The first 200 lines.
« مواجهه »
.عجله کن
.بريم
!يالا
.بايست
.تو برو جلوتر بايست
داريد چکار مي کنيد؟ ديوونه شدين؟
شماها ديوونه شدين؟ اين مسخره بازيها چيه دارين اينجا درميارين؟
.ولشون کنيد. مسلسل رو بده من !مسلسل رو بده من
.بذارش تويِ ماشين
.بذار رد بشيم
آماده باش هستيم" "در مرزهايِ مادريد
مقاومت مي کنيم ، به رغمِ" "جهنمي از بارانِ آتش
آماده باش هستيم" "از برايِ رويايِ ملتِ مادريد
مقاومت مي کنيم ، به رغمِ" "محاصره شدن در اين جنگِ وحشيانه
، به پيش ، به پيش" "اي همنوعِ شکست ناپذير
شجاعانه روياروي با تانک ها" "به رغمِ هزاران شکارِ مرگ
".به پيش ، به پيش ، تا پيروزيِ نهايي" - !بلند شون کنيد -
."به پيش ، اي هزاران زبان ، اي بريگادِ يک دل" - .سَرِ پا بايستيد -
.لطفاً بلند بشيد
!بلند بشيد
!حالا! بگيريدش
داريد چکار مي کنيد؟ !دست از اين مسخره بازي ها برداريد
!بندازيدش تو آب
!ولم کنيد !لباس هام خيس ميشه
!بپر تو آب
!يالا بچه ها !زود بپرين داخلِ آب
!هُلشون بديد پايين
ميتوني دست هات رو .بندازي پايين
خيله خوب ، بدش به من .قبل از اينکه گلوله اش دَر بره
تپانچه رو .دوباره بده من
اينکه هيچ فشنگي !داخلش نيست
، بياييد ، بياييد ، بياييد «کولو» برقصيم" "بياييد اي پارتيزان ها کولو : رقصِ سنتي-محلي در مناطقِ اسلاونشينِ اروپا] [.که بصورتِ دسته جمعي و گروهي اجرا ميشود
!يالا بريم لباس بپوشيم
، بيارش اينجا !زود باش
، اغنيا نقشه اي دارند" "اغنيا نقشه اي دارند
، که ما را نابود و منقرض سازند" "که ما را نابود و منقرض سازند
، ليکن بيچارگان را ديگر پروايي نيست" "توپ ها پاسخ خواهند گفت
، بوم ، بوم ، توپ ها صدا مي زنند" "به اينجا بياييد ، به اينجا بياييد
بياييد تا با رقص جشن بگيريم" "آزاديِ آدرياتيک را
داريد چکار مي کنيد؟
محضِ رضايِ خدا داريد چکار مي کنيد؟
بسه! داريد چکار مي کنيد؟
.بيا اينجا .بيارش پايين
.بدش به من
.خيله خوب .يالا ديگه ، بريم
، آه ، چه نسيمِ خوشي" "بَر درفش هايِ مان مي وزد
آه ، همان درفش هايي که بَر رويِ شان" "!نوشته شده است : زنده باد آزادي
.يالا بريم
، آه ، اي نسيم" "اي نسيمِ خوش ، بوَز ، بوَز
چرا که ما فردا تماميِ جهان را" "تغيير خواهيم داد
!«پدر «گِلِرت»! پدر «گِلِرت
.کمکم کن. يالا
.مراقب باش
!«پدر «گِلِرت
، ما دنبالِ پدر «گِلِرت» هستيم شما نديدينش؟
، اونجاست .تويِ ساختمون
کجاست؟ داخل؟ - .برو تو -
.روز بخير
.آندراش» رو صدا کنين»
.لطفاً پسرها رو به صف کن - .لطفاً دروازه ها رو هم باز کنيد -
.«سلام ، «تيبي - .سلام -
مگه قرار نبود منتظرِمون باشيد؟ - .ما منتظرِتون بوديم -
هر گونه شرِ جهنمي" ".ما را احاطه کرده است
.و در انتهايِ مسير منتظرمان ايستاده است" ".حال آنکه خورشيد در دوردست ها در حالِ طلوع است
کدامين کس ميداند ايمان چه برايمان به ارمغان" ".خواهد آورد و فردا چه در انتظارِمان است
با اين حال با قلب هايِ سرافرازِمان مشتاقانه به فردا" ".مينگريم ، در حاليکه پرچمِ سرخِ کارگري در دستانِ مان است
، ما نيز بَر رويِ اين زمين زندگي ميکنيم" ".ما ملتِ به بردگي کشانيده شده يِ صلح جوي
