The first 200 lines.
سوهیون
چقدر ازش میدونی؟
پس باید بهم میگفتی، چرا نگفتی؟
چطور میتونی هر دفعه فقط به خودت فکر کنی؟
این همون کاریه که تو هم دو سال پیش انجام دادی
چون نمیخواستی مردم بفهمن
بخاطر همین دهنمو بستم و هر کاری میتونستم انجام دادم
دیگه باید چیکار می کردم؟
باید تا آخرش تظاهر میکردی که نمی دونستی
ولی چطوری میتونستم همچین کاری بکنم؟
چون تو هنوزم دوستمی
تو و من
دو سال پیش دوستیمون تموم شد
بیا
دیگه مسیرمون به هم نیفته
سه تا تماس بی پاسخ از کو اون تک، کاپیتان تیم پخش
بک هورانگ
چت مردای جذاب
اون تک، الان با هورانگـی؟
اون تک، الان با هورانگـی؟
نه، چطور مگه؟
نه، چطور مگه؟
یه پست دیگه هم اومد
یه پست دیگه هم اومد
ببخشید، میدونم این راه درستش نیست
ولی من هنوزم نمیتونم صفحه خودمو داشته باشم
بخاطر اینکه اون بهم قلدری کرده
وقتی دیدم که چطوری توی شبکه اجتماعی معروف شده
خواستم به زندگیم پایان بدم
منم خوندمش- عکسش دیوانه وار بود-
قسمت 7
دقیقا- دیدیش؟-
خدایا، کجا می تونم پست قربانی رو ببینم؟
ایول بابا
دیدمش که وقتی توی راهنمایی بود با لی سون جو می پرید
اگه بخوای، تایید میکنم
راستی، بک هورانگ اکانتشو نبسته
واقعا بی شرمانه اس، نه؟
چی انتظار داشتی؟ باور نکردنیه- اونو دیدی؟-
معلومه که دیدمش- جعلی نیست-
خدایا، خیلی واضحه- همین الان میتونم همه چیو بگم-
هی، اون تک
چرا اومدی اینجا؟ امروز که جلسه نداشتیم
گفتی که امروز میخواستی بری تجهیزات رو چک کنی
بخاطر همین اومدی؟
میتونم تنها انجامش بدم
اگه من کمکت کنم زودتر میشه
و اینکه
باید ازت یه چیزی بپرسم
فکر کنم بهتره همین الان بپرسم
اون بک هورانگ نیست؟- خودشه-
چرا اومده؟- واقعا که-
باورنکردنیه
جونگ هی سو
کجایی؟
کجایی؟
استودیو پخش
اون تک و من باید تنهایی صحبت کنیم
فکر کردم تو باید اولین کسی باشی که ازش بپرسم
ازم میخوای چیکار کنم؟
خب، همون کاری که گفتم
سعی کردم خودم راست و ریستش کنم
ولی یکم سخته
اگه خواسته زیادیه، دوباره در موردش فکر میکنم
نه، پس همون کارو بکن
...ممنون، پس من
هورانگ- هی، دیوونه شدی؟-
اینجا چیکار میکنی؟
هورانگ- بلند شو ببینم-
فکر کنم اشتباه برداشت کردی
بهش در مورد چیزایی که تو نگرانشی نگفتم
راستشو گفتم- برداشت اشتباه کیلویی چنده؟-
پس چرا خواستی که خصوصی باهاش صحبت کنی؟
....خب، فقط
در مورد جشنواره فیلم بود
اون ازم خواست که مدت زمان ویدئو رو کوتاه تر کنم
باهام شوخی داری؟
الان ازش همچین چیزی پرسیدی؟
جونگ هی سو- آخر این هفته بهم زنگ نزدی-
برنامه هنوز تغییر نکرده
از اونجا که یه نفر کم داریم، باید
تغییراتی ایجاد کنیم و ویدئو رو دوباره ادیت کنیم
فکر کنم دیگه کار ما تمومه
میشه ما تنها صحبت کنیم؟
چی؟
باشه
پس واقعا بهت هیچی نگفت؟
اون تک- هورانگ-
باید ازت یه چیزی بپرسم الان دقیقا چه اتفاقی داره برات میفته؟
چی شده؟
طی آخر هفته زنگ نزدی
یهو از ناکجاآباد اومدی- ببخشید اون تک-
بیا بعدا صحبت کنیم
بعدا بهت زنگ میزنم
