The Draughtsman's Contract

The Draughtsman's Contract

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Draughtsman's Contract 1982 720p BluRay Persian Subtitle
A Commentary by hamlethamletian
ترجمه این شاهکار "پیتر گرین وِی" تقدیم به دوست عزیزم "حجت" نازنین به خاطر تمام زحماتی که برای تهیه زیرنویس های نایاب انگلیسی میکشند و همچنین تمامی علاقمندان سینما

Tags

BluRay
720p
720
Published on: 2017-12-25
Downloads: 36
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

"... سرانجام ، شهبانويِ"

"... تابناکِ شب"

"... با نوازشِ دستانِ سياه خويش"

"... مي کُشد"

".مي کُشد روز را"

آقايِ «شاندوس» مَردي بود که وقتش را ... بيش از آنکه

،با همسرِ خويش بگذراند .با باغبانش سپري مينمود

آن دو، در بابِ درختانِ آلو ... بحث مينمودند

بحثي به منتها درجه .کسالت بار

وي با خانواده و اجاره دارانِ خويش چنان کاري کرد ... که فرا رسيدنِ ماه سپتامبر، موجبِ وحشتِ ايشان ميگشت

چرا که با آلوها، به ايشان چنان سورِ بزرگي ميداد ... که دل و روده هايشان همچون تُندر به صدا مي افتاد

و نشيمن-گاهشان از فرطِ .نشستنِ بسيار، به درد مي آمد

... وي در «فوُوآنت» کليسايي بَر پا کرد

که نيمکت هايش از چوبِ درختِ آلو .ساخته شده بوند

لذا آن اجاره داران، هنوز هم برايِ ... به ياد داشتنِ «شاندوس» دليلي موجه دارند

هم به واسطه ... نشيمن-گاهشان

و هم به علتِ !تراشه هايِ چوب

"... سرانجام ، شهبانويِ"

"... تابناکِ شب"

"... با نوازشِ دستانِ سياه خويش"

"... مي کُشد"

".مي کُشد روز را"

چند سال پيش، دو نجيب زاده هلندي ... از اينجا به «آمستردام» بازگشتند

«و در وطن، چنين تعريف کردند که در «آلهيوينگ هِي .خود را درست همچون خانه خويش احساس ميکردند

گفتند که در آنجا ... آبِ فراواني بود

،درياچه هايِ مصنوعي ... کانال هايِ بسيار

.چاه ها و آبگيرهايِ بسيار

گفتند که در آنجا حتي .آسيابِ بادي هم بوده است

ليکن چيزي که نميدانستند ... به گمانم اين بود که

پدرِ من، زمينش را بدين خاطر ... به شکلِ الگو و قالبي از

... آب انبارها درآورده بود

چرا که از آتش سوزي .سخت وحشت داشت

حتي در زيرِ پلکانِ ... جلويِ ساختمان

دويست سطلِ آب ... تعبيه گرديده بود

،که همه آنها برايِ روزِ مبادا .از آب پُر گشته بودند

من بدين جهت از اين موضوع خبر داشتم ... چرا که هر گاه حوصله مان سَر ميرفت

هميشه همراه با برادرم شتابان به آنجا رفته .و با آن سطل ها به بازي مشغول ميگشتيم

آن سطل ها، پيش از فوتِ مادرم .از آب پُر گشته بودند

حتي همينک نيز انتظار دارم ... همچنان همانجا باشند

.محتويِ همان آبِ سي ساله ... و اگر اينچنين، تعجبي نخواهم نمود

که آن آب، هنوز نيز با مايعي که البته من .به آن افزوده بودم، مخلوط باشد

من همواره عادت داشتم !که همچون اسب ادرار کُنم

!و هنوز هم اينچنين هستم

"... برايِ آنان که گردش ميکُنند"

"... که گردش ميکُنند"

"... با گام هايي پُر اميد"

"... در باغ"

"... در باغ"

".در جستجويِ عشق"

در شهرِ «ساوتهمپتون» خانه اي وجود دارد ... که من همواره آن را تحسين کرده ام

،چرا که اگر از پهلو به آن بنگريد .بسيار تخت مينمايد

«اين خانه، از سنگِ سفيدِ «پورتلند ... ساخته شده است

،و در روزهايِ ابري ... چنان مينمايد که گويي

.به آسمان متکي گشته است

.بويژه غروب هنگام

صاحبش دوشيزه ايست .آنتِريم» نام»