همچنان به زندگي ادامه ميدهيم در حاليکه" ".به انتظارِ وطني بهتر و وطني آزاد هستيم
با اين حال با قلب هايِ سرافرازِمان مشتاقانه به فردا" ".مينگريم ، در حاليکه پرچمِ سرخِ کارگري در دستانِ مان است
، ما نيز بَر رويِ اين زمين زندگي ميکنيم" "... ما ملتِ به بردگي کشانيده شده يِ صلح جوي
!همگي خوش آمديد
.ما دانشجوهايِ شهرستاني هستيم
به اينجا به اين صومعه اومده ايم .تا ما و شما بتونيم با هم آشنا بشيم
ما برايِ بحث و گفتگو با شما .به اين مدرسه يِ مذهبي اومده ايم
ما به مباحثه کردن .اعتقاد داريم
من دبيرِ انجمنِ دانشجويي هستم .«و اسمم هست «فِکِته لازلو
حالا دو نفرِ اول برايِ : مباحثه با شما رو معرفي ميکنم
.«سابو ترز» و «لانتوش يوتکا»
همونطور که شنيدين من .سابو ترز» هستم. پدرم يه دهقانه»
مطمئن هستم که درباره يِ موضوعاتِ بديهي .مثلِ اصلاحاتِ ارضي ، با هم بحث و اختلافِ نظري نداريم
مطمئنم بينِ شما .بچه هايِ روستايي هم وجود داره
، ما الان در حکومتِ کمونيستيِ جديد .نسبت به سابق ، چندين برابر وضعيتِ بهتري داريم
اون کساني از شما که روستايي هستند ، ميدونن اين چه معني ميده
، اما کساني هم که اهلِ روستا نيستند .ميدونن داشتنِ يک زندگيِ بهتر چه معني اي داره
.يه لحظه صبر کنيد
ما هم مثلِ شماها مايل نيستيم بَر سَرِ اين با هم بحث کنيم .که آيا بايد دموکراسي وجود داشته باشه يا خير
به نوعي ، ما خواهانِ اين هستيم ... بواسطه يِ کاري که انجام ميديم و قابليت ها مون
، مثمرِ ثمر و مفيد باشيم .نه بواسطه يِ آرزوها و خيالاتِ مون
شايد اولين موضوعِ موردِ بحثِ مون .در همين رابطه باشه
: اولين موضوع اين ميشه "رابطه يِ بينِ فرد و تاريخ چيست؟"
.يالا «آندراش» ، جوابِ شون رو بده - .صبر کن -
: پس اولين موضوع اين ميشه "رابطه يِ بينِ فرد و تاريخ چيست؟"
لازم نيست همين الان .پاسخ بديد
فردي که قراره از بينِ شما .پاسخ بده رو انتخاب کنيد
تا اون موقع ، ما دو پرسشِ بعدي رو : به اين قرار مطرح ميکنيم
: پرسشِ دوم - ."شناختِ جهان" -
: به عبارتِ ديگه "آيا جهان شناخت پذير ميباشد؟"
: و پرسشِ سوم - ."مسيحيت و کمونيسم" -
.فکر کنيد بچه ها
"، در آغازِ خلقتِ زمين"
نه فقيري بود" ".و نه ثروتمندي
، بياييد ، شورشِ دهقانان و زحمتکشان را راهبر شويم" ".و مسيرِ خويش را باز کنيم و به پيش راه ببُريم
من همان هستم که" ".فابيان پيشتا» مينامندم»
ميخواهند مرا به سربازي ببرند" ".تا در پياده نظام خدمت کنم
ميخواهند موهايِ مجعد" ".و پُر پُشتم را کوتاه کنند
تيبور» ، شما اين بچه ها رو» تهديد و ارعاب کرده اين؟
ببخشيد؟
متوجه نميشم چرا اين بچه هايِ باهوش اينطور منفعل و بي اراده و مطيع رفتار ميکنن؟
انگار چيزي پُشتِ پرده .وجود داره
، قطعاً چيزي پُشتِ پرده وجود داره .اما اون چيز ، ارعاب و تهديد نيست
اما اگه فکر ميکنيد روشِ زندگيِ ما .ناراحتِ تون ميکنه ، ميتونيد از اينجا بريد
.درست همين فکر رو ميکنيم
ميخواهند موهايِ مجعد" ".و پُر پُشتم را کوتاه کنند
، ميگويند اين کار" ".برايِ خدمت به امپراتور است
اما من نخواهم گذاشت موهايِ مجعد" ".و پُر پُشتم را کوتاه کنند
من خدمتِ امپراتور را" ".نخواهم کرد
