The first 200 lines.
... در قسمت گذشته ، دیدید
پسره رو توی یه روستا توی رورال .چین پیدا کردن
.نه شناسنامه ای ، نه پاسپورت ـی
.از وقتی که پیداش کردیم یه کلمه هم حرف نزده
.جیکوب؟ من مامور "جی . مارتین بلمی" هستم
.می تونی مارتی صدام کنی
آرکادیا ،میسوری؟ از اونجا میای؟
آقای " لانگستون" . شما پسرِ گمشده ای ندارید؟
برای چی می پرسی؟ - الان پیشِ منه -
.پسر من 32 سالِ پیش مرده
!بابا
عزیزم ، کیه؟
.جیکوب
همه چی رو به راهه؟ - معجزه شده -
همه چیزی که من می خوام "حقیقت" ـه - یه آزمایش دی ان ای بگیر -
.جیکوب پسرِ شماست آقای لانگستون
من مُردَم؟ - چی؟
ما هممون مردیم؟
بابا؟
:.: تقدیم به همگی پارسی زبانان جهان :.:
ترجمه و زیرنویس : حسام شیخ حسنی و کیارش عباسی ویرایش : محسن بیابانــی
هیچی نیست
.هیچی نیست
.فقط کابوس دیدی
یعنی واقعی نیستن؟
واقعا خودتی؟
خب ، می خواستی کی باشه؟
ببخشید ، اِلین
... معذرت می خوام که مزاحم شدم ، ولی
فکر کنم خیلی مهم باشه که
.با مامور بلمی هم یه صحبتی داشته باشید
.من مامور سازمان مهاجرت و گمرک هستم
... آقای "ریچاردز" ، لازمه که بدونم
می تونید چیزی درمورد اتفاقاتی که براتون افتاد برام بگید؟
خب ، احمقانه ست ولی .من هیچی یادم نمیاد
.فکر کنم فراموشی یا یه همچین چیزی گرفتم
منظورم اینه که موضوعِ مهمی ـه ، درسته؟
... آخرین چیزی که یادم میاد اینه که
.داشتم با کامیونم رانندگی می کردم که از حال رفتم
.و بعدش هم 3 روزِ پیش بیدار شدم
.تو یه جاده توی پورتلند
یعنی میگید که اصلا به خاطر ندارید که
سکته قلبی داشتید؟
.سکته؟ نه
.خب ، در واقع شما مرده بودید آقای ریچاردز
الین ، اونا چی دارن می گن؟
... خب
دوستتون دیل ... اون .پیداتون کرد
.توی جنگل ، تو کلبه شکار پیداتون کرد
!یالا مگی ، این مزخرفه
.دیل حتما یکی دیگه رو با من اشتباه گرفته
!این .. این خنده داره
منظورم اینه که ، من همینجا وایستادم - آره -
... ببخشید ، یه کم
.یه کم سر درد دارم
لازمه که همین الان این کارو انجام بدیم؟
.نه ، نه ، معلومه که نه
مگه نه ، مگی؟ - درسته -
الین ، چرا فردا پدرت رو
نمیاری بیمارستان؟
فقط برای اینکه مطمئن شیم حالش خوبه - باشه -
عالیه ، ممنون - خواهش می کنم -
امکانش هست که شما ها اشتباه کنید؟
که یکی دیگه رو دفن کرده باشن و
.داستان کِیلِب هم درست باشه
.من خودم توی مراسم تشییع جنازه ـش بودم
.من جسدش رو قبل اینکه سوزانده بشه دیدم
.و به نظر من که انگار یه روزم پیر نشده
... خیلی خب
.مثل اینکه حالا شدن 2 تا
.احیا شده ها
ولی اگه کیلب هم مثل جیکوب باشه چطور ممکنه
جیکوب یادش باشه چطور مرده ولی اون نه؟
رِی؟
چی شده؟
.اون مَرده
.اونی که اون توئه
!اون بابام نیست
احیــاء
همه چی تمیزه؟
.فکر کنم
.بیا ببینم
.خودم می تونم موهامو شونه کنم ، مامان
!خیلی خب ، بفرما
.لباسات رو بپوش
عزیزم ، فکر کنم دیگه وقتشه
.یه لباس دیگه تنت کنی
.اگرچه می دونم که این لباسِ مورد علاقه ـته
وسایلم کجان؟
می دونی چیه؟
.تو همینجا وایستا ، منم سریع بر می گردم
.موهات رو شونه کن
مامان؟
می دونی چیه؟
.میریم خرید
.تونی ، من برای رسیدگی به این پرونده باید اینجا بمونم
ازت می خوام که این موضوع رو مخفی نگه داری
،چون اگه این خبر درز پیدا کنه
هر سازمان و نهاد دولتی اعلام می کنه
.که این بچه باید مورد آزمایش قرار بگیره و قرنطینه بشه
.و بشه موش آزمایشگاهی پزشک ها
، خیلی خب ، دلخور نشی مارتی
.ولی شاید این دقیقاً همون کاریه که باید انجام بشه
