Faith

Faith (신의)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Faith E10 HDTV 720p-KOR FOrum KOreanDream in
A Commentary by Mikiya
مترجم : میکیا

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Published on: 2012-09-15
Downloads: 46
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ظاهرش مثل کتابه سعي کردم بفهمم که ميخواد چي بگه

بعضي از اعدادي که داخل اين کتاب استفاده شده به زبان خارجي هاست

ولي از بقيه ي متن کتاب هم چيز زيادي سر در نياوردم

ازم ميخواي بخونمش، مگه نه؟ پس بذار ببينمش

این...يادگار هواتاست؟

تا جايي که ميدونم ،بله - ...پس -

صد ساله که اينجاست؟ - هواتا هزار سال پيش ناپديد شده -

ميشناسيش؟

ايون سو -

ايون سو -

!این دیگه چیه؟ اینجا چیکار میکنه؟

اونجا چی نوشته؟

...خواهش میکنم بهم بگو که

همه اینا فقط یه خوابه - اویی سئون، مگه اونجا چی نوشته؟ -

..بهم بگو که اینا هَمش یه خواب طولانیِ..بد و مسخره است

...اگه یه خواب نیست

اینطوری هم نمیتونه باشه

بهم بگو که اگه از خواب بیدار بشم همشون تموم میشه

،مگه اینجا..چی نوشته که اینقدر ناراحت شدین اویی سئون؟

لطفا بهم بگین

این حروفو میشناسین؟ نکنه همه اینا به زبان مردم آسمانه؟

...اسممه

ببین...ایون سو

!اسم من

پس اینها چیَن؟ - نمیدونم -

..نمیدونم، ولی

1171... 1116...

1315... X...

شبیه مختصات یه جاییه

مختصات؟

..شاید اینا..بهم نشون بِدن که از کجا میتونم برگردم به دنیای خودم

به کشورم..پیش مردم خودم ...پس این مختصاتها

اگه اینطوره، همینجا تمومش میکنیم - چیکار داری میکنی؟ -

هنوز نمیتونم شما رو برگردونم

!بِدش به من - متأسفم -

!بِدش به من! گفتم اونو بهم بِده

!ولم کن! لطفا اون دفترچه رو ازش بگیر !باید حتما ببینمش

!خواهش میکنم...ولم کن

!بِدش به من - بِدم که باهاش چیکار کنین؟ -

...در هر حال تو که از نوشته های توی اون سر درنمیاری

!من برات میخونمشون، پس اونو بِده من

گفتین این مثلِ نقشه ایه که نشون میده ازکجا میتونین به آسمان بر گردین، درست نمیگم؟

