Kakegurui XX

Kakegurui XX

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kakegurui - S02E06
A Commentary by talismannight

Tags

other
Published on: 2019-02-17
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫.همونطور که میخواین، باهاتون قمار میکنم

‫.بهتون ساده نمیگیرم

‫عشق

‫تنفر

‫عشق

‫تنفر

‫نفر اول کیه؟

‫.اعتدال حوصله‌سر‌بره

‫.سر همه چی یا هیچی

‫عشق

‫تنفر

‫عشق

‫تنفر

‫.بیاین خوش بگذرونیم

‫.وقتی تسلیم خواسته‌هات میشی، حس خوبی داره

‫،من تو داستانِ پر از هیجانات شگفت‌انگیزم

‫زنده

‫زنده

‫زنده

‫.زنده میمونم

‫.چیز مهمی رو از دست نمیدیم

‫،شاید تنها فردا رو ‫اما نه تمام آیندمون رو.

‫،اگه میخوای رویا پردازی کنی ‫باید از دنیا خسته شده باشی.

‫.بیاین اینجا، جمع شین

‫،ترجیح میدم عشق بورزم ‫تا اینکه دیگه چیزی باقی نمونه.

‫چطوری؟

‫میدونم اجراش از من بهتر بود،

‫اما باید این دور رو میبردم.

‫غیر ممکنه...

‫اما توضیح دیگه‌ای براش نیست!

‫فقط یه دلیل میتونه داشته باشه که ‫بعد رشوه دادن به تماشاچیا، هنوزم باختیم.

‫اونم بهشون رشوه داده!

‫این زنیکه هم تماشاچیا رو خریده!

‫این مدرسه، جای کثیفیه.

‫شنیده بودم همه چی دور قمار می‌چرخه،

‫اما این تقلبه که حرف اول رو میزنه.

‫و به اسم شایسته‌سالاری، برای ایجاد تبعیض ‫بهتون مدرک میدن.

‫اگه فقط نتیجه مهمه،

‫پس منم از هر روشی بتونم استفاده میکنم.

‫ما اهمیتی نمیدیم به کی رأی میدین.

‫با اینحال، لطفاً قول بدین به شرکت‌کننده‌ای ‫رأی میدین که بیشتر تحت تأثیر قرارتون میده.

‫فکر کردی میتونی منو ‫با رشوه دادن شکست بدی؟

‫لعنتی!

‫این زن حتی تو قمار کردن هم ‫دست بالاتر رو داره؟

‫یعنی واقعاً، نه تو بازیگری ‫و نه تو قمار حریفش نیستم؟

‫با استعداد نمیتونیم ببریم، ‫با تقلب هم نمیتونیم ببریم...

‫چطور باید همچین حریفی رو شکست بدیم؟

‫تو دردسر افتادیم، یوممیته-سان!

‫اون قیافه‌ی کسی نیست که ‫تو دردسر افتاده باشه!

‫چرا اینا همشون مسخره بازی درمیارن؟

‫خب، نوبت دور بعده!

‫تو دور دوم، بازی‌ای رو انجام میدیم ‫که کاوارو-چان پیشنهاد داده.

‫بخند و تحملش کن: ماکارون مرگ!

‫قوانینش سادس!

‫هر تیم سه ماکارون دریافت میکنه ‫و به ترتیب هر کدوم رو میخورن.

‫اما یکی از اونا پر از سُس "هابانرو"ـه.

‫که همون ماکارون مرگ باشه!

‫هر تیمی که بتونه تشخیص بده

‫کدوم شیرینی ماکارون مرگ حریف بوده، برندس!

‫خب، حالا بیاین تست کنیم و ببینیم ‫ماکارون مرگ واقعاً چقدر تیزه!

‫اِه... من؟

‫بیاین مزش کنیم!

‫ت-تی-تی-تیز-تیزه!

‫آب!

‫همونطور که میبینین،

‫برا افراد معمولی خیلی تنده!

‫سعیتون رو بکنین که معلوم نشه!

