا رو سرت بیارم متنفرم ولی من و مارتین
هر 2تامون شبا کار میکنیم و من نمیتونم این 2تارو تنها بزارم
هیچ امکانی وجود داره که بتونی با خودت ببریشون؟
...چیز درده، یه مشکلی هست - انگلیسی بودن؟-
مری گوش کن، درک میکنم من
منظور، خواهر زادم حساب میشه اما حتی برای منم سخت تحملش
صادقانه بگم، بعضی وقتها هست که بهش نگاه میکنم و
بیزاری خالص و حس میکنم نیمتونم کتمانش کنم
نه نه، انگلیسی بودن مسائله نیست
امید به خدا که یا گی بودن نیست که مشکل داری
.گی بودنی وجود نداره
اون موقع ازت ناامید میشم مری، دروغ نمیگم بهت
البته که نه ، منظورم اینه
تازه گی بودن از درجه انگلیسی بودن هم کمترش میکنه
.بازم میگم، گی بودنی وجود نداره
نمیخوای بیخیال شی جیمز؟
به نظر که راه فراری نداری
من فقط مطمئن نیستم که توی کاروان جا باشه- مشکلی نیست -
ما مردا میتونیم بیرون کمپ کنیم
خدایا- خدایا-
برو اونور خیابون از جیم چادرش و قرض بگیر
ملیونها تشکر مری، یکی طلبت
اگه خواستی، رایان میتونه مشکل دیوار کناریتون رو حل کنه
فقط لب تر کن
دیوار مگه چشه؟
یا مسیح - به نظرت نفرینه؟ -
خوب ، حالا ببین
حال کردی؟
دارم میگم بهتون دوجداره ، زندگی تون رو عوض میکنه
آره ، همونطور که گفتم خیلی تاثیر گزار بود جیمز
اما ما یجورایی عجله داریم
.پس اگه میشه چادر و بده بهمون
حیرت انگیزه
چیان؟ عصا؟
چوب گلف - فکر کردم .. کفگیره-
تفنگن
واقعا؟ مطمئنی؟
کاملا
و همینطور درک نمیکنم که، عصا
چوب گلف یا کفگیر به مقاومت ایرلند چه ربطی داره
خدایا ، چه رد داده
حالا ،وقتی چادر عمود شد
باید جای مناسب برای جاسازی غذا پیدا کنید
چون دخترا باور کنید که
اصلا دلتون نمیخواد که حیوانهای درنده رو به محل خوابتون جذب کنید
خصوصا خرس، اونا خیلی شرورن
صحیح، مطمئن نیستم که چه تعداد خرس تو پورتنو هست جیم
اما یه چیتا توی ساحل بود یبار
سگ بود اورلا
.من میدونم چی دیدم
اوه مدل بیباک و داد، مگه نه؟
اون دومین چادر برترش حساب میشه، میدونستی؟
الان یه چی میگم بهت پسر من تو رو مسئول میکنم، خب؟
اوه نه، نکن لطفا من و مسئول نکن لطفا
مشکلی پیش نمیاد
خوب، تعدادمون برای یه ماشین زیاده
.بعضی ها باید با بابای من برن
من میتونم؟ میتونم؟
جو واقعا سریع میرونه
چراغ قرمز و رد میکنه تند، سر پیچ انقدر تند میپیچه که ماشین میره روی 2چرخ
جذابه- واقعا هست-
فکر کنم با خانوم کووین بیام من - منم همینطور-
من با بابام میرم..مازاره سیگار بکشم
میای؟ پس اون خطر مرگبار که داشتیم توش میوفتادیم چی؟
خوب، اون که هست، اماحقیقت اینجاست
..که من برای 1شنبه هیچی برای شام ندارم
خوب جو،پشت من بیا
چرا من پشتت بیام؟- نقشه دارم من-
خوب حالا من دارم
....بابا
جو، امروز اوضاع یخورده خطریه
کلی مانع هست توی جاده کلی حواسپرتی
و میدونی، من برای زنده موندن میرونم
یجوری میگه انگار به چیزی افتخار میکنه
ببین ما باید به سریعترین
و ساکت ترین راه از اینجا بریم
میدونی من چند سالمه پسر؟
میدونی چندتا از این رژهها دیدم؟
فکر کردی نمیدونم اوضاع چقدر سریع ممکنه عوض شه؟
فکر کردی کاری میکنم که خانوادم به خطر بیوفتن؟
نه، معلومه که نه، معذرت میخوام
اره
به چی زل زدین نارنگیها؟
باشه بابابزرگ
فکر کنم چیزی که الان اتفاق افتاد اینجا اگه اشتباه میکنم تصحیح کن
اما به نظر بابات الان ما رو کشوند سمت ایست پلیس
کاری که شده حالا- اوه راست میگی-
حتی اگه بخوای میشه گفت همچین مشکل بزرگی هم نیست
اگه این نارنجی پوش ها که دوره کردن مارو نادیده بگیری
درست میشه
دارم میفهمم که موبی دیک چه حالی داشته
حدا، دارم عرق میکنم
تو میخوای بگی که توی شهر خودم کجا میشه رفت یا نرفت؟
حروزادههای نارنجی
بیا پیشبینی نکرده بودم مگه؟- نه نکردی-
گفتم این سفر ما رو توی خطر مرگباری قرار میده
اونا دقیقا حرفای من بود - این خطر مرگبار نیست-
او نگاه ، پلیس اسلحه رو سمت ما گرفته
منظورم اینه که، درسته شرایط خوب نیست اما بیشتر شبیه قاراش میش شده
قاراش میشه مگه نه؟ بابابزرگ، اینجوری نیست؟
دیوثا
...خوب پس
خوب، فال من و میگیری سارا؟ - معلومه عزیزم-
بزرگ شو میشل، یه دسته کارت نمیتونه آینده رو پیشبینی کنه
مسخره است، عقب موندگی
گوه سگ
اصلا خوشحال به نظر نمیان، مگه نه؟
چرا نگیم که تصادفا اینجوری شده
و اینکه دنبال دردسر نیستیم
من بیرون برو نیستم
خوب ، یکی از بچه هارو بفرست بیرون-
چی؟-
بچه انگلیسی رو بفرست ممکنه بهش احترام بزارن
منم فکر کنم بهش احترام بزارن
بیرون برو پسر - جدی که نمیگید-
مشکلی پیش نمیاد
ورای همه این چیزا به نظر آدمهای منطقی میان
اصلا امکان نداره
و چقدر نزدیک قراره این مرد و ملاقات کنم؟
خیلی زود، واقعا زود- این و بگو بهم، جذابه؟
اوه خدا، آره
یه چیز معمولی یا اینکه یه اتفاق جدی میشه؟
فکر کنم ازدواج- اوو فاک-
خودت و بچسب بابا
شاید، همین الان دارم بهش نگاه میکنم اصلا
میشل، نمیشه که با یه نارنجی ازدواج کنی
چه بد، چون تنفری که از ما دارن
به نظرم خیلی سکسی واقعا
No comments yet. Be the first to leave one.