The first 131 lines.
Memento WearyNoble
آیوفیلم تقدیم میکند
بلیچ: جنگ خونین هزارساله
!هی، شونسوی
چهطور جرئت میکنی دوباره بدون اجازه !وارد اتاقم بشی
!میدونم، ببخشید، اشتباه کردم
!این چه وضع عذرخواهیه؟
!غیرقابل بخششه
منظورم اینه که
،ببخشید که بیاجازه اومدم داخل ولی باورم نمیشه که
...همچین نقاشیای دارین، یاماجی
...پیری لعنتی
.در زمانهای دور، هیولایی در سول سوسایتی ظاهر شد
...وقتی که سول سوسایتی توی بحران بود خودشو نشون داد
.تا همهچیو بدتر کنه
.دیگه هیچوقت سروکلهش پیدا نمیشه
...ولی اگه پیداش شه
...اونوقت
.گمونم دیگه برام بازگشتی نباشه ...
!!یاماجی
...با این که رئیس شینیگامیا هستی
.ولی مرگ حقارتآمیزی داشتی، شینگکونی یاماموتو
.بریم، هاشوالت
.بله، قربان
حتی با این که مردی هم میخوای جلومو بگیری؟
.رقتانگیز
،شیگِکونی یاماموتو .احمل دو دل
هیچوقت نمیفهمی که چرا
.از لیست ۵ تهدید ویژه حذفت کردم
چرا دست چپت رو بازسازی نکردی؟
.اگه به اون دختر دستور میگفتی انجامش میداد
.دلیلشو میدونم
.نمیخواستی از انسانها سوءاستفاده کنی
.همهشو میدونم
،حتی موقع نبردت با آیزن
دلت نمیخواست ایچیگو کوروساکی مداخله کنه
.چون یه انسانه
...و حتی الان، تو در برابرم ایستادی و سعی میکنی بارِ
...سول سوسایتی را رو دوشت حمل کنی
.و شکست خوردی
.ضعیف شدی، شیگکونی یاماموتو
.تو اینطوری نبودی
.۱۳جوخهی محافظ اصلیای که تو پایهگذاری کردی
.فقط اسماً محافظ بودن
.در اصل یه گروه قاتل وحشی بودن
.ولی بهخاطر همین هم ترسناک بودن
،و رهبرشون، شیگکونی یاماموتو
...یه هیولای واقعی با شمشیر بودی
.از همهچیز استفاده میکردی تا دشمنتو نابود کنی
،زندگی مردم، همچنین افراد
.برات هیچ ارزشی نداشت
.ولی بعد از نابودسازی ما کویینشیا همهچی عوض شد
،بعد از به صلح رسیدن دنیا
.شماها چیزای بیشتری برای دوستداشتن و محافظت داشتین
تبدیل یه به مشت افراد ضعیف شدین که
برای عمل مردد بودن
.فقط بهخاطر مزخرفاتی مثل عدالت و غرور
.بدون این که بفهمیش مردی، پس بهت میگمش
.سول سوسایتی داره نابود میشه
!ولی ۱۳ جوخه محافظ هزارسال پیش با ما مردن
.وقت تموم کردنشه
.به همهی استرن ریترا بگو
!سول سوسایتی رو با خاک یکی کنن
چـ—؟! - !این دیگه چیه؟ -
!به پیش، سولدات
!سربازای پیاده ارتش شورشیا
نترس! میتونیم از پسشون
...خـ خیلی قوین
!...کـ-کمک لازم داریم
.تمومه
!ناپدید نشین
!ناپدید نشین
!ناپدید نشین
!ناپدید نشین
...بالاخره
...شرمنده، زودتر میخواستم بازش کنم از این طرف، ولی
...هیچچی اون جوری که میخوایم پیش نمیره
ها؟ تو دیگه کدوم خری هستی؟
!من، استرن ریتر شاز دومینوئم
قدرتی که بهم دادن
!هی، دووم بیار
!فشار روحی ناپدید شد؟
!چه اتفاقی افتاد؟
...روکیا و رنجی
هنوز زندهن؟
.آره
.نگران نباش
.زندهن
...که اینطور
...خدا رو شکر
.زمان زیادی... برام نمونده
،با این که من یکی از فرماندههای ۱۳ حوخهی نگهبانم
نتونستم که
.افراد پستی که به سیریتی حمله کردن رو شکست بدم
...خیلی از افراد جوخه رو به سمت مرگشون فرستادم
باعث غم و سوگواری
...خانواده و نزدیکانشون شدم
Only to lose and die in disgrace.
.از اعماق وجودم بهخاطرش شرمسارم
.از اون طرف، تو هم یه انسانی
...اصلا نباید وارد این جنگ میشدی
.در اصل نباید اینجا بشی
پس منو ببخش
...که گستاخی میکنم و آخرین درخواستمو ازت خواهش میکنم
...لطفاً
...از سول سوسایتی محافظت کن
!...ایچیگو کوروساکی
...این فشار روحی
.درسته، برای ایچیگو کوروساکیه
از بین ببرمش؟
.نه. بریم
!...تو
جوابی نگرفتم
.مشکلی نداره
.اون، اینطور مردیه
،حتی اگه جواب نمیداد .جوابش رو میدونستم
...روت حساب میکنم، ایچیگو کوروساکی
...اعلیحضرت، به من بسپریدش
...ایچیگو کوروساکی
،نمیدونم چطور این کار رو کردی
اما متاثر شدم که .تونستی از «زندان» کیلوگه بیرون بیای
اما میخوای تو همچین وضعیتِ نامناسبی باهام بجنگی؟
تو رهبر دشمنی؟
دشمن» ها؟»
.آره منم
.ولی میشه گفت که نیستم
!مزخرف نگو
سوالم اینه که آیا تو کسی بودی که !سول سوسایتی رو ویران کرد؟
.در حقیقت خودم بودم
...اعلیحضرت
...همونطور که میبینی، هاشوالت
No comments yet. Be the first to leave one.