The first 200 lines.
(بر اساس داستانی واقعی)
(آلمان) (سال 1945)
سلام بچه ها. میج صحبت می کنم.
از صمیم قلب و به گرمی...
به نیروهای اعزامی آمریکایی سلام عرض می کنم.
به زودی گروه پرتعدادی از آلمانی ها...
ازتون استقبال خواهد کرد.
پسرا، تعدادشون خیلی زیاده.
آخه شما چه شانسی برای پیروزی دارین؟
هنوز برای تسلیم شدن دیر نشده.
هیچ دلیلی وجود نداره که ما آمریکایی ها...
درگیر این آشوب بشیم.
نمی خوام ببینم که جون شما...
با جنگیدن با ارتش شکست ناپذیر آلمان، حروم بشه.
اینا رو فقط واسه این می گم که شما برام عزیزین.
در حقیقت، هیچ جنگی بین آمریکا و آلمان وجود نداره.
یه لطفی در حق خودتون بکنین...
و مهمون ویژه من در آلمان بشین.
«زیرنویس اختصاصی فیلیمو» مترجمین: شهریار و امین
(اکسیس سالی دستگیر شد)
(دادگاه جنایات جنگی برای اکسیس سالی برگزار خواهد شد)
(مجری ایستگاه رادیویی نازی، میلدرد گیلارز، امروز به پایتخت کشور خواهد رسید)
ایست!
همونجا بمون!
تو میلدرد گیلارزی؟
کاپیتان صحبت می کنه.
10 دقیقه دیگه در فرودگاه ملی واشنگتن...
فرود خواهیم اومد.
(برلین، آلمان) (سال 1941)
سلام غریبه.
وقتی دیشب دیدمت، چطور ممکنه غریبه باشم؟
مهم نیست.
نوشیدنی آمریکایی، بدون یخ.
مهم نیست؟
من جونم رو برای دیدنت به خطر انداخته ام.
ممنون که اومدی سراغم.
ولی مطمئن نیستم که اون کار رو بخوام.
کاملا مناسبته.
این رو تصور کن.
بعد از جنگ.
اسمت توی روزنامه ها آورده می شه.
زیر چراغ های پرنور برادوی نمایش اجرا می کنی.
حسابی معروف می شی.
به نظرم تو یه ستاره ای.
مکس.
تو عاشقمی.
هیچی تغییر نکرده.
آها! اینجاست.
برام تله گذاشته بودی.
با گروه جدیدت آشنا شو.
چارلی و ارکسترش.
باشه، قبوله.
بیاین یه کف مرتب براش بزنیم.
آهنگ «نمی خوای...؟» رو بزنین. ممنون.
(دفتر دکتر جوزف گوبلز، وزیر پروپاگاندا)
بزرگ ترین نقطه ضعفت چیه؟
آمریکایی بودن؟
نام کاملت میلدرد الیزابت سیسکه، توی پورتلند مین به دنیا اومدی.
مادرت بعد از پدرت، شوهر دیگه ای کرد.
نام فامیلیتون رو به گیلارز تغییر دادین.
سال 1911، در حالی که 16 سال داشتی، به کوناوت اوهایا مهاجرت کردین.
سال 1918 توی دانشگاه وسلین اوهایو ثبت نام کردی...
تا هنرهای نمایشی بخونی.
بعدش به نیویورک مهاجرت کردم...
و با گروه های استاک و وودویل در سراسر کشور نمایش اجرا کردم.
سال 1929 به فرانسه جا به جا شدی...
و توی پاریس زندگی کردی.
سال 1934 به درسدن منتقل شدی تا موسیقی بخونی...
و توی دانشکده زبان های...
برلیتز به عنوان استاد انگلیسی شروع به کار کردی.
اینا درستن؟
درستن، بله.
چرا باید تو رو به کار بگیرم؟
چون من بهترینم.
مکس آتو کوشویتز،
مدیر برنامه های «یو ای اس زون»...
می خواد گوینده برنامه جدیدش باشی.
می خوام یه چیزی رو درک کنی.
حرف زده شده، قدرتمندترین سلاح دنیاست.
با کلمات درست، می شه قبل از...
خشاب گذاری اولین تفنگا، در جنگ پیروز شد.
ما اینجاییم که مردم رو جذب کنیم، تا دلشون رو ببریم.
به این می گن پروپاگاندا.
و وقتی می شه بهترین جواب رو ازش گرفت که اونایی که دارن فریب داده می شن...
مطمئن باشن که دارن طبق اراده خودشون عمل می کنن.
واضحه؟
بله. کاملا واضحه.
(استودیوی رایش-راندفانک-جسلشفت شبکه رادیویی رسمی آلمان نازی)
از برلین با شما صحبت می کنم.
از برلین صحبت می کنم، روی صحبتم با مادران و همسرانه.
و وقتی یه نفر از برلین صحبت می کنه، به نفعتونه که گوش کنین...
چون هر سه شنبه شب، یه دختر آمریکایی پشت...
میکروفون می شینه...
و چند کلمه حقیقت به زَنان هم وطنش می گه.
پسرا، شما می دونین که...
توی دنیا، هیچی شیرین تر از صداهای خونه نیست.