سوالات رو دوباره مطرح کنم؟ - .آره ، همين کار رو بکن -
بچه ها! کي ميخواد به سوالات پاسخ بده؟
شايد پرسش ها رو فراموش کرديد؟
سه پرسشِ ما : از اين قرار هستن
: يک - ."رابطه يِ بينِ فرد و تاريخ" -
: دو - ."شناختِ جهان" -
: سه - ."مسيحيت و کمونيسم" -
خدا ، کشيش ها و روحانيونش را" ".به هر کجا روانه ميکند
و آنها دست و پايِ ما آدميان را ميبندند" ".و نميگذارند جُم بخوريم
".اما ما نان و آب ميخواهيم"
و همين را هم به" ".روحانيون خواهيم گفت
، سفره يِ ابراهيم" ".پُر از طعامِ خوشمزه است
، ولي به ما ميگويند اگر گرسنه هستيد" ".هر گاه به بهشت رفتيد ، غذا برايِ خوردن فَت و فراوان است
آماده باش هستيم" "در مرزهايِ مادريد
مقاومت مي کنيم ، به رغمِ" "جهنمي از بارانِ آتش
آماده باش هستيم" "برايِ رويايِ ملتِ مادريد
مقاومت مي کنيم ، به رغمِ" "محاصره شدن در اين جنگِ وحشيانه
، به پيش ، به پيش" "اي همنوعِ شکست ناپذير
شجاعانه روياروي با تانک ها" "به رغمِ هزاران شکارِ مرگ
، به پيش ، به پيش" ".تا پيروزيِ نهايي
".به پيش ، اي هزاران زبان ، اي بريگادِ يک دل" - .بسه ديگه بچه ها. بيايد بريم -
ميتونيد به من بگيد شما اينجا دنبالِ چي هستيد؟
.ما اينجا در حالِ تعليم و آموزش هستيم .ازتون درخواست ميکنم از اينجا بريد
رهبرِتون کيه؟
لطفاً مزاحمِ تعليم .و آموزشِ ما نشيد
، تا جايي که من ميدونم .قرارِ ما اين نبود
، قرار نبود روالِ عاديِ صومعه رو مختل کنيد .فقط قرار بود با بچه هايِ ما مباحثه کنيد
ولي ما نميتونيم مباحثه کنيم .چون کسي رو نميبينيم که باهاش بحث کنيم
.اين مشکلِ من نيست
پَس خودمون فرصتِ مباحثه رو .ايجاد ميکنيم
کسي ميخواد همراهِ آقايِ مدرس بره؟ - .من ميرم -
، رفقا ، ازِتون ميخوام ... بچه هايِ صومعه
اين سمت بشينند و .بچه هايِ خودمون اون سمت
.سلام «کالمان». همه جا رو دنبالت گشتم .ولي نتونستم پيدات کنم
.چون جمعيتِ بچه ها زياده - .قرار بود با هم بحث کنيم ، اما اين کار رو نکرديد -
.دوباره شروع نکن .بحث کردن مالِ قبل بود
پَس بحث کردن مالِ قبل بود؟ يعني نميخواي با من حرف بزني؟ - .نه ، نميخوام -
چرا نه؟ بيا باهاش صحبت کنيم. شما چند سالتونه؟ - .بيست و دو سال -
تويِ جنگ به هيچ سربازِ آلماني شليک کردي؟ - .نه ، نکردم -
، حتماً حالا که جنگ تموم شده و کمونيسم به قدرت رسيده خودت رو شجاع ميدوني ، حالا که ميتوني يه قهرمانِ انقلابي باشي؟
قهرمانِ انقلابي؟
چرا مستقيم نميپرسي حالا که تانک هايِ شوروي ، مجارستان رو اشغال کرده ان ، جرات و شجاعتِ ايستادن در برابرشون رو دارم يا نه؟
نه ، من همچين چيزي نميگم. چون روس ها .ما رو حقيقتاً از دستِ آلمانِ نازي آزاد کرده ان
تو کي هستي؟
، اون کسيه که زمانِ جنگ ، به مدتِ يک سال ستاره يِ زرد به لباسش ميزد. و ميدوني اين معنيش چيه؟
نازي ها ، هر شش نسل يهودي هايِ مجارستان رو ، تويِ خرابه ها و زباله دوني ها و محله هايِ کثيف اسکان دادن
و مجبورشون کرده بودن يه ستاره يِ ده در ده سانتيمتريِ زرد ، رويِ بازويِ .چپِ شون ببندن بطوريکه براي همه معلوم باشه تا بتونن براحتي اونها رو شناسايي کنند