‫بازی خیلی جالبی رو پیشنهاد دادین.

‫خوب نیست که اینقدر سادس؟

‫کنترل یه واکنش فیزیولوژیک،

‫در عین اینکه کار سختیه، ‫یکی از اصول بازیگریه.

‫یومکو-چان،

‫اینو میزاریش به عهده‌ی من؟

‫معلومه!

‫ببینم چیکار میکنی.

‫من ناتاری کاوارو رو با بازیگری شکست میدم!

‫خیلی خب، حالا هر دوم تیم ‫لطفا با ظرف "اِی" شروع کنین!

‫شروع میکنیم.

‫وقت مزه کردنه!

‫ناتاری-سان موقع خوردن ‫کاملاً طبیعی بنظر میرسن.

‫با اون تندی، شک دارم بتونن ‫واکنشی از خودشون نشون ندن.

‫خب، یوممی-چان چطور؟

‫یوممیته-سان؟

‫آه، خدایا!

‫یعنی یوممی-چان الان ماکارون مرگ رو خورد؟

‫یوممی!

‫غیر ممکنه...

‫چرا...

‫آروم باشین.

‫میتونه همش نقش بازی کردن باشه.

‫اینطور نیست!

‫اون حتماً...

‫خب ادامه میدیم.

‫بریم سراغ ظرف "بی"!

‫بالاخره نوبت ظرف "سی"ـه!

‫بفرمایید!

‫من که میگم، همین که تونستن ‫همش رو بخورن، خیلی کار کردن.

‫خب، وقت حدس زدنه!

‫با کاوارو-چان شروع میکنیم.

‫خب.

‫تلاش خوبی کردی.

‫حس چشایی یه واکنش غیر ارادیه، نه ارادی.

‫و تظاهر کردن همچین واکنشی ‫کار خیلی ساده‌ای نیست.

‫صورتی که موقع خوردن ظرف "اِی" نشون دادی، ‫یه واکنش غیر ارادی بود.

‫پس واقعاً دستش رو شد.

‫که یعنی...

‫جوابت...

‫ظرف "بی".

‫ماکارون مرگ اون بود.

‫صحیحه!

‫جواب ظرف "بی" بود!

‫چطور؟

‫واقعاً خوشحالم که اینقدر ‫بهم اطمینان کردی.

‫اینکه من هیچ وقت از یک ‫عکس العمل چشم پوشی نمیکنم.

‫و تو تشخیصش از تظاهر کردن هم اشتباه نمیکنم.

‫تو فکرت همچین چیزی بود، نه؟

‫برا همینم،

‫انگشتت رو شکوندی، ‫تا اون حالت صورت رو نشونم بدی.

‫غ-غیر ممکنه...

‫یوممی-چان...

‫با اینکه نمیتونم خودزنی کردن رو تأیید کنم،

‫فکر میکنم عزمت قابل تحسین بود.

‫اما بازیگری بعدش چنگی به دل نمیزد.

‫اگه به سطحی رسیده باشی که بدونی ‫به چی باید نگاه کنی و به چی نه، کاملاً واضح بود.

‫این چیزیه که باید روش کار کنی.

‫خب، نوبت توئه.

‫جابامی یومکو،

‫حدست چیه؟

‫خب پس،

‫ماکارون مرگ تو ظرف "بی" بود.

‫صحیحه!

‫که یعنی بخند و تحملش کن: ماکارون مرگ،

‫مساوی میشه!

‫دلیل حدست رو بهم میگی؟

‫تعداد دفعات جویدنتون رو شمردم.

‫ظرف "ای"، 25 بار.

‫"بی"، 19 بار.

‫و "سی" 20 بار.

‫"ای" بیشترین تعداد رو داشت.

‫مطمئنم بودم حالت صورت یوممیته-سان ‫تأثیری روتون نمیزاره

‫که بخاطرش قورت دادن رو ‫به تأخیر بندازین.

‫که یعنی "ای" رو از قصد ‫بیشتر جویدین.

