Halo

Halo

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Halo S01E09 Transcendence 1080p PMTP WEBRip DDP5 1 x264-WhiteHat
Halo S01E09 HDR 2160p WEB H265-GGEZ
Halo S01E09 WEBRip x264-ION10
Halo S01E09 WEB x264-PHOENiX
Halo S01E09 WEBRip x264-XEN0N
Halo S01E09 XviD-AFG
Halo S01E09 WEB XviD-RMX
Halo S01E09 WEB x264-TORRENTGALAXY
Halo S01E09 Transcendence 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Halo S01E09 Transcendence 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA Download
A Commentary by Ali99
🔴 Cardinal پـایـان فـصـل اول ⸾ علی اکبر دوست دار و آریـن ⣿ 30Nama 🔴

Tags

webrip
web
x264
BRip
XviD
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
HD
Published on: 2022-05-19
Downloads: 136
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آنچه در هیلو گذشت…

‫تا به هر دو تا سنگ نرسن، ‫دست‌بردار نیستن

‫می‌دونی اون سنگ‌کلید دیگه رو کجا بردن؟

‫می‌دونم توی یه سامانه ستاره‌ایـه ‫که شما بهش میگین اَسپرو

‫سامانه‌ی ستاره‌ای اسپرو

‫سیاره‌ای که حیات کاوننت‌ها ‫توش امکان‌پذیره رو برام پیدا کنید

‫هیچ‌چیزی پیدا نکردیم

‫مکی می‌تونه جاشون رو بهمون نشون بده

‫پس بهم اعتماد دارن

‫به من اعتماد کردن، ‫من هم به تو اعتماد دارم

‫این فکر و ذکرت برات به قیمت ‫تمام روابطی که امروز داری تموم شده

‫دیگه حاضری از خیر چی بگذری؟

‫همه چیز!

‫پرنگاسکی می‌خواد از سیاره بری

‫تمام حرف‌هاش دروغ بوده

‫به ریز و ونک هم گفتی؟

‫هنوز نه

‫دستورات من نسبت به ‫هر کس دیگه‌ای ارجحیت دارن

‫جان، زندانی و شیء رو ‫بیارید تو سفینه‌ی من

‫مکی رو که گیر یباریم، ‫دیگه برای فعالسازی شیء‌ها

‫نیازی به جان نداریم

‫ترکیب تو و جان ‫بهترین انسان موجود رو می‌سازه

‫وایسا! داری میری تو تله

‫کورتانا!

‫برو!

‫توی پیام گلدیوس ‫صدای اون بود

‫چاره‌ای نداشتم

‫نه، نه، خواهش می‌کنم!

‫تقاص این کارتو پس میدی

‫نه

‫خودتون تقاص پس می‌دید

‫خداحافظ، جان

« کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما‌ » :. @CinamaSub .:

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » ‫:. Ali 99 & Cardinal .:

‫کای؟

‫چیف، من حالم خوبه

‫برو

‫مکی، اون… شیء رو برداشت

‫از اینجا رفته

‫چیکار می‌کنی؟

‫تفنگت رو در بیار!

‫بندازش

‫سفینه‌ی کاوننت کجاست؟

‫آشیانه‌ی سفینه‌های توقیفی دلتا ۷

‫منو ببر اونجا

‫چیف

‫هالزی دستور داده تحویلت بدیم؛

‫چه زنده، چه مُرده. ‫انتخاب با خودتـه.

‫هالزی ما رو دزدید، ونک

‫چی داری میگی؟

‫همه‌مون رو. توی بچگی

‫ما رو از خانواده‌هامون جدا کرد

‫حقیقت همینـه... ‫هالزی بهمون دروغ گفت

‫کل عمرمون بهمون دروغ می‌گفته

‫نمی‌فهمم

‫اون نمی‌خواد بفهمی

‫می‌خواد تحت اختیارش باشی

‫تفنگت رو بیار بالا، ریز

‫اون ما رو دزدید!

