Mixology

Mixology

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Mixology-S01E02-480p IMDB-DL Com
A Commentary by Dexter.Scofield
translated by :Dexter Scofield imdb-dl translation team

Tags

480p
480
Published on: 2014-03-15
Downloads: 25
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

، اين داستان 10 غريبه‌ست

... يه شب ، و تمام کارهاي احمقانه ، شرم‌آور ، مضحکي که انجام داديم

. تا عشق رو پيدا کنيم

. آره ، صبرکن ، نه ، نه ، نه . آره . دارم صداتُ ميشنوم ، به اندازه کافي بلند بود

. معذرت ميخوام . اوه ، آره ، نه

. ما فقط ... ما فقط يه ليوان آبجو ميخوريم ، و بعد ميام خونه

.... واي ، نگاه نکن

. پيشخدمت‌هاي منحرف رو بدون من نگاه نکن

. باشه . منم دوستت دارم

. ببخشيد که مزاحمت مي‌شم

يه تيکه آدامس داري ؟

. نه ... آدامس ندارم

. من ... من ... آدامس ندارم

. من ... من اصلاً آدامس نميخورم

. شرمنده. من اينکار رو نمي‌کنم - تو چيکار نمي‌کني ؟ -

... من ، آه ، اووم

. من با بريتانيايي‌ها حرف نميزنم

. درواقع کاملاً هوشمندانست ، ما هممون احمق و منحرفيم

. نه ، نه ، نه . بريتانيايي‌ها و کلوچه‌هاشون رو دوست دارم

. اونا مثل کيک مافين هستن ولي سفت‌تر ، که بعضي وقتا بهتره

. ممنون . من ... من بعداً به ملکه زنگ مي‌زنم و بهش تبريک ميگم

. باشه

. راستي ، من رانم

. اوه ، منم ليوم

.اوه ، خداي من ، مايا

. يه مرد بهم پيشنهاد نوشيدني داد .... يه بريتانيايي

خنده‌داره . مي‌خواي غذا سفارش بدي ؟

. اوه ، خداي من

، اون خيلي دلربا بود ، و بوي اشراف زاده‌ها رو مي‌داد

... و به نظر نجيب ميرسيد

. خيلي نجيب که نه ، درواقع مثله يه جاسوس بود

. و اون همينجوري راحت نخنديد . يه لبخند زيبا زد

. اون لبخند زيبايي زد مايا ، و فکر کنم واقعاً اين کار رو انجام بدم

. اوه ، خداي من , الان خيلي قابل ستايش هستي ، ولي هردومون ميدونيم که اين اتفاق هرگز نميُفته

. قبلاً لباس عروسيتُ خريدي

. نامزد کردي - . اممم -

. هنوزم باورم نميشه که تامي شماره‌ي مايا رو گرفته باشه

. منظورم اينه‌که ، بهش نگاه کن . خيلي زيباست

. با عقل جور در نمياد

مي‌دونم . مثله اين مي‌مونه که يه گربه رئيس جمهور باشه , به معناي واقعي کلمه بي‌معناست

. آره ، با عقل جور در نمياد

. يه گربه به عنوان رئيس جمهور

. به هر حال ، الان دارم با مايا تو فيسبوک دوست ميشم

.اوه ، رفيق ، نه - چيکار داري مي‌کني ؟ -

خداي من ، براي خودت يه تهديد محسوب مي‌شي ، تامي . اون کار رو نکن

رفيق ، آورديمت بيرون که بتوني مخ چندتا از دخترايه نه‌چندان باهوش مهموني رو بزني

. واين يعني مي‌توني از خيلياشون شماره بگيري

بسيار خوب . چند تا شماره بايد بگيرم ؟

. 50 تا - 50تا؟ -

. آره ، 50تا يکم زياد به نظر مياد ، رفيق

. فکر نکنم وان دايرکشن هم بتونه 50تا شماره اينجا بگيره

40-30تا چطور ؟

.تو انگار فقط همين‌طوري هر شماره‌اي که به ذهنت مي‌رسه رو ميگي

. باشه، مي‌دوني ، بگذريم

. بيا بريم يه دوري باهاش بزنيم

... فکرشو از اون دختره پرت کنيم ، چندتا شماره بگيره

. آره , تامي ، بيا بريم

. صبر کن . اول ميخوام يه نوشيدنيه جالب براي مايا بفرستم

مثله ... مثله هاواييِ آبي . کِي بايد بفرستم ؟

. بسيار خوب.بياين ... بياين بريم

. بسيار خب . بياين يه دوري بزنيم

. زودباش . قبل از اين‌که عصباني بشم

. ميخوام برم

خُب . شبِت چطور گذشت ؟

، اوه ، خُب . دوش گرفتم ، اصلاح کردم ... همه‌چيزُ

به زور خودم رو تو اين لباس جا کردم ، دو تا اتوبوس براي رسيدن به شهر سوار شرم

. و بعد اوني که باهاش قرار داشتم تو کيفم بالا آورد

. پس ... خيلي خوب نبود

. متنفرم از اينکه رو وسايلم بالا بيارن

واقعا" ؟

. و مي‌دونم به هر قراري که ميرم آخرش با بالا آوردن تموم ميشه

ولي خيلي خوب ميشد اگه ميتونستم يه بار با يه پسر معمولي که بگه

. امشب خوب به‌نظر مياي . از لباست خوشم اومد " آشنا مي‌شدم "