.او بانويي ست بدونِ شوهر

،اين دوشيزه «آنتِريم» نيز ... اگر از پهلو نگريسته شود

.بانويي ناچيز و بي مقدار مينمايد

شايد به همين علت است که ... برخلافِ خانه اش

.خانمي ست متکي به خود

،تخت بودنِ اين يک و ناچيزي آن يکي ... «آقايِ «نِويل

ميتوانست شما را که ... هم نقاش هستيد و هم طراح

.بَسي مستفيض نمايد

.بويژه غروب هنگام

.و از پهلو

"... برايِ آنان که گردش ميکُنند"

"... که گردش ميکُنند"

،«چنين نقل ميکُنند که «دوک دو کورسِي ... اُستادِ لوله کِشِ خود را

بر فرازِ آبشاري که آن لوله کِش، استادانه و ... با مهارتِ بسيار، برايِ وي ساخته بود، دعوت نمود

و از او پرسيد آيا ميتواند نظيرِ چنين عجايبي برايِ ديگران نيز بسازد؟

آن مَرد، پَس از به جاي آوردنِ مراتبِ ... سپاسگذاري و مجيزگويي هايِ گوناگون

نهايتاً تصديق نمود که اگر از وي حمايتِ کافي بشود .احتمالاً به چنين کاري قادر خواهد بود

دوک دو کورسِي» نيز، او را از پُشت» ... به آرامي هُل داد

و آن مَردِ نگونبخت، از آن ارتفاع، به سويِ .مرگِ بيمزه و خنکِ خويش، سرنگون گرديد

اميدِ ايشان بَر آن است که" ".کامياب گردند

و اطمينان دارند که" ".موفق خواهند گشت

... «خُب، آقايِ «نويه س

!شايعاتِ رکيک برايم چه داريد؟

خانم، من اينجا هستم تا نقشِ خويش به عنوانِ ... بذله گويِ محفل را ايفا نمايم، لذا اطمينان دارم

!که ميتوانم چيزکي برايتان بيابم

همين حُسنِ شماست که موجبِ دعوتتان .به حضور در اينجا گشته است

،همان خصيصه اي که اين جماعت ... از آن بهره اي ندارند

آنان از اعتبارِ حضور در اينجا برايِ کلاهبرداري از هم .و خالي نمودنِ جيبِ يکديگر استفاده ميکُنند

خانم، شما خود نيز عضوي از .اين جماعت هستيد

سلوکِ شايسته اي که در مصاحبتِ ... آقايِ «سيمور» از خود نشان داده بودم

.موجبِ دعوتِ من گرديده است

،اکيداً ميگويم که من ... نه عضوي از اين جماعت

بلکه بخشي از دارايي هاي آن .محسوب ميگردم

پس از آنجايي که اين جماعت برايِ بحث نمودن و لذت بُردن ... از دارايي هايِ خود در اينجا انجمن کرده اند

احتمالاً شما موردِ توجه و التفاتِ بسيار .قرار خواهيد گرفت

من خود نيز در صورتِ تشريف فرماييِ شما ... در دو باغچه گلکاري شده ام

،و گردش در ميانِ درختانِ نارنجم .شما را موردِ توجه و التفاتِ فراوان قرار خواهم داد

شما که در اين تعارفاتِ خود گزافه گويي نميکُنيد، آقايِ «نويه س»؟

من آنقدرها هم آدمِ توانگر و ثروتمندي نيستم که بتوانم ... چيزي بيش از اين به شما ارائه دهم

ليکن قصد دارم به زودي .در جرگه توانگران درآيم

يعني در جرگه 13 نفر ... ميهمانِ جشنِ فعلي

که هر کدام تکه اي از خاکِ انگلستان را .به تساوي، بينِ خويش تقسيم نموده اند

عجالتاً قدم زدن در دو باغچه گلکاري شده و گردش ... در ميانِ درختانِ نارنج، شروعِ رابطه من خواهد بود

با بانويي که لباس و آرايشي .به سبکِ ايتاليائيان دارد

خانم، مطمئن هستم که شما ارزشِ .درختانِ نارنجم را تصديق خواهيد فرمود

.آنها شميمي بَس خوش دارند

.و بسيار مقوي هستند

"... گويي حتي مجسمه ها نيز خود"

