The first 192 lines.
Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
!صبح شده
!بیدار شو! بیدار شو
!قوقولی قوقو
...خوابم میآد
.اهل سحرخیر بودن نیستیا
!اوه، داره برف میآد
!برف! برف! بریم بازی کنیم
.باشه باشه، ولی اول صبحونه
صبحونه؟
.بریم تو کارش، میری
!آره
!چه بوی خوبی میده
!ایتاداکیماس
چطوره؟
خوشمزه ست؟
!قبول شدید
!آخ جون
!برو... تو
!رفت تو
چیزیو که یادت نرفته؟
!نه
دستمال جیبی؟
!یادم رفته
.بیا
!بابا ری! ممنون
!من رفتم
!چقدر برف
!هی، حواست باشه نخوری زمین
یه کریسمس سفید، ها؟
«کریسمس سفید: کریسمسی که برف زمین رو پوشونده»
.یک ساله که میری کنارمونه
گمونم به خاطر همینه که اون .پوتینها براش کوچیک شدن
،وقتی کنارشونی !متوجه نمیشی چقدر زود بزرگ میشن
!ببینید! ببینید
این چیه؟
بابانوئل؟
!بینگو
میری، واسه کادو چی میخوای؟
کادو؟
.آرزوتو به بابانوئل میرسونم
.مطمئنا کادویی که بخوای رو برات میاره
!مامان قبلا به بابانوئل گفته چی میخوام
اوه... که اینطور؟
.هی، وقتشه
.ا-اوه. آره
جشن کریسمس
!بابانوئله
چند وقتی شده که ما نرسوندیمش، نه؟
.الکی خوشحال نشو
!خفه
!میری-چان، صبح بخیر
!صبح بخیر، آنا-چان
.صبح بخیر
امروز شما دوتا اومدید؟
.آره
مادرش امشب واسه جشن کریسمس میآد؟
.راستش، فقط من و ری هستیم
!اوه، که این طور
مامان نمیآد؟
...میدونی، میری
.مامانت واسه یه مدت رفته سفر
!میری میخواد کلی آواز بخونه
.آره، میدونم
.مامانتم خیلی دلش میخواست بتونه ببینتت
...ولی
بابانوئل ازش خواست کمک کنه تا ...کادوها رو باهم برسونن
مامان نمیآد؟
...میری
.با صدای بلند بخون که مامان هم بتونه بشنوه
،بابا ری و کازوکی شما میایید دیگه؟
!البته
.خیالت راحت
!یادتون نره ها
.نمیره
.قول میدیم
!قول
!قول انگشتی
!سوگند وفاداری؟
!قول انگشتی به هم میدیم
،هرکی بزنه زیر قولش !باید هزارتا سوزن قورت بده
!اینم از قول انگشتی
!میری-چان
!بیا بازی کنیم
.باشه
!باباییا، بعدا میبینمتون
!آره، فعلا
!میری-چان حسابی واسه امشب تمرین کرده
.امیدوارم مشتاق شنیدن آواز خوندنش باشید
!البته
.هوم
.شرمنده، کیو-چان
...کلی دردسر برات درست کردیم
منم تو اتفاقی که واسه مادرش افتاد .نقش داشتم
،از اونجایی که اسناد میری جعل شدن
پلیس به این زودیا .سر و کلش توی مهدکودک پیدا نمیشه
.ممنون
زخمت چطوره؟
.با مسکن دردشو خوابوندم
چیزی که خواستیم ازت چی؟
...آمادهشون کردم، ولی
دقیقا چه نقشهای دارید؟
.میخوایم حرف بزنیم
اینو واسه حرف زدن نیاز دارید؟
.آره
.از نظر ژنتیکی حرف حالیشون نمیشه
...همیشه برام دردسر بودید
...کیو-چان
،اگه اتفاقی واسمون افتاد برای میری کادو کریسمســـــــ
!بیشتر از این بهتون لطف نمیکنم
،اگه کادو براش گرفتید !خودتون بهش بدید
لباس بابانوئل؟ واسه چی؟
.واسه میری دیگه
.به کیو-چان نمیآد انقدر کمکمون کنه
حتی اگه بخوایم هم، نمیتونیم .به همین راحتیا از دست سازمان فرار کنیم
،اگه به هرحال بخوان بیان دنبالمون
بهتره باهاشون روبهرو بشیم .و قال قضیه رو بکنیم
،ممکنه خریت باشه .ولی تنها گزینهمون همینه
هی، تا حالا به بابانوئل باور داشتی؟
ها؟ اینو از کجات در آوردی یهویی؟
.حتی مامان بابامو هم یادم نیست
.امکان نداشت کادو بگیرم
چرا باید بابانوئل رو قبول داشته باشم؟
.منم همینطور
میری از همون اول که دیدیمش .بهش باور داشت
.آره.. یچزایی یادمه
زنده نگه داشتن رویاهای بچهها وظیفهی پدر و مادرشونه، نه؟
.حتی اگه لازم به دروغ گفتن باشه
.لعنتی، بزرگسالی واقعا مزخرفه
بیا مقدمات رو آماده کنیم و لباس بابانوئل روـــــــ
.من بابانوئل میشم
...ها؟ ولی اونی که تغییر قیافه میده همیشه من بودم
.نه. من این کارو میکنم
.واقعا عوض شدی
.راستی، دوتا لباس داریم
.درسته
!دمت گرم کیو-چان
.هیچی از یادش نمیره
.بریم ببینیم چه چیزی در انتظارمونه
.سووا ری. باید با رئیس حرف بزنم
.منتظرتون بودیم. پیاده شید لطفا
.به کونم دست نزن، منحرف
.بفرمایید
!یلحظه
من نمیتونم همراهش برم؟
.تو همینجا میمونی
هوی هوی. خاندان سووا اینطوری از مهمونا پذیرایی میکنه؟
!اومدم که یه مکالمه در کمال احترام داشته باشم
!خفه شو
.هوی
.رفیقمه
.باهام میآد
.مثل این که جایگاهت رو اشتباه گرفتی
.این دستور رئیس بوده
.شما کسایی هستید که جایگاهتون رو نمیشناسید
واقعا فکر میکنید همهی اسلحههامون رو گرفتید؟
چی؟
!اون یارو خودش یه پا اسلحه ست
!ری
.پس، اومدن
!پاتو از رو پدال بر نداری ها
!گلولهها به درد جنگهای خانوادگی نمیخورن
!بریم بترکونیم
چیشد؟
.اوگینوئه
...اون حرومزاده
.به خودت مسلط باش. بریم
.گرفتم
!خوشآمد گویی خوبی آماده کردن برامون، نه؟
.خشونت خانگی
!واسه دعواهای خانوادگی لازم نیست گلوله خرج کنید
.جمعا هشتتا دشمن
نقشهی عمارت رو حفظ کردی؟
.البته
.شیشتای راستی با من
...چه کمک بزرگی داری به یه مرد زخمی میکنی
!هنوزم میتونم یه خودی نشون بدم
ری، از دست اوناــــ
آخرین کلماتت رو گیر آوردی؟
!میری-چان! خیلی زیاد درست کردی
!میخوام به بابا ری و بابا کازوکی نشون بدم
!امیدوارم کارشون زودتر تموم بشه
!خیالت راحت
!قول انگشتی به هم دادیم
...و
!از بابانوئل هم درخواست کردم
!اوگینو
!حرومزاده
.اومدم که حرف بزنم
.حرفی با خائنا ندارم
.همهتون باید بمیرید
No comments yet. Be the first to leave one.