‫پس با خودم فکر کردم احتمال ‫ماکارون مرگ بودن "بی" و "سی" بیشتره.

‫هوم!

‫اگه از قصد میخواستم ‫همچین فکری بکنی چی؟

‫مهم‌تر از اون، بر چه اساسی ‫"سی" رو از معادله حذف کردی؟

‫معلومه، بدون هیچ دلیلی!

‫اما...

‫فکر نمیکنین اینجوری ‫بیشتر کیف میده؟

‫توجهمو جلب کردی،

‫جابامی یومکو.

‫آه، جدی؟

‫پس دیگه یه گوشه واینمیستین و نگاه کنین.

‫مطمئنم.

‫یوممیته-سان!

‫از اینکه حاضر شدین تا حدی پیش برین ‫که انگشت خودتون رو بشکنین، شوکه شدم.

‫عزمتون شگفت انگیز بود.

‫حتماً از پیروزی مطمئنم بودین که ‫حاضر بودین براش گوشت و خونتون رو فدا کنین!

‫اما با اینحال، بازم شکست خوردین!

‫قدم بعدی چیه؟

‫سری بعد از چه استراتژی‌ای ‫برای برنده شدن استفاده میکنین؟

‫سری بعد...

‫قدم بعدیم...

‫ندارم.

‫چی؟

‫اون با استعدادتره، با تجربه‌تره، آماده‌تره.

‫از اول همه‌ی اینا رو میدونستم.

‫اما هنوزم فکر کردم، میتونم ببرم.

‫ولی الان یه تصویر از ناامیدی و شادیِ ‫فهمیدن اینکه هیچ وقت نمیتونم شکستش بدم،

‫تو ذهنم نقش گرفته.

‫من دیگه نمیتونم نقش بازی کنم.

‫هر نقشه‌ای هم بکشم، ‫تو دامش نمیفته و فایده‌ای نداره

‫برد قطعیم، شده باخت قطعی.

‫اما عجیبه. با اینکه باختم، ‫احساس تازگی میکنم.

‫زنی که تحسینش میکردم، ‫از چیزی که فکر میکردم شگف انگیز‌تره.

‫قله‌ای که رویاش رو میدیدم ‫بلندتر از چیزیه که خیال میکردم.

‫رویام خیلی روشن‌تر از قبل شده!

‫برا دور آخر، میخوام از ناتاری-سان یاد بگیرم.

‫میخوام با هر چی تو توانم هست، به جنگشون برم.

‫میخوام از تمام وجودم مایه بزارم، ‫تا اینکه یه روز بتونم به سطح ایشون برسم!

‫وایستا، وایستا، وایستا، وایستا!

‫لطفاً چیزایی نگین که من متوجه نمیشم، یوممیته-سان.

‫من برا این پا به پاتون اومدم، ‫چون گفتین، هر کاری برا برنده شدن میکنین.

‫اما این حرفا دیگه چیه؟

‫نمیتونی ببری، پس میخوای بیشتر یاد بگیری؟

‫چرا فقط باید تو باشی که ‫حس خوبی پیدا میکنه؟

‫فقط داری بهونه میاری، نه؟

‫من از افرادی که چون نمیتونن ببرن، ‫هدفشون رو تغییر میدن، متنفرم.

‫خب بالاخره وقتشه!

‫بازی دور سوم امروز، توسط کمیته‌ی ‫مدیریت انتخابات طراحی شده.

‫دیلر، رئیس کمیته، یوموتسومی رونا خواهند بود.

‫خب، آخرین بازیمون هست...

‫سواسانت توا: واژه‌ی فرانسوی به معنی 63.

‫سواسانت توا!

‫که هر سه نفر درش شرکت میکنین!

‫و هر تیمی این دور رو ببره، ‫امتیاز دو برابر میگیره!

‫پس دو دور اول برا چی بود؟

‫خب، قوانین رو توضیح میدم.

More Farsi Persian subtitles for Kakegurui XX

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left