نمیدونم..واقعا نمیدونم..ولی میتونم بفهمم !پس بِدش به من

این یه کتاب آسمانیه و به زبان آسمانی نوشته شده

..الان هم فهمیدم که اسمِ اویی سئون

و محل بازگشت به آسمان هم در این کتاب هست

حالا اگه اویی سئون با این کتاب به آسمان برگرده اونوقت..تکلیف من چی میشه؟

پس هروقت آروم شدین، من دوباره برمیگردم اون موقع، با همدیگه حرف میزنیم

!نه! ولم کن! باید اون دفترچه رو بگیرم

ما نمیتونیم تنهایی از پَسِ اون دو نفر بربیایم

موضوع چیه؟ اون چه کتابی بود؟

اویی سئون

الفبای کره ای بود

چیزی که تو اون کتاب نوشته شده بود..اسمِ من بود

ولی این غیرممکنه...امکان نداره

درست مثلِ دستخط خودم بود

اسممُ..همیشه اونطوری مینویسم

...ولی

من تا حالا اون دفترچه رو ندیده بودم

*وو دال چی

گفته بودی که به آسمان رفتی؟

بله، همینطوره

چی دیدی؟ اونجا چه شکلی بود؟

من مدت خیلی کوتاهی اونجا بودم برای همین هم چیز زیادی ندیدم

هیچی؟

بله

خیلی خُب، پس داری میگی که فقط رفتی اونجا و اویی سئون رو اوردی؟

..دستور شخصِ امپراتور بود که برم و "دکترِ خدا" رو بیارم

یعنی دیگه هیچی نبود که بتونی بیاری؟

فقط یه دکترُ برداشتی و اوردی و هیچی هم ندیدی؟

..منظورتون اینه که الان باور کردین من به آسمان رفته بودم؟

فکر میکردم باهوشتر از یه جنگجوی معمولی باشی اما اشتباه میکردم

تو وارد دروازه آسمانی شدی و به آسمان رفتی

،اونوقت تنها کاری که کردی اطاعت از یه دستورِ احمقانه بوده؟

منظورتون از احمقانه...دستورِ شخصِ امپراتوره؟

...چه اتلاف وقتی چقدر بیهوده و اعصاب خُردکن

چرا اون دروازه باید درمقابل جنگجوی احمقی مثلِ تو باز بشه؟

این سرزمین خیلی بداقباله..اینجا حتما نفرین شده

چرا کسی که اونجا بود، تو بودی، نه من؟

خُب..فکر نمیکنین تقدیر اینطور خواسته باشه؟

اگه کسی مثل شما به آسمان فرستاده میشد تمام ذخایر آسمان یک شبه به سرقت میرفت

..ولی جنگجوی احمقی مثلِ من فقط یه دکترُ از اونجا اورد

نمیخواین برین؟

دئوک مان - بله، کاپیتان -

به محل گیاهان دارویی قصر برو و مراقب اویی سئون باش

بله، کاپیتان - ..منم باهاش میرم، میتونم از اویی سئون -

مگه دفعه قبل گُمش نکردی؟ - ..برای همین میگم که من -

لطفا نگران هیچی نباشین ...من روی جونم شرط میبندم که

لازم نکرده پای جونتُ وسط بکِشی فکر کردی چندتا جون داری که اینطوری حرف میزنی؟

..ولی آخه..اگه اویی سئون در خطر باشن

نمیر، روی جونتم شرط نبند! فقط مراقبش باش

همین کارُ میکنم

...کاپیتان

دیگه چیه؟ - نمیرین به دیدنشون؟ -

اویی سئون...منتظرتونن

اگه زمانی جونش به خطر افتاد فقط محکم بگیرش و فرار کن

با هیچ کسی هم درگیر نشو

واقعا میتونم محکم بگیرمش؟ ...اونوقت یعنی میشه با دستام اینطوری

!اینجا، بیاریدش اینجا. سریعتر

!مراقب باشین

ایشون پسر فرماندار ناحیه "سانگ سئونگ" هستن

کجاتون درد میکنه؟ صدای منو میشنوین؟

از دیشب دل درد شدیدی دارن و تمام شبُ استفراغ کردن

محافظ سلطنتی، اوه دئوک مان هستم بهم گفتن تا از شما محافظت کنم

این دستورِ کاپیتانه

منم اویی سئونم، از دیدنت خوشوقتم

این پسر...بیماریش جدیه؟

جانگ ایوم داره - جانگ چی؟ -

روده هاش ورم کردن

میشه یه نگاهی بندازم؟

البته

لی سانگ گائه

درد داره؟ - نه زیاد -

فکر کنم آپاندیسیت باشه

از کی دردت شروع شده؟ استفراغ یا تبم داشتی؟

بله

نبضش به صورت "هونگ ساک" میزنه ...پس امکان داره روده هاش

ساده تر بگو تا منم بفهمم

نبضش خیلی سریع و بی ثباته

و این یعنی روده ها عفونت کردن - حتی بدون سی تی اسکن هم میشه اینو گفت -

...باید شکمش رو بازکنم، لوازمم

اه...پیشِ اونه

داروهایی رو که قبلا گفته بودم، بیارین

میخوای چیکار کنی؟

شکمش رو با این فتیله های دارویی داغ میکنم اینطوری تمام عفونت از بدنش خارج میشه

شما نباید برین بیرون

..کجا دارین میرین؟ اگه کاپیتان بفهمن

آقای دئوک مان - بله، اویی سئون -

من اصلا حس جهت یابیِ خوبی ندارم

و چون با پای خودم اینجا نیومدم این اطرافُ درست نمیشناسم

میتونی راهنماییم کنی؟ - راهنمایی کنم؟ -

خونه عالیجناب دوک سئونگ، گی چئول کجاست؟

بله؟

قبل از اینکه وضع بیمار بدتر بشه باید هر چه زودتر عملش بکنم

کاپیتان منو میکُشه - زود باش، باید عجله کنیم -

اویی سئون؟ - بله، در کتابخونه منتظرتونه -

میگه لوازمش رو میخواد

سلام

سلام

چه طوریه؟

چی؟ - لبخندم..چه طوریه؟ -

به نظرت طبیعیه یا عصبی به نظر میاد؟

خیلی زیباست

حالتون چطوره؟

بله، یعنی اویی سئون اونقدر در مورد کتاب کنجکاو شده که ..بیشتر از این نتونسته طاقت بیاره و اومده اینجا و

