The first 200 lines.
آنچه در هیلو گذشت…
تا به هر دو تا سنگ نرسن، دستبردار نیستن
میدونی اون سنگکلید دیگه رو کجا بردن؟
میدونم توی یه سامانه ستارهایـه که شما بهش میگین اَسپرو
سامانهی ستارهای اسپرو
سیارهای که حیات کاوننتها توش امکانپذیره رو برام پیدا کنید
هیچچیزی پیدا نکردیم
مکی میتونه جاشون رو بهمون نشون بده
پس بهم اعتماد دارن
به من اعتماد کردن، من هم به تو اعتماد دارم
این فکر و ذکرت برات به قیمت تمام روابطی که امروز داری تموم شده
دیگه حاضری از خیر چی بگذری؟
همه چیز!
پرنگاسکی میخواد از سیاره بری
تمام حرفهاش دروغ بوده
به ریز و ونک هم گفتی؟
هنوز نه
دستورات من نسبت به هر کس دیگهای ارجحیت دارن
جان، زندانی و شیء رو بیارید تو سفینهی من
مکی رو که گیر یباریم، دیگه برای فعالسازی شیءها
نیازی به جان نداریم
ترکیب تو و جان بهترین انسان موجود رو میسازه
وایسا! داری میری تو تله
کورتانا!
برو!
توی پیام گلدیوس صدای اون بود
چارهای نداشتم
نه، نه، خواهش میکنم!
تقاص این کارتو پس میدی
نه
خودتون تقاص پس میدید
خداحافظ، جان
« کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما » :. @CinamaSub .:
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » :. Ali 99 & Cardinal .:
کای؟
چیف، من حالم خوبه
برو
مکی، اون… شیء رو برداشت
از اینجا رفته
چیکار میکنی؟
تفنگت رو در بیار!
بندازش
سفینهی کاوننت کجاست؟
آشیانهی سفینههای توقیفی دلتا ۷
منو ببر اونجا
چیف
هالزی دستور داده تحویلت بدیم؛
چه زنده، چه مُرده. انتخاب با خودتـه.
هالزی ما رو دزدید، ونک
چی داری میگی؟
همهمون رو. توی بچگی
ما رو از خانوادههامون جدا کرد
حقیقت همینـه... هالزی بهمون دروغ گفت
کل عمرمون بهمون دروغ میگفته
نمیفهمم
اون نمیخواد بفهمی
میخواد تحت اختیارش باشی
تفنگت رو بیار بالا، ریز
اون ما رو دزدید!
بعد از شکنجه و شستوشوی مغزیمون…
- از ما سلاح ساخت - دروغ میگی
حالا ما رو انداخته به جون هم
- ونک، گوش کن… - دروغ میگی!
راست میگه!
همهاش عین حقیقتـه
من اونجا بودم
هالزی با کمک من شما رو انتخاب کرد
من برنامهی دزدیدنتون رو ریختم
کلونهای جایگزین رو تحویل خانوادهتون دادم
بهش کمک کردم تا حافظهتون رو پاک کنه
اگه لازمه به کسی شلیک کنید، اون منم
شیء رو از دست بدیم، جنگ رو میبازیم
به همین سادگی
هر بلایی هم که سرمون آوردهن…
الان دیگه فقط خودمون رو داریم
الان فقط خودمونیم
سفینهی کاوننت توی آشیانهی دلتا ۷ـه
مکی احتمالاً تو راه اونجاست
چیف…
…شما سهتا برید
من هالزی رو میخوام
میراندا
از سفینه پیاده شو، دکتر هالزی!
این آخرین اخطارتـه!
موتورهای سفینه رو خاموش کن و پیاده شو،
وگرنه به سفینهات شلیک میکنیم!
برق کمکی مهیا شده. آمادهست
جهتیابی هوش مصنوعی فعالـه
باید قبل از شارژ توپهای الکترومغناطیسیشون بلند بشیم
دادهای دریافت نکردی؟
چی؟
دادهی دریافت نکردی؟
یکی به شیء دست زد
نه. همه چی رو ترکوند
- گندش بزنن - ببین، دکتر، زود باش
باید همینالان بریم، خب؟
تا ندونم چی شده نمیریم
آره، آره، ولی دستگیرت میکنن
- نه… - چرا، دستگیرت میکنن
محموله در امانـه
بهم گوش نمیدی؟
هنوز هم چند تا راه داریم
سفینهی فانتوم کاوننت در حال حرکتـه!
سفینهی کاوننت رو ردیابی کنید
چند تا پلیکان اعزام کنید
اطاعت، قربان
سفینهی هالزی دوباره راه افتاد
داره آماده میشه بلند شه
نه!