هر گونه استفاده مادی از زیرنویس و کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع است
داری چه غلطی میکنی؟
حتما خیلی ترسیدی
نسبت به دیشب، امروز کمتر طول کشید
تا سر و کلت پیدا بشه
هی، جونگ هی سو
اوه راستی، سوهیون چی شد؟
دیدم که برنگشت و ساکت بود
فکر کنم شما دو تا هنوز رابطه دوستانتونو تموم نکردین، نه؟
فکر میکنی میگردم تو رو تعقیب میکنم؟
پس خودت چی؟
فکر میکنی این همه چیزیه که ازت دارم؟
چی؟
اون روز ازم پرسیدی
چرا دارم باهات این کارو میکنم
هورانگ
تو اونی بودی
که اول بهم بی توجهی کرد
چی؟
اینو سر راهت انداختی
اوه ممنون
خوشگله، کیه؟
توی کلاس ماست
فکر کنم میخواد دوستم بشه
همش باهام صحبت میکنه
هورانگ
وقتی اونجا بودم یکی هم برای تو خریدم
کیه؟ میشناسیش؟
نه، امروز اولین باریه که می بینمش
منو میشناسی؟
چی؟
...من
همه بازنده ها فکر میکنن که با ما دوستن
هی، بیاین بریم اسنک فروشی
بیاین بریم
بریم بابا
تو و من اونقدری هم تفاوت نداشتیم
ولی تو همش تظاهر میکردی که داریم
خیلی برام خنده دار بود
چون چند تا کامنت گذاشته بودم بلاکم کردی
تو رو؟ چی میگی تو؟
...من نمیشناختمت تا وقتی که
دیگه بسه
نگو که منو نمیشناختی
نمیخوام بشنومش
هورانگ
نمیخوام کسی کنارت باشه که یادش بیاد تو کی هستی
میخوام
دقیقا حس کنی من الان چی میکشم
لطفا
از تیم پخش گم شو
میخوام از دوستاتم دور بمونی
...میخوام که- هی-
دوباره تنها بشی
وقتی رفتم پوشه های فلشمـو ببینم
یه ویدئو پیدا کردم
نمیتونستم توی جشنواره پخشش کنم، چون ترسیده بودم
ولی اگه دوباره بهم بی توجهی کنی
فردا تمام مدرسه ویدئوتو می بینن
زیاد بهش فکر نکن
صبر میکنم تا وقتی اخبارو بشنوم
اوه، راستی، وقتی که
دیدم که اون کلاه فیلی رو پوشیدی و صاف ایستادی
واقعا دلم واست سوخت
کنجکاوم
میخوام بدونم که دوستات وقتی اون فیلمو ببینن چه حسی پیدا میکنن
خدایا، خیلی استرس دارم
از کو اون تک خبری نداری؟
نه، مثل اینکه اونم براش سخته
چون نگرانش بودم چندین بار بهش زنگ زدم
چطور میتونه کیفشو بذاره و ناپدید شه؟
بهرحال، هر موقع ببینمش می کشمش
پیداش کردی؟- نه-
همه جا رفتم، ولی نبود
خدایا
دلم برای هورانگ تنگ شده
منم
مثل اینکه وقتی بهم زده بودیم تو و هورانگ واقعا به هم نزدیک شدین
...خب
از اون چیزی که فکر میکردم بهتره
ولی هر چقدر بیشتر بهش فکر میکنم، بیشتر اذیت میشم
اگه درسته، بگه درسته، اگه غلطه هم خب بگه غلطه دیگه
چرا هیچی نمیگه و همه رو عصبی میکنه؟
خدایا
قرارمون این بود که تبلیغات جشنواره فیلمـو امروز آپلود کنیم، درسته؟
چی؟
اوه درسته- اگه سرت شلوغه، کمک میخوای؟-
نه، مشکلی نیست
توی کلاسش نبود
بک هورانگ
محض اطمینان، رفتم اتاق پرستار
ولی اونجا هم نبود
اوه باشه
کنجکاو نیستی؟
درمورد چی؟
دنبالش نمیگردی
و همینجا نشستی
منتظرشم
قول دادیم
ولی مطمئن نیستم
امیدوارم زیاد طولش نده
ناراحتی؟
ناراحت نباش
خودش بهت میگه
خنده دار نیست؟
تو کسی هستی که همه بدبختی ها رو کشید ولی الان هم خودت اونی هستی که ترسیده
No comments yet. Be the first to leave one.