امشب دل کسی براتون تنگ می شه؟
اسمش لینداست؟
سندی؟ کرن؟
اون افکار، خاطراتی...
از شب های تابستونی صمیمانه و گرم رو به یادتون میارن؟
انقدر صمیمانه که...
ایستگاه های تکرارکننده بلژیک هم الان تحت کنترل مان.
الان دیگه 24 ساعته برنامه داریم.
هم داخلی و هم بین المللی.
هنوز صدای ضربان قلب و خنده دلنشین...
- همسرتون رو یادتونه. - خوبه.
پسرا، متاسفانه فردا دوباره...
علیه نیروهای برتر آلمان خواهید جنگید.
آخه چه شانسی در برابرشون دارین؟
هنوز برای تسلیم شدن، دیر نشده.
آمریکا نمی خواد درگیر این جنگ شه.
- با دختران جوانمان برقصین... - باید این احساس رو تقویت کنیم.
شما مردای...
آمریکایی خوشتیپ و خوش هیکلی هستین.
حالا وقت موسیقیه.
اون عالیه.
می خوام متون، 24 ساعت قبل از پخش برنامه به دستم برسن.
خانم گیلارز به هدف و دستور عمل های مشخص و محکم نیاز داره.
طبیعتا.
بگو ببینم...
همیشه صداش انقدر خوبه؟
دیگه می تونی بری.
(واشنگتن، سال 1948)
اکسیس سالی رو سریع محکوم کن. (دادگاه فدرال آمریکا)
پرونده مال توئه.
گوش کن، پرونده آسونیه.
بدون شک. راحت می شه محکومش کرد.
آقای لافلین، ما به شما اعتماد داریم.
اوه، ممنون.
ممنون که وقتتون رو در اختیارمون گذاشتین.
من از شما ممنونم.
سلام عزیزم.
- ببین کی اینجاست. - سلام.
یه نامه تهدید به مرگ برات اومده.
آره. فکر می کردم دیگه کارشون از این مرحله گذشته باشه.
خب، مردم راحت نمی تونن...
این که از کمونیست ها دفاع کردی رو فراموش کنن.
مخالفتی ندارم. من که نمی تونم اینا رو بخونم.
- من می خونمش. - تامی نیست.
چرا؟
فکر می کردم پیش توئه. زنگ نزد.
خب، زنگ نزده؟
این بچه توی چهار سالی که اینجا بوده، یه روز هم مرخصی نگرفته.
در طول چهار سال اخیر، فقط چهار روز اینجا بوده.
اعتراض دارم. متهم مبالغه می کنه.
قرار ساعت چهار عصرت لغو شد.
- خوبه. - بله.
جلسه امروز چطور پیش رفت؟
اکسیس سالی شنیده که من قاتل قضاتم.
اشتباه نمی کنه. هستی.
خیله خب. می دونستی اون قاضی، در جریان...
تنفس توی اتاق خودش مرده؟
بیماری انسداد شریان داشت...
و واسه خودش مرد.
من نکشتمش.
اون عاشقم بود.
عاشق شیطنت هام توی دادگاه بود.
می گفت من دلقک دربارشم.
اگه می دونستم مجموعه توانایی های لازم برای کشتن قاضی ها رو دارم...
الان به هر چیزی می خواستم، رسیده بودم.
خیله خب. می شه لطفا صبر کنی تا من امتحان وکالت رو قبول شم؟
به وکیل خوبی نیاز پیدا می کنی.
آره، از اینجا به بعدش رو بسپر به من، باشه؟
ممنون.
خب، امضا دادنای امروزتون تمومت شدن؟
هیچوقت تموم نمی شن.
اوه.
این شغلمه.
خب، شغل من هم وکالت شماست.
بنده جیمز لافلین هستم.
- که اینطور. - ممنون.
پس یه حقوقی دارم.
خب، به نظر من دارین. باید هم داشته باشین.
ولی هشت فقره براتون بریدن. هشت فقره خیانت.
و دادستان هم دنبال حکم اعدامه.
خودم توی جلسه اولیه بودم. می دونم اتهاماتم چی ان.
خب، خوبه. خدمت شما.
این قراردادیه که توش نوشته شما در جریانین.
که به اطلاعتون رسوندن که قضیه چیه.
خب، نقشه حمله چیه؟
جان؟ چی؟
نقشه حمله؟
ببخشید.
متوجه منظورتون نمی شم.
این همون قسمتیه که بهم می گی...
می دونی باید چیکار کنی...
و اصلا جای نگرانی نیست.
آره.
برای همین هم این همه پول می گیری.
خب، خانم گیلارز، شما به من پول نمی دی.
خب، یکی می ده.
بهت نمی خوره اهل کار خیر باشی.
راستش، حاضرم شرط ببندم کسی که بیشترین پول رو بهت بده...
تو رو می خره.
این دردناک تر بود. خیلی ممنون.
نظرت چیه کار امضای اون رو تموم کنی؟
بخونش، امضاش کن.
و من هم وقتی که خوش اخلاق تر بودی، بر می گردم.
وظیفه ات اینه که ثابت کنی من بی گناهم.
No comments yet. Be the first to leave one.