ソード・オラトリア ダンジョンに出会いを求めるのは間違っているだろうか外伝
The first 147 lines.
.اجداد جنگل، برادران سربلندم
!آیز سان
...دنیای زیرین جای هیجانانگیزیه
بهحدی هیجانانگیزه که خدایان که از زندگیشون توی بهشت .خسته شده بودن، تصمیم گرفتن به این دنیا بیان
...وقتی خدایان به این دنیا اومدن به انسانها، فرزندانشون، موهبتی بخشیدن
قدرت کوچیکی بهشون بخشیدن تا اونا هم در عوض ."باهاشون یه خانواده تشکیل بدن، یه "خاندان
.فرزندانشون رفتن تا ناشناختههای بزرگ رو به چالش بکشن
.و خدایان هم در جستوجوی سرگرمی روزهاشون رو میگذروندن
...اینجا هم شهر هزارتوئه: اوراریو
.شهری بالای یه هزارتو
طبقهی 50
شاهزادهی شمشیر و اِلف
!د پا شو دیگه، لفیا
.نگا، غذات داره سرد میشه
لفیا ویردیس
هزار الف
.همه خوب و سرحال دارن کمپ رو برپا میکنن .اینقدر خودتو نگران نکن دیگه
تیونا هیریوت
تیونا هیریوت
آمازون
آمازون
آمازون
از اینا مهمتر، باید خوب غذا بخوری .وگرنه رشد نمیکنی و بزرگتر نمیشی
تیونه هیریوت
تیونه هیریوت
یورمونگاند
،به هر حال، این یکی حملهی هیولاها از حد عادی وحشیانهتر بود .هر کاری از دستت برمیاومد کردی
.پا شو غذا بخور حالا
اما خب، میدونی که غذا خوردن باعث نمیشه .بعضی جاهای بعضیها بزرگتر بشه
!چی گفتی؟
...آخه، آخه
جادوگری که از ترس هیولاها ...افسونش رو وسط کار خراب کنه
.مایه ننگ خاندان لوکیام
چی شده؟
.آیز، گوش کن
آیز ولنشتاین
شاهزادهی شمشیر
ما هی داشتیم سعی میکردیم سرحالش بیاریم اما زانوی غم بغل کرده نشسته از جاش تکون ـــ
آ-آمم، آیز سان! خیلی ازتون ممنونم که !اونجا منو نجات دادید
زخمی نشدی؟
!نه
...ببخشید
.همیشه یکی مجبور میشه ازم محافظت کنه ...فقط مایهی دردسر شمام
!آیز! خوب نیست کارِت .ببین اشک کوهایمون رو درآوردی
.عمدی نبود
.نگاش کن، داره گریه میکنه
!...آ-آ-آیز سان... دا-داشت... سرم رو ناز میکرد
.دیوانه
لفیا، جدی انگار خیلی آیز رو دوست داری، نه؟
!همینطوره
!آیز سان قوی و مهربون و خوشگله... حرف نداره
.همممم، طرفدار پیدا کردی
.من مایهی ننگ شمام
چرا یکی مثل منو که سطحم خیلی از شما پایینتره با خودتون آوردید؟
منظورت چیه؟
.رهبرمون تو رو واسه این سفر انتخاب کرده
داری میگی رهبرمون اشتباه کرده؟
!نـ-نه! اصلاً منظورم این نبود
چیزی شده؟
فین دیمنه
دلاور
چیزی هست که من ازش بیخبرم، تیونه؟
.ر-رئیس... نه، چیزی نیست
!چرا هست! خیلی هم هست
،تیونه داشت واسه لفیا قلدری میکرد بعدش باهاش بد رفتار کرد و ترسوندش و ـــ
!ساکت بشو ببینم
...ببخشید. داره از خودش حرف الکی درمیاره
.ای کاش فقط شوخیهای ممهای میکرد
!چه ربطی به ممه داره !چرا اینطوری جلو روم بالا پایینشون میکنی؟
!چرا سینههای تو تختتر از تختهن؟
گارث لندروک
الگرام
.بسه دیگه اینقدر با هم جروبحث نکنید
!...آخه
،رقابت خواهرانه بهکنار .بهزودی با خطر واقعی سفرمون روبهرو میشیم
