The first 200 lines.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
وقتی مُردم، قبری عمیق برایم بکنید
دو اسپیکر کنار پاهایم بذارید
یک هدفون هم روی گوشهایم بذارید
و بعد از مرگم، برایم راکاندرول بذارید
باور مذهبی بزرگی در آمریکا در حال بیدار شدن است
تجدید ارزشهای سنتی...
که پایهی خوبی و بزرگی آمریکا بوده
اکثریت غالب مردم آمریکا مخالف پورنوگرافی هستند، ...
« تـرجمـه از نیـما و نـاصر » .:: Naser_69 & NimaAM ::.
تق تق
زهره ترکم کردی
- تق تق - کیه در میزنه؟
اریک استرادا
کدوم اریک استرادا؟
اریک استرادا از «چیپس».
داری چی میکشی؟
یجورایی مثل... یه معبد تو جنگله
این... منظورم اینه، این...
واو
امروز چطور بود؟
خیلی خوب بود
داشتم اون کتاب دربارهی کهکشان رو میخوندم
اون کتاب بزرگ و کلفته؟
آره. خیلی معرکهست
سیارهی مورد علاقهت چیه؟
مشتری
آره، بی شک
مشتری
چرا؟
همم...
خب، چون سطح اتمسفرش...
یه طوفانه که هزار سالی میشه داره میوزه...
و مرکز گردبادش اونقدر بزرگه...
که میتونه تمام زمین رو ببلعه
آره. اون سیارهی مورد علاقهی منه
چه وحشیه
برا تو چیه؟
احتمالاً زُحل
آره؟
زحل خیلی سرده،
و یکی از اولین سیارههاییه که ما کشف کردیم،
که انسانها کشف کردن، پس...
افسانههای باحال باستانی زیادی دربارهش هست
نظرم عوض شد
چی؟
گالاکتوس رو دوست دارم
گالاکتوس سیاره نیست
آره، ولی سیارهها رو میخوره
ووف ووف
هی، بیداری؟
آره عزیزم. چی شده؟
داشتی کابوس میدیدی
دربارهی چی بود؟
یادم نمیاد
بعضی وقتا به این فکر میکنم که از این خونه بریم یا نه
کجا بریم؟
نمیدونم
نه
اینجا رو دوست دارم
اینجا آرامش داره، درسته؟ مثل...، چیزه...
خونهی کوچیکمونه
دربارهی پرندههای سار که بچگیهام میدیدم بهت گفتم؟
نه. فکر نکنم
تو محلهای که بزرگ شدم کلی سار بود،
که بین درختها پرواز میکردن
بازی میکردن و جیک جیک میکردن و خیلی ناز بودن
ولی بابام...
ازشون متنفر بود
چون همیشه گیلاسهای درخت گیلاس رو میخوردن
بگذریم، یه روز...
یه روز من و چند تا از بچههای محله داشتیم تو یه پارکینگ خالی بازی میکردیم
و بابام با یه روبالشی و یه دیلم...
اومد
و یه چیزی داخل روبالشی داشت تکون میخورد،
انگار پیچ و تاب میخورد
و گفت باید جمع بشیم دور هم
یه چیزی میخواست نشونمون بده، و برا همین دور هم جمع شدیم
و چیزی که تو روبالشی بود رو زمین خالی کرد
و...
چند تا بچهی سار بودن
و بهمون گفت میخواست بهمون نشون بده که چطوری بکشیمشون
و دیلم رو برد بالا...
و بعد...
خیلی محکم زدش رو پرنده کوچولو
اونقدر محکم که توی زمین فرو رفت
اونقدر گود شد که انگار یه قبر کوچولو شد، میدونی؟
و بعد دیلم رو داد به یکی از بچهها، و بعد...
همهی بچهها نوبتی...
یه سار رو کشتن
تو چیکار کردی؟
من...
فقط نگاه کردم، و وقتی نوبتم شد فقط فرار کردم
عزیزم
بیا بغلم
زیر آسمان سرخ کُهن...
