Mandy

Mandy

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Mandy 2018 720p BluRay x264 DTS-MT
Mandy 2018 1080p BluRay x264 DTS-MT
Mandy 2018 720p BluRay H264 AAC-RARBG
Mandy 2018 720p BRRip x264-MkvCage
Mandy 2018 720p BluRay HEVC x265-RMTeam
Mandy 2018 720p BrRip 2CH x265 HEVC-PSA
Mandy 2018 720p BluRay x264-[YTS AM]
Mandy 2018 BDRip XviD AC3-EVO
Mandy 2018 BDRip AC3 X264-CMRG
A Commentary by Naser_69
💢 NimaAM ناصر اسماعیلی و نیما 💢 DibaMoviez.com

Tags

bdrip
bdr
x264
AC3
BDR
XviD
Published on: 2018-10-17
Downloads: 60
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

وقتی مُردم، قبری عمیق برایم بکنید

دو اسپیکر کنار پاهایم بذارید

یک هدفون هم روی گوش‌هایم بذارید

و بعد از مرگم، برایم راک‌اندرول بذارید

‫باور مذهبی بزرگی در آمریکا ‫در حال بیدار شدن است

‫تجدید ارزش‌های سنتی...

‫که پایه‌ی خوبی و بزرگی آمریکا بوده

‫اکثریت غالب مردم آمریکا ‫مخالف پورنوگرافی هستند، ...

« تـرجمـه از نیـما و نـاصر » .:: Naser_69 & NimaAM ::.

‫تق تق

‫زهره ترکم کردی

‫- تق تق ‫- کیه در میزنه؟

‫اریک استرادا

‫کدوم اریک استرادا؟

‫اریک استرادا از «چیپس».

‫داری چی میکشی؟

‫یجورایی مثل... یه معبد تو جنگله

‫این... منظورم اینه، این...

‫واو

‫امروز چطور بود؟

‫خیلی خوب بود

‫داشتم اون کتاب درباره‌ی کهکشان رو می‌خوندم

‫اون کتاب بزرگ و کلفته؟

‫آره. خیلی معرکه‌ست

‫سیاره‌ی مورد علاقه‌ت چیه؟

‫مشتری

‫آره، بی شک

‫مشتری

‫چرا؟

‫همم...

‫خب، چون سطح اتمسفرش...

‫یه طوفانه که هزار سالی میشه داره می‌وزه...

‫و مرکز گردبادش اونقدر بزرگه...

‫که می‌تونه تمام زمین رو ببلعه

‫آره. اون سیاره‌ی مورد علاقه‌ی منه

‫چه وحشیه

‫برا تو چیه؟

‫احتمالاً زُحل

‫آره؟

‫زحل خیلی سرده،

‫و یکی از اولین سیاره‌هاییه ‫که ما کشف کردیم،

‫که انسان‌ها کشف کردن، پس...

‫افسانه‌های باحال باستانی زیادی درباره‌ش هست

‫نظرم عوض شد

‫چی؟

‫گالاکتوس رو دوست دارم

‫گالاکتوس سیاره نیست

‫آره، ولی سیاره‌ها رو می‌خوره

‫ووف ووف

‫هی، بیداری؟

‫آره عزیزم. چی شده؟

‫داشتی کابوس می‌دیدی

‫درباره‌ی چی بود؟

‫یادم نمیاد

‫بعضی وقتا به این فکر میکنم ‫که از این خونه بریم یا نه

‫کجا بریم؟

‫نمی‌دونم

‫نه

‫اینجا رو دوست دارم

‫اینجا آرامش داره، درسته؟ ‫مثل...، چیزه...

‫خونه‌ی کوچیکمونه

‫درباره‌ی پرنده‌های سار که ‫بچگی‌هام میدیدم بهت گفتم؟

‫نه. فکر نکنم

‫تو محله‌ای که بزرگ شدم کلی سار بود،

‫که بین درخت‌ها پرواز می‌کردن

‫بازی می‌کردن و جیک جیک می‌کردن ‫و خیلی ناز بودن

‫ولی بابام...

‫ازشون متنفر بود

‫چون همیشه گیلاس‌های ‫درخت گیلاس رو می‌خوردن

‫بگذریم، یه روز...

‫یه روز من و چند تا از بچه‌های محله ‫داشتیم تو یه پارکینگ خالی بازی می‌کردیم

‫و بابام با یه روبالشی و یه دیلم...

‫اومد

‫و یه چیزی داخل روبالشی ‫داشت تکون می‌خورد،

‫انگار پیچ و تاب می‌خورد

‫و گفت باید جمع بشیم دور هم

‫یه چیزی می‌خواست نشون‌مون بده، ‫و برا همین دور هم جمع شدیم

‫و چیزی که تو روبالشی بود ‫رو زمین خالی کرد

‫و...

‫چند تا بچه‌ی سار بودن

‫و بهمون گفت می‌خواست بهمون ‫نشون بده که چطوری بکشیمشون

‫و دیلم رو برد بالا...

‫و بعد...

