The first 163 lines.
DA کی فکرش رو میکرد و ضد مهارت از یه ریشه باشن؟
ممکنه ریشه های ما یکی باشه !ولی مال اونا گندیده
اینا، پاکسازهای ناکیموتو هستن؟
کجا داری میری بابانوئل تابستونی؟
این همون کیسۀ بزرگیه که گفتن یه دختر توشه؟
...چه کنم از دست اینا
.ولی خب، واسه توانبخشی بدک نیست
"A Certain Scientific Accelerator"
#قسمت 06 (لاشخورها (گروه پاکسازی اجساد
فقط با 4 نفر ...تونستن اون تانک زرهی رو
توی پایگاه اطلاعاتی اسپرها !چیزی درمورد این 4 نفر وجود نداره
چرا حرکتی نمیکنن؟
از سازمان های تاریک شهر هستن؟
!این یه امتیاز ویژه داره
اگه بتونم دختری که ...توی کیسه است رو بدست بیارم
.میتونم خسارت های ناخواسته رو جبران کنم
...ببینم چه میکنید
!خیلی خب، دارم میام
...بذار ببینم امروز
!در چه وضعی ام
!خوب حسی داشت
!هوی، نارو
!خطرناک بود !یه کم بیشتر احتیاط کن
!اوه! شرمنده! شرمنده !یه مقدار جوگیر شده بودم
هر وقت فکر میکنم که میتونم .دوباره یه سنسه بکشم، اینجور میشم
خیلی خب، چطوری باید بکشمشون؟
دستاشون رو از شونه هاشون جدا کنم؟
.من که اسباب بازی تو نیستم
یا بهتره سرشون رو بگیرم و بپیچونم تا کنده بشه؟
!مگه نگفتم که اسباب بازی تو نیستم
!هی! هی
کدومشون بهتره؟
چرا اینقدر از مربی ها کینه داری؟
مربی؟ آها منظورت سنسه است؟
.آره
آخه... مگه شما ریشۀ همۀ بدی ها نیستید؟
.آره، همه این رو میدونن
.این شهر مثل یه مدرسۀ خیلی بزرگه
پس اگه مدرسه درست اداره نشه !معلومه که تقصیر معلم هاست
...پس اگه تک تک معلم هایی که
.به مسئولیتشون عمل نمیکنن رو نفله کنیم
...بالاخره یه روزی به ناظم یا مدیر مدرسه
.یا درکل، منبع تمام شرارت ها میرسیم
،بعد اگه اون رو له و لورده کنیم !اینجا یه مقداری بهتر میشه
تو موافق نیستی؟
درست گفتم، مگه نه؟
.آره، آره
!اشتباهه
،وجود دارن DA درسته که افرادی مثل ...ولی ما ضد مهارت ها
...برای محافظت از دانش آموزهای شهر آکادمی
جونمون رو کف دستمون گرفتیم !و با تمام وجود مایه گذاشتیم
همچین معلمی هم داریم؟
!معلومه که نداریم
!مشخص بود
!ای آشغال های عوضی
بچه ها باید خفه خون بگیرن .و حرف بزرگترها رو گوش کنن
!بمیرید، بچه های لعنتی
ـه، ها؟ DA از ته مونده های
پس از اون معلم های عوضی ـه؟
،بدون هیچ سؤالی به سمت دانش آموزش شلیک کرد !این دیگه آخر فاجعه است
.آره، ثابت کرد هیچ معلم خوبی وجود نداره
...لعنتی... لعنتی
.یاکو، لطفاً تمومش کن
.خیلی خب، باشه
!مراقب باش
این دیگه چیه؟
!منفی 269 درجۀ سانتیگراد
!خنک کنندۀ مخصوص ماست
...من... هنوزم ...میتونم عدالت رو
!کنترل وزن مخصوص اینجا خیلی مهمه
...عدالت رو توی این شهر
!بای بای
چرا؟
.ببخشید منتظرتون گذاشتم
!بعدی تویی، سنسه
!فرار کنید! اون دخترم با خودتون ببرید