.نه ، تونی . تو این یک مورد به من اعتماد کن
،جداکردن این خانواده تو این شرایط .شاید کارِ درستی نباشه
.می دونم چی فکر می کنی
،خودمم نمی دونم که چطور برات توضیحش بدم ولی
،اگه این قضیه تبدیل به یه نمایش عجایب بشه
.شاید دیگه هیچ وقت نتونیم حقیقت رو بفهمیم
می خوای چکار کنی؟
بله؟
!سلام ، دختر
.سلام بابا
!نگاش کن
،باید یه روان شناس می شدی !خوب بلدی ذهن آدما رو بخونی
.لطف کردی که به این پیرمرد یه سری زدی
... آره ، دیشب
"یه سری مهمون داشتم ، "پاول" و "فین
می دونی ؟ یه جورایی وقتی دور هم جمع می شیم
حسّ دبیرستانی .بودن بهم دست می ده
گفتم یه سری بهت بزنم ببینم .حالت چطــوره
.آره خوب ، خوبم
واسه چی بد باشم؟
.بخاطر اون اتفاقاتی که سرِ مامان افتاد
مامان چی؟ .ما که قبلا با هم حرف زدیم
،من بازم با جیکوب صحبت کردم
و اون گفت که یه مردِ دیگه ... کنارِ اون رودخونه بود و
جیکوب . مشکلِ تو همینه؟
داری به حرفای کی اعتماد می کنی؟
یه بچه که احتمالا کسی که ادعا می کنه هست ،نیست؟
.یالا ، مگی
هردومون خوب می دونیم اون روز .چه اتفاقی افتاد
بابا ، شایدم نمی دونیم - ... مگی -
نذار بقیه ذهن تو رو با داستان هاشون
.درباره مامانت و این چیزا پرکنن
،بابا ، جیکوب واقعی ـه
.و فقط هم اون نیست
"کِیلِب ریچاردز"
.اون برگشته
.می تونستی بهتر از اینا هم باشی
.قهوه ـت رو می گم
.قهوه " جویِ بی پایان" رو امتحان کن
.قهوه ارزون موردِ علاقه منه
.خیلی خب پس خوب جایی اومدی
اگه اومدی که از کیلب سوالات رو بپرسی
.باید بگم که هنوز روش آزمایش نکردم
.در واقع ، من بخاطر خودت اینجام
... خیلی خب
.بیا تو
.ببین ، من حتما باید یه سری سوالات رو بپرسم
من می خوام بدونم که اینجا .دقیقا چه اتفاقاتی داره می افته
،می تونم از یه دوست استفاده کنم
سلام
.اینا دوستای تو ان .خانواده ـت ان
تو این شهر رو خیلی خیلی .بهتر از من می شناسی
هلنا ، صبحت بخیر
و دانش پزشکی ـت هم می تونه .بی اندازه برای این پرونده و من مفید باشه
چی شده ؟ داری بهم پیشنهاد کاری می دی؟
می تونی فکر کنی که یه .کارآموزی ـه ، بدون دستمزد
چطوری می تونم قبول شم؟
در حال حاضر که نمی تونی
.خاکسترِ جسدِ کیلب رو آزمایش کنی
خب ، گرمای آتش می تونه .دی ان ای ها رو تخریب کنه
خب ، جیکوب چی؟
می خوای بری توی قبر جیکوب
که دی ان ای ـش رو با کی مقایسه کنی؟
حداقل شاید بتونه ما رو .به یه جهتی راهنمایی کنه
خب ، اگه چیزی اون تو نبود چی؟
.این یه چیزی رو نشون می ده
چی؟
که باید قبل اینکه این زامبی ها منو بخورن
.گورمو از این شهر گم کنم - خیلی خب -
پس اگه یه جسد اون تو پیدا کنی بیشتر خوشحال می شی؟
.نمی دونم
چی شده؟
.مادرِ منم توی همون قبره
ببین ، من عملاً به اجازه ای
از طرف خانواده تو برای ورود .به اون مقبره نیازی ندارم
ازت می خوام که با احترام کامل
.ازشون اجازه بگیری
ولی درکت می کنم اگه .دلت نخواد وارد اونجا بشی
نه
.اونا باید بدونن
.من هم باید اونجا باشم
،دیگه خودم می دونم که این لباسات تمیز ان
.و تا وقتی که نبینم کثیف شون کردی خوشحال نمی شم
.برو کنار ببینم
!ادی
.ادی ، بیا عزیزم
.وقتشه بریم خونه
.هی ، بچه ها ! یالا دیگه . بریم
.بیا عزیزم ، باید بریم
!بیا
.بیا دیگه ، همین الان .باید بریم
.ولی الان وسط بازی ایم
تو که هنوز فکر نمی کنی من مُردم ، ها؟
.نه ،نه
.من خیلی بیشتر از یه مرده گشنه اَم می شه
!آره
من فقط .. نمی تونم .باور کنم که تو اینجایی
No comments yet. Be the first to leave one.