که توسط سنگهای ناهموار...
کوهستان آتشفشانی کُهن احاطه شده...
پیمانشکن پست به ژرفای شکاف رسید...
تا اینکه دستش به سطح صاف و شیشهایش رسید
سرد مثل یخ
مشتش «چشم ابلیس» رو در مشت گرفت.
به آرامی مشتش رو پس کشید و جلوی خود نگاه داشت،
زیر نور در حال غروب خورشیدهای سرخ مثل خون.
از درون درخشید.
یک نور روح مانند زُمُردی
عجیب و ابدی
مشکل چیه جرامایا؟
خوبی؟
نه
خوب نیستم
کار اشتباهی کردم؟
اشتباه؟
هر کاری که میکنی اشتباهه
خیلی متاسفم جرامایا
کاری هست که بتونم بکنم تا حالت بهتر بشه؟
کاری از دستت بر نمیاد
بخاطر اونه
بدون اون احساس برهنگی میکنم
برهنگی
صدام رو میشنوی؟
من...
گفتم، "صدام رو میشنوی؟".
بله جرامایا. شنیدم
" بله جرامایا،
شنیدم". واقعا؟
چون بعضی وقتا، فکر نمیکنم هیچ چیزی بشنوی
و واقعاً نگران اینم
اگه با من نباشی، عروج نخواهی کرد
- جرامایا، من... - خواهش میکنم...
فقط ساکت باش و برو برادر سوان رو برام بیار
باشه
گفتم، "برو برادر سوان رو برام بیار."
اومدی
چیکار میتونم برات بکنم جرامایا؟
میخوام دختری که دیدم رو برام بیاری
بهش نیاز دارم
الان نیازش دارم
جرامایا، انجام شده بدونش
«شاخ آبراکساس» رو داری؟
میدونی چیکار کنی؟
میدونم
هی
چطوره بچهخوک رو هم قربانی کنیم؟
فقط برای اینکه معامله رو محکم کنیم
ایدهی خیلی خوبیه
اون کونگنده، دماغش رو نمیتونه تو آینه ببینه
میدونستم میتونم روت حساب کنم
همیشه میتونم روت حساب کنم
رفیق
ممنون جرامایا
ممنون
قبل اینکه بری...
خواهر لوسی رو بفرست داخل.
البته
تیشرت باحالیه
ممنون
داری چی میخونی؟
یه رمان
ازش خوشت اومده؟
آره، فکر کنم بهترین کتاب «لنورا تور» هست.
فکر کنم این اطراف زندگی میکنی
آره. درست نزدیک «کریستال لیک» میشینیم.
بنظر زیبا میاد
قیمتش پنج دلاره
بله
خب...
بعداً میبینمتون
مطمئنی درست اومدیم؟
آره. معلومه که هستم
الان چی؟
الان منتظر میمونیم
تا کِی؟
گوش کن
خون در ازای خون
بیشتر
همه چی به نوبت
نگران نباش
اون مردهای ترسناک الان رفتن
چیزی که براش اومده بودن رو گرفتن، و رفتن
فکر کنم برات سواله که شوهرت کجاست
نگران نباش. حالش خوبه
و تا وقتی که دختر خوبی باشی و حرفایی که بهت میگن رو انجام بدی،
چیزیش نمیشه
فهمیدی؟
میدونی، اون فکر میکنه تو خیلی خاصی،
و امیدوارم بفهمی این یعنی چی
مسئولیتش گردن توئه آبجی
باز کن
خیلی خوبه
خیلی خوبه
تکون نخور
تکون نخور
دوست دارم اسمش رو بذارم چاشنی
چیزی جز یه رویای زیبا نیست
رویایی که الان داره میبینه
تو اون رویا بهمون نمیپیوندی؟
بابت این همه هیاهو و بینظمی معذرت میخوام
ولی وقتی اون روز تو جاده دیدمت...
تو در سکوت...
No comments yet. Be the first to leave one.