‫خیلی محکم زدش رو پرنده کوچولو

‫اونقدر محکم که توی زمین فرو رفت

‫اونقدر گود شد که انگار ‫یه قبر کوچولو شد، می‌دونی؟

‫و بعد دیلم رو داد ‫به یکی از بچه‌ها، و بعد...

‫همه‌ی بچه‌ها نوبتی...

‫یه سار رو کشتن

‫تو چیکار کردی؟

‫من...

‫فقط نگاه کردم، و وقتی ‫نوبتم شد فقط فرار کردم

‫عزیزم

‫بیا بغلم

‫زیر آسمان سرخ کُهن...

‫که توسط سنگ‌های ناهموار...

‫کوهستان آتش‌فشانی کُهن احاطه شده...

‫پیمان‌شکن پست ‫به ژرفای شکاف رسید...

‫تا اینکه دستش به سطح ‫صاف و شیشه‌ایش رسید

‫سرد مثل یخ

‫مشتش «چشم ابلیس» رو در مشت گرفت.

‫به آرامی مشتش رو پس کشید ‫و جلوی خود نگاه داشت،

‫زیر نور در حال غروب ‫خورشیدهای سرخ مثل خون.

‫از درون درخشید.

‫یک نور روح مانند زُمُردی

‫عجیب و ابدی

‫مشکل چیه جرامایا؟

‫خوبی؟

‫نه

‫خوب نیستم

‫کار اشتباهی کردم؟

‫اشتباه؟

‫هر کاری که میکنی اشتباهه

‫خیلی متاسفم جرامایا

‫کاری هست که بتونم بکنم تا حالت بهتر بشه؟

‫کاری از دستت بر نمیاد

‫بخاطر اونه

‫بدون اون احساس برهنگی میکنم

‫برهنگی

‫صدام رو می‌شنوی؟

‫من...

‫گفتم، "صدام رو می‌شنوی؟".

‫بله جرامایا. شنیدم

‫" بله جرامایا،

‫شنیدم". واقعا؟

‫چون بعضی وقتا، ‫فکر نمیکنم هیچ چیزی بشنوی

‫و واقعاً نگران اینم

‫اگه با من نباشی، عروج نخواهی کرد

‫- جرامایا، من... ‫- خواهش میکنم...

‫فقط ساکت باش و برو ‫برادر سوان رو برام بیار

‫باشه

‫گفتم، "برو برادر سوان رو برام بیار."

‫اومدی

‫چیکار می‌تونم برات بکنم جرامایا؟

‫می‌خوام دختری که دیدم رو برام بیاری

‫بهش نیاز دارم

‫الان نیازش دارم

‫جرامایا، انجام شده بدونش

‫«شاخ آبراکساس» رو داری؟

‫می‌دونی چیکار کنی؟

‫می‌دونم

‫هی

‫چطوره بچه‌خوک رو هم قربانی کنیم؟

‫فقط برای اینکه معامله رو محکم کنیم

‫ایده‌ی خیلی خوبیه

‫اون کون‌گنده، دماغش رو ‫نمی‌تونه تو آینه ببینه

‫می‌دونستم می‌تونم روت حساب کنم

‫همیشه می‌تونم روت حساب کنم

‫رفیق

‫ممنون جرامایا

‫ممنون

‫قبل اینکه بری...

‫خواهر لوسی رو بفرست داخل.

‫البته

‫تی‌شرت باحالیه

‫ممنون

‫داری چی می‌خونی؟

‫یه رمان

‫ازش خوشت اومده؟

‫آره، فکر کنم بهترین کتاب «لنورا تور» هست.

‫فکر کنم این اطراف زندگی میکنی

‫آره. درست نزدیک «کریستال لیک» می‌شینیم.

‫بنظر زیبا میاد

‫قیمتش پنج دلاره

‫بله

‫خب...

‫بعداً می‌بینمتون

‫مطمئنی درست اومدیم؟

‫آره. معلومه که هستم

‫الان چی؟

‫الان منتظر می‌مونیم

‫تا کِی؟

‫گوش کن

‫خون در ازای خون

‫بیشتر

‫همه چی به نوبت

‫نگران نباش

‫اون مردهای ترسناک الان رفتن

‫چیزی که براش اومده بودن رو گرفتن، و رفتن

‫فکر کنم برات سواله که شوهرت کجاست

‫نگران نباش. حالش خوبه

‫و تا وقتی که دختر خوبی باشی ‫و حرفایی که بهت میگن رو انجام بدی،

‫چیزیش نمیشه

‫فهمیدی؟

‫می‌دونی، اون فکر میکنه تو خیلی خاصی،

‫و امیدوارم بفهمی این یعنی چی

‫مسئولیتش گردن توئه آبجی

‫باز کن

‫خیلی خوبه

‫خیلی خوبه

‫تکون نخور

‫تکون نخور

‫دوست دارم اسمش رو بذارم چاشنی

‫چیزی جز یه رویای زیبا نیست

‫رویایی که الان داره می‌بینه

‫تو اون رویا بهمون نمی‌پیوندی؟

‫بابت این همه هیاهو ‫و بی‌نظمی معذرت میخوام

‫ولی وقتی اون روز تو جاده دیدمت...

‫تو در سکوت...

More Farsi Persian subtitles for Mandy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left