".نفس ميکِشند"

«آيا گمان ميکُني پدرت قبول کُند از آقايِ «نِويل برايِ نقاشي کِشيدن از خانه درخواست نمايد؟

چرا خودتان از او دعوت نميکُنيد تا بدين ترتيب شانسِ رابطه آقايِ «نِويل» و خودتان را نيز بهبود بخشيد؟

اين حيله و تدبير برايم تخيلي تر .از آن است که عملي گردد

پدرت چنين جسارتي را .دور از شخصيتِ من خواهد يافت

پَس ميتوانيد پدر را ... غافلگير سازيد

و احتمالاً آقايِ «نِويل» را .نيز به همچنين

و اگر از اين کار ... وحشت داريد، مادر

،ميتوانيم سرزنشِ اين کار را .متوجه آقايِ «نِويل» سازيم

من در طراحي هايم، حزن و يا ... شادمانيِ يک مَردِ توانگر را

با قرار دادنِ خانه اش در سايه .و يا در آفتاب، نشان ميدهم

... حتي محتملاً

ميتوانم کنترلي چند نيز ... بَر رويِ حسادت

و يا خرسنديِ يک شوهر ... داشته باشم

بدين گونه که ... همسرش را، آقا

ملبس يا عريان .ترسيم نمايم

خانمِ «کلِمنت» از من پرسيد ... آيا همسري دارم

که به گمانم اين سوالش .طنيني نامربوط و گستاخانه دارد

اويي که خبر دارد من باغي دارم، پَس چگونه است که نميداند همسري دارم؟

شايد به اين خاطر است که شما هميشه لافِ اين يک را .ميزنيد ولي از آن يکي کلامي نميگوييد

ليکن من شک دارم که بتوان چنين حسِ فروتني ... از سويِ چنان بانويي همچون خانمِ «کلِمنت» را

.حملِ بَر گستاخي نمود

برعکسِ مادرت که به شکلي بي سابقه .از حسِ فروتني دوري ميجويد

آخر چرا بيرون نمي آيد و بيشتر گرم نميگيرد؟ چرا اينگونه ترشروي در سايه مينشيند؟

... او ترشرويي نميکُند، پدر

حتي اگر هم اينچنين ميکُند، شما نيک ميدانيد .که علتش بي تفاوتيِ شما است

.خانه، باغ، اسب، همسر .رتبه بنديِ ترجيحيِ شما اينچنين است

!مهمل است

من نگران هستم ... «آقايِ «نِويل

در رابطه با نقاشي هايِ احتماليِ شما .از ملکِ همسرم

نگرانيِ تان از چيست، خانم؟

شوهرِ من مَردي مغرور است که در هر لحظه از ... ساعاتِ بيداريِ زندگيِ روزمره خود

به سرگرم شدن با تک تکِ آجرها و .تک تکِ درختانِ املاکش دلخوش ميباشد

و ترديد ندارم که در هنگامِ ... خواب و رويا نيز به همچنين است

گرچه با روياهايش .آشناييِ چنداني ندارم

خانم، نظر به چنين ... رابطه شگرفي که

... شوهرِ شما با املاکِ خويش دارد

،محققاً وي، اين املاک را عملاً و بصورتِ واقعي در اختيار دارد .بطوري که ديگر نيازي به نسخه بَرداري از آنها احساس نميکُند

من مَردانِ جوانِ خودآرا را .چندان خوش ندارم

،چرا که کفه يِ کبر و غرورِ ايشان .بر مهارت هايشان سنگيني ميکُند

آقايِ «نِويل» به اندازه کافي .صاحبِ مهارت هايِ بيشمار ميباشد

مهارت هايش آنقدر کافي است که هر کجا نتواند تاثيري مثبت .از خود بَر جاي بگذارد، مخاطبش را افسون ميسازد

او قادر است همسرانِ مَردانِ توانگر را .افسون ساخته و تحتِ تأثيرِ خويش قرار دهد

،اين موردي چندان غيرِ معمول و نادر نيست .«آقايِ «سيمور

فردا همراه من به شهرِ .ساوتهمپتون» بياييد»