‫بعد از شکنجه و شست‌و‌شوی مغزی‌مون…

‫- از ما سلاح ساخت ‫- دروغ میگی

‫حالا ما رو انداخته به جون هم

‫- ونک، گوش کن… ‫- دروغ میگی!

‫راست میگه!

‫همه‌اش عین حقیقتـه

‫من اونجا بودم

‫هالزی با کمک من شما رو انتخاب کرد

‫من برنامه‌ی دزدیدن‌تون رو ریختم

‫کلون‌های جایگزین رو ‫تحویل خانواده‌تون دادم

‫بهش کمک کردم تا ‫حافظه‌تون رو پاک کنه

‫اگه لازمه به کسی شلیک کنید، ‫اون منم

‫شیء رو از دست بدیم، ‫جنگ رو می‌بازیم

‫به همین سادگی

‫هر بلایی هم که سرمون آورده‌ن…

‫الان دیگه فقط خودمون رو داریم

‫الان فقط خودمونیم

‫سفینه‌ی کاوننت توی آشیانه‌ی‌ دلتا ۷ـه

‫مکی احتمالاً تو راه اونجاست

‫چیف…

‫…شما سه‌تا برید

‫من هالزی رو می‌خوام

‫میراندا

‫از سفینه پیاده شو، دکتر هالزی!

‫این آخرین اخطارتـه!

‫موتورهای سفینه رو خاموش کن ‫و پیاده شو،

‫وگرنه به سفینه‌ات شلیک می‌کنیم!

‫برق کمکی مهیا شده. آماده‌ست

‫جهت‌یابی هوش مصنوعی فعالـه

‫باید قبل از شارژ ‫توپ‌های الکترومغناطیسی‌شون بلند بشیم

‫داده‌ای دریافت نکردی؟

‫چی؟

‫داده‌ی دریافت نکردی؟

‫یکی به شیء دست زد

‫نه. همه چی رو ترکوند

‫- گندش بزنن ‫- ببین، دکتر، زود باش

‫باید همین‌الان بریم، خب؟

‫تا ندونم چی شده نمیریم

‫آره، آره، ولی دستگیرت می‌کنن

‫- نه… ‫- چرا، دستگیرت می‌کنن

‫محموله در امانـه

‫بهم گوش نمیدی؟

‫هنوز هم چند تا راه داریم

‫سفینه‌ی فانتوم کاوننت در حال حرکتـه!

‫سفینه‌ی کاوننت رو ردیابی کنید

‫چند تا پلیکان اعزام کنید

‫اطاعت، قربان

‫سفینه‌ی هالزی دوباره راه افتاد

‫داره آماده میشه بلند شه

‫نه!

‫برید دنبالش!

‫بهمون شلیک شده!

‫اسم واقعی من چیه؟

‫کای، ذهنت به هم ریخته

‫- هر آن ممکنه این سفینه سقوط کنه ‫- بگو اسم واقعیم چیه

‫بیا دعوا رو بذاریم کنار. ‫می‌تونیم سوار محفظه‌ی فرار بشیم.

‫- می‌تونیم راجع‌به… ‫- بـسـه!

‫من کیم؟

‫تو دقیقاً همونی که باید باشی

استحکام بدنه در معرض خطر

‫- کای… ‫- سرنشینان راهی محفظه‌های فرار شوند

‫در حال به‌کارگیری محفظه‌ی فرار

‫نه!

‫هالزی توی یه محفظه‌ی فرار ‫از سفینه خارج شده

‫اون محفظه‌ی فرار رو ردیابی کنید

‫نذارید از حریم هوایی ریچ خارج بشه

‫توپ‌های الکترومغناطیسی آماده‌ان؟

‫راه‌اندازی مجددشون تقریباً تمومـه، قربان

‫کای، اعلام وضعیت کن

‫کای؟

‫در تلاشم هدایت سفینه رو به دست بگیرم

‫بدنه‌ی سفینه آسیب دیده

‫گندش بزنن

‫۱۲۵، دریافت می‌کنی؟

‫۱۲۵، سروان کیز صحبت می‌کنه. ‫صدام رو می‌شنوی؟

‫کای!