برید دنبالش!
بهمون شلیک شده!
اسم واقعی من چیه؟
کای، ذهنت به هم ریخته
- هر آن ممکنه این سفینه سقوط کنه - بگو اسم واقعیم چیه
بیا دعوا رو بذاریم کنار. میتونیم سوار محفظهی فرار بشیم.
- میتونیم راجعبه… - بـسـه!
من کیم؟
تو دقیقاً همونی که باید باشی
استحکام بدنه در معرض خطر
- کای… - سرنشینان راهی محفظههای فرار شوند
در حال بهکارگیری محفظهی فرار
نه!
هالزی توی یه محفظهی فرار از سفینه خارج شده
اون محفظهی فرار رو ردیابی کنید
نذارید از حریم هوایی ریچ خارج بشه
توپهای الکترومغناطیسی آمادهان؟
راهاندازی مجددشون تقریباً تمومـه، قربان
کای، اعلام وضعیت کن
کای؟
در تلاشم هدایت سفینه رو به دست بگیرم
بدنهی سفینه آسیب دیده
گندش بزنن
۱۲۵، دریافت میکنی؟
۱۲۵، سروان کیز صحبت میکنه. صدام رو میشنوی؟
کای!
کورتانا؟
بله، چیف. من هنوز باهاتم.
لازمت دارم
تقاص این کارتو پس میدی
نه! خودتون تقاص پس میدید!
هالزی اسرارش رو توی یه دفترچه مینویسه که همیشه همراهشه
مکی چی؟
از اولش هالزی و مکی همدست بودن؟
نه. همینکه فهمید…
کورتانا، هالزی برای دزدیدن شیء از مکی کمک خواست؟
آره. ولی مکی قبول نکرد
میخواسته خودش شیء رو بهدست بیاره
شک دارم…
سامانهی ستارهای اسپرو رو نشونمون بده
با بزرگنمایی ۲۰ برابر
چیف، ما تمام مناطق قابلرؤیتِ سامانهی اسپرو رو گشتیم
یه سیارهی مسکونی هم پیدا نکردیم
مکی بهم گفت که شیء توی سیارهی اریدنس رو
بردن توی مکان مقدسشون،
یهجا توی اسپرو
چطور میتونی بعد از این کارهاش یک کلمه از حرفهاشو باور کنی؟
اون با من روراست بود
حداقل یهمدت
حسش میکردم
به نظرم مستر چیف درست میگه
جداً؟ تو هم حسش کردی؟
آره، خانم. به سبک خودم
پیشگویی کاوننت
« آنجا، در درخشش شیشهگون ستارهها، هیلو پدیدار میشود »
برای کاوننتها یهخرده شاعرانهست، نه؟
به نظرم اصلاً شاعرانه نیست
گمونم یه سرنخـه
کورتانا، شدت ميدان گرانش اسپرو چقدره؟
چه سؤال جالبی
چند تا میدان وجود داره
اسپرو یه سامانهی ناپایداره که ظاهراً توسط
یه شبکهی دینامیکی مصنوعی از ریسمانهای کیهانی احاطه شده
همگرایی گرانشی ناشی از ریسمانها
نور ساطعشده از دلِ سامانه رو منحرف و پراکنده میکنه،
و باعث ایجاد یه اثر زیبابینی میشه
از منظر ما،
سیاره بیشتر شبیه تکههای مجزاست
یا شیشههای خرد شده
پس میگی ممکنه سیارهی کاوننت
همونجا باشه، ولی نمیتونیم ببینیمش
تا نریم اونجا چیزی مشخص نمیشه
تکاورها رو اعزام میکنم
۱۲ تا گردان
فرمانده، اگه ۱۰ هزار تا تکاور بفرستید،
همهشون رو از دست میدید
بحثِ نفوذ بشر برای اولین بار به فضای تحتسلطهی کاوننتهاست
ما از پسش برمیایم، خانم
تیم نقرهای از پسش برمیاد
گوش کن
همینقدر بگم که رفتارت اخیراً عجیب و غریب بوده
این اواخر اون آدم همیشگی نبودی
هر احساسی که بهت دست داده،
هر دردی که احیاناً حس میکنی،
بذارش کنار
همه چیزو فراموش کن. میفهمی؟
وقتی وارد میدان جنگ میشی،
دیگه نباید خبری از جان باشه
اونموقع تو فقط مستر چیفی
چیف
محفظهی فرار هالزی رو بالای کلانشهر منسس سرنگون کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.