!روتون حساب میکنم
معلومه که همچین چیزی !در مقابلم، تأثیری نداره
!کاتو، نذار اون رو بکشن
.اطاعت
!بای بای، سنسه
،این چندمین باره که داری دخالت میکنی اصلاً تو کی هستی؟
از دانش آموزای خوبه که به معلم ها کمک میکنه؟
.به نظر میاد یه اسپر معمولی نیست
اگه یه دانش آموز خوبی !باید نوبتـت رو رعایت کنی
!نارو، بیا این دانش آموز خوب رو بکش
!اول سنسه رو باید بکشیم
!خفه خون بگیر !اون رو که خودم میشکم
!اول دانش آموز خوب رو بکشید
.اینجوری سنسه هم در اوج ناامیدیش می میره
!به روی چشم
!کاتو
.خالق، متوجه شدم
.قدرت مبارزۀ حریف رو محاسبه میکنم
!برای نابود کردنش، قدرت عضلاتم رو باید بالا ببرم
!%تخمین پارگی بافت تا حد 10
.در این صورت، مبارزه به مدت 10 دقیقه امکان پذیره
!شروع میکنم
!اینقدر اینور و اونور نپر
اثر هنری منو خراب میکنی؟
...این عروسک خیـــلی خوشکل من
میتونه خودش رو به حالت !دفاعی و تهاجمی تغییر بده
طلسم های کاغذی؟ !نه، فرق داره
...کاغذی که با قدرت ذهنیش بهش شکل میده
.از تنگستن سخت تر و از پارچه منعطف تره
و وقتی با سبک مدلسازی ...و حس جنگندگی اون ترکیب بشن
!توی مبارزه دیگه رو دست نداره
!تو رو به سیخ میکشم
!کاتو
!بگیر که اومد
!مرد
!کاتو
.خالق، مشکلی نیست
...کاتو
،فایده نداره .همینطور پیش بره کاتو شکست میخوره
راهی نیست بتونم با جادو تقویتش کنم؟
...با این وضعی که بدنش داره
!آسیب وارده به بدن سطح 4 !کاهش زمان در توانایی مبارزه
!این دانش آموز خوب، چه پرتلاشه
باید کاتو رو نجات بدم !فکر کن
راهی... راهی وجود نداره؟
!خیلی خب، بگیر که اومد
...با این شاید بتونم
!دیگه تمومه !مهر بزرگ
!لهش کرد
.این بار دیگه مرد
نارو؟
!پام سِر شد
این دیگه چیه؟
!زرۀ مرده است
اون مثل نارو یه اسپر با قدرت ذهنیه که میتونه خاک رو تغییر بده؟
!لعنتی ...فکر کردی با همچین چیزی
میتونی جلوی حملۀ مخصوص عروسکم رو بگیری؟
!مشت کشنده
!بازم سِر شد
!بی فایده است ...نمیدونم شما کی هستید
!ولی منم دیگه داره صبرم تموم میشه
!از اینجا برید
!عمراً
...ای بابا
!نارو، نابودش کن .فقط یه مشت خاکه
.آدما توی سخت ترین چیزا هم سوراخ ایجاد کردن
!اوه! گرفتم چی گفتی
...کاردستی جدیدم
!نسخۀ مته
!هوی، فرار نکن
!بگیر! بگیر
!فرار نکن
...این دفعه
...سرم گیج رفت
به نظر میاد کنترل کردن .همچین چیز پیچیده ای براش سخته
با یه ضربه میتونه بکشش .ولی به خاطر بزرگیش، راه فرار زیاد داره
!پس باید براش طعمه بذاریم
!نارو، به دختر مو طلایی حمله کن
ها؟
!یالا
!اصلاً خوب نیست، الان نمیتونم حرکتی کنم
!آماده باش
!کاتو؟
طعمه رو گرفت؟
!اوه! بالاخره بهش خورد ...خیلی خب، پس حالا
!سرعتش رو بالا می بریم
!کاتو بس کن
No comments yet. Be the first to leave one.