نه، اومدم لوازم جراحیمُ پس بگیرم

لوازم جراحی؟

من اویی سئون و یه دکترم برای کار به لوازمم احتیاج دارم

اگه صد سالِ دیگم نگهشون داری بازم به دردت نمیخوره پس بدشون به خودم

یعنی این یه معامله نیست؟ اینطوری که اصلا جالب نمیشه

مگه از معامله قبلی منصرف شدی؟ - من؟ از چی؟ -

گفته بودی میخوای قلبمو به دست بیاری پس امتحان کن

اگه بتونیم با هم کنار بیایم

میشه کنار هم بشینیم و بفهمیم توی اون کتاب چی نوشته

کنار هم؟ - کی میدونه؟ -

اگه مختصاتهای توی اون کتاب درست باشن میتونیم با همدیگه به آسمان بریم

با همدیگه؟

دلت نمیخواد بری اونجا؟ حتی برای یه بار؟

ولی..من امروز یه کم سرم شلوغه پس فعلا لوازممُ بده تا بعد

لطفا از من نترسین درحال حاضر برای من، اویی سئون خیلی مهمتر از گوریوئه

نمیدونم فردا چی میشه اما حداقل امروز اینطوریه

پس، لطفا صبور باشین

خیلی زود از اونجا میارمتون بیرون پس فقط یه کم دیگه صبر کنین

ایشون منتظرتونن

..ایک جائه، یی جائه هیون

میخوای اون وزیر بشه؟

همینطوره. ولی فکر نمیکنم به محض دریافت احضاریه از طرف شما به اینجا بیاد

بخاطر ترس از عالیجناب دوک سئونگ؟

،جواب دادن به احضاریه امپراتور به معنیِ پُشت کردن به عالیجناب دوک سئونگه

مطمئناً میترسه

پس پیشنهاد یک مقام حکومتی از طرف من میتونه مساوی با حکم مرگش باشه

این اسمی که کنارشه متعلق به کیه؟

موک ایون، یی سائه

اون بهترین شاگرد استاد ایک جائه است

اگه بتونین اونو به یکی از افراد خودتون تبدیل کنین مثل اینه که یه فرمانده بزرگ در کنارتون داشته باشین

این لیست اسامی رو افراد "سو لی بنگ" تهیه کردن؟

بله، اونها فروشندگان گیاهان دارویی هستن ولی در کنارش اطلاعات و اخبارُ هم میفروشن

رئیس گروه "سو لی بنگ" یکی از دوستان استادم به نامِ سا سوکه

فکر میکنی بتونم اونها رو هم از افراد خودم کنم؟

چی شد؟

اونها میگن من یه سگم که پای امپراتورُ..لیس میزنم

من سا سوکم. همون دوست قدیمیِ استادت

مگه یادت رفته کی و چطوری اونو کُشت؟

یادم هست

اونم یه سگ خیلی وفادار بود

ولی صاحب اون سگ آبِ جوش آماده کرد تا سگُ توش بپزه

و بعدشم زدش، چرا؟

چون وقتی یه سگُ بزنی پوستش نرمتر میشه

ولی قلاده سگ پاره شد و اون فرار کرد

چرا؟ - چون دردش اومد -

،ولی هروقت صاحبش صداش میزد اون بازم برمیگشت و دمشُ تکون میداد، چرا؟

چون یه سگ بود - چون یه سگ بود -

اینطوری شد که استادت مُرد

اما این همون امپراطور نیست

داری سر به سرم میذاری؟ !مگه همه امپراتورها عینِ هم نیستن؟

من برات غذا درست کردم ولی تو همینطور داری مزخرف میگی، لازم نکرده دیگه بخوری

!از اینجا برو بیرون! دیگه هیچوقتم دنبالمون اینجا نیا

سا سوک - !اسمم هم دیگه صدا نکن -

میخوام اون شاگرد و استاد و حتی آدمهای فقیر شهرُ ببینم

بعدش میخواین چیکار کنین؟

More Farsi Persian subtitles for Faith

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left