تو اينها از کجا رو فهميدي؟
.بهم گفتن - .من بهش گفتم. خط به خط. وقتي که اومدم تويِ همين صومعه مخفي شدم -
و اگه هم خواستي ، ميتونم خط به خطِ 6 دستوري که .ژنرال «ياني گوستاو» صادر کرده بود رو برات بگم ياني گوستاو : ژنرالِ مجاري که در جنگِ جهانيِ دوم پس از اتحادِ مجارستان] با هيتلر و آلمانِ نازي ، رهبريِ ارتشِ مجارستان در نبردِ استالينگراد عليه شوروي [.را بر عهده داشت. وي پس از جنگ به اتهامِ جناياتِ جنگي تيرباران شد
اصلاً ميدوني چه تعداد آدم چنين شرايطي داشتند؟ - .ميدونم -
آدم هايِ بيرحمي مثلِ اونها چه يونيفورمِ نظامي به تَن داشته باشن .و چه لخت باشند ، ذاتِ شون پَست و کثيفه
سربازهايِ شوروي چطور؟ - .من تفاوتي برايِ هيچکس قائل نميشم -
.من از تروريسم متنفرم
اهلِ کجا هستي؟ - .«اهلِ «گيور -
پدرت چه کاره بود؟ - دکتر. پدرِ تو چه کاره بود؟ دهقان؟ -
، آره ، دهقان بود. ولي الان تويِ دولتِ جديدِ کمونيستيِ .نماينده محليِ حکومته. راستي ، من هم از تروريسم متنفرم
دستِ کم سَرِ يه موضوع .با هم توافق داريم
اما شايد به يک شيوه يِ متفاوت. چون بايد ديد چرا شخص ، با تروريسم به مخالفانش واکنش نشون ميده؟
.تو يه فيلسوف هستي
من با نظرت درباره يِ تروريسم مشکل دارم. پَس چطوره که دادگاه تفتيشِ عقايد و کشتنِ روشنفکران توسطِ کليسا در قرونِ وسطي رو ترور نميدوني؟
از سرودهايِ مذهبيِ کليسايي خوشت مياد؟ - .آره -
پَس همراهم بيا .تا يه چيزِ فوق العاده زيبا بشنوي
اگه با جهانبينيِ مذهبي ميخواستم نگاه کنم ، ميگفتم شما .خوش شانس هستيد که خدا ما رو پيشِ تون فرستاده
و ميدوني که يک پيامبر ، معرفتي که ديگران بايستي سخت تلاش کنن .تا بدست بيارند رو ، خدا پيشاپيش بهش عطا کرده
تصورش رو بکن چقدر شريف موندن ، برايِ کساني که .بَر سَرِ قدرت هستن سخت و دشواره
مثلاً برايِ ما راحت تر ميشد اگه شما مذهبي ها رو .تا آخرين نفر نابود ميکرديم
اونوقت قدرت بطورِ کامل .در دست هامون بود
اما حکومتِ کارگري ، اولين حکومتِ شرافتمندانه .در تاريخِ بشر خواهد بود
شايد حرفت درست باشه ، اما نميدونم چرا .کمي من رو به خنده مي اندازه
، فکر نکن اين موضوعات برام بي تفاوته. چون من ... هم در زمانِ جنگ به خاطرِ يهودي بودن تحتِ تعقيب بودم
.و هم جزء مخالفينِ رژيم بودم
هر چند با حکومتِ کمونيستيِ فعلي .مشکلي ندارم
اما من آدمِ مذهبي اي نيستم. فقط ميخوام بفهمم. قصدم اينه که .زيست شناس بشم و برايِ همين ، اينجا برام بهترين دانشگاهه
پَس دليلِ تو برايِ موندن در اينجا همينه؟
به هر حال ، کشيش هايِ اين صومعه ، من رو که يهودي هستم از دستِ .نازي ها نجات دادن و کمکم کردن اينجا مخفي بشم. من آدمِ ناسپاسي نيستم
و اصلاً هم از اين وضعيت خوشم نمياد که ... اصلاً هم از اين حالت .خوشم نمياد که انگار اينجا در مقامِ دفاع از کليسا قرار گرفته ام
، ميگويد خوش است" ".شرابِ من خوش است
چرا که شرابِ" ".عروسيِ دخترم سارا است
، ميگويد خوش است" ".شرابِ من خوش است
اين را آن يهوديِ پير مهربان ميگويد" "... آن هنگام که
.برام يه ترانه بخون
"... گريه کنيد اي مسيحيان"
No comments yet. Be the first to leave one.