‫کورتانا؟

‫بله، چیف. ‫من هنوز باهاتم.

‫لازمت دارم

‫تقاص این کارتو پس میدی

‫نه! ‫خودتون تقاص پس می‌دید!

‫هالزی اسرارش رو توی یه دفترچه می‌نویسه ‫که همیشه همراهشه

‫مکی چی؟

‫از اولش هالزی و مکی هم‌دست بودن؟

‫نه. همین‌که فهمید…

‫کورتانا، هالزی برای دزدیدن شیء ‫از مکی کمک خواست؟

‫آره. ولی مکی قبول نکرد

‫می‌خواسته خودش شیء رو به‌دست بیاره

‫شک دارم…

‫سامانه‌ی ستاره‌ای اسپرو رو نشون‌مون بده

‫با بزرگ‌نمایی ۲۰ برابر

‫چیف، ما تمام مناطق قابل‌رؤیتِ ‫سامانه‌ی اسپرو رو گشتیم

‫یه سیاره‌ی مسکونی هم پیدا نکردیم

‫مکی بهم گفت که ‫شیء توی سیاره‌ی اریدنس رو

‫بردن توی مکان مقدس‌شون،

‫یه‌جا توی اسپرو

‫چطور می‌تونی بعد از این کارهاش ‫یک کلمه از حرف‌هاشو باور کنی؟

‫اون با من روراست بود

‫حداقل یه‌مدت

‫حسش می‌کردم

‫به نظرم مستر چیف درست میگه

‫جداً؟ تو هم حسش کردی؟

‫آره، خانم. به سبک خودم

‫پیشگویی کاوننت

‫« آنجا، در درخشش شیشه‌گون ستاره‌ها، ‫هیلو پدیدار می‌شود »

‫برای کاوننت‌ها یه‌خرده شاعرانه‌ست، نه؟

‫به نظرم اصلاً شاعرانه نیست

‫گمونم یه سرنخـه

‫کورتانا، شدت ميدان‌ گرانش‌ اسپرو چقدره؟

‫چه سؤال جالبی

‫چند تا میدان وجود داره

‫اسپرو یه سامانه‌ی ناپایداره که ظاهراً توسط

‫یه شبکه‌ی دینامیکی مصنوعی ‫از ریسمان‌های کیهانی احاطه شده

‫همگرایی گرانشی ناشی از ریسمان‌ها

‫نور ساطع‌شده از دلِ سامانه رو ‫منحرف و پراکنده می‌کنه،

‫و باعث ایجاد یه اثر زیبابینی میشه

‫از منظر ما،

‫سیاره بیشتر شبیه تکه‌های مجزاست

‫یا شیشه‌های خرد شده

‫پس میگی ممکنه سیاره‌ی کاوننت

‫همون‌جا باشه، ‫ولی نمی‌تونیم ببینیمش

‫تا نریم اونجا چیزی مشخص نمیشه

‫تکاورها رو اعزام می‌کنم

‫۱۲ تا گردان

‫فرمانده، اگه ۱۰ هزار تا تکاور بفرستید،

‫همه‌شون رو از دست می‌دید

‫بحثِ نفوذ بشر برای اولین بار ‫به فضای تحت‌سلطه‌ی کاوننت‌هاست

‫ما از پسش برمیایم، خانم

‫تیم نقره‌ای از پسش برمیاد

‫گوش کن

‫همین‌قدر بگم که ‫رفتارت اخیراً عجیب و غریب بوده

‫این اواخر اون آدم همیشگی نبودی

‫هر احساسی که بهت دست داده،

‫هر دردی که احیاناً حس می‌کنی،

‫بذارش کنار

‫همه چیزو فراموش کن. می‌فهمی؟

‫وقتی وارد میدان جنگ میشی،

‫دیگه نباید خبری از جان باشه

‫اون‌موقع تو فقط مستر چیفی

‫چیف

‫محفظه‌ی فرار هالزی رو ‫بالای کلان‌شهر منسس سرنگون کردیم

More Farsi Persian subtitles for Halo

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left