تا نشانتان دهم که چگونه ميتوان بانوان را با نماياندنِ .طرحي نيکو از خود، تحتِ تاثير قرار داد

... «ملکِ پدرِ من، آقايِ «نِويل

پيش آمدگيش اندکي بيش از آن است .که تو سَري خورده ننمايد

ليکن از آنجا که تو سَري خوردگيِ ساختمان ... با آثارِ شما در تضاد قرار ندارد

شايد بتوانم برايِ نقاشي نمودن از خانه پدرم شما را متقاعد سازم؟

آه، همان پيشنهاد، منتها اين بار !از جانبي ديگر

،طبيعتاً اين کوششِ توافق آميزِ شما ... مرا وسوسه ميسازد

ليکن خانم، من به واقعيات .همانطور که هستند مينگرم

اجازه دهيد جسورانه .خدمتِ تان عرض کُنم

... فکر نميکُنم که شما يا مادرِتان

استطاعتِ جبرانِ خدماتِ مرا .داشته باشيد

چرا شما از حمايتِ ما بهره مند نگرديد؟

«فردا بياييد و در باغِ آقايِ «هربرت .گردشي کُنيد

... خانم

نميتوانم بگويم که از اين پيشنهادِ شما ... محظوظ نگشته ام

،ليکن عليرغمِ پافشاريِ تان ... از اين هراسانم

که کارم تا فصلِ برداشتِ سيبِ امسال ... و حتي پَس از آن به درازا بکِشد

و مجبور گردم تا فصلِ ... برداشتِ سيبِ سالِ آينده نيز

«همچنان در خدمتِ لُرد «چاربورو ... باقي بمانم

يعني زماني که حتي شرابِ سيب هايِ امسال نيز !تماماً نوشيده شده باشد

،مادرِ شما، خانم ... بي نهايت مشتاق است

تا اين خانه را نقاشي شده .بَر رويِ کاغذ ببيند

يا شايد هم اين شما هستيد ... که مشتاق ميباشيد

و مادرِ تان، صرفاً خواستِ شما را نمايندگي ميکُند؟

تصديق مينمايم، آقايِ «نِويل»، که من از بابتِ ... مادرم است که از شما چنين استدعايي دارم

ليکن ايشان نيز به خاطرِ خودش نيست که خواهانِ .چنين کاريست، بلکه به خاطرِ شوهرش است

پَس اين درخواست، مسيري طولاني .و متغير را طي نموده است

.اين موجبِ افتخارِ من است

،اما آيا بهتر نميبود که آقايِ «هربرت»، خود مأموريتِ درخواست نمودن از مرا بَر عهده ميگرفتند؟

... «هدف از اين کار، آقايِ «نِويل

.اجتناب نمودن از يک چيز است

،«شما آقايِ «نِويل

بايد وسيله آشتي و مصالحه اي .اميد بخش گرديد

... «آقايِ «نِويل

چگونه ميتوانم شما را ترغيب سازم تا در «کومپتون آنستِي» در کنارِ ما بمانيد؟

.نميتوانيد خانم

،اما ميتوان شما را خريداري نمود .«آقايِ «نِويل

بهايش چقدر ميشود؟

بيشتر از آنکه شما استطاعتش را .داشته باشيد، خانم

ليکن بايد اعتراف نمايم که اولين دليلِ من .در رَدِ اين خواسته، تنبلي و کاهلي ميباشد

... من بهايم را متناسب با انتظارم

از لذت و انبساطِ خاطري که .بدست مي آورم، افزايش ميدهم

و در اينجا چندان دورنمايي از .لذت بُردن و انبساطِ خاطر نميبينم، خانم

.خانم

من صبحگاه، اينجا را به سويِ .ساوتهمپتون» ترک ميکُنم»

اينک برايِ اجازه مرخصي گرفتن .نزدِ شما آمده ام

.دستورِ چيدنِ يونجه ها را مدهيد

ملک را ترک مگوييد و .شرابِ قرمزِ مرا منوشيد

و تا زماني که خودم آماده بازگشت نشده باشم، که احتمالاً .دستِ کم مدتِ 14 روز خواهد بود، انتظارِ رجعتِ مرا نداشته باشيد

.شب خوش، خانم

"... دختر ميخندد"

More Farsi Persian subtitles for The Draughtsman's Contract

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left