.روت حساب میکنم، تیونه
!بله، رئیس
راستی آیز. یه لحظه میای؟
.لفیا
ریوریا لیوس آلف
9جهنم
.بیا باهام. باید صحبت کنیم
!با-باشه
...رئیس
.چقدر از پشت جذابه
.توی انتخاب اصلاً سختگیر نیستی، آبجی
هنوز بهجنگیدن توی طبقههای عمیق عادت نکردی؟
.متاسفم
،با اینکه میدونم بقیه کنارمن ،وقتی هیولاهای سطح بالا میان سمتم
.از خود بیخود میشم
.تجربهی کافی نداری، اما پتانسیل بالایی داری
و قابلیتها و مهارتهای کمیابی داری که ،همهشون هم مخصوص نابود کردنن
.الانش هم از سطح 3 بهتری
.برای همینم همراه خودمون آوردیمت
متوجهی؟
.بله
میخوای کنار آیز بجنگی دیگه؟
!بـ-بله
.همیشه... آرزوم بوده
پس دیگه چی میخوای؟
اگه بذاری ترس بهت غلبه کنه و وظیفهتو بهعنوان یه جادوگر ـــ
.عمراً
،هر چی دلت میخواد درباره پتانسیل و اینا بگو
اما من نمیخوام بهخاطر یه دختره که از .هیولاها میترسه پایین کشیده بشم
.اگه بلد نیستی بجنگی گم شو کنار
...بت سان
.بت، به اندازه کافی حرف زدی
.خفه شو، زنیکه. بیخاصیتها رو ول نکن به رویاپردازی
بت لوگا
وانارگاند
تا ابد خودت رو غرق رویاها و چرندیاتت کن .تا هیچوقت بهتر از اینی که هستی نشی
.اجازه نده روت تاثیر منفی بذاره .بلد نیست بهتر از این حرف بزنه
...اما
،همیشه باید به یکی چرند بگه .فرقی نمیکنه تو باشی یا آیز
به آیز سان هم میگه؟
،بیا بگیم که اونم دردسرهای خودشو داره ...که با مالا تو یکم فرق دارن
...دربارهی نبرد قبلی
چرا سرت رو گذاشتی پایین حمله کردی؟
.اگه اشتباه نکنم بهت دستور داده بودم خط حمله رو پشتیبانی کنی
.آیز، تو قوی هستی
.اما قرار نیست کسی تنها بجنگه
،ممکن بود بقیه رو توی خطر بندازی .تصمیماتت ممکنه روی خاندان تاثیر بذارن
.اینو باید یادت بمونه
.متاسفم
.زیاد تند نرو، فین
مطمئنم آیز فقط میخواست به گلهی فمویرها حمله کنه
.چون میخواست مسیر رو واسه ما سبکتر کنه
.به هر حال، ریوریا گفته بود که یکم وقت میبره تا افسونش آماده بشه
.آیز، اینجا هزارتوئه
.هر اتفاقی ممکنه بیفته ...امیدوارم حداقل اینو به قلبت بسپری
...حوصلهم سر رفت
رائول نورد
تازهکار کار درست
اما همینکه به جهنم اونطرف اینجا فکر میکنم .تنم به لرزه میافته
رین آرش
رین آرش
از اینجا بهبعد فقط ماجراجوهای کلاس اول مثل فین اینا .میتونن رد بشن
.بیاید ما هم به بهترین شکل پشتیبانیشون کنیم
یادداشت: نقاط امن به مکانهایی گفته میشه که بین طبقههای مختلف هزارتو هستن که هیولاها توشون نیستن و واسه استراحت و کمپزدن مناسبن میدونستی، اگه نقاط امن وجود نداشتن .رفتن به طبقههای عمیق غیرممکن میشد
...حق با توئه
...هیولاها دارن فرار میکنن
صدای رائول سان بود؟
.از راه ورودی طبقهی 51 اومد
.راه بیفت بریم، لفیا
!بـ-بله
!رائــــول
!مراقب باش
No comments yet. Be the first to leave one.