The first 200 lines.
خواهر آنجلیک؟
آقای کان؟
اگه دیر بیای، به دوستم قول دادم که میتونه بچه رو بکشه
من هم افکار آنی به سرم میزنه
دخترهی خیرهسر
نگاش کن
اون بچهی فیلیپ نیست
!بچهی توئه
...متأسفم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
صبرکن
قهوه درست میکنم
« موسیو اِسپِید »
«ترجمه از «امیرعلی ::. illusion .::
ژانپیر از قبرستون متنفر بود
از سنگقبرها و مرمرشون متنفر بود
میگفت به خاطرشون یه باغِ قشنگ رو خراب کردن
...همیشه میگفت میخواد سوزانده بشه
و روی غذای ادگار پخش بشه
از قبرستون که بهتره
...خب
این پسربچه
واسه اون فیلیپ به شوهرم شلیک کرده؟
نمیدونم
ولی پسره رو آوردی اینجا؟
اینجا پیداش کردم
ولی بازم بهم نگفتی
به ژانپیر گفتم
ولی بعد از یک روز
دیگه نمیدونستم چیکار کنم
میتونستی بیاریش پیش من
اونوقت تو باهاش چیکار میکردی؟
.نمیدونم شاید با یه نفر از مسجدتون حرف میزدم
منم همین کار رو کردم - نتیجهاش؟ -
،امام جماعت اومد نگاش کرد
،ولی گفت تحت نظره
...واسه همین کاری ازش برنمیومد
تا وقتی با افرادش در الجزایر ارتباط بگیره
پس چرا صبر نکردی؟
ما هم تحت نظر بودیم - توسط کی؟ -
نمیدونم
ولی همیشه یه نفر بیرون خونه بود
پس واسه کمک رفتم پیش ژانپیر
چرا ژانپیر؟
یه بار جونم رو نجات داده
پس گفتی میتونه جون پسره رو نجات بده؟
...گفت یه آشنایی داره
که خودش دنبال پسره میگرده
که ببرتش خونه؟
اون موقع همین فکر رو میکردم، بله
یعنی چی، حالا این فکر رو نمیکنی؟
فیلیپ یه چیزی به ژانپیر گفت
یه چیز عجیب
...گفت
حالا بیحساب شدیم
فیلیپ از جنگ درش آورده
باشه. میتونی بری خونه
ولی اونجا بمون
بعداً میام با خانوادهات صحبت کنم
خیلی متأسفم - بس کن -
الان نمیتونم کلمهی «متأسفم» رو بشنوم
باید بری
در واقع، همهتون باید برید
بذارید در آرامش اینجا بشینم و فریاد بزنم
یه نخ میدی؟
میزنم به حسابت
خوبی؟
از این بهتر نبودم
،مارگاریت عزیزترینم
اگه داری این رو میخونی، یعنی من مُردم
،یا به دست تو یا یکی دیگه
...چارهای جز ناپدید شدن ندارم
...برای محافظت و آزادیت
بذارش کنار
.همینجوریش حالم بده دیگه بدترش نکن
راننده موتورسیکلت کیه؟
کدوم موتورسیکلت؟
اون موتورسیکلت و رانندهای که اومد اینجا
کی؟
فکر کردی باهات شوخی دارم کسکش؟
یه احمق دیگه با تفنگ
صبح بخیر هنری
...چطوره تفنگ رو کنار بذاری
تا توی خیابون به پشتسریم شلیک نکردی؟
،متأسفم آقای اسپید نمیدونستم شمایی
فکر کردی دزدم و اومدم این تایرهای کهنه رو بدزدم؟
توی شب سخته که با کلاهایمنی محیط رو ببینی
خدای من
فکر نمیکردم دروغگویی بدتر از ترسا باشه
!بیاید اینجا
،یکی به من و ترسا حمله کرده
...همونی که از وقتی فیلیپ پیداش شده
سوار بر یک نورتون کُماندر تعقیبم میکرده
...گوش کن - آبروی خودت رو نبر -
میدونستم آناتول داره ...یه کار احمقانه میکنه
وقتی تازه اومدم اینجا و موتورسیکلت رو دیدم
خیلی چیزها رو درباره من نمیدونی، آقای اسپید
آره، حسابی آدم مرموزی هستی
خب چی؟ داری از ترسا استفاده میکنی تا به فیلیپ برسی؟
میخواستم بهت هشدار بدم
میدونم چقدر به آرامشت اهمیت میدی
خب، من به ترسا اهمیت میدم
اینقدر بهش اهمیت میدی که بهش شلیک کردی؟
،من به ترسا شلیک نکردم ،به پنجره شلیک کردم
که میدونستم تعمیر میشه
،قبلش دربارهاش حرف زدیم ...تصمیم هم این شد که
!اوه
الان دارم با اون حرف میزنم
اگه خطا میزدی؟ - هیچوقت خطا نمیزنم -
اونقدر تجربه داری، آره؟
آره
اونقدری که آدمی مثل فیلیپ رو بکشی؟
ارشدهام اینطور فکر میکنن
و همهمون میدونیم چقدر آدمشناسن
،هرچقدر که فکر میکنی تیراندازیت خوبه
،ممکن بود ترسا رو بکشی ،و باور کن
فکر نکنم میتونستی از زیرش قسر در بری
تو نمیدونی من با چه چیزهایی میتونم کنار بیام
،نه، منظورم این بود هنری
که مثل سگ میکشتمت
من اون چیزی نیستم که فکر میکنی، آقای اسپید
دقیقاً چیزی هستی که فکر میکنم
یه احمق که گولِ چرندیات ارتش سرّی آناتول رو خورده
،من توی ارتش سرّی نیستم من در سازمان اکشن فرانسهام
...خدای من، چندتا روانی کوتهفکرِ دیگه
میشه تو یه کشور جا بشن؟
ما روانی هستیم چون آرزوی یه فرانسه دیگه رو داریم؟
کشوری که عاشقش بودیم؟
در برابر چی؟ کشوری که میخواید منفجرش کنید؟
خب، میتونم ببینم ...که فرانسهی فعلی
اصلاً به پای فرانسه شکوهمندِ قبلی نمیرسه
...اونوقت تو و عاشقانِ مثل خودت
میخواید تا چقدر به عقبتر برگردید؟
ما سلطنتطلب و ضدکمونیست هستیم
اه - من عاشق کشورم هستم -
حاضرم واسه کشورم بمیرم
باید تمام مرگ و میرهاتون رو توی بازول انجام بدید؟
مگه خیلی از هموطنانتون ...در آرژانتین نیستن
که بتونید بیانیههای خشمناک ...براشون بنویسید
و لیست قتلهاتون رو باهاشون مقایسه کنید؟
ولم کنید تا در آرامش از کنیاک و پنیر بدمزهام لذت ببرم؟
تو فرانسوی نیستی
فقط یه آمریکایی هستی ،که از نتایج فداکاری فرانسویها لذت میبره
ولی اصلاً تاریخ ما رو درک نمیکنی
...نظرات عاقل اندر سفیهانه میدی
و درباره فرانسه و مردم فرانسوی ،جوکهای احمقانه تعریف میکنی
از تمام افرادی که برای کشورشون جنگیدن و کشته شدن، بیخبری
تو برای چیزی به جز خودت نمیجنگی
مثل اعلامیهای که از هواپیما ریختن حرف میزنی
،ممکنه دقت نکرده باشی
...ولی من کارم فقط جنگیدن
،برای مردم این منطقهمونه
،و تمام مردمی که اطراف لهترو زندگی میکنن
از جمله شما دوتا احمقِ نادان
و آره، زندگی خوبی دارم
یا حداقل داشتم تا وقتی شماها ریدین توش
دیگه حتی نمیتونم توی استخرم شنا کنم
چقدر افتضاح
آره، واقعاً یه تراژدی کیریه
مادربزرگت از کار جدیدت باخبره؟
فکر نمیکردم بدونه
میخوای بهش بگی؟
اگه میخوای دلش رو بشکنی، کار خودته
،و هنری
،محض رضای خدا ...اینقدر سعی نکن از ما محافظت کنی
تا همهمون رو به کشتن ندادی
اونجا چی داری؟ - هیزم -
،درخت سرخکی که دو سال پیش کاشتم
واسه پوشاندن دید همسایهها
چه بلایی سرش اومده؟
انگار صاعقه بهش زده
کِی صاعقه داشتیم؟
نمیدونم، ولی یه چیزی از وسط نصفش کرده
تو چته؟
نگاه غضبناکی داری
یه ملاقاتی داری
کیه؟
آقای کان
ک-ا-ن
آقای کان؟
آقای اسپید، از طرف دوست مشترکمون ،کارآگاه داندی
مزاحم شدم
شنیدم داندی مُرده
شایعه است، که بیشک توسط خانم داندی راه افتاده
توی جنگ آشنا شدین؟ - چی باعث شده این رو بگی؟ -
داندی در آفریقای شمالی میجنگیده
من 12 سالم بود و در سوریه زندگی میکردم
نه، من و کارآگاه در یه مسئله متفاوت آشنا شدیم
میخوای بشینی؟
ساز دوستداشتنیایه
زنم اینطور فکر میکردم
هیچوقت استعدادش رو نداشتم
ارزشش رو میفهمیدم، ولی استعدادش رو نداشتم
حداقل نه برای موسیقی
پس برای چی؟
پیدا کردن چیزهایی که نمیخوان پیدا بشن
من عربی بلد نیستم
،من یک کارآگاه خصوصیام
یه وجه اشتراک دیگه که داریم
داشتیم. کی بهت پول میده؟
No comments yet. Be the first to leave one.