. همين

. اگه اونُ پيدا ميکردم ميتونستم 10سال ديگه هم مجرد بمونم

. اوه ، خداي من ، مشترکات زيادي داريم

, من با متصديه جذابه بار تو اتاق‌پشتي سکس ميکنم ، و هربار که اين کارو ميکنم به خودم ميگم

" کيسي ، از سکس با متصديه جذابه بار تو اتاق‌پشتي دست بردار "

. احمقانه نيست ؟ ميدوني چيه ؟ نرو

. بمون . يه نوشيدنيه ديگه بخور ... به حساب من

. نمي‌تونم . اين آخريشه

. نوشيدنيه من نبود

. جسيکا - فب ؟ -

. اوه ، خيلي وقته نديده بودمت

. خداي من . لباستُ ببين . خيلي قرمزه . شبيه گوجه فرنگي شدي

! بيا اينجا

مضحکه . مي‌خواي غذا سفارش بدي ؟

، اوه ، خداي من ، اون خيلي خطرناک و دل‌فريبه

، وآلماني صحبت مي‌کنه ، و لباسش سه تکه داره

, و واقعاً جذاب و مؤدب به نظر مياد

.... و تقريباً شبيه - . خُب ديگه . بس کن -

. هردومون ميدونيم که اون کار نشدنيه

چطور ميتوني اينو بگي ؟

. ميتونه بگه چون ليو تو عمرش هيچ کاره احمقانه‌اي نکرده

. به معناي واقعي کلمه هيچ چيز

. حتي به دنيا اومدنش هم آروم بود

. تا وقتي که 7ساله بود گريه نکرد ، و بعد از اينکه گريه کرد ، عذر‌خواهي کرد

. همچنين يه بچه بي‌عيب بود ، بيشتر بخاطره اينکه برادرش بي‌عيب نبود

. ليو تمام بچگيِ خودشو صرف خنديدن و پختنِ کيک کرد

. در حاليکه برادرش همه جا يه شلوغي مي‌کرد

. طبيعتاً ، نوبت به پسرا که ميرسيد ، ليو هميشه پسراي قابلِ اطمينان رو ترجيح مي‌داد

. مخصوصاً پسرايي رو دوست داشت که کلاه ايمني به سر داشتن

با جيم تو خيابونه59 براي قبول سرپرستي گربه آشنا شد

. که جاي خوبي براي آشنايي با آقايون‌ـه ، اگه از احمقا خوشت بياد

جيم و ليو شبيه عکساي جدا از هم که به هم وصل شدن ، پنير ، و کل ماجراي کمدي سي‌بي‌اس ميمونن

، يه بار ديگه ، يه انتخاب مطمئن کرد

. ولي در درونش ، اشتياق چيزهاي بيشتري رو داشت

. سلام - . سلام -

آخره هفته رو چيکار کردي ؟

.مرد آهني2" رو ديدم . يه لامپ جديد خريدم . اممم"

. اوه ، و نامزد کردم - وتو ... صبرکن . چيکار کردي ؟ -

. آره ، جيم گفت که مزاياي مالياتي زيادي داره ، پس رفتيم و انجامش داديم

! اوه ، خداي من ، ليو ، نه

اين يه اشتباه بزرگه . ديوونه شدي ؟

, ببين . من ميدونم که فکر مي‌کني که يکم خسته کنندست

... ولي ما براي کلاس رقص سووينگ ثبت نام کرديم . و فکر ميکنم خيلي

... اوه ، خداي من . آره، اون همه چي رو درست مي‌کنه

. کلاس رقص سويينگ

. بي‌خيال . اين کارو نکن . هيجان زده‌ام

واقعاً ؟

. هيجان زده‌اي ؟چون هيجان زده به نظر نمياي

. شبيه اين هستي که با کارل نامزد کردي

. واقعاً , ليو

، منظورم اينه‌که ، ميدوني که به ازدواج اعتقاد ندارم

. ولي اگه بخواي ازدواج کني ، بايد درباره اون آدم هيجان زده باشي

. وگرنه ، سرانجام خوبي نخواهد داشت . مثل والدينم

. افسر آزادي مشروطم ميگه اگه ضربانِ قلبت تند تپيد ، اون عشق واقعيه

. در غير اين صورت ، احتمالاً داري براي يکي عشوه مياي

.... اوه

وقتي جيم ازت خاستگاري کرد قلبت تند تند زد ؟

نمي‌دونم ، کارل . شايد ؟

. چون قلبم الان داره تند تند مي‌زنه

. کارل ، دستاتو از جيبات بيار بيرون

.... خُب ، گوش کن

. يادم نمياد با هر پسري که بودم تا حالا قلبم اينطوري تند تند زده باشه

اين بده ؟

. اوه ، نه . نه ، اين کاملاً طبيعيه

. اهمممممم

ميتونم براي خريد لباس باهاتون بيام ؟

. هي ، حواستو جمع کن ، تام . اينجا جاييه که تو به عنوان همکار عمل خواهي کرد

، وقتي نزديک يه گروه دختر شديم

. هرکدوم از ما که بيشترين شانس مخ زني رو داشت تبديل به مرد هدف ميشه

. دو نفره ديگه ميشن کمکاش

... و کمک دو تا وظيفه داره

، مرد هدف رو عالي نشون بده

. و دوستاي غمگيني که ميخوان برن خونه رو ازش دور کنه

. آره ، دختراي جذاب هميشه يه دوست غمگين دارن که ميخوان برن خونه

. و حتماً قبلاً سکس داشتن

، همچنين , کمکها بايد گفت‌وگو رو بامزه و جذاب نگه دارن

. و اگه هروقت سکوت شد ، بايد وقفه رو پر کنه

. بسيار خُب ، صبر کن

پس قوانين مرد هدف بودن چيه ؟

. تو هيچ‌وقت مرد هدف نميشي - . تو هميشه کمک خواهي بود -

. بسيار خب ، تنها قانون مرد هدف بودن اينه‌که بدوني کي حرکت کني

، درسته ، مثلاً اينکه بدوني طرف ازدواج کرده يا باهوشه

. يا ، بدتر از همشون ، اينکه با خانوادشه

. اوق ! نميتوني ديگه اونو درست کني . تموم شد ، پس بيخيالش شو

. هي ، بخند پسر . کارت رو عالي انجام خواهي داد

پس ، اينجا چيکار ميکني ؟

. خُب ، دارم خط توليدِ جديدِ کيف دستيمو جشن ميگيرم

! اوه

. تموم دوستام ميان ، پس خيلي خوبه که تو اينجايي

. احمقانه خواهد بود

. آره ! عاليه . تبريک ميگم

. آره . ممنون

پس ، وضعيت شغليت داره بهتر ميشه يا نه ؟

. آه ، آره ! منظورم اينه که ، حالا يه مديرم

. تبريک ميگم - . ممنون -

... خوبه چون ميتونم وقتم رو با بچه‌هام بگذرونم ، پس

. اوه ، خداي من . خيلي عذر ميخوام

خداي من . چطور پيش ميره ؟

بزرگ کردنِ بچه‌هام ؟

. اين قيافه بخاطر اونه ؟ درواقع خيلي عاليه

. آستين 8ساشه و مندي 6سال

. تموم اون سالها

پس , انعام رو کي ميده ؟

. من ميدم - . نه ، نه ! من ميدم -

. من ميدم - . بيا بگيرش . ديوونه بازي درنيار -

. اون يه مادرِ بدبخته

. با دوتا بچه تو خونه - !چي ؟ -

. نه . قطعاً بدبخت نيستم - . پولاتو نگه‌دار ... براي بچه‌هات -

. براشون نون بخر

. باشه

ما از زمان بچگيمون بهترين دوست همديگه‌ايم ، باور ميکني که با هم هم سن هستيم ؟

. آره . در واقع ، من سه ماه کوچيکترم

. درواقع ، نه , من روزِ تولدمو عوض کردم

. اينجا

. خب

. ممنون - . ممنون -

. اون خيلي جذابه . من بهش اجازه ميدم هر کاري خواست باهام بکنه - (عزيزم , اون کشتي فروخته شده . (پسره دوست دختر داره -

. آره

. و بعدش وقتي گفتم " من آدامس ندارم " مثل يودا يا چيزي مثل اون شده بودم

... اون بدترين

. اوه ، خداي من . اونجاست

. اوه ، خيلي غريب به نظر مياد

اوه ! چرا قلبم اينقدر تند ميزنه ؟

. بدنم احساس گرما ميکنه

چه بلايي داره سرت مياد ؟

. تا حالا اينطوري نديده بودمت - . خودمم خودم رو اينطوري نديده بودم -

اوه ! اين تپشه قلبه ؟ يا حمله قلبي ؟ دارم سکته ميکنم ؟

